یادداشت مجله کاوه: در جواب استفتایی که راجع به ترجمه بعضی لغات فرنگی به فارسی در شماره 10 کاوه از سال گذشته کرده بودیم هنوز، به واسطه تاخیر زیاد در ایاب و ذهاب پست، خبری از ایران نرسیده ولی در جواب در آن مقوله از نقاط بالنسبه نزدیکتر به ما رسیده که ذیلا آنها را نشر می کنیم. یکی از آنها که اول رسید از جناب آقای قونسول لیتن است که معروف خوانندگان کاوه بوده و در مملکت آلمان در خصوص تعلق خاطر به ایران و اطلاع بر زبان و اوضاع آن مملکت و جد و کوشش در امور راجعه به ایران درجه اول را دارد. جواب دوم از وسط دریای سرخ از حوالی باب المندب رسیده است. این جواب، که به شکل مقاله مختصری است، از جناب آقای میرزامحمدعلی خان ذکا الملک است که صیت فضل و آوازه فضایلشان را همه کس شنیده و ، علاوه بر مقامات علمی وادبی، ایشان مقام دولتی ورسمی نیز دارند و رییس مجلس شورای ملی و چند بار وزیر بوده و دو سال است جزو هیات نمایندگان ایران برای مجمع صلح در پاریس بوده اند و در ایران رییس محکمه تمیزند و مولف خیلی از قوانین و کتب و لهذا قول ایشان در خصوص ترجمه کلمات فرهنگی به فارسی اعتبار و اهمیت زیاد دارد که خود یکی از اولین متبحرین در زبان های فرنگی و از مترجمین هستند ...
از آشکارترین ویژگی های روایت مولانا در مثنوی، درآمیختن قصه ها با یک دیگر است. راوی در میانه روایتِ یک قصه به قصه ای دیگر می گریزد و یا می کوشد دو قصه پیاپی را در پیوندد و گاه به روایت هم زمان دو قصه توامان می پردازد. نویسنده در این نوشتار کوشیده است پس از بررسی چند و چون اسالیب «قصه در قصه» و سوابق آن و نیز برخی نظریه پردازی های پیرامون آن، جلوه های شاخص و ممتاز این شیوه را در مثنوی تبیین کند.
طنز در شعر حافظ، به منزله یک صناعت بلاغی است، نه یک نوع ادبی. شیوههای طنز آفرینی حافظ بسیار متنوع، پیچیده و در نهایت ایجاز است. عدم درک اسلوبهای طنز در شعر او، گاه سبب تفسیرهای نادرست و خلاف مقصود شاعر شده است. در این مقاله، طنزهای حافظ در 12 اسلوب دستهبندی شده است؛ از جمله طنز از طریق ابهام، متناقضنمایی، تأویلهای تازه و استهزاءآمیز از مسائل مهم، مغالطه منطقی، نسبت دادن رفتارهای مخالفان به خود. شخصیتهای مورد نقد حافظ، همگی بدون نام و نوعی (typical) هستند و بر دو دستهاند: کومتی و دینی. وی این شخصیتها را از دو نظرگاه، نقد میکند: 1ـ اصول اخلاقی و ارزشهای فردی 2ـ آسیبهای اجتماعی. طنز حافظ غالباً زبانی عفیف و خالی از کلمات توهینآمیز دارد. موضوعات طنز حافظ، عمدتاً نقد اندیشههای مخالفان عشق و عرفان؛ و اخلاق حاکمان ستمگر و روحانیان ریاکار است. «صورت» طنزهای حافظ، غالباً حاصل گرد آمدن عناصر ناسازگار، جانبداری از باطل و مغالطه عمدی، به گونهای کاملاً ظریف و پنهان است؛ و این امر، با «محتوا»ی انتقادهای او از جامعهای که ساختارهای بنیادین آن با ساختارهای قانونیاش تضادی عمیق دارد، کاملاً هماهنگ است.
" در پیدایش و تکوین تمدن و فرهنگ جهانی، اندیشمندان و جریان های فکری کوچک و بزرگ بسیاری، کم یا بیش، سهم داشته اند. حاصل همه ی دستاوردها، اکنون بنای بسیار گسترده و سهمگینی است که تمدن انسانی نامیده می شود. گذشت سالیان فراوان و توسعه ی همه جانبه، ناگزیر، فاصله ها و چالش های گوناگونی بین انسان ها ایجاد کرده و آینده ی دشواری را پیش روی جهانیان قرار داده است...
"