فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۵٬۷۶۱ تا ۲۵٬۷۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
اقبال و مولانا
بررسی استعاره در غزلیات شمس
ای صقال روح و سلطان الهدی
مناسبات بینامتنی معارف بهاء ولد و مثنوی معنوی از منظر داستان پردازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معارف بهاءولد از جمله متونی است که بر اندیشه و کلام مولوی بسیار تاثیرگذار بوده است. دلبستگی مولوی به این اثر موجب شده است هیچ یک از آثار وی از تاثیر معارف بی بهره نباشد. با این همه به نظر می رسد مثنوی معنوی بیش از سایر آثار جلال الدین، تحت تاثیر ساختاری و محتوایی معارف قرار گرفته باشد. نوع مطالب طرح شده در مثنوی و شیوه بیان ارتجالی و غیر تداعیهای متعددی که در آن صورت می گیرد به معارف بهاءولد شباهت بسیاری دارد. در این مقاله، مشابهتها و مناسبات بینامتنی معارف و مثنوی صرفا از دیدگاه داستانپردازی بررسی شده است. غیر از داستانهایی که مولوی مستقیما از معارف اخذ کرده و به تناسب ذوق داستانپردازانه اش پرداخت هنرمندانه تری در آن صورت داده است، موارد دیگری نیز وجود دارد که از این دیدگاه قابل بررسی است: استفاده داستانی از شخصیتها و گفتارهای مطرح شده در معارف، تلمیحات و اشارات داستانی مشترک، تعلیقها و گسستهای ساختاری، التفات موضوعی یا چرخشهای ناگهانی در کلام و شیوع بلاغت منبری.
بررسی پاره ای از مسائل پزشکی در آثار نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکیم نظامی گنجه ای بزرگترین داستان سرا و نامیترین قصه پرداز تاریخ ادب پارسی است. گستره دانش و اطلاعات او سبب شده است تا آثار او نه تنها از نظر ادبی و هنری که جنبه های علمی و اجتماعی نیز در خور بررسی و پژوهش باشد. هر چند این موارد در برابر آفتاب درخشان آفرینش های ادبی- هنری او مجالی برای خودنمایی نیافته اند، با این همه تامل و دقت در آنها، زوایای دیگری از توانایی و قدرت نظامی را بر ما آشکار می سازد. در این مقاله برخی از مسایل پزشکی که در آثار نظامی بدانها اشاره شده است، از رهگذر مقایسه با کتابهای مهم پزشکی- دارویی کهن، مورد سنجش و ارزیابی قرار گرفته است. این مقایسه و تطبیق با بهره گیری از کتابهایی چون قانون، هدایه المتعلمین فی الطب، الابنیه عن حقایق الادویه و... انجام شده و در آخر به این نتیجه رسیده است که وسعت آگاهی و دانش نظامی از علم پزشکی درخور توجه و تامل است و چه بسا او این اندوخته ها را به طور مستقیم از کتب طبی گذشته به دست آورده باشد.
بررسی عقده حقارت در شخصیت بوسهل زوزنی بر اساس روایت بیهقی
منبع:
ادب پژوهی ۱۳۸۶ شماره ۱
حوزههای تخصصی:
ادبیّات به دلیل ماهیّت و حوزه گسترده اش با سایر رشته های علوم انسانی ـ از جمله روان شناسی ـ تناسب موضوعی دارد و قابلیّت انجام پژوهشهای مشترک با این گونه رشته ها را داراست. تاریخ بیهقی از آثار مهمّ ادبیّات فارسی است که به دلیل دقّت و صداقت بیهقی در توصیف شخصیّتهای دربار غزنوی قابل اعتماد است. در میان شخصیّتهای این دربار بوسهل زوزنی به عنوان منفی ترین شخصیّت مطرح می باشد که در این مقاله علّت روان شناختی آن در عقده حقارت وی فرض شده است. همسانی ویژگیهای افراد دارای عقده حقارت همچون تکبّر، حسادت و رشک، تنفّر و جاه طلبی، انتقام جویی، تناقض رفتاری، خوفناکی، انعطاف و نرمش موضعی، کاربرد ابزاری از دین و عقاید و ... با صفتها و حالتهای روانی بوسهل فرض تحقیق را به اثبات می رساند.
مقایسه اغتنام فرصت در اندیشههای حافظ و خیّام
منبع:
ادب پژوهی ۱۳۸۶ شماره ۲
حوزههای تخصصی:
این پژوهش بر آن است که خوشباشی و دم غنیمت شمری حافـظ را در چشماندازی تطبیقی با خوشباشی خیام مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهد. فرضیة اصلی این تحقیق آن است که بین جهانبینی حافظ و جهان بینی خیام و نوع دم غنیمت شمری هر یک از آنان رابطة معنیداری وجود دارد. در این نوشتار دم غنیمت شمریِ حافـظ براساس اندیشههایی همچون تجلّی ازلی، نظام احسن و عنایت خداوندی تبیین شدهاست و نتیجه گرفته شدهاست که حافظ خود را با مراد و نامرادی سازگار میکند و دُرد و صاف را خوش در میکشد در حالی که خیام نه از نگاه یک ملحد یا منکر، بلکه از نگاه کسی که حقیقت را قبول دارد، امّا قدرت تحلیل آن را ندارد، و یا تحلیلهای متعارف او را متقاعد نمیکند، با طرح سؤالاتی درباره مرگ و زندگی، در نقطه مرگ به بن بست میرسد و چارهای جز پناه بردن به خوشباشی و دم غنیمت شمری نمیبیند. بنابراین خوشباشی حافظ یک کنش فعّال است و خوشباشی خیام یک واکنش منفعل که ناشی از دو نوع منطق ریاضی (خیام) و منطق شهودی (حافظ) و دو نوع مواجهه با زندگی و مرگ است.
عرفان پست مدرن و عرفان اسلامی؛ تفاوتها و رویکردها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشته حاضر مروری اجمالی بر مبنای فکری، جهت گیریهای بنیادین و وجوه اختلاف عرفان (بر مبنای شریعت) اسلامی و عرفان (سکولار) پست مدرن دارد. عرفان در اصطلاح اسلامی آن، ظرفیت و نیروی شناخت درونی و قلبی است که به موجب آن انسان عارف به افقهای برتری از کمال در ارتباط خود با خداوند دست می یابد. رسیدن به آن ظرفیت و دست یابی به این کمال، در گرو گذشتن از علایق دنیوی و خود نفسانی است. با طی چنین مسیری، انسان عارف خویشتن حقیقی و الهی خود را در پیوند با حقیقت مطلق هستی می یابد. اما عرفان در اصطلاح مکاتب باطن گرای نوین و معنویتهای جدید در جوامع پیشرفته، بویژه از دیدگاه مکتب پست مدرن، صرفا فرآیندی ذهنی و خیالی است. در این گونه از نگرش عرفانی، دیگر دل آدمی به عنوان گرانیگاه معرفت تلقی نمی شود و در تعالیم آن تصفیه باطن از تعلقات و طی مراتب کمال معنوی جایگاهی ندارد، بلکه این فرآیند راهکاری است برای جلوگیری از به تحلیل رفتن قوای فکری، روحی و جسمی آدمی در مسیر شتابزده ای که امروزه در حرکت به سوی قله های پیشرفت مادی دارد. انسان متمدن با استفاده از ابزار عرفان در صدد تغییر موقت ذائقه زندگی است تا در بهره مندیهای مادی دچار یکنواختی نشود و بیشترین بهره مندی و لذت را از زندگی طبیعی ببرد. بنابراین، عرفان پست مدرن به عنوان شیوه ای معنوی در خدمت اهداف مادی قرار می گیرد.
خاستگاه شعر و هویت صنفی اجتماعی شاعر از دیدگاه حکیم انوری ابیوردی
حوزههای تخصصی:
"توصیف شعر و تبیین جایگاه شاعر در میان اصناف اجتماعی دو ویژگی عمده دیدگاه ادبی انوری است. انوری به دلیل تربیت حکمی منطقی و آشنایی دقیق با کلام منظوم و قلمروهای آن و نیز با تکیه بر تجربه های هنری نابی که در طول حیات خود از ماهیت آفرینش شعر به چنگ آورده بود، موفق به طرح و بسط دیدگاه هایی تازه و استوار درباره تحلیل شعر و هویت صنفی شاعر شد. او با طبقه بندی اصناف شاعران و تحلیل نقش و جایگاه فرآورده های شاعر در زنجیره نیازهای اجتماعی و مقایسه این فراورده ها با تولیدات اقشار دیگر جامعه، و همچنین دلایل پیدایش انواع متفاوت شعر در روان شاعر، یکی از مهم ترین منابع جامعه شناسی شعر و شاعری را در ادب فارسی پی انداخت، ضمن آنکه برای نخستین بار چندین شعر مهم و مطول اختصاصا در همین باب آفرید و اولین نگاه های توصیفی منطقی را در باب ماهیت شعر و انواع آن بیان کرد. این مقاله تبیین دقیق اندیشه ها و آرای انوری درباره شعر و هویت صنفی شاعر است.
"
ادبیات مشروطه: بوطیقای شعر مشروطه و اشرف الدین حسینی
منبع:
رودکی۱۳۸۶ شماره۱۸
حوزههای تخصصی:
هنر، اسطوره، فولکلور (معرفی منابع)
حوزههای تخصصی:
زیبایی شناسی نثر دولت آبادی
انواع جمله از نظر تعداد اجزا
دو عاشقانه در یک داستان
حوزههای تخصصی:
رازناکی شعر خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اشعار خاقانی شروانی را دشوار و دیریاب دانسته اند.عوامل دشواری دیوان خاقانی متعدداست.استعارات نوین و بدیع ، کنایات بعید، تلمیحات گسترده، اقتباسات فراوان از آیات و احادیث و تفاسیر، بهره گیری از باورهای عمومی و اصطلاحات علمی از جمله عناصری است که موجب رازناکی شعر خاقانی می گردد.با پی گیری و تفحص و یافتن برخی منابع می توان اغلب دشواری های دیوان خاقاین را باز گشود.
نظام فرهنگی متزلزل
منبع:
رودکی۱۳۸۶ شماره۱۶
حوزههای تخصصی:
سهراب سپهری: استعاره نو و تعلیق معنی
منبع:
رودکی۱۳۸۶ شماره۱۶
حوزههای تخصصی:
مقاله: جهان داستانی ولادیمیر ناباکف
منبع:
رودکی۱۳۸۶ شماره۱۸
حوزههای تخصصی:
بررسی دلایل شباهت و تفاوت در روایت داستانهای شاهنامه و تاریخ بلعمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاهنامه فردوسی و تاریخ بلعمی دو اثر مهم و برجسته فرهنگ ایرانی اند که نه تنها در زمانی نزدیک به هم به نگارش در آمده اند بلکه از درونمایه های یکسانی نیز برخوردارند. این دو اثر در بردارنده سرگذشت ایران از آغاز آفرینش تا دوره نگارش اثر هستند. تحقیقات اخیر محققان نشان داده است که منابع و مآخذ به کار گرفته شده از سوی فردوسی و بلعمی با یکدیگر تفاوتهایی داشته است؛ فردوسی در به نظم کشیدن شاهنامه علاوه بر روایات شفاهی، از شاهنامه منثور ابومنصوری نیز استفاده کرده بود؛ در صورتی که منابع اصلی بلعمی، گذشته از تاریخ طبری، شاهنامه منثور ابوالموید بلخی بوده است. با وجود این تفاوت در منابع، مطالعه و بررسی شخصیتهای مشترک در دو اثر نشان می دهد که شباهتها بسیار بیشتر از تفاوتهاست. علت شباهتهای موجود میان شخصیتهای این دو اثر را می توان از یک سو به دلیلِ نشات گرفتن این دو اثر از سنتهای داستانی مشترک حماسی-اسطوره ای ایران و از سوی دیگر به دلیل امانتداری دو مؤلف در نقل منابع مربوط دانست که آن خود ناشی ازاعتقاد به تاریخ واقعی بودن این روایتها نزد آنان و در کل نزد ایرانیان بود؛ به طوری که دخل و تصرف در این روایتها در نظرشان امری ناپسندیده تلقی می گردید. همچنین برای تفاوتهای موجود نیز می توان دلایلی بر شمرد مانند: تفاوت در منابع و مآخذ؛ تفاوت در روش کار دو مولف؛ اقتضای شاعری فردوسی؛ دخالت دادن باورهای مذهبی فردوسی در بیان برخی از روایتها و رویکرد متفاوت دو مولف در روش عقلانی سازی روایتها.