"ساموئل بکت" یکی از نویسندگان نامی قرن بیستم است که توانسته نظر محققان زیادی را به خود جلب کند. گرچه وی آثار ادبی کمی از خود به جا گذاشته، ولی همین آثار اندک، از جنبههای مختلفی مطالعه شدهاند. در این جستار، نمایشنامه "آخر بازی" از منظر ذن بوداییسم بررسی شده است. بدین منظور، نخست مراحل مختلف ذن بوداییسم بیان شده، سپس با قدری تامل در دیالوگ، صحنهآرایی، شخصیت پردازی، رفتار و نگرش شخصیتهای داستان، نکات مشترکی میان ذن و این اثر پیدا شده است.بدین ترتیب میتوان "آخر بازی" را شاهکاری ادبی و نویسنده آن را یک نابغه نامید؛ نابغهای که زندگی، فرهنگ و تمدن غرب او را از ذن بوداییسم - که یک مکتب شرقی محسوب میشود - بیبهره نگذاشته است. با این که ذن، نوعی مذهب و یا به عبارت دیگر، نوعی فلسفه به شمار میآید، ولی میتوان رگههای آن را در نمایشنامه "آخر بازی" هم پیدا کرد.
شاعران از شیوه های گوناگونی برای آفریدن مضامین و آراستن کلام خویش بهره برده اند و سخن شناسان و ناقدان کوشیده اند که اسباب و ساز و کار این زیباییها را بیابند؛ بر آنها نامی بنهند و برایشان قواعدی وضع نمایند. شگفت است که یک نوع برجسته، زیبا و پرکاربرد از ظرایف ادبی که در نخستین اشعار بازمانده فارسی، به وسیله رودکی به کار گرفته شده، همچنان تا امروز، بی نام و نشان باقی مانده است. این آرایه اختصاص به مواردی دارد که شاعران با هر کدام از حروف الفبا به طور مجزا یا با جدا کردن حرف یا حروفی از کلمه، برجستگی ویژه ای بدان بخشیده اند و بدین وسیله مفاهیمی عالی را لباسی آراسته پوشانده اند. از میان انواع فراوان آن در سالهای اخیر یک نوع آن را بازی با حروف یا بازی با واژگان خوانده اند؛ در حالی که فقط به آن یک نوع کم ارزش می توان عنوان «بازی» داد و اکثر قریب به اتفاق آنها، مضمون آفرینی های شگرفی هستند که با آراستگی خاصی ارائه شده اند و ارتباط چندانی نیز با بچه بازی با حروف یا بازی با واژگان خوانده شده، ندارند. لذا برای نخستن بار به طور ویژه به بررسی این نوع هنری پرداختیم و عنوان آرایش و آفرینش واکی را برای آن برگزیدیم.در این مقاله اغلب ابیات واج آراسته خاقانی که غالبا زیبایی شگفت انگیزی دارند و برخی از ابیات هنرمندانه شاعران دیگر، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است و در رهگذر بیان زیباییها، سعی شده که گره مفاهیم ابیات نیز گشوده گردد.
سنایی غزنوی، از شاعران سده ششم هجری و نخستین سراینده بزرگ شعر عرفانی در سبک عراقی است. او مثنوی حدیقه الحقیقه و شریعه الطریقه را که بیانیه شعر نمادین عرفانی به شمار می رود، سروده است. تمثیل شهر کوران را نیز در شعر فارسی، نخستین بار سنایی در حدیقه و پیش از سنایی، ابوحیان توحیدی در سده چهارم هجری در مقابسات خویش، به منظور شرح سخنی از افلاطون، به نثر عربی نقل کرده است.کوری نام رمانی از ژوزه ساراماگو، نویسنده پرتغالی وبرنده جایزه نوبل ادبی در سال 1998 میلادی است. نگارنده در این مقاله، با تاکید بر دو اصلاح اقتباس و توارد، به بررسی و نقد تطبیقی این آثار پرداخته است.
شعر فارسی در چهار دوره سبک «خراسانی»، «عراقی»، «هندی» و «بازگشت»، شعری است معطوف به معانی و اندیشه های گوناگون اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی ، سیاسی و غیر آن. شاعران بزرگ فارسی گو نیز ارزش و اعتبار معنی را در شعر بسی والاتر از نقش و جایگاه مختصات زبانی و شیوه های تعبیر و بیان دیده اند و معنی را یکی از دو عنصر اصلی سبکها – و حتی گاه تنها عنصر آن – خوانده اند. در روزگار ما نیز تیره خاصی از نقادان، معنی را یکی از دو پایه اساسی سبکها دانسته اند. امعان نظر در این گونه آرا و اندیشه های سبک شناختی ایجاب می کند که ویژگیهای سبکی و شعر فارسی را به مختصات ظاهری و مباحث صوری آن محدود نکنیم و در این کار عرصه های پهناور معنی را نیز در کار سبک شناسی دخالت دهیم.
سرودن شعر به گویشهای محلی در شعر کلاسیک فارسی گستردگی چندانی نداشته و شاعران همواره اشعار خود را به زبان فارسی دری که زبان معیار شعر فارسی به شمار می آمده، می سروده اند. اگر از فهلویات بابا طاهر بگذریم، درگلستان سعدی و مثلثات او و همچنین در دیوان حافظ ابیات اندکی به گویش قدیم شیراز می توان دید. در شعر معاصر فارسی، استفاده از شعر گویشورانه بیشتر در میان شاعران کلاسیک معاصر و به عنوان نوعی «تفنن» دیده می شود اما در سال 1306 نخستین کوشش در پیوند دادن اشعار عامیانه با شعر گویشورانه به وسیله ملک الشعرا بهار انجام گرفت و بعدا در سال 1332 شاملو با سرودن منظومه «پریا» کوشش بهار را به اوج رساند. منظومه «قصه دخترای ننه دریا» چند سال بعد سروده شد و فروغ فرخزاد با تاثیرپذیری از شاملو منظومه «به علی گفت مادرش روزی» را درفاصله سالهای 38 تا 42 سرود. هر سه منظومه دارای پیامهای اجتماعی برای مخاطبان بزرگسال بودند اما بعدا برخی از آنها به سبب زبان گویشورانه و لحن کودکانه ای که در آنها وجود داشت در زمره ادبیات کودکان نیز به شمار آمدند.در این مقاله پس از بحث درباره سابقه شعر گویشورانه به بررسی سه منظومه مزبور پرداخته می شود.