زندگی روستایی همواره ویژگی های متمایزی داشته، این ویژگی ها در گذشته پررنگ تر از امروز بوده است؛ ازجمله این ویژگی ها وجود دو ضلع مهم و تعیین کننده ارباب (مالک و زمین دار) و رعیّت بوده است. در گذشته ارباب نقش سرنوشت سازی در زندگی رعیّت داشته است، امّا امروزه این مناسبات تا حدّ زیادی کم رنگ شده است. رابطه بین این دو همواره مورد توجّه نویسندگان در ادبیّات داستانی بوده است و ادبیّات داستانی عربی و فارسی نیز از این توجّه برکنار نبوده اند. دو نویسنده مصری و ایرانی؛ یعنی «نجیب محفوظ» و «احمد محمود»، در داستان های «الجبّار» از مجموعه داستان دنیا الله و «برخورد» در مجموعه داستان زائری زیر باران، ظلم ارباب بر رعیّت را سوژه داستان خود قرار داده اند. این مضمون مشترک، ویژگی های ساختاری و محتوایی مشترکی را بین دو داستان به وجود آورده است و به طبع، به خاطر تفاوت سبک داستان نویسی و جغرافیای متفاوت فرهنگی دو نویسنده، تفاوت هایی بین دو اثر وجود دارد. در جستار پیش رو، شباهت ها و تفاوت های بین دو داستان بررسی و تحلیل شد. نتیجه کلّی پژوهش حاضر این است که در این دو داستان، جنبه های ساختاری همچون شخصیّت و روایت گری تحت تأثیر محتوای مناسبات ارباب رعیّتی است. به طبع، استقلال سبکی دو نویسنده نیز، باعث ایجاد برخی تفاوت ها بین دو داستان شده است.
صائب تبریزی به عنوان نماینده ی سبکی که به تازه گویی و طرز نو و ابتکار شهرت دارد، یکی از برجسته ترین شاعران غزل گوی ایران است که در میانه ی دو جریان اصلیِ سبک هندی قرار دارد : شاعران عامی وکم سواد و سبکِ ساده و روان و شاعران هندی و زبان دشوار...از اواخر قرنِ دهم، شعر فارسی به سوی یک دشواریِ معما گونه پیش می رود که غالب ابهامات شعری، حاصل دستکاری های زبانی و هنجارگریزی های معنایی است که از رهگذرِ تلاش در کشفِ روابط تازه و ایجادِ تصاویرِ پارادوکسی حاصل می شود. ابهام در شعرِ صائب تبریزی از نوعِ ابهاماتِ شعریِ شاعرانی مانند حافظ و مولانا نیست ،زیرا ابهام در شعر این شاعران بیشتر به دلیل وسعت معناست ، همچنین با ابهاماتِ شعریِ شاعرانی چون انوری و خاقانی متفاوت است،چرا که دشواریِ شعر آنان بر اثر ورود اطلاعات علمی ،فلسفی،تاریخی،دینی و غیره می باشد و فهمِ آن مستلزمِ دانستن مقدمات است.مقاله ی حاضر به بررسی عوامل ابهام آفرینِ شعر صائب با تأکید بر عوامل هنری می پردازد. تعمّدِ صائب در ایجاد بعضی از ابهامات و در عین حال زیبایی های شعری به همراه تحلیلِ علت های ابهامِ شعر صائب، از یافته های این مقاله است .
برپایه منظومه شهریارنامه، شهریار پس از ستیزی که با سام فرامرز می کند به حالت قهر از سیستان خارج می شود و به هندوستان می رود و در آن جا پس از نشان دادن هنرنمایی های خود، دوباره به ایران بازمی گردد و با خویشان خود رویاروی می شود. در این منظومه حوادث متعدّدی برای قهرمان داستان و دیگر افراد خاندانش روی می دهد. همه دست نویس های شناخته شده شهریارنامه ناقص اند و آنچه تاکنون از این انتشار یافته است کمتر از یک سوم کلّ این منظومه است. از شهریار روایات چندانی در ادبیات عامیانه ایران باقی نمانده است و آنچه از بخشهای گوناگون این منظومه هم در دست داریم بیشتر به دیگر قهرمانان روایات پهلوانی ایران نسبت داده شده است.در این مقاله نخست چکیده روایات شهریارنامه را برپایه دست نویس نویافته می آوریم سپس دو روایت کتبی و شفاهی از این منظومه را که در ادبیات غرب ایران وجود دارد بررسی می کنیم.
نام سعدی همچون دیگر شاعران ایرانی چون رودکی، فردوسی، ناصرخسرو، عمر خیام و.... برای افراد تاجیک چه خاص و چه عام آشنا و گرامی است. چنانکه هر کس که به فرارود سفر میکند این حقیقت را میبیند و تایید خواهد کرد که این امر هم ریشهای توانا که سخنان نغز و پرمغز سعدی بوده است داشته و هم واسطهای کارساز که در پی کوششهای مصرانه سعدی دوستان و سعدیپژوهان آن دیار چون علامه صدرالدین عینی، استادان عبدالسلام دیهاتی، سیدرضا علیزاده، عبدالغنی میرزایف و... بوده است. این مقاله به بررسی آثار و ترجمههای شیخ سعدی در تاجیکستان میپردازد.