فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱٬۴۲۱ تا ۲۱٬۴۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
تحلیل درونمایه شعر رمز
حوزههای تخصصی:
دنیای ویرانه فاکنر
حاشیه شورشگر
منبع:
خرداد ۱۳۸۵ شماره ۴۶
حوزههای تخصصی:
مارسل و گاستون
حوزههای تخصصی:
بررسی واژه نامه حافظ
نامه نیما به خانلری
حوزههای تخصصی:
تسلیم نمایش: درون یا بیرون؟
مقطعات ناشناخته خلاق المعانی
کتاب شن
نقد ادبی: ناصر خسرو خوانی
حوزههای تخصصی:
بررسی تطبیقی جلوه های پایداری در شعر فرخی یزدی و عبدالرحمن یوسف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحوّلات سیاسی- اجتماعی و به دنبال آن، شکل گیری انقلاب های معاصردر تاریخ ایران و مصر، زمینة مناسبی برای گروهی از شاعران و سخنورانی شد تا تمام توش و توان ادبیشان را در راه آزادی وتحقّق آرمان ملّت ها و توده های ظلم ستیز به کارگیرند. فرّخی یزدی، شاعر انقلابی ایران در دوره قاجار و رضاخان پهلوی و عبد الرحمن یوسف، شاعر انقلاب م ردم مصر، علی ه حکومت مستبدان ه حسنی مب ارک از جمله شاعران متعهّدی می باشندکه در دو عرصة شعر و روزنامه نگاری به مبارزه علیه استبداد و ستم پرداختند.آزادی، عدالتخواهی، دعوت به مبارزه و انقلاب، حمایت از وطن و طبقه های ستمدیده مردم و نقد اوضاع اجتماعی، برجسته ترین مضامین شعری این دو شاعر انقلابی است. فرّخی و عبدالرحمن ریشة بیشتر چالش های جامعه را به حکومت ها و دستگاه های سیاسی وقت نسبت نمی دهند، بلکه مردم را نیز در بروز برخی مشکلات و مصائب اجتماعی سهیم می دانند. از آنجاکه مخاطب شعر پایداری، عموم افراد جامعه است، هر دو شاعر این پژوهش درگزینش واژگان مأنوس و ساده، تعمّد دارند و در این زمینه، شاعر مصری توجّه بیشتری داشته و واژگان عامیانه در شعر وی بسیار دیده می شود. این سادگی و وضوح بیان در صور خیال هر دو شاعر نیز تأثیر داشته است، از این رو ارکان تشبیهات و استعاره های هر دو شاعر غالباً از امور محسوس و یا معقولاتی است که برای مخاطبین با آسانی قابل درک می باشند. پژوهش حاضر با تحلیل و نقد تطبیقی به واکاوی مضامین و ویژگی های فنّی ادبیات پایداری این دو شاعر می پردازد.
ایران در جهان عرب (عراق عرب)
راز و رمز ادبیات مشرق زمین
حوزههای تخصصی:
انتقاد ادبی: ""آذری یا زبان باستان آذربایگان (تألیف سید احمد کسروی تبریزی 1304 شمسی، طهران، 56 صفحه)
مکتب هنری رمانتیک و دانش ریاضی
حوزههای تخصصی:
واژگان عامه در شعر معاصر(نگاهی به چگونگی تبدیل واژه های عامه و محلی به شاخصه ای سبک شناختی در شعر معاصر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از شاخصه های زبانی شعر معاصر کاربرد واژگان عامه و محلی در آن است، تا آنجا که می توان گفت در شعر معاصر (نیمایی، سپید و ... ) دیگر آن تمایزی که قرن ها میان واژگان ادبی و غیر ادبی (عامه، محلی، بازاری و ... ) وجود داشت، دیده نمی شود. بسیاری از شاعران معاصر (نیما، فروغ فرخزاد، احمد شاملو و ... ) با کاربرد این واژه ها در شعر خود نشان دادند که در نظر آن ها واژه ها ارزشی برابر دارند و تقسیم و طبقه بندی آن ها به ادبی و غیر ادبی (عامه، محلی و ... ) منطق درستی ندارد.
اصلی ترین دلیل تغییر نگاه به واژه های عامه و محلی را باید در استقرار گفتمان مدرن جست وجو کرد؛ در گفتمان پیشامدرن که پیش فرض آن نابرابری و نگاه سلسله مراتبی به جهان است زبان نیز ناگزیر خصلتی طبقاتی و نابرابر (ادبی و غیر ادبی) پیدا می کرد و تنها واژگانی شایسته شعر شناخته می شدند که در رأس هرم (ادبی و نه عامه) باشند. بر این اساس، دیگر در شعر جایی برای واژگان عامه و ... وجود نداشت؛ حال آنکه با استقرار گفتمان مدرن و پیش فرض آن، برابری، نه تنها تمایز و نظام طبقاتی واژه ها از بین رفت، بلکه تمام واژگان چه عامه و چه غیر آن، ارزشی برابر پیدا کردند و شاعرانی چون نیما، فروغ و ... این واژگان را به شعر خود وارد ساختند