فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴٬۲۴۱ تا ۳۴٬۲۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
روایتی اصیل از دیوان زکی مراغی، شاعر سده ششم هجری
حوزههای تخصصی:
متمم های فعلی و افعال مرکب در فارسی - شهرام احمدی)
حوزههای تخصصی:
ایران شناسی در غرب (خمسه ی نظامی گنجوی - شاهکاری از کتب خطی ایرانی در قرن 17 - فرانسیس ریشار)
صدمین سال تأسیس گروه ایرانشناسی در دانشگاه گوتینگن
حوزههای تخصصی:
نقد ادبی: جادوی سخن در اساطیر ایران
حوزههای تخصصی:
جلد هفتم دانشنامه جهان اسلام
حوزههای تخصصی:
گزارش: اهداء جایزه تاریخی و ادبی دکتر محمود افشار یزدی
منبع:
بخارا آذر ۱۳۸۲ شماره ۳۱
حوزههای تخصصی:
شیخ احمد جام به روایت فرزند شیخ احمد جام
حوزههای تخصصی:
نقالی (نام آوران عرصه نقالی، شاهنامه خوانی، پرده خوانی)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی هنر و معماری هنرهای زیبا هنرهای نمایشی تئاتر و نمایش ایران
- حوزههای تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی پهلوی دوم فرهنگی
- حوزههای تخصصی ادبیات حوزه های ویژه شاهنامه پژوهی
- حوزههای تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات روایی و داستانی گونه های معاصر نقالی
- حوزههای تخصصی هنر و معماری تاریخ هنر تاریخ هنر اسلامی امویان
ادبی: تقابل دو دیدگاه در یک داستان (بهرام گور در شاهنامه فردوسی و هفت پیکر نظامی)
حوزههای تخصصی:
شاهنامه: فردوسی و شاهنامه (فردوسی در کوران خاطرات تاریخ)
حوزههای تخصصی:
بخش ادبیات: فردوسی و شاهنامه (مشخصات نسخه های خطی مورد استفاده ما)
حوزههای تخصصی:
موسیقی شعر فرخی سیستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اولین وجه تمایز میان زبان جمعی ارتباطی و زبان فردی شعر، حداقل در شعر سنتی ما موسیقی کلامی است. ابزار آفرینش موسیقی شعر، از سه بعد قابل بررسی است: وزن عروضی، قافیه و ردیف، و تکرارهای آوایی درون ابیات. به طور کلی موسیقی شعر فرخی سیستانی، به جهت موقعیت زندگانی شاعر و همزیستی با دربار غزنوی، شاد و پرسرور است. بحر رمل پرکاربردترین وزن عروضی در دیوان اوست. آنچه تحت عنوان بحر نامطبوع مطرح می شود در میان اشعار او بسیار نادر و فقط محدود به دو قصیده اوست که گویا برای انجام وظیفه و رفع تکلیف سروده شده چرا که روحی سرد و ساکت بر فضای آن حاکم است و شور و حال عاطفی در آن دیده نمی شود. کاربرد ردیف در قصاید او آمار چشمگیری ندارد اما در 14 قصیده مردف، توانایی و تسلط کامل شاعر در استفاده از ردیف جلوه گر شده است. قافیه مختوم «ر» در قصاید او بالاترین بسامد را دارد و تقریباً تمام ممدوحان او در ین قصاید حضور دارند و قصیده معروف توصیف داغگاه امیرابوالمظفر چغانی نیز جزو همین قصاید مختوم به اوج «ر» است. علاوه بر موسیقی حاصل از بحور عروضی و قافیه و ردیف، در درون بیت ها هم موسیقی حاصل از واج آرایی، تکرار نحوی، جناس، تنسیق صفات، ردالصدر علی العجز و ردالعجز الی الصدر، و قلب مطلب گوشنوازی می کند که آوامندی آن از رهگذر تکرارهای آوایی ایجاد شده است. بنابراین تکرارها در موسیقی آفرینی شعر شاعر، نقش کارآمدی داشته خوشنوایی را با هماهنگی و نظم خطی همراه می سازند.
چند نکته درباره فردوسی و شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به برخی از جاذبه های فکری و اعتقادی و رفتاری فردوسی و جنبه های هنری شاهنامه پرداخته شده است. عشق به جاودانگی ایران، شناخت قوم ایرانی و نیازها و آرزوهایشان، ستایش خداوند به عنوان خالق جان و خرد سرسپردگی به خاندان رسالت و امامت، تاکید بر شرافت انسانی، بیدار کردن حس ملیت ایرانی در مقابل بازگشت به عصبیت جاهلی حکومت های بنی امیه و بنی عباس و ستایش احساس مشترک و شعور جمعی ایرانیان در پیوند با نیکی و برخورد با بدی از جمله این جاذبه هاست که با دقت و امانت در داستان های شاهنامه نقل می شود. زبان ساده و صمیمی، توصیف کوتاه و با شکوه صحنه ها و القای عواطف انسانی، تناسب اجزای کلام و ارتباط میان لفظ و موضوع، ایهام ذهنی، اغراق هنرمندانه برای ایجاد تناسب میان توصیف با موضوع حماسه و توان قهرمان و کاربرد استشهادی یا تاکیدی آیات و احادیث - که برای پرهیز از تعارض جاذبه ها، صراحت را در کاربرد آنها مجاز نمی داند و بی هیچ اشاره خاصی از آن درمی گذرد- از جمله جلوه های هنری شاهنامه فردوسی است.
نگاهی به اسکندرنامه منظوم و منثور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان اسکندر با آنکه اساس تاریخ معین و صریح دارد، با افسانه های عجیب آمیخته شده است که برخی از آنها تنها صورت عجایب و خرافات دارد و برخی هم از عناصر حماسی است که بتدریج در آنان راه یافته است. این داستان در میان بعضی از ملتها و ادبیات کشورها، از جمله ادبیات یونانی و عربی و ایرانی و ... وارد شده است.
فردوسی با عنایت به شهرت اسکندر و داستان وی و آمیختگی آن با قصه ها و افسانه های ملی، بناچار در شاهنامه خود حکایت او را می آورد و بعضی افسانه های آن را نیز می پذیرد. نظامی گنجوی، در آخرین مثنوی پنج گنج خود داستان اسکندر را در دو بخش شرفنامه و اقبالنامه نقل کرده، بویژه اینکه علاوه بر تقلید از فردوسی، با به کار گیری اصطلاحات علمی، و لغات و ترکیبات عربی و افکار فلسفی و ... چهره ای دیگر بدان داده است.
کالیستین، مورخ و فیلسوف یونانی که از رفقای دوران تحصیل اسکندر بود، تاریخی در باب فتوحات وی نوشته بود، اما چون حاضر نشد رفتارهای او را خوب جلوه دهد و از وی تعریف و تمجید کند و او را به پایه یکی از خدایان برساند، اسکندر بر او خشم گرفت و او را به زندان انداخت و کالیستین در همانجا مرد؛ اما در قرنهای بعد، کتابی رمان گونه ساخته آمد که در قرن هفتم میلادی، از یونانی به پهلوی و از پهلوی به سریانی و سپس به زبانهای عربی و فارسی ترجمه گردید. بین متن عربی قصه اسکندر و روایت و متن فارسی منثور شباهت هایی است بین متن فارسی منثور و اسکندر نامه نظامی نیز تفاوتها و شباهت هایی وجود دارد که در این مقاله بدانها پرداخته و سعی شده است تا بخشی از این وجوه اشتراک و افتراق به منظور آشنایی بیشتر با این دو متن منظوم و منثور نشان داده شود