ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۶۱ تا ۱٬۹۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۱۹۶۱.

تأثیرپذیری عبدالغنی خان از حکیم عمر خیام نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۲۵۲
چکیدهادبیات تطبیقی بیانگر انتقال ادبیات یک ملت به ادبیات ملت دیگر است و یکی از مکتب های آن، مکتب فرانسه است که در اواخر قرن نزدهم به وجود آمد و وجه غالب در نگاه پژوهشگران ادبیات تطبیقی این مکتب، تاریخ گرایی و مسئله تأثیر و تأثّر است. تأثیرگذاری و تأثیرپذیری در همه فرهنگ ها سبب خلق آثار ادبی می شود؛ زیرا هیچ اثری بدون توجه به آثار قبلی و به طور مستقل خلق نشده است. در این پژوهش از تأثیرگذاری خیام بر غنی خان بحث شده، حکیم عمر خیام یکی از فیلسوفان و شاعران قرن پنجم هجری است که در حوزه ادبیات بیشتر از طریق رباعیات خود به شهرت رسید؛ چون رباعیات خود را با مفاهیم بلند و عالی به زبان ساده بیان کرده است. رباعیات وی به زبان های مختلف جهان ترجمه شده و بر شاعران ملل مختلفی تأثیر گذاشته است، غنی خان (1914- 1996م) شاعر معروف زبان پشتو هم در سرایش شعر از خیام و اشعار خیامی متأثر شده و در لابلای اشعارش مضامین و اندیشه های خیام و خیامی بازتاب یافته است؛ بنابراین، هدف در این پژوش تأثیرپذیری غنی خان از خیام و مکتب خیامی و شناخت میزان این تأثیرپذیری است. در این مقاله به روش توصیفی تحلیلی، تأثیرپذیری غنی خان از رباعیات خیام و مکتب خیامی بررسی شده است. یافته های نتایج نشان می دهد که با تحلیل اشعار غنی-خان روشن می شود که وی در موضوعاتی؛ چون: خوش گذرانی، اغتنام فرصت، جبر و سرنوشت، بدبینی نسبت به زندگی و مرگ، ریا ستیزی و امثال آن از خیام و اشعار خیامی تأثیرپذیر است.
۱۹۶۲.

مؤلفه های جامعه آرمانی در شعر معاصر ایران: با مطالعه موردی سروده های ملک الشعرای بهار و احمد شاملو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۵۷
جامعه آرمانی (آرمان شهر) آرزویی بسیار دیرین -از بدو شهرنشینی بشر تا به امروز- بوده و در تحقق این آرزو هر یک از طبقات و اقشار مختلف جامعه که دغدغه خوشبختی و سعادت مادی و معنوی آدمی -فارغ از زبان، رنگ، نژاد و...-  را در سر می پرورانده، قلم یا قدمی فراخور استعداد و توان خویش برداشته و به این طریق کوشیده، سدی محکم در برابر کج اندیشی و کج رفتاری جریان های باطلی باشند که همواره منفعت خود را در بی نظمی و آشفتگی اجتماع جست وجو کرده اند. در این میان، نویسندگان و سخنوران متعهد و آرمان گرا نیز خاموش ننشسته و با ذوق و قریحه خویش، ضمن تقبیح پلیدی و پلشتی ها، جامعه را در مسیر چشم اندازهای مطلوب و مثبتی چون عدالت و برابری طبقاتی، نظم و قانون مندی، آزادی اظهار عقیده و مواردی از این دست، رهنمون آمده اند. بر همین پایه، جستار حاضر در پی آن برآمد تا به شیوه تحلیل محتوا و (فن کتابخانه ای)، سروده های دو تن از سخنوران نام آشنای سنتی و نوگرای معاصر ایران؛ ملک الشعرای بهار و احمد شاملو را از نظر گذرانده و شاخصه های انسانی و آرمانی مورد توجه و تأکید آنان را به خواننده بنمایاند. در این مقایسه، آنچه به دست آمد به طور خلاصه عبارت است: بهار به عنوان ادیبی سیاستمدار و فرزانه در پی ساختن ایرانی مستقل، آزاد و مدرن -بر پایه شعائر و نمادهای ملی و معنوی- است. شاملو نیز ادامه دهنده راه بهار در مسیر اهداف آرمانی و تجدد طلبانه است؛ با این تفاوت یا تمایز که شاملو در گستره بلندی از عمر ادبی خود، اهداف یاد شده را با سازوکارهای جناحی- سیاسی موسوم به چپ (سوسیالیسم) یا نزدیک به آن، دنبال می کرده است.
۱۹۶۳.

از نگاه ایجابی به شعر و شاعران عرفانی تا نگاه سلبی به شعر و شاعران مدرن در تأملات فلسفی احمد فردید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۴۴
مسئله شناخت و ماهیت شعر موضوعی دیرینه است که اندیشمندان جهان را به خود مشغول داشته است. در سنت فلسفی غرب از افلاطون و ارسطو از یک سو، و در سنت شرق از فارابی و ابن سینا تا عصر حاضر در باب ماهیت و شناخت شعر دیدگاه های سلبی و ایجابی زیادی مطرح شده است. از میان فیلسوفان ایرانی که در دوره معاصر نگاه فلسفی به شعر و شاعران داشته، احمد فردید است. فردید در نگرش خویش نسبت به شعر تحت تأثیر سه آبشخورِ: حکمت انسی، عرفان ابن عربی و اندیشه های هایدگری است. وی براین اساس، تاریخ را به پنج دوره پریروز، دیروز، امروز، فردا و پس فردا تقسیم می کند. دوره پریروز و پس فردا، به دلیل خاستگاه و غایت الهی، دوره های آرمانی فردید محسوب می شوند؛ اما دوره های دیگر در نگاه وی چندان اعتبار و اهمیتی نمی یابند. در نظر وی، باتوجه به گذشت زمان و فاصله گرفتن از تاریخ پریروز، زبان از خاستگاه الهی خود خارج شده و به صورت ابزار و وسیله تنزل پیدا کرده است. بنابراین، به دلیل اینکه شاعران کلاسیک، افرادی همچون حافظ، مولانا، جامی و شبستری با زبان اشارت، امکان بازگشت به تاریخ پریروز و احیای تاریخ پس فردارا برای انسان فراهم می کنند، شعر و شاعران آرمانی وی محسوب می شوند. همچنین، شعر این شاعران به دلیل دربرداشتن حکمت، به مثابه نیروی رهایی بخش انسان از دوره عسرت نقش آفرینی می کنند و حتی در دوره مدرنیته نیز در مقابل نیست انگاری بشارتی به سوی پس فردا می دهند؛ اما در دوره جدید با ظهور متافیزیک و میدان داری نفس اماره، شعر و شاعران نقش و رسالت دیرین خود را از دست داده اند. براین اساس، شاعرانی همچون نیما یوشیج، سهراب سپهری، فروغ فرخزاد، شاملو و... به دلیل آنکه شعرشان بر مبنای نفس اماره و زبان عبارت استوار است، در چشم و دل فردید ارج و اعتباری پیدا نمی کنند؛ ازاین رو، به طورکلی، فردید شاعران مدرن را از مدینه فاضله خویش بیرون می کند.
۱۹۶۴.

خوانش تطبیقی بن مایه های عاشقانه های جمال ثریا و کاظم بهمنی با تکیه بر «نظریه عشق» رابرت استرنبرگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۷۵
عشق و بازتاب آن در آثار، از دیرگاه همچون اسطوره های آفرینش و مرگ، از برجسته ترین بن مایه های ادبیات منثور و منظوم جهان بوده که از مضامین مشترک مباحث روان شناسی و آثار ادبی است که قابلیت بررسی در چارچوب پژوهش های بینارشته ای دارد. رابرت استرنبرگ، از روان شناسانی است که با مطرح کردن «نظریه عشق»، هرم سه گانه صمیمیت، اشتیاق و تعهد را بیان کرد و وجود عشق کامل و آرمانی را در گرو این سه مولفه دانست. در این پژوهش توصیفی و تحلیلی با رویکرد تطبیقی، با روش مطالعه کتاب خانه ای و تحلیل محتوا موردی و کیفی، سعی بر این گردیده مصادیق هرم سه گانه استرنبرگ همراه با نوع قصه عشق مدنظر وی در اشعار کاظم بهمنی، شاعر کلاسیک گرا و جمال ثریا، شاعر ترک زبان پیشرو شعر نو مورد تحلیل و بررسی قرار داد. دلیل اصلی تطبیق اشعار این دو شاعر، این است که هر دو به عشق و اضلاع سه گانه عشق، عاشق و معشوق به گونه ای ویژه نگاه کرده اند. نتایج پژوهش حاکی از این است که می توان مولفه های صمیمیت، اشتیاق و تعهد را در اشعار کاظم بهمنی دریافت که توانسته میان ارکان عشق توازن و تعادل برقرار سازد. در سروده های جمال ثریا تنها مولفه های صمیمیت و اشتیاق نشان از عشق رمانتیک دارد و با توجه به فرهنگ حاکم بر زمان وی مولفه تصمیم بدون تعهد در شعرش بازتاب یافته است. از نگر قصه های عشق استرنبرگ می توان در سروده های هر دو شاعر، نمودهایی برای «قصه ایثار» از نوع قصه های نامتقارن، «قصه های هنر و بهبودی» از نوع قصه های شیئی و «قصه های باغ و اعتیاد» از نگر قصه های مشارکتی دریافت.
۱۹۶۵.

تحلیل نگاشت های شناختی در غزلیات قلندری همام تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۹
ادبیات قلندری یکی از شاخه های ادبیات عرفانی است که در واکنش به مفاسد فکری، فرهنگی، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی به وجود آمده است. قالب غزل، یکی از اصلی ترین قالب هایی است که شاعران پس از سنایی در حوزه ادب قلندری و ملامتی از آن بهره گرفته اند. مفاهیم قلندری و رندی در شعر بسیاری از شاعران از جمله همام تبریزی وجود دارد. این مفاهیم باعث ایجاد تصویرپردازی هایی مفهومی و شناختی شده است که با استخراج نگاشت ها و استعاره های مفهومی این مفاهیم، می توان به زیرساخت فکری شاعر و اوضاع و احوال اجتماعی، سیاسی و فرهنگی زمان شاعر تا حد زیادی پی برد. نگارندگان در پژوهش حاضر، به روش توصیفی تحلیلی به بررسی و تحلیل نگاشت ها و استعاره های مفهومی در غزلیات قلندری همام تبریزی شاعر قرن هفتم هجری پرداخته اند. برایند تحقیق گویای آن است که اصلی ترین مفاهیمی که در خلق نگاشت ها و استعاره های مفهومی غزلیات قلندری همام تبریزی تأثیر گذاشته اند عبارت اند از: مفاهیم عشق، عاشق، معشوق، مفاهیم قمار و رندی، مفاهیم مربوط به می و مستی، ستیز با زهد دروغین و ریا و تقابل عقل و عشق. نکته دیگر این که همام نیز مانند بسیاری از شاعران قرن هفتم و هشتم هجری، از مفاهیم قلندری و رندی و ملامتی، برای مبارزه با مفاسد اخلاقی استفاده کرده است.
۱۹۶۶.

زمان صفر روایت: شالوده شکنی کلانروایت به وسیله خرده روایت ها در نمایشنامه مرگ یزدگرد اثر بهرام بیضایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۰ تعداد دانلود : ۲۷۸
در نمایشنامه مرگ یزدگرد، بهرام بیضایی صحت روایات تاریخی درباره مرگ یزدگرد را زیر سؤال می برد. شخصیت ها به بداهه گویی درباره خرده روایت های نا/پذیرفتنی درباره مرگ یزدگرد  می پردازند. مقاله حاضر از یک سو کلان روایت  تاریخی را بررسی می کند که قدرت ایزدی به یزدگرد شاه حق سلطنت بر مردم را داده است و از سوی دیگر خرده روایت هایی که منطق این سلطنت مطلقه را به چالش می گیرند. این پژوهش همچنین به بیان شگردهای روایی بیضایی می پردازد که شالوده کلان روایت فراتاریخی را می شکند و آن را تا حد هم ارزی با دیگر خرده روایت ها فرو می کاهد.
۱۹۶۷.

ساخت آغازگرها و نقش آن در شکل گیری گفتمان ایدئولوژیک فتوّت نامه شیخ ابوحفص شهاب الدین عمر سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۱۸۸
در این پژوهش، به منظور تحلیل گفتمانی متن فتوّت نامه سهروردی و کشف سازوکارهای میان ذهن و زبان نویسنده و بافت فرهنگی-اجتماعی متن  و نیز تحلیل مؤلفه های اندیشگانی پنهان در آن، به روش زبانشناسان سیستمی-نقشی (نقشگرا)، از تحلیل آغازگرها استفاده شده است؛ زیرا آغازگر به عنوان نقطه عزیمت پیام، امکان پردازش پیام متنی را برای گوینده و نیز تعیین جهت گیری کنشی و فکری پیام را برای مخاطب فراهم می آورد. از تحلیل انواع آغازگرها در این متن، این نتایج به دست آمد: فراوانی آغازگرهای تجربی در این متن، نشانگر غلبه کنش ایضاحی و اثباتی در گفتمان مؤلف است که اهدافی چون تشریع نهاد فتوّت، یک سویگی بخشیدن به نهادهای اخلاق، عرفان و سیاست و نیز مشروعیت بخشی به پایگاه شیعی این نهاد را (تحت حمایت مستقیم خلیفه الناصر لدین الله) تقویت می کند. کاهش معنادار آغازگرهای میان فردی، نشانگر پایین بودن کنش های ارتباطی و تعاملی در متن و مؤید تقویت منظورهای گفتمانی تک صدایی و اقتداری موجود در سازه های تجربی (تشریعی، مشروعیت بخشی و کنش های اثباتی و ایضاحی) است. از میان آغازگرهای متنی، عناصر ساختاری به جهت نقشی که در پیوستگی و توسعه متن ایفا می کنند، پررنگتر از دو نوع دیگر (تداومی و افزوده پیوندی) است. در این متن، فراوانی آغاگرهای ساده و بی نشان، بیشتر از آغازگرهای مرکب و نشاندار است که تاثیر آن در متن، به شکل سهولت و قاعده مندی زبانی و دستوری در عین انسجام متنی در بافت گفتمان ایدئولوژیک متن مشاهده می شود.
۱۹۶۸.

بررسی ویژگی های سبکی زبان و اندیشه شعر هوشنگ ابتهاج و محمد زهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۱۸۹
شعر به عنوان برجسته ترین هنر کلامی، پیوند عاطفه و تخیّل است که در زبان موزون شکل می گیرد. بررسی و شناخت شاخص ترین ویژگی های سبکی زبانی و فکری شعر دهه های اخیر راهی در معرّفی افق های شعر معاصر است. بدیهی است که در اثر تغییرات ساختاری که در بدنه اجتماع به وقوع می پیوندد، جریان اندیشه و دیدگاه های غالب شاعر نیز دچار فراز و فرود شود. گسترش روزافزون فضای مجازی در این دهه باعث جریان یافتن شعر در میان توده های مختلف مردم و ارتباط هنرمندان با هم گردیده است. در این میان هوشنگ ابتهاج و محمّد زهری از چهره های شاخص شعر معاصر نیز تحت تأثیر این بحران ها، در سیر شعرگویی خود دچار تحولاتی شده و با توشه ای از ادبیّات کلاسیک به شعر نیمایی روی آورده اند و به متعصبان کهنه پرست ثابت نمودند که پرداختن به صورت و قالبی نو و بدیع از عجز شاعر در سرودن شعر به سیاق شاعران قدیم ناشی نمی شود. هدف از این پژوهش شناسایی، استخراج و دسته بندی ویژگی های سبکی زبان و اندیشه غزل امیرهوشنگ ابتهاج و محمّد زهری با روش توصیفی- تحلیلی است. ورود مضامین اجتماعی و سیاسی، توجّه به روان شناسی جدید، تأثیرپذیری از نظریات فلسفی و مکاتب انسان گرایانه از مهم ترین مؤلّفه های فکری شعر معاصر است که به موازات آن درسروده های ابتهاج و زهری دیده می شود؛ همچنین هر دو شاعر به ویژه ابتهاج با بهره گیری از انواع قالب های شعری و توسّل به نماد و استعاره و دیگر ابزارهای سمبلیک ادبی در سخت ترین شرایط، فریادگر ناهنجاری های موجود بوده اند.
۱۹۶۹.

ترجمه گری تابو: بررسی هنجارها در پنج ترجمه انگلیسی گلستان در سده نوزدهم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۱۶
این مقاله می کوشد تا به شیوه کیفی- تبیینی و با ابزار کتابخانه در دسترس و بر اساس هنجارهای ترجمه ای پیشنهادی «توری» نشان دهد که جامعه خوانندگان زبان و فرهنگ مقصد، چگونه نویسندگان و آثار زبان و فرهنگ مبدأ را دریافت و درک می کنند و می پذیرند. دو پرسش اصلی نیز عبارتند از: 1- مترجمان، عناصر زبانی و به ویژه فرهنگی متون مبدأ را با چه کیفیتی و به چه میزان درک و دریافت می کنند و چگونه و به کمک چه ابزار زبانی و فرهنگی در فرهنگ مقصد، بازآفرینی می نمایند؟ ۲- چه رخ می دهد که متنی واحد در فرهنگ مبدأ را بیش از دو و گاه چند مترجم تصمیم می گیرند به زبانی واحد در فرهنگ مقصد ترجمه کنند؟ به نظر می رسد خوانندگان فرهنگ مقصد، محتویات متون ترجمه شده را در الگوی ارتباطی و در بستر و گفتمانی کاملاً دگرگونه تر از الگوی ارتباطی و گفتمانی فرهنگ مبدأ، درک و دریافت و تعبیر می کنند و می پذیرند. این مقاله می کوشد تا درک و دریافت و پذیرش سعدی از نگاه پنج مترجم غربی را از رهگذر چگونگی برگردان تابوها در گزیده ای از حکایات گلستان در سده نوزدهم انگلستان بررسی کند. نتایج نشان می دهد که «گلدوین»، «راس» و «ایتسویک» ترجیح می دهند که مسائل تابو را جابه جا و تلطیف یا حذف کنند و پلاتس ترجیح می دهد که تابوها را عیناً برگرداند یا به لاتین ترجمه کند. «ریهاتسک» برخلاف دیگر مترجمان می کوشد تا تابوها را نه حذف، نه تلطیف و نه جابه جا کند و نه به لاتین برگرداند، بلکه همه تابوها را بسان متن اصلی ترجمه کند و از رهگذر راهبرد بسندگی و وفاداری به متن اصلی، گلستان را آنچنان که هست، در دسترس خوانندگان انگلیسی زبان قرار دهد؛ چه معتقد است که برگردان های پیشین گلستان، بیش از اندازه مهذب و پاک سازی شده هستند.
۱۹۷۰.

بررسی استعاره های شناختیِ وحدت وجود در مثنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۲ تعداد دانلود : ۲۰۱
هدف از پژوهش حاضر تحلیل استعاره های شناختی/مفهومی وحدت وجود در مثنوی مولانا با روش توصیفی-تحلیلی است. با بررسی وحدت وجود در قالب استعاره های شناختی، منظرهای جدید و تصاویر منسجمی از وحدت وجود برای مخاطبان نمایان می شود. براساس نظریه استعاره شناختی، استعاره پدیده ای شناختی است و آنچه در زبان ظاهر می شود، تنها نمود این پدیده شناختی است و استعاره به هرگونه فهم و بیان تصوّرات انتزاعی در قالب تصوّرات ملموس تر اطلاق می شود. اساس رابطه این دو حوزه ادراکی به صورت تناظرهایی است که «نگاشت» نامیده می شود. در این تحقیق مفهوم ذهنی «وحدت وجود» قلمرو مقصد است (قلمرویی که نگاشت بر آن صورت می گیرد) و یکی از خوشه های تصویریِ عینیِ «نور»، «آب»، «باده، »«موسیقی»، «شیرینی»، «بهار»، «دلربا» و «آتش» قلمرو مبدأ است (قلمرویی که نگاشت می شود). می توان «وحدت وجود» (طرف انتزاعی/حوزه مقصد) را با این محسوسات (حوزه مبدأ/دهنده) منطبق کرد و کلان استعاره هایی را به دست آورد که هر یک از آن ها خرده استعاره هایی را در بر دارند. با این اوصاف، تحلیل مفهوم «وحدت وجود» در چارچوب نظریه شناختی از این منظر که دریچه ای جدید بر دریافت نظام ذهنی مولانا می گشاید و مفهوم انتزاعی وحدت وجود را عینی تر و ساختارمندتر می کند، اهمیت می یابد؛ کاری که نخستین بار این پژوهش به آن می پردازد. این موضوع زمانی اهمیت بیشتری می یابد که بدانیم محور اصلی و مرکزی اشعار مولانا و هم سلکانش وحدت وجود و تصاویر مربوط به آن است و مخاطبی که بر استعاره های شناختی وحدت وجود اشرافی ندارد، نمی تواند جهان شاعرانه-عارفانه کسانی همچون مولانا را درک و کشف کند و ظرایف ذهنی و لایه های پنهان اندیشگانی او را دریابد.
۱۹۷۱.

تحلیل تولیدات علمی دو فصلنامه پژوهش های دستوری و بلاغی و ترسیم نقشه علمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۸۰
هدف این پژوهش تحلیل تولیدات علمی دوفصلنامه پژوهش های دستوری و بلاغی از طریق روش های هم نویسندگی و هم واژگانی است. برای دستیابی به این هدف، ابتدا با استفاده از پایگاه داده ISC مقالات مربوطه جمع آوری و سپس با کمک نرم افزارهای اکسل و bibliometrix داده ها به صورت شبکه ای تحلیل شدند. در این تحلیل، ارتباط میان نویسندگان و کلمات کلیدی مقالات بررسی شد تا ساختار علمی و موضوعات کلیدی دوفصلنامه شناسایی شوند. نتایج نشان داد که بیشترین واژگان پرکاربرد در مقالات شامل بلاغت، شاهنامه، شعر معاصر و غزل بوده اند. تحلیل هم نویسندگی نشان داد که بیشتر مقالات توسط دو نویسنده نگارش شده و دانشگاه قم بیشترین تعداد مقالات را در این دوفصلنامه منتشر کرده است. همچنین، تحلیل هم واژگانی نشان داد که گرایشات پژوهشی در طول زمان از موضوعاتی مانند شاهنامه به موضوعاتی نظیر حافظ، شعر معاصر و بلاغت تغییر یافته است. این یافته ها نشان می دهند که استفاده از روش های هم نویسندگی و هم واژگانی می تواند به شناسایی بهتر ساختار علمی و موضوعات محوری دوفصلنامه کمک و تغییرات گرایشات پژوهشی را به طور دقیق تری منعکس نماید.
۱۹۷۲.

بررسی نقش های شش گانه زبانی در ادبیات تعلیمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۰
ادبیات تعلیمی، یکی از انواع ادبی در ادبیات فارسی است که سابقه ای دور و دیرین دارد. این نوع ادبی نه فقط در دوره اسلامی، بلکه در آثار بازمانده از ایران باستان نیز وجود دارد. این ادبیات با زبان ویژه خود، ابزاری کارآمد در تعلیم فردی و جمعی محسوب می شود. در این میان زبان به عنوان یکی از شاخص ترین موضوع در نوع ادبی، بسیار حائز اهمیّت است؛ به گونه ای که توجه به نوع زبان در متون ادبیات تعلیمی می تواند ما را به درک بهتر و عمیق ترِ ساختار زبانی متون تعلیمی و کارکردهای اجتماعی و فردی آن رهنمود کند. بر این اساس ما در این جستار در پی آن هستیم که به روش توصیفی تحلیلی، نوع کارکردهای شش گانه زبانی در ادبیات تعلیمی زبان فارسی را بررسی کنیم. 
۱۹۷۳.

بررسی تطبیقی عامل وحشت آفرین و کارکرد آن در آثار حمیدرضا شاه آبادی (لالایی برای دختر مرده، چاه تاریکی و کابوس های خنده دار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۴۳
هدف این پژوهش، بررسی و تحلیل چند رمان نوجوان ایرانی از یک نویسنده است تا از دید عامل وحشت آفرین بررسی و روشن شود این آثار ایرانی، تقلیدی صرف از آثار غربی است یا با ویژگیهای فرهنگی ایرانی وفق داده شده است و مشخص شود به کارگیری هیولا در این رمانها چه کارکردی دارد. برای این منظور سه کتاب شاخص در این زمینه یعنی لالایی برای دختر مرده، چاه تاریکی و کابوس های خنده دار انتخاب شد که هیولای ملموسی دارند؛ سپس، هیولای هر اثر از چند جنبه یعنی از نظر ماهیت، ماجراها و مفاهیم نمادین، بررسی و تحلیل شد. هم چنین برای مشخص شدن نوآوریها، این رمانها با نمونه های مشابه در آثار وحشت، اساطیر و افسانه ها مقایسه شد. بررسی تطبیقی عامل وحشت آفرین و کارکرد آن در این سه اثر، نشان داد که نویسنده، هوشمندانه و با شناخت صحیح از ذائقه مخاطب، مؤلفه های ژانر وحشت و بویژه هیولا را به کار می گیرد تا از جذابیت ذاتی ژانر وحشت بهره ببرد و مخاطب را جذب دنیای بازسازی شده تاریخی خود کند. مطمئناً ترکیب تاریخ با وحشت، از یک سو می تواند بر جذابیت و خلاقیت اثر بیفزاید و از سوی دیگر ترکیب تاریخ با عناصر ماوراءالطبیعه وحشت به باورپذیری داستان کمک کند. همین ترکیب تاریخ دوران قاجار با هیولاهای ژانر وحشت است که این سه داستان را از هرگونه مشابه خارجی یا داخلی متمایز می سازد و آنها را حتی با وجود تکراری بودن برخی حوادث و مضمونها بدیع و نوآورانه جلوه می دهد.
۱۹۷۴.

بازشناخت شخصیت ابن یمین با محوریت قطعات ایشان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۱ تعداد دانلود : ۲۰۲
ابن یمین فریومدی از شاعران نیمه دوم قرن هفتم و نیمه اول قرن هشتم است. او از سرایندگان دوره مغول به شمار می رود. عصر مغول دوره ای سراسر آشوب در تاریخ ایران محسوب می شود. محل زندگی شاعر از مراکز پرآشوب بوده است که در آن بر اثر وحشی گری های این قوم خون خوار، اخلاق اجتماعی و پایه های فکری و فرهنگ مردم رو به انحطاط و اضمحلال می گذارد. در این ایام، آشفتگی های سیاسی و اجتماعی و سقوط اخلاق اجتماعی و ارزش های انسانی سبب ایجاد روحیه تسلیم و جبرگرایی در میان عامه مردم جامعه می شود. آشفتگی های کلام شاعر که منبعث از آشفتگی های اجتماع است، موجب شده تأثیر جهان بینی شاعر بر زبان او بیشتر از تأثیر زبان شاعر بر جهان بینی او باشد. تناقض گویی های او در بیان نکات اخلاقی به وضوح در قطعاتش قابل مشاهده است و همین نکته او را شاعری بین مرز خوبی و بدی نگه می دارد. اگرچه ابن یمین به سبب سرایش قطعات اخلاقی و پندآموز شهرت فراوان یافته است و تاکنون پژوهشگران بیشتر این جنبه دیوان او را مورد مطالعه و پژوهش قرار داده اند، اما نگارنده در این تحقیق با استناد به دیگر اشعارش به دنبال این نکته است که او در برخی موارد شاعری اخلاق مدار نبوده است؛ بلکه در بسیاری از موارد با درخواست های ناچیز و حقیرانه از دایره اخلاق و آزادمنشی خارج شده است.
۱۹۷۵.

گونه شناسی تطبیقی درد و رنج در اشعار نیما یوشیج و نزار قبانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۸ تعداد دانلود : ۱۹۶
از دیرباز تاکنون، درد و رنج یکی از جلوه های برجسته زندگی بشری بوده است. این دو مفهو،م همواره معانی و مصادیق متعددی در زندگی انسان ها داشته که گاهی مخرب و گاهی سازنده بوده و طی ادوار گوناگون نیز همواره، بازتاب گسترده ای در ادبیات داشته است. با بررسی آثار نویسندگان و شاعران، می توان به گونه های متفاوت و مشخصی از درد و رنج در این آثار دست یافت. در پژوهش پیش رو، به روش تحلیلی- توصیفی، به گونه شناسی درد و رنج در آثار دو شاعر معاصر ایرانی و عربی، یعنی «نیما یوشیج» و «نزار قبانی» به طور تطبیقی پرداخته شده است. بررسی ها نشان می دهد، می توان به گونه های مشترکی از ساحات گوناگون درد و رنج، مانند رنج های ناشی از عشق، شاعر بودن، رنج ظلم و استبداد و درد اجتماعی در آثار هر دو شاعر دست یافت که دو گونه نخست از درد و رنج های یادشده، بیشتر ماهیتی شخصی و فردی دارند و دو گونه دیگر، بیشتر ناظر بر رنج های کلی و بشری هستند که این امر مهم گویای این است که درد و رنج در نظام فکری این دو شاعر، ساحتی چندگانه دارد و تک بعدی نیست. دغدغه مندی و تصویرگری نیما یوشیج و نزار قبانی از مسائل جامعه سبب شده تا اشعار هر دو شاعر با انعکاس درد و رنج فراوان همراه گردد که البته این درد و رنج، از ناامیدی و بداندیشی سرچشمه نمی گیرند و به پوچ گرایی نیز منتهی نمی شوند؛ بلکه اغلب ریشه در امید به ایجاد تغییر دارند.  
۱۹۷۶.

مقایسه تطبیقی داستانهای دِوْداسِ هندی و شیرین و فرهادِ ایرانی (بر اساس رویکردی پُست زیست محیطی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۱۳
تلقی کرد که گویا دیروز فقط با دیدگاه هایِ ظاهری به نحوی در مُورفولوژی و فیزیولوژی که در عالمِ پزشکی محدود و برپا بود لیکن در اینجا قرار است تا ما در پیِ خلاقیت جوییِ چندباره از این حیطه به این واکاوی برسیم که اگر این هنر اتفاقاً از وجوهی باطنی تر و روحی برخوردار باشد (مساوی باور به روحِ هنر) لذا چطور می توان با بروزرسانی هایِ جدی؛ حتی با این خاصه یعنی نظریه پیشذکر اما همین هنرِ بَسا تفننی را بیشتر ادراک و علمی سازی کرد! که البته وقتی مصادیقی(تطبیقی) میخواستیم؟ اشاره داشته که در اینجا به داستانی از چتوپادهی و وحشی بافقی با محوریتی در عشق و اسطوره؛ گزنیش و بسنده کردیم. هدف : علاوه بر اینها در این پژوهش قصد داریم تا با گُذری از جهان خیال و اسطوره، وجوه بیشتر ملموس و قابل انتقال به آینده را نیز شُعار و خُرافه زدایی کرده که شاید به اختصار، روزی نزدیک، قهرمانِ درونِ ما هم اصطلاحاً قَد بَر افراشت. روش تحقیق : همچنین لازم به ذکر داشته این مقاله به شیوه کتابخانه ای و تجربی(میدانی) با رویکردی توصیفی-تحلیلی برایِ جوانبی کیفی و کاربردی مهیا شده. جمع بندی : و در پایان چشم اندازی نو داریم که با فزونیِ سِری مقالاتی نظیر؛ بازهم آرای متفکرانِ در "هنر" خصوصاً "شرقی" تلنگری خورده و لذتِ ما از زیست و کارِ با هنر، دوباره فهم و وجهی رسمی و بیشتر حقی یابد. امید که مفید واقع گردد..
۱۹۷۷.

تحلیل بوطیقایی ادبیات و آیین های عاشورایی (میانه گزارش و تحریف) مطالعه موردی ترکیب بند محتشم کاشانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۴۹
این پژوهش درصدد تبیین این مسئله است که ظرفیت بوطیقایی موجود در ادبیات و برخی نمودهای آیینی شکل گرفته پیرامون نهضت عظیم عاشورا، امری مرتبط با ماهیت این قیام بزرگ است. بازآفرینی این جنبش شگفت در عرصه بیان، آن را عملاً از حیث تحلیل «ژانری ادبی» به «حماسه» تبدیل کرده است. برخی از دلایلی که می توان دراین باره برشمرد، عبارت اند از: 1. عظمت و سترگی حادثه ازنظر ظهور اراده ای خلل ناپذیر و مقدّس در نبردی بسیار نابرابر؛ 2. عمق معنوی این نهضت از آغاز تا پایان؛ از مقدمات تا امواج اجتماعی، فرهنگی و تبدیل شدن به نمودها و مظاهری انسان شناسانه در ادبیات عمومی و شفاهی اقشار گوناگون مردم. بنابراین، عملاً از منظر ژانرشناسی ادبی در عرصه نوشتارها و گفتارها، ظرفیتی حماسی (epic) به این حرکت پرعظمت بخشیده شده است؛ ازاین رو، طبعاً در فرایند ورود به ساحت هنری حماسه، عناصر بوطیقایی ویژه در آن راه یافته است. این جستار می خواهد حد واسط میان «گزارش صرف» از عاشورا و تحریف های اغراقآمیخته از آن را بشناساند. این حد واسط فقط می تواند ادبیات باشد و از زاویه نگاه ادبی، بوطیقایی و هنری، متناسب با این واقعه خارق العاده است. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی است و بر پایه چهارچوب نظری محاکات و بوطیقایی ارسطو بنا شده است. اجمالاً، نتیجه تحقیق ضمن تأیید ضرورت به رسمیت شناختن این نگاه نسبت به ادبیات و آیین های عاشورا، هم غلوّهای افراطی و تحریف و هم گزارشگری معمولی غیرادبی مرتبط با عاشورا را نقد می کند و در ادامه با تبیین عناصر بوطیقایی، ازطریق تجزیه و تحلیل مشهورترین شعر عاشورایی فارسی، یعنی ترکیب بند محتشم کاشانی، این مرزها را بازشناسی می کند.
۱۹۷۸.

معرّفی تاریخی ناشناخته از خاندان مغول: شجرة الأتراک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۵۰
دوره مغول و حکمرانی جانشینان چنگیزخان از مهم ترین ادوار تاریخ ایران است، عصری که دست کم تا پایان حکومت تیموریان به درازا کشید. در این دوره، نوشتن کتاب های تاریخی اهمّیّت پیدا کرد و آثار متعدّدی در این زمینه به رشته تحریر در آمد. در تحقیق حاضر، که به روش توصیفی، از نوع تحلیل محتوای کیفی و سندپژوهی، با استفاده از ابزار گردآوری اطّلاعات کتابخانه ای، انجام گرفته، یکی از این آثار معرّفی شده است و آن کتاب شجرهالأتراک است. این کتاب گزیده ای از کتابی مفقود منسوب به الغ بیک تیموری موسوم به الوس اربعه چنگیزی است که ظاهراً میان 980 و 1000 ق نوشته شده. نویسنده اثر معلوم نیست، ولی مذهب و موطن وی به احتمال زیاد سنّیِ شافعی و سمرقند است. در کتاب، نویسنده سعی دارد اثر خود را موثّق نشان دهد و بر همین اساس، به غیر از منابع بی شمارِ فرعیِ مذکور و غیرمذکور، از دو کتابِ ظفرنامه یزدی (در نثر) و چنگیزنامه (یا شهنامه) کاشانی (در نظم)، به عنوان اصلی ترین مآخذِ کتاب، بسیار استفاده می کند. نام کتاب هم شجرهالأتراک ذکر شده و هم الوس اربعه. نویسنده اثر کتابِ منبعِ خود را نیز هم شجرهالأتراک نامیده هم الوس اربعه. ظاهراً از کتابِ منسوب به الغ بیک چند تحریر موجود بوده و نویسنده کتاب شجرهالأتراک، که از آن اقتباس می کرده، چند نسخه از آن را پیش روی خود داشته است. اینکه خودِ الغ بیک تاریخ نوشته باشد بر مبنای دو اصلِ وجود نداشتن سندی صریح، جز اشاره گذرای خواندمیر، و مشهور نبودن الغ بیک در تاریخ نویسی و ادبیّات از اساس غلط است.
۱۹۷۹.

پیرامون بیتی از حکیم گنجه (کاوشی در مفهوم «خداوندان خداوند» در منظومه فکری نظامی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۳۵
تعبیر «خداوندان خداوند» در سرآغاز منظومه خسرو و شیرین نظامی ذیل عنوان «در توحید باری»، نه به لحاظ لفظی و نه معنوی با موازین اصل توحید در کلام اسلامی سازگار نیست. مسأله کانونی این مقاله آن است که با شرح و تفسیر این ابیات، بتواند ضمن تبارشناسی افکار نظامی، برای فهم دقیق ژرفای اندیشه های این حکیم سخنور، الگویی معرفت شناسانه و هستی شناختی ارائه نماید. این الگوی پیشنهادی عبارت است از: «جهان بینی هرمسی». این جستار درصدد تأویل عبارتِ «خداوندان خداوند» در کلام نظامی بر اساس نظام معرفتی هرمسی و تعمیم آن به کلّ سامانه الهیاتی حکیم گنجوی می باشد. بدین منظور ابتدا با کاوش در تاریخچه و محتوای متون هرمسی، طرحی کلی از سامانه یزدان شناختی آن به دست داده، آنگاه ردّ پای آن آموزه ها را در متون ایرانی و سپس اسلامی جستجو کرده ایم. در مرحله بعدی نفوذ آن تعالیم را از طریق صابئیان حران، و آثار سهروردی در فضای فکری دوره مقارن نظامی بر رسیده، با شواهد درون متنی و برون متنی کوشیده ایم تأثّر وی را از اندیشه های هرمسی، به ویژه الهیات دوگانه انگار آن، نشان دهیم که قائل به وجود یک خدای متعال و یک خدای خالق است.
۱۹۸۰.

تأثیر قدرت بر نثر دوره صفوی بر اساس جامعه شناسی زبان با تکیه بر کتاب عالم آرای عباسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۴۱
زبان یکی از برجستهترین و مهمترین عناصر سبکی در مطالعات و بررسیهای ادبی به شمار میآید. هر نوع تغییر و تحول در فرم و محتوای زبان یک اثر ادبی، نشان دهنده سیر تحولات و تطورات نگرشی و دانشی خالق اثر و جامعه مؤثر بر پدید آمدن آن است. گاه زبان بر پدید آمدن سبکهای ادبی و شیوههای نوشتاری تأثیر مستقیم دارد و گاه به صورت غیرمستقیم در قالب اشکال گوناگون اعمال قدرت میکند. گاهی نیز سبکهای ادبی بر زبان چیرگی یافته و باعث تغییرات و تحولات اساسی در این حوزه میشوند. در تاریخ تحولات ادبی مشاهده میکنیم که گاهی قدرت حکومتی بر زبان و سبک ادبی تأثیرات فراوانی دارد و حتی به آن سمت و سو میدهد. حکومت صفوی در تاریخ ایران بر اساس یک ایدئولوژی مذهبی به قدرت رسید و این قدرت که از سه ضلع اصلی 1- شاهان صفوی، 2- قزلباشان و 3- علمای دینی تشکیل می شد بر سبک و سیاق متون ادبی آن دوره تأثیر گذاشت. مطالعه رابطه کاربردی زبان در آثار ادبی و مناسبات قدرت، پژوهشهای ادبی را با علوم اجتماعی و زبانشناسی پیوند میدهد. این پژوهش به گفتمان تأثیر قدرت بر آثار منثور دوره صفوی از منظر جامعهشناسی زبان با تکیه بر کتاب عالم آرای عباسی می پردازد و مشخص میکند که کدام قدرتها با چه بسامدی بر نثر آن دوره تأثیر گذاشتهاند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان