بررسی و توصیف گویشها نه تنها برای ثبت و ضبط گفتاری که بر اثر تاثیر رسانههای گروهی بخصوص تلویزیون، همگانی شدن تحصیلات ابتدایی و مهاجرت روستائیان به شهرهای بزرگ، به ویژه تهران، در آیندهای نه چندان دور از میان خواهد رفت سودمند است، بلکه از واژگان آن میتوان برای برطرف کردن مشکلاتی که در برخی متون کهن فارسی دری از نظر فهم و درک دیده میشود سود جست. زیرا گویشها به ویژه گویشهای خراسان، غالباً ادامه فارسی قرنهای چهارم و پنجم و ششم هجری است . در این مقاله برخی از واژههای گویش قاینی با برابرهای آن در فرهنگهایی مانند: برهان قاطع، فرهنگ جهانگیری و نیز بعضی از متون کهن فارسی دری مقایسه شده و نشان داده شده که تفاوت چندانی میان واژههای گویش قاینی و واژههای این فرهنگها و متون کهن فارسی دیده نمیشود و اگر اختلافی وجود دارد، اختلاف آوایی است که در طی این مدت در گویشها صورت گرفته است.
در قلمرو حروف اضافه ، زبان متون نثر کهن فارسی از زبان نثر ادبی معاصر ، کاملا متمایز است و از یکدیگر باز شناخته می شوند و این امر ، نتیجه تحول زبان فارسی در چند قرن زندگی خود می باشد . آنچه موجب این تمایز گردیده عبارت است از : 1- برخی تکنواژهای نحوی که در زبان متون نثر کهن فارسی به عنوان حرف اضافه مورد استفاده قرار گرفته است یا در زبان نثر ادبی معاصر کاربردی ندارد و یا بهندرت در نقش حروف اضافه قار می گیرد ؛ 2- استعمال یک حرف اضافه با گونه های مختلف آن ؛ مانند«با» که شامل گونه های : «ابا» ، «با» و «وا» می باشد . ....
غرض از برانگیختن این بحث بررسى مضامین شعر فرخى است در حوزهء آهنگ و موسیقى و نیز بسامد بحور و اوزان عروضى در دیوان وى. اوزانى راکه شاعر بدانها دلبستگى داشته و در مطاوى دیوان براى مضامین گوناگون از آنها سود جسته است و نیز تحلیل پیوند مضامین با اوزان و موسیقى کلام وى و نشان دادن اوزان به کار رفته در سخن سهل ممتنع این شاعر توانا، سخنورى که در سال 429 هجرى قمرى به روزگارکهولت نارسیده از سراى فانى به دارباقى شتافته است.
نظر به اینکه در حوزه معنی و مضمون تمامی غرلهای حافظ، نمیتوان حکمی قطعی و جزم صادر نمود که این امر ناشی از رندی و هنرمندی حافظ است. بسیاری از موضوعها و مضامین شعری او را قبل و بعد وی میتوان جستجو کرد و یافت که وامداری او به شاعران پیش از خودش، امری مسلم است، لذا راز امتیاز و یگانگی شعر حافظ در زبان او نهفته است. پس به نظر میرسد اولین و اصلیترین زمینه پژوهش در شعر حافظ، تحقیق در ساحت زبانی او در همه مقولههاست. از بررسی مسائل معانی و بیانی و بدیعی گرفته تا صرف و نحو زبان و انواع موسیقی شعر و نحوه گزینش واژگان و حتی بررسی تک تک واجهای کلمههای شعر او از لحاظ واجگاه و مخرج آنها. در این مقاله ضمن تبیین مطالب فوق، با ارائه شواهدی از شعر حافظ، ظرافت و هنرنمایی او را در بکارگیری صنایع بدیعی تناسب، ایهام تناسب، تضاد، پارادکس، ایهام و تبادر نشان دادهایم. البته قبل از ذکر شواهد برای دیدن آرا و دیدگاهها و تعاریف گذشتگان و معاصران از صنایع بدیعی، هفت اثر و کتاب را مد نظر داشتهایم تا نشان دهیم با توجه به تفاوت نگاه شاعران و علمای علم بدیع به این صنایع ،جای یک نقد و تحلیل،در بررسی انتقادی و همه جانبه نسبت به تعاریف و تعداد و تقسیم بندیهای صنایع بدیعی در دوره های مختلف شعر فارسی در تحقیقات ادبی،خالیست.
خواجوی کرمانی یکی از چهره های برجسته در عرصه ادب فارسی و غالب اشعارش گواه قدرت و مهارت وی در شاعری است. وی پدیدآوردنده مثنوی هایی است به تقلید از بعضی شاعران پیشین و بخصوص نظامی گنجوی و از آن میان مثنوی همای و همایون است که از منظومه های غنایی و بزمی به شمار می رود. این منظومه غنایی است نظیره ای بر خسروشیرین و مشتمل بر 4435 بیت است، تاثیرپذیری خواجو را از داستان سرای گنجه هم در حوزه محتوا و هم در عرصه زبان و تصویرهای شاعرانه به خوبی نشان می دهد. این مقاله بر آن است که پس از معرفی اجمالی مثنوی همای و همایون به بررسی ارتباط آن با خسروشیرین بپردازد و گوشه هایی از تاثیرپذیری خواجو از نظامی را نشان دهد.
این مقاله به بررسی چگونگی تاثیر شعر رمانتیک اروپا بر روند پیدایش و تکامل شعر نو پارسی میپردازد. تاملی بر اشعار نیما یوشیج به عنوان پایهگذار شعر نو پارسی و چند تن از نوپردازان پس از او نشان میدهد که شعر رمانتیک اروپا تاثیر عمیقی بر ابعاد مختلف شعر نو پارسی نهاده است. هوگو، دوموسه، گوتیه و دیگران در شعر فرانسه و وردزورث، کلریج، شلی و دیگر رمانتیکهای انگلیس برای شکستن قالبهای صوری و مفهومی نئوکلاسیک تغییراتی را در شعر لازم میدیدند تا به وسیله آنها بتوانند شعر را از خمودگی در محتوی، قالب و زبان درآورند. نیما آن تغییرات را در شعر کهن پارسی به کار گرفت و به دیگران هم معرفی کرد. در این مطالعه بازتاب چند اصل شعر کهن پارسی به کار گرفت و به دیگران هم معرفی کرد. در این مطالعه بازتاب چند اصل شعر رمانتیک اروپا در آثار منظوم نیما، توللی، فرخزاد، نادر پور و اخوان مورد بررسی قرار گرفته است تا بیانگر عمق تاثیر شعر دوره رمانتیک اروپا بر پیدایش و رشد شعر نو پارسی باشد.