فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۴۶۱ تا ۱۹٬۴۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
نقد کهن الگویی الهی نامه عطّار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد حاضر قرائتی اسطوره ای و یونگی از الهی نامه عطّار است. حوزه مطالعه در این پژوهش، داستان اصلی الهی نامه است و حکایت های فرعی را شامل نمی شود. مسأله پژوهش نیز بررسی شخصیّت ها، موقعیّت ها و نمادهای کهن الگویی است.
فرضیه مقاله حاضر این است که پیرنگ مرکزی داستان الهی نامه مطابق موقعیّت کهن الگویی طلب، و سفر است که در بسیاری از آثار داستانی می توان آنها را مشاهده کرد. اما آنچه متن را بیشتر به سمت داستانی کهن الگویی می کشاند، حضور نمادهای کهن الگویی چون جام جم، انگشتری سلیمان، آب حیات و کیمیاست که بر آرکی تایپی بودن داستان صحه می گذارد. شخصیت «پادشاه» و «پسران» و «دختر شاه پریان» نیز از منظر روانشناسی ناخودآگاه یونگ قابل مطالعه اند. «دختر شاه پریان» یا پری نمادی از آنیمای درونی قهرمان است و «پادشاه» قهرمانی است که راه دشوار طلب و سفر را در پیش دارد. عطار طلب «جادو» را راهی برای یافتن شیطان نفس و یا «سایه» می داند و ظرفی که حاوی معجون جاودانگی «آب حیات» است. «حلقه» ای که مهری بر خود دارد نماد قدرت است. نشانه استیلای روحانی یا مادی است. «کیمیاگری» رمزی برای دستیابی به فرایند فردیت است، کیمیاگری همچون مجرایی به سوی نوزایی است که در آن عارف توفیق تبدیل احوال و تصفیه و پاکسازی خود را می یابد.
مقایسه تطبیقی جواهرالاسمار و طوطی نامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به مقایسه دو اثر مربوط به قرن هشتم می پردازد؛ هر دو اثر ترجمه ای هستند از یک اثر هندی به نام «سوکه سپتاتی» که داستان هایی در بیان معایب زنان است. این اثر، نخستین بار در آغاز قرن هشتم توسط «الثغری» ترجمه شد و «جواهرالاسمار» نام گرفت. چند سال بعد، ضیاء نخشبی، ویرایش دوم آن را که به «طوطی نامه» مشهور است، منتشر کرد.
اصل داستان، مربوط به بازرگانی است که به سفری تجاری می رود و طوطی سخنگویی را که در خانه دارد، به مراقبت از زن خود می گمارد. چون زن بازرگان، در غیاب شوی، قصد دیدار با محبوب خود را دارد، طوطی ضمن نقل داستان هایی که پنجاه و دو شب به طول می انجامد، او را سرگرم می کند تا سرانجام شوهر از سفر باز می گردد و طوطی در باز داشتن بانوی خود از آن دیدار، کامروا می شود.
مقاله حاضر به معرفی دو اثر مزبور و پدیدآورندگان آنها می پردازد. سپس وجوه مشابهت و مفارقت دو اثر را از جهت ظاهر و محتوا بر می شمارد و با مقایسه نثر آنها، این نکته را روشن می کند که نثر طوطی نامه به مراتب از جواهرالاسمار ساده تر است؛ هرچند یکدست نیست و در برخی موارد به دشواری می گراید.
دور الشعر فی تفسیر مجمع البیان لعلوم القرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال سوم تابستان ۱۳۹۰ شماره ۱۰
19 - 30
حوزههای تخصصی:
أشرنا فی هذا المقال إلی استخدام الطبرسی صاحب مجمع البیان لعلوم القرآن للشعر، والطبرسی استخدم الشعر لمعالجه الجوانب المختلفه للآیه واعتمد علی الشعر اعتمادا أساسیا لدعم آرائه وحججه. واختیار الطبرسی للشاهد الشعری، الذی سنعالجه فی هذا المقال، یجعل منه ذوّاقه فی الأدب والنقد والتفسیر، خاصه عندما تکون اختیاراته جیّده، وربما کان فی ذلک ردّ للنظریه القائله إنّ القرآن الکریم ضدّ الشعر أو یحرّم الشعر.
إنّ إحصاء مظاهر دور الشعر فی مجمع البیان لعلوم القرآن غیر یسیر، لکثره الشواهد فیه وتشعّب مواضیعها ومهما حاولنا التمثیل علی هذه المظاهر نجد أنفسنا قاصره عن إیفاء حقّها، فلکل شاهد قصه وموضوع وغرض؛ لذا سیقتصر عملنا فی هذا المقال علی تبیان أهم الجوانب الشعریه الرئیسه حرصا علی الإیجاز.
سنحاول تنظیم هذه الجوانب من خلال تقسیمات أساسیه شامله تندرج تحتها المواضیع المتشابهه، ولعلّ هذا التنظیم کاف لتجسید نظره شمولیه تکفی لترکیز أغراض الطبرسی وأهدافه من خلال اهتمامه بالشاهد الشعری، وإظهار تمکنه من العلوم المختلفه، والکشف عن شخصیته الدینیّه والأدبیّه.
رؤیه إلى العناصر الروائیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال سوم تابستان ۱۳۹۰ شماره ۱۰
49 - 59
حوزههای تخصصی:
الروایه أکبر أنواع القصص من حیث طولها، تحتوی علی العدید من الشخصیات، لکل منها اختلاجاتها وانفعالاتها الخاصه. وتعتبر الروایه من أنواع الأدب النثری. کانت القصص فی بدءها ضعیفه من حیث الأسلوب. وعلی مر العصور تطورت الروایه بسبب کثره الارتباط بخارج شبه الجزیره العربیه. وتناولت الروایه مشاکل الحیاه ومواقف الإنسان منها فی ظل التطور الحضاری السریع، وعالجت موضوعات تاریخیه، واجتماعیه، وعاطفیه. تتکون الروایه من عناصر مهمه، منها: الحدث، الشخصیه، البیئه، الأسلوب، الحبکه، الحوار.
نگاهی به ادبیات متعهّد در غرب و تأثیر آن بر شعر مشروطیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال پنجم تابستان ۱۳۹۰ شماره ۱۸
135 - 152
حوزههای تخصصی:
ادبیات متعهّد از قرن هجدهم میلادی در اروپا آغاز شد و علیه حکومت های جابرانه جنبش هایی را به وجود آورد. این نوع جنبش های مردمی که بعدها سراسر جهان را فرا گرفت، در نخستین سال های سده بیستم منجر به قیام مشروطه در ایران شد.
این نوع ادبیات، که در شعر پیشین ایران بی سابقه بود، در گیرودار مشروطه به طرزی شگرف، جامعه ایران را به جنبش درآورد و شعر و ادب فارسی را از رکود هزار ساله رهایی داد. این مقاله نگاهی دارد به ظهور چنین ادبیاتی در غرب و تأثیر آن بر ادبیات معاصر ایران.
بررسی دیدگاه های ناتورالیستی زولا و چوبک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال پنجم پاییز ۱۳۹۰ شماره ۱۹
81 - 97
حوزههای تخصصی:
امیل زولا از نویسندگان برجسته سده 19 میلادی فرانسه و از چهره های مطرح عرصه ادبیات داستانی است که علاقه بسیاری به توصیف واقعیات جامعه خود و ارایه جلوه های مستندگونه و پلشت مفاسد اجتماعی، به ویژه در میان اقشار آسیب پذیر، دارد. صادق چوبک نیز در میان رمان نویسان ایرانی گرایش بیشتری به عریان نمایی زشتی ها دارد. در این پژوهش برآنیم تا به درونمایه های اصلی آثار این دو نویسنده، زبان انتخابی، سبک و سیاق نوشتار و نیز ویژگی های برجسته شخصیت های داستانی شان بپردازیم؛ تا از این رهگذار بتوانیم دیدگاه های ناتورالیستی هر دو نویسنده را، به ویژه در «آسوموار» و « پیراهن زرشکی »، بازنماییم.
بررسی مقایسه ای تغزّل های غاد السّمان و سیمین بهبهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال پنجم زمستان ۱۳۹۰ شماره ۲۰
169 - 187
حوزههای تخصصی:
این مقاله، با عنوان بررسی مقایس های تغزّ لهای غادالسّمان و سیمین بهبهانی، در صدد پاس خگویی به این سؤال اصلی است که چه تفاو تها و شباه تهایی میان تغزلهای غادالسّمان و سیمین بهبهانی وجود دارد؟ غادلسّمان را نمایند هی تمام عیار جریان جدید ادبیات زنانه (الادب النسائی) و نوع خاص آن؛ یعنی ادب تغزّلی زنانه در ادبیات عرب می شناسند. سیمین بهبهانی نیز به عنوان یکی از نمایندگان این جریان نو، همچنین بانوی غزل ایران شناخته شده است. زبان و احساس خاصّ زنانه، از مهم ترین ویژگی های عاشقانه های این دو شاعر است.
روایت کابوسی دنباله دار
تلفیق احساسات ناهمگون و متضاد (گروتسک) در طنز و مطایبه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گروتسک (Grotesque)مفهوم، فن یا سبکی در هنر و ادبیات است که در آن ادیب یا هنرمند تلاش می کند دو حس ناسازگار ترس (دلهره یا انزجار) و خنده (طنز و مطایبه) را هم زمان به مخاطب خویش القا کند. این مفهوم امروزه توصیف کننده دنیای پریشان و از خود بیگانه است؛ یعنی دیدن دنیای آشنا از چشم اندازی بس عجیب که آن را ترسناک و مضحک جلوه می دهد. بارزترین ویژگی هایی که یک اثر را گروتسک می سازد، عبارت است از: ناهماهنگی، افراط و اغراق، نابهنجاری و خنده آوری و ترسناکی. گروتسک از این نظر که نوعی تمسخر فیلسوفانه ناهنجاری هاست کارکردی شبیه به طنز دارد؛ امّا یکی از مهمترین شاخه های هنر و ادبیات که گروتسک به آن راه یافته است، طنز و مطایبه است که یکی ازگونه های آن را «کاریکلماتور» تشکیل می دهد. کاریکلماتور گونه ای نثر کوتاه، موجز، ساده و طنزآمیز است که با نگرشی متفاوت به دنیا و پدیده های پیرامون به قصد برجسته سازی توجه می کند. گروتسک در کاریکلماتورها؛ بخصوص کاریکلماتورهای پیشرو این سبک، یعنی پرویز شاپور، نمود ویژه ای دارد. گروتسک در کاریکلماتورها بیشتر زاده دو عنصر تناقض (ناهماهنگی) و اغراق و افراط است و کیفیت تصویری عجیب، ترسناک و مضحکی به آن می بخشد. از مهم ترین شگردهای گروتسک در کاریکلماتورها می توان به در هم ریختگی، ادغام سطوح، اغراق، دگردیسی و بهره گیری از همزاد و متضاد اشاره کرد. این پژوهش با روشی توصیفی- تحلیلی به شناخت و بررسی مفاهیم گروتسک، چگونگی بروز و مضامین آن در کاریکلماتورها با ارائه شواهدی، پرداخته است.
نگاهی دیگر به جناس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جناس یکی از ابزارهای ایجاد موسیقی درکلام و از انواع قاعده افزایی است. جناس کارکردهای مختلفی دارد. اگر چه دو شرط «اتفاق لفظ» و «اختلاف معنی» در جناس پذیرفته شده است، با این همه گاه تفاوت هایی در تعاریف و مصادیق آن به چشم می خورد. بررسی تاریخی این تعاریف، اشکالاتی را که در برخی از کتب بدیعی معاصر وجود دارد، آشکار می کند. تکرارهای مخفّف، مرز میان سجع و جناس و نیز مصادیق اشتقاق مواردی است که در این مقاله مطرح شده است.
قصیده بوی جوی مولیان در نیشابور سروده شده است نه هرات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قصیده مشهور رودکی (بوی جوی مولیان آید همی) با داستانی که نظامی عروضی سمرقندی در چهار مقاله درباره علّت ایجاد آن ذکر کرده است، در نزد تذکره نویسان و مورّخان قدیم و جدید بحث های بسیاری برانگیخت. عده ای هرات و برخی مرو را محل سرایش این قصیده ذکر کرده اند. برخی از قدما نیز اساساً در اصالت و تأثیر گذاری این قصیده بر امیر نصر تردید کردند و حتی بعضی از بزرگ ترین محقّقان معاصر نیز بدرستی نتوانستند برای منشاء این قصیده شهر خاصی را ذکر کنند و فقط با اظهار تردید خود نسبت به اقوال پیشینیان بدون معرفی کردن نام شهرِ خاصی، از آن گذشتند. در میان مؤلّفان و محقّقان قدیم اشخاصی مثل گردیزی و حمدالّله مستوفی و إبن اثیر و نرشَخی و دولتشاه سمرقندی و جامی و رضا قلی خان هدایت و از بین معاصران نفیسی و عبدالغنی میرزایف و فروزانفر و محمد معین و تنی چند در مورد این قصیده بحث کرده اند. نگارنده ضمن نقد و تحلیل آراء گذشتگان و معاصران، خود درباره محل سرایش این قصیده نظر ویژه ای دارد که تفصیل آن در این مقاله آمده است.
بررسی تطبیقی اسطوره سندباد در شعر بدرشاکر السیاب و خلیل حاوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بدر شاکر السیاب شاعر عراقی و خلیل حاوی شاعر لبنانی، هر دو نسبت به زندگی و وضعیت نابسامان جامعه خویش که در گرداب عقب ماندگی، جهل و استبداد غرق بوده، به شدت بدبین بوده اند. به کارگیری هنرمندانه میراث گذشته و اسطوره ها و از آن جمله، وصف افسانه سفرهای ماجراجویانه سندباد در شعر این دو، ابزاری مناسب برای بیان واقعیت های تلخ جامعه آن روز بوده است.
سیاب، هرچند در آغاز امیدوار بود و اسطوره را برای بیان مقاصد انقلابی خود به کار می برد، اما طولی نکشید که روحیه یاس بر او غالب شد. قصایدی که در آن نقاب سندباد را بر چهره زده، متعلق به این دوره است. سندباد در واقع، توصیف دردهای جسمی و روحی شاعر و پژواک صدای عراق معاصر است که تغییرات سیاسی و اجتماعی آن، با ناکامی روبرو شده است.
اما خلیل حاوی با استفاده از این اسطوره، از یک سوی مانند سیاب به بیان دردها و رنج های خود و ملت خویش می پردازد و از سوی دیگر، سندباد نزد او بعدی دیگر نیز می یابد و تبدیل به نماد تمدنی جدید می گردد. بنابراین، سندبادِ خلیل حاوی با انجام سفرهای مخاطره آمیز و موفقیت در آنها، به اهدافی دست می یابد که سندباد سیاب از عهده آنها برنیامده است. در یکی، رویارویی بین امید و نوامیدی آشکار است و در دیگری، یاسی مطلق بر همه جا سایه افکنده است.
صور بلاغی اسلوب تاکید در آیات قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان مهمترین ابزار ارتباط و پیوند میان انسانها برای بیان مفاهیم ذهنی آنهاست و هر زبان را اسلوبی است که در آن با گزینش کلمات برروح و جان شنونده یا خواننده اثرمی بگذارد. .بر همین اساس خبرگان وادی سخنوری، برای سنجش ارزش سخن معیارهایی ارائه نموده اند و در این میان قرآن کریم را بهترین و برترین الگوی این مهم برشمرده اند و تمام اسلوب های بکار رفته در آن را نمونه والای فصاحت و بلاغت دانسته اندکه هر کس بنا به قابلیت ها و درک وفهم خویش می تواند از این دریای بی کران معانی بهره ببرد.
یکی از اسالیب قابل توجه در آیات قرآن، اسلوب تاکید است که با صور مختلف در اوج شیوایی و زیبایی بیان گردیده و سعی این مقاله بر آن است که به استناد آیات قرآنی به توضیح وتبین وجوه تاکید ـ مثل اطناب، تکرار، تفسیر، ایغال، تذییل، تتمیم، اعتراض و... بپردازد وبه تحلیل جنبه های بلاغی آن از دیدگاه بزرگان علم بلاغت اشاراتی داشته باشد.
نقدی بر فرهنگ عامه در مثنوی
سرمقاله: سند تحول راهبردی
ادبیات کهن: پدیده ی مرگ از نگاه مولوی
حوزههای تخصصی: