در این مقاله، ابتدا به تعریف فکر از منظر علمای قدیم علم منطق، حکمت و عرفان پرداخته شده، آنگاه از لابه لای ابیات مثنوی و فیه مافیه به تعریف اندیشه از دریچه نگاه مولانا اشاره شده است. امروزه نظریات زبان شناسی و رابطه زبان و تفکر با مبانی نظریات مولانا در این زمینه تطبیق یافته است و موضوعات و موارد مختلف آن طبقه بندی و تشریح شده است؛ موضوعاتی از قبیل: تعریف انسان در رابطه با نیروی ناطقه، تفکر در آفریده های خداوند، بروز اندیشه از راه سخن، تقسیم بندی سخن به برونی و درونی، زبان درونی یا اندیشه های بازداری شده، علل عدم ظهور اندیشه به صورت کامل، همدلی و همزبانی، اولیاء الله و دامنه اندیشه های آن ها، زبان اسرار، ظهور اندیشه با ابزارهایی غیر از زبان، راه های بسط اندیشه، بحر و مرزهای اندیشه و... تعریف، و مصداق های متعددی از شش دفتر مثنوی به همراه دیدگاه های علوم مربوط روز جمع آوری و طبقه بندی شده است.
موضوع این پژوهش بررسی کنش های گفتاری در بخش تفسیر عرفانی کشف الاسرار و عده الابرار است. شیوه پژوهش بر پایه نظریه جان راجرز سرل و طبقه بندی پنجگانه او از کنش های گفتاری و نمونه برداری سیستماتیک از پاره گفتارها قرار دارد. تحلیل داده ها نشان می دهد که بیشترین بسامد را کنش های اظهاری با حدود 55% از کل کنش ها دارد و قصد آن بیان باورهای صوفیانه میبدی است که اغلب از زبان خداوند و مشایخ طریقت بیان می شود. پس از آن کنش های عاطفی با 26% قرار دارد که که از زبان خداوند نقل می شود و قصد آن فراخوانی عواطف مخاطب و اقناع است. پس از آن کنش های ترغیبی با 15% فراوانی قرار می گیرند. بسامد کمتر کنش ترغیبی نشان می دهد که قصد ترغیب مخاطب و تبلیغ صریح چندان مورد توجه صوفیان بزرگ نیست و کمتر کاربرد دارد. در مرتبه چهارم، کنش های تعهدی با 2% هستند که قصد دارند، مهر و بخشش الهی را از زبان خداوند تعهد کنند. سرانجام کنش های اعلامی هستند با کمتر از 1% از اصول دین، از زبان خداوند و قرآن سخن می گویند. تحلیل کنش های گفتاری، موضع پنهان میبدی را نسبت به جریان های فکری دورانش بازمی تاباند و حضور او را در گیرودار جدال میان اهل شریعت و اهل طریقت و همچنین جدال میان فرقه های صوفیه اهل عشق و اهل زهد در هرات قرن ششم نشان می دهد نیز، نگرش انتقادی او را به جریان های فکری روزگارش آشکار می سازد و بالأخره راهبرد گزیده میبدی را در جمع آوری، حفظ و سامان دادن به یک نظام فکری منسجم از اندیشه های مشایخ پیشرو صوفیه می نمایاند.
در روایت یک قصّه، این موضوع که نویسنده کیست؟ چه تفاوتی با روایت گر قصّه دارد؟ قصّه با چه ضمیری روایت می شود؟ دیدگاه نویسنده چیست؟ سبک نوشتار او چگونه است؟ و پرسش هایی دیگر از این قبیل، از اهمیّتی اساسی برای موفقیت فنی قصّه، درک آن و ارتباطی که بطور مداوم با روند معنایی حفظ می کند، برخوردار است. استاندل از نویسندگان بزرگ قرن نوزدهم میلادی در ادبیات فرانسه، صاحب رمان های موفق به خاطر شیوه روایت ویژه خود است. در این مقاله سعی شده تا جایی که امکان دارد به بحث و بررسی دیدگاه های مختلف روایت قصّه پرداخته و در یک مقایسه ساده آثار این نابغه قرن با آثار بالزاک، ابرمرد رمان فرانسوی، دلیل موفقیت و محبوبیت قصّه های استاندل بازگو شود و ارزش کار نویسنده نیز مورد بررسی قرار گیرد؛ یعنی کسی که قصّه را امضا می کند و به عنوان روایت گر در اندرون قصّه آن را روایت می کند، مورد شناسایی قرار خواهد گرفت. تقریباً اکثر مطالب، به وسیله علم نوین روایت شناسی (Narratologie) قابل توجیه و توضیح است.