در این مقاله کوشش شده است که در احوال امیر خسرو و مرشد وی، نظام الدین اولیا، سخنی هر چند کوتاه در میان آید و نگاهی گذرا به محیط زندگانی امیرخسرو از چشم انداز موسیقی کرده شود و نقش خسرو در پیوند موسیقی ایران و هند مورد بررسی قرار گیرد و ویژگی های موسیقیایی شعر وی در ترازوی عروض فارسی سنجیده شود و هنر شاعری وی نموده آید.
مقاله حاضر از نگاهی جدید به بحث پیرامون فرایند مجهول در زبان فارسی می پردازد. بر خلاف رویکردهای سنتی، که افعال را شامل دو نوع اصلی ناگذرا و گذرا (یا لازم و متعدی) می دانند، این مقاله نشان می دهد که مولفه های معنایی افعال به گونه ای هستند که تقسیم بندی آنها در دو یا چند مقوله مطلق امکان پذیر نمی باشد. نگارنده برای نشان دادن این نکته ابتدا مراحل و دلایل مجهول سازی را از دیدگاه دستوریان و محققان پیشین مورد بحث قرار داده و نهایتا ادعا کرده است که مهمترین دلیل مجهول سازی در فارسی کانونی زدایی از عامل است. اما از آنجا که تجلی نقش عامل در افعال مختلف یکسان نیست لذا جملات مجهول علی رغم روساخت مشابه ویژگی های متفاوتی دارند. در نهایت، نگارنده ضمن تایید نظریه پیش نمونه ها بر لزوم اجتناب از مطلق نگری در بررسی پدیده های زبانی تاکید کرده است.دستاورد این مقاله ترسیم یک پیوستار فرضی برای فرایند مجهول در زبان فارسی است که در پایان مقاله آمده است.
در آثار عرفانی فارسی ، قوس نزولی وجود از ذات واجب الوجود آغاز می شود و به انسان ، که آخرین موجود عالم مادی است ، پایان می پذیرد . در این مسیر ، مراحلی طی می شود که جستار حاضر درصدد است این مراحل یا مراتب را براساس ترتیب تاریخی - البته با کمی تسامح - در آثار ادب عرفانی فارسی تا سده نهم قمری بررسی کند . در یک تقسیم بندی کلی می توان در این زمینه دو دیدگاه را تشخیص داد : 1. دیدگاه فلسفه گرا در آثار کسانی همچون سهروردی ، سنایی و جامی ....
این مقاله به بررسی چشمه های مشترکی که هومر و افلاطون هر دو از آن سیراب شده اند، می پردازد، بررسی این سرچشمه ها، از بررسی تاثیر عظیم هومر بر افلاطون مهمتر است، زیرا نشان می دهد که چطور این دو، دو روی یک سکه و دو جلوه از یک حقیقتند. برای درک اهمیت این رابطه، باید توجه داشت که هومر نماد سطوره الهام، شعر، حماست و داستان سرایی است که افلاطون نماد لوگوس...
بررسی عرفان تطبیقی و بازتاب اندیشه های عرفان ایران در دیگر فرهنگ ها زمینه ای را فراهم می آورد که از رهگذر آن می توان بنیان باورهای عرفان شرقی و پدیده های نمادین فرهنگ ایرانی را که در قرون وسطی و پیش از آن بر عرفان مسیحیت سایه افکنده باز شناخت. بیشتر این باورها را از چشم انداز آشنایی مغرب زمین با پیشینه های فرهنگ و اساطیر ایرانی، آیین مانی، زرتشت، اسلام و سرانجام دیدگاه های شیخ اشراق آنان سخت گره خورده است، به ویژه دیدگاه های شیخ شهاب الدین سهروردی در قصه...