ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۹٬۴۶۱ تا ۲۹٬۴۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۲۹۴۶۵.

شگردهای اقتدرزدایی از اسکندر در داراب نامه طرسوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲۷ تعداد دانلود : ۹۱۶
اسکندر مقدونی شخصیتی ست که در تاریخ و ادب فارسی نقش آفرینی پررنگی داشته است. او را هم گجستک و ویرانکار می خوانند و هم پادشاهی آرمانی و پیامبری برگزیده. درادبیات عامه نیز اسکندر درقالب قهرمان و پادشاهی کشورگشا و ماجراجو با فر ایزدی و پیامبری با هدف ترویج دین الهی نمود پیدا کرده است. یکی از متون عامیانه ای که بخشی از آن به زندگانی اسکندر اختصاص دارد، داراب نامه ی طرسوسی ست. نکته ی جالب توجه این است که اسکندر در داراب نامه ی طرسوسی، با اسکندر دیگر اسکندرنامه های ادب پارسی، از جمله شاهنامه، شرف نامه، اقبال نامه و اسکندرنامه ی کالیستنس دروغین و ... تفاوتی اساسی دارد. یعنی خبری از آن شاه مقتدر و فرهمند ادب پارسی در داراب نامه ی طرسوسی نیست. پردازنده ی داراب نامه با شگردهای گوناگون تقدس و قدرت را از این پادشاه افسانه ای زدوده است. هدف از این پژوهش نیز بازیابی همین شگردهاست که برای اقتدارزدایی از اسکندر در داراب نامه ی طرسوسی به کار گرفته شده است. در این جستار بازشناسی شخصیت اسکندر در داراب نامه ی طرسوسی در کانون توجه قرار گرفته است تا با روشن شدن تفاوت های شخصیت پردازی طرسوسی، شیوه های اقتدارزدایی از اسکندر بازنمایی شود. نتایج به دست آمده نشان می دهد، طرسوسی ماجراها و حوادث فراوانی را درداستان خود جای داده تا رفته رفته و بر پایه ی پیرنگی پذیرفتنی، اقتدار و فره از اسکندر دور شود. وی همچنین با شخصیت ضعیفی که از اسکندر به نمایش درآورده است و آفرینش شخصیت های مقتدر دیگر از جمله پوران دخت که بر اقتدار اسکندر سایه انداخته اند، تاج و تخت پادشاهی ایران را درجهان داستانی آفریده ی خود، از این غاصب یونانی باز پس گرفته است.
۲۹۴۶۸.

بررسی و مقایسه ساختاری دو غزل از حافظ و نشاط اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۴۵۳
 پژوهش حاضر به بررسی و مقایسه ساختاری یک غزل از حافظ و دیگری از نشاط اصفهانی پرداخته است، که غزل نشاط به تقلید از غزل حافظ سروده شده است. بررسی ساختاری از رویکردهای جدید در نقد ادبی است که همگام با پیشرفت های زبان شناسی نوین ظهور یافت، این رویکرد متاثرازدیدگاه های ساختارگرای قرن بیستم (پراگ) و مبتنی بر این اصل است که برای نقد و بررسی ساختاری یک اثر، باید اجزای آن را در ارتباط با کل سیستم بررسی کرد و هدف آن ، تعیین تناسب اجزا با کل سازه های متن است. تحلیل عناصر یک متن و تاثیر آن در محتوای شعر، باعث دقت بیشتر منتقد در بیان شاعر می شود. این پژوهش به منظور بررسی ساختاری و با شیوه تحلیل مقایسه ای در جهت این امر که؛از لحاظ ساختار و ارتباط عناصر کدام غزل منسجم تر از دیگری است؟پس از اشاره به تعاریف ساختار، مکتب ساختار گرا و ارائه ویژگی های ساختاری، به تحلیل اجزای هر دو متن از لحاظ توازن ها و قاعده کاهی ها، تناسب میان اجزاء و محتوا پرداخته است. تحلیل ها حاکی از آن است که هر دو شاعر بین عناصر صوری و معنایی شعر برای انتقال پیام، ارتباط برقرار کرده اند، اما میزان تناسب در غزل حافظ، به دلیل هنجار گریزی ها و قاعده کاهی های آوایی، واژگانی و بلاغی نمود بیشتری دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان