این مقاله پژوهشی است درباره «نوستالژی (غم غربت) در شعر معاصر فارسی». این موضوع به عنوان یکی از رفتارهای ناخودآگاه فرد، در شعر «سهراب سپهری» بررسی شده است. پس از ریشه شناسی و تعریف این اصطلاح با توجه به فرهنگ ها و بهره گیری از نظرات روان شناسان، به عوامل ایجاد غم غربت اشاره و در ادامه به ارتباط نوستالژی و خاطره پرداخته شده است. در بخش خاطره فردی به نوستالژی دوری از وطن به عنوان غم غربت و در بخش نوستالژی اجتماعی تحت عنوان شاعران و خاطره جمعی به دلتنگی شاعران برای اسطوره های ایران، با ذکر شواهد شعری پرداخته شده است.
یکی از مهم ترین کتاب های تاریخ بشریت که از دیر زمان مورد توجه مردم با فرهنگ های مختلف قرار گرفته، کتاب کلیله و دمنه است. به همین جهت مترجمان مختلف این کتاب «متناسب با فرهنگ و زبان قوم خود» در آن دخل و تصرف هایی کرده اند، یکی از مشهورترین ترجمه های این کتاب، ترجمه نصر اله منشی به زبان فارسی است، برتری های این ترجمه چه از نظر ادبی و چه از نظر انتقال پیام بر دیگر ترجمه ها بر کسی پوشیده نیست. نصراله منشی در این ترجمه مانند دیگر مترجمان برای هر نمایی خود و بهتر جلوه دادن حکایت، در متن عربی آن دخل و تصرف هایی کرده است. بیشتر این تصرف ها باعث غنای متن و گاهی بر طرف کردن کاستی ها و نارسایی ها شده است، اما به ندرت این دخل و تصرف ها موجب لغزش هایی در کار او شده است در این مقاله به طور خلاصه به بعضی از این لغزش ها اشاره می شود.