فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۱۲۱ تا ۷٬۱۴۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
بررسی داستان سیاوش بر اساس نظریة «آلوده انگاری» ژولیا کریستوا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان سیاوش از جمله داستان های تراژیک شاهنامه است که افزون بر قابلیت ها و ظرفیت های گوناگونی که برای نقد و بررسی دارد، برخی از پیام های اصلی حماسة ملی و اسطوره های ایرانی مانند: نبرد میان خیر و شر، ایران و انیران، مبارزه با پلیدی ها و پلشتی های روح انسانی و... در آن جریان دارد. یکی از نظریه هایی که با نگاه روانکاوانه به تحلیل آثار ادبی می پردازد و برای تحلیل این داستان مناسب به نظر می رسد، نظریة آلوده انگاری ژولیا کریستوا از منتقدان پساساختارگراست که بر اساس آن شاعر یا نویسنده، پلید ی ها و پلشتی های روح انسانی را از طریق متن برون فکنی می کند. ماجرای عشق آلودة سودابه، گذر سیاوش ازآتش برای اثبات بی گناهی و مرگ اندوهبار او در توران زمین، از نمودهای آشکار و آلوده انگارانه این داستان است که زمینه را برای استفاده از این رویکرد فراهم می سازد. از این رو، این مقاله در صدد است با توجه به وجود رانه ها و افزونه های آلوده در این داستان که در جریان عشق سودابه، در نهایت با همراهی عواملی دیگر مرگ اندوهبار او را رقم می زند، آن را تحلیل کند و به این پرسش پاسخ دهد که کاربرد این نظریه تا چه اندازه در این داستان مؤثر و کارآمد است؟ و با کاربست این نظریه، آیا به تحلیلی تازه می توان دست یافت یا خیر؟ برآیند مطالعه نشان می دهد: این بررسی با تبیین نظریة آلوده انگاری کریستوا و تحلیل داستان سیاوش از این منظر، سازگاری دارد و امکان خوانشی نوین از آن و به تبع آن قضاوتی دیگرگون از فردوسی، سراینده داستان را، برای خوانندگان فراهم می سازد.
دریافت متن
منبع:
گزارش مهر ۱۳۷۹ شماره ۱۱۶
حوزههای تخصصی:
واژه: روند فرافکنی در ادبیات پارسی
حوزههای تخصصی:
مسافران سرزمینهای دور
تاثیر ساختار انگلیسی در ترجمه از عربی به فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باگسترش نفوذزبان انگلیسی در عرصه جهانی، علاوه برواژگان ،بسیاری ازساختارها و الگوهای بیانی این زبان به مرورخودرابردیگر زبان ها تحمیل کرده و در موارد قابل توجهی ، این ساختارها به جزئی از این زبان ها مبدل گشته و به طور کامل جای خودراتثبیت کرده است. زبان عربی نیز به سهم خود از این فرایندتقریبا یکطرف بی بهره نبوده است.ازآنجا که از دیدگاه زبانشناسی، زبان فارسی و زبان انگلیسی «هم خانواده»هستند، تاثیرپذیری زبان عربی از زبان انگلیسی در روند فهم متقابل زبان های عربی و فارسی اثر گذار خواهدبود.مادراین مقاله تلاش نموده ایم به برخیاز نمونه های تاثیرپذیری ساختاری زبان عربی از زبان انگلیسی اشاره کنیم و نقش آن را در روند ترجمه از عربی به فارسی مورد توجه قراردهیم.
تاریخچه مختصر رمان
پژوهش های تکراری، نتیجه غفلت از پیشینه تحقیق
حوزههای تخصصی:
بررسی دقیق پیشینه پژوهش از الزامات کار پژوهشگر است. منتقدی با تلاش بسیار نکته ای را در انتساب اثر به یک مولف کشف و منتشر می کند؛ اما پس از اندک زمانی در می یابد که اگر دایره بررسی هایش را گسترده تر می کرد. پاسخ مساله تحقیقش را می یافت و خود را از جست و جو و تلاش بی نیاز می دید.
گونه ای کنایه آمیغی در غزل صائب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صناعات شعری از جمله عواملی هستند که برجستگی آنها در شعر هر شاعر، سبک منحصر و مختص به خود او را می سازند. یکی از انواع صناعات و شگردهای شعری، صنایع کنایه محور یا کنایه های آمیغی است. این صورت های ادبی همانطور که از نامشان پیداست صناعاتی آمیغی اند که در آنها کنایه به عنوان محور و مرکز با صناعاتی دیگر می آمیزد و این آمیختگی، صناعات پیچیده ی تازه ای را فراهم می آورد. یکی از انواع این صنایع کنایه محور، کنایه ای است که با استعاره و ایهام و، گاه افزون بر این دو، با تشبیه می آمیزد؛ سابقه ی این صناعت – که اخیراً نام «استعاره ی ایهامی کنایه» برای آن پیشنهاد شده است- در ادب فارسی به حکیمِ باژ، باز می رود و در شعر حافظ نمود قابل توجهی دارد ولی برجستگی چشمگیر آن در سبک هندی است، به گونه ای که نادیده انگاشتن آن به ویژه در غزل صائب، انکار یکی از برجسته ترین ویژگی های سبکی آن است. این شگرد آمیغی از این طریق پدید می آید که شاعرکنایه ای را به پدیده ای عاریت دهد که در عالم واقع، صورتی همانند آن، ولی با مفهومی دیگر، در خود پدیده باشد. این صناعت شاید مهم ترین ابزاری باشد که صائب را در آشکار کردن ویژگی ممتاز شاعرانه ی خود، یعنی توان بی نهایت وارِ خلق مضمون های رنگین، یاری کرده باشد. این جستار به تحلیل دوباره و تکمیلی صناعت «استعاره ی ایهامی کنایه» و انواع آن و بررسی آن در غزل های صائب می پردازد.
عبدالرزاق بیک دنبلی متخلص به مفتون
حوزههای تخصصی:
تحلیل ساختاری نقد
حوزههای تخصصی:
نقد امری انتزاعی است که از واکنش ذهنی خواننده نشئت گرفته و موجب تحلیل متنی می شود، هرچند برخی از متفکران، آن را تنها تعیین کننده ارزش آثار به شمار می آورند. در نقد، اساساً با دو رویکرد (ارزیاب و تحلیل گر) مواجه هستیم که ما را به دو پدیده خوانش و تاویل برمبنای قاعده در زمانی (مولف مدار و تاریخ مدار) و قاعده هم زمانی (متافیزیک متن و واکنش خواننده) درگیر می سازد و خواننده منتقد، متن را با تمامی بافت پیچیده ساختاری اش، به کمک عناصر پنهان و آشکار برون متنی و درون متنی، نقد می کند. این مقاله با قبول باور فوق، ابتدا نظریات و ضدنظریات موجود را درباره نقد بررسی کرده؛ سپس ضمن ترسیم دیاگرام نقد، به تفسیر آن به عنوان یک شبکه هوشمند ارتباطی، از منتقد به متن و جهان متنیت می پردازد.
بررسی مقایسه ای مرگ در شعر نیما یوشیج و استیوی اسمیت: « آی آدم ها» و «دست تکان نمی داد، داشت غرق می شد»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نبرد خیر و شر - حضرت علی (ع) و نبرد او با دیوان و اژدهایان
حوزههای تخصصی:
کیمیاگری های شمس (تحلیلی از اسلوب بیان و ساختار تجارب عرفانی شمس تبریزی)(مقاله علمی وزارت علوم)
ترکیبات خاص اشعار صائب و بیدل بر اساس روابط نحوی و هسته معنایی ترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صائب تبریزی و بیدل دهلوی از نامدارترین شاعران سبک هندی هستند که هر کدام به نوبه خود در شاخه ایرانی و هندیِ سبک هندی، شعر این دوره را متحوّل کرده اند. اکثر محققانی که در شعر بیدل به تحقیق و پژوهش پرداخته اند، ترکیبات خاص را به عنوان یکی از مهمترین عوامل غموض زبان در انحصار شعر بیدل دانسته و در نوع ساخت و معنی این نوع ترکیبات کمتر تأمل کرده اند. در اینجا با تکیه بر اشعار صائب و بیدل، ترکیبات خاص در هر دو شاخه ایرانی و هندی شعر سبک هندی بررسی شده است. ترکیبات هر دو شاعر ابتدا از نظر «هسته معنایی» در دو گروه ترکیبات «برون مرکز» و «درون مرکز» طبقه بندی شده، سپس بر اساس «روابط نحوی ترکیب»، مدل های گوناگونی از ژرف ساخت ترکیبات هر دو شاعر ارائه شده است.
ترکیبات خاص صائب و بیدل در ژرف ساخت دارای روابط نحوی گوناگونی مانند رابطه مسندی، فاعلی، مفعولی، متممی و ... است. از نظر ساختار معنایی، ترکیبات خاص این دو شاعر متنوع تر از ترکیبات عادی در زبان معیار هستند، به طوری که بعضی از این ترکیبات از نظر معنا در زبان وجود ندارند.