فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۲۱ تا ۷۴۰ مورد از کل ۵٬۵۳۹ مورد.
دیالکتیک روشنگری و اسارت انسان
حوزههای تخصصی:
عقلانیت خودبنیاد که اساس عصر روشنگری را پایه نهاد، عقلانیّتی ریاضی وار و ابزاری بود. از این رو، کاملاً در خدمت جنبه های مادی و طبیعی انسان قرار گرفت و از ابعاد الوهی او به بهانة نفی اسطوره های حاکم بر سوژة انسانی احتراز جست. این عقلانیت ابزاری و کمیّت محور، که نخست در فلسفة دکارت و نظریة ثنویت گرایانة او (سوژه ابژه) خودنمایی کرد و سپس در فلسفه کانت به اوج والایی خود رسید، عقل آدمی را دارای ساختاری نظام مند می پنداشت که به شناخت منطقی ابژه ها قادر بود، ولی در فرجام عصر روشنگری بواسطة ریاضی وار نگریستن و اندیشیدن، سوژه و ابژه هر دو در چنبرة کمیّت و ابزاروارگی گرفتار شدند و حتی سوژه ای که باید اعمال نظر و عمل می کرد، خود ناخواسته و ناخودآگاه به ابژة عملِ سوژه های گفتمان حاکم (لیبرال سرمایه داری) بدل شد و حتی آزادی و اختیار خویش را نیز کاملاً از کف نهاد. منتقدان مدرنیته، به ویژه متفکران مکتب فرانکفورت، اغلب از این زاویة دید، عقلانیتِ تکنیک محور روشنگری را به نقد کشیده اند. در این مقاله، با تکیه بر آرای دو تن از برجستگان این مکتب انتقادی، یعنی آدورنو و هورکهایمر، اسارت انسان را در نتیجةِ اعمال عقلانیت ابزاری عصر روشنگری به تصویر کشیده ایم.
مبنا و هدف حقوق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی و نقد مجازات مرتد در اسلام و سایر ادیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ درمورد چگونگی برخورد با مرتدان، سؤالات جدی مطرح بوده و گفتگوهای بسیاری در مکاتب حقوقی فقهی و کلامی صورت گرفته است این معنا پس از صدور اعلامیه جهانی حقوق بشر که آزادی عقیدتی را حق طبیعی انسان ها دانسته، حالت جدی تری به خود گرفت و از آنجا که واکنش های خشن و شدید جزایی در مجازات مرتد، بیشتر در میان پیروان ادیان الهی گزارش شده است، عمده اعتراض ها تاکنون متوجه ادیان الهی بوده است.
و حال آنکه نه تنها در شریعت اسلام، بلکه در شریعت یهود و مسیحیت نیز گناه کشتن هر انسانی که مرتکب قتل انسانی و یا عامل فسادی نبوده، معادل کشتن همه انسان ها و عظیم ترین خطا است.
این مقاله درصدد اثبات آن است که نه تنها در اسلام، بلکه در هیچ آئین الهی دیگری مجازاتی غیرعادلانه نیامده و هر مرحله از خشونت، از ساحت قدس پیامبران الهی به دور است.
جایگاه معنویت و تجارب اوج از دیدگاه آبراهام مزلو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آبراهام مزلو (1970- 1908م) را مبدع و رهبر معنوی مکتب روان شناسی انسان گرایانه به شمار آورده اند. هرچند بسیاری از پژوهندگان به بحث و بررسی آرای وی پرداخته اند، ولی درخصوص جایگاه معنویت، تجارب اوج و دین در اندیشه های این نظریه پرداز روان شناسی، پژوهش جداگانه ای انجام نشده است؛ گویی اندیشه های وی دراین باره جدی گرفته نشده است.
در این مقاله نگارندگان می کوشند تا پس از نگاهی اجمالی به رویکردانسان گرایی، آرا و نظریه های روان شناسی آبراهام مزلو در مورددین و اندیشه های دینی و معنویت را گزارش کنند. هدف این پژوهش، شناساندن این آموزه مزلو است که معنوی بودن، جزئی از ذات انسان می باشد و انسان به طور طبیعی، دینی است.
در نگاه مزلو معنویت همانند دیگر نیازهای طبیعی انسان (مانند نور خورشید، کلسیم و محبت) است که عدم ارضای آن به روان پریشی ها، افسردگی ها و بحران روانی می انجامد. براساس این نیاز، دین به معنای عام (معنویت گرایی) در طول تاریخ همواره محور اصلی فرهنگ های بشری بوده است. افزون بر آن، مزلو معتقد است در همه انسان ها استعداد رسیدن به تجارب اوج وجود دارد و بنیان گذاران ادیان در مرتبه والایی از این تجربه بهره مند بوده و آن را شکوفا کرده اند. ریشه و کارکرد اولیه ادیان نهادینه، انتقال احوال عرفانى این بزرگان به دیگران است.
از عدالت فردی تا عدالت اجتماعی
حوزههای تخصصی:
تنهایی محتضران
حوزههای تخصصی:
مفهوم قانون در اندیشه سیاسی یونان باستان گذر از ثِسموس(θεσμός) به نوموس (νόμος)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از اصلی ترین مفاهیمِ برسازنده اندیشه سیاسی یونان باستان، مفهوم ِ قانون بوده است. یونانیان از دو اصطلاح حقوقی متفاوت برای مفهوم قانون استفاده می کرده اند. تا پیش از سقوط حکومت استبدادی پیسیستراتی در پایان سده ششم پ.م اصطلاحِ ثِسموس در معنای قانون نهاده به کار می رفته است؛ حال آنکه پس از اصلاحات کلیستنسی در آغاز سده پنجم پ.م و استقرار مردمسالاری در آتن، اصطلاح حقوقی دیگری در معنای قانونِ نهاده به کار می رفته است: نوموس. پژوهش های ما نشان می دهد این تغییر اصطلاح در ادبیاتِ حقوقی آتن، نشان از دگرگونی عمیق تری در اندیشه سیاسی یونانیان دارد- به باور ما زبان، آیینه دار اندیشه است و چنین تغییر ترمینولوژیکی در زبان، احتمالا، بازتاب تغییری اندیشگانی است. ازین روی، برآنیم از رهگذر بررسی فیلولوژیک دو واژه ثسموس و نوموس در ادبیات یونان باستان، از هومر تا ابتدای سده چهار پ.م، این تغییر در اندیشه سیاسی یونانیان را نشان دهیم. آنچه این جستار را از پژوهشی صرفاً فیلولوژیک فراتر می برد و آن را درآمدی بر فهمِ فلسفه سیاسی یونان باستان قرار می دهد، تلاش در بازتعریف واحدِ زیست ِسیاسی یونانیان، پولیس، بر اساس برداشت نوین از مفهوم قانون است.
عقل و خودآگاهی در فلسفه تاریخ هگل
حوزههای تخصصی:
فلسفه تاریخ یکی از شاخه های فلسفه است که به اندازه خود فلسفه قدمت ندارد . نگاه فلسفی به تاریخ از قرون وسطی شروع شده و در هگل به اوج خود رسیده است. در این مقاله نگاه هگل به تاریخ با توجه به مسایل عمده مطرح در فلسفه او ، بررسی می شود. دیالکتیک که به نطر هگل ، جریان جاری در هستی است ، حرکت روان را تبیین می کند و در توصیف فرایند این حرکت است که از هستی محض به شناسایی می رسد . هگل از عقلی سخن می گوید که درفرایند شدن خویش به روان مطلق تبدیل می شود و این نهایت تاریخ است جایی که عقل به خود می اندیشد و سوژه و ابژه یا فاعل و موضوع شناسایی یکی است . ا ز آن جا که بخش های مختلف فلسفه او از هم جدا نیستند، ناگزیر اشاره ای به منطق و پدیدارشناسی خواهیم داشت. مساله خودآگاهی و چگونگی حاکمیت عقل و پدیدار شدن روان در تاریخ و نتیجه ستیزه خواجه و برده در این مقاله مورد بحث قرار خواهد گرفت تا سرانجام ببینیم چگونه یگانه شدن اراده جزیی فردی با اراده و خواست کلی یعنی دولت، نهایت آزادی فرد را در پی خواهد داشت.
نگرشى به «سرشت انسان نیک استیا بد از منظر فلسفه زیستشناسى
حوزههای تخصصی:
گفت و گوی «کیان» با کارل پوپر
منبع:
کیان ۱۳۷۱ شماره ۱۰
حوزههای تخصصی:
امامت و مولفه های دموکراسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات ۱۳۸۶ شماره ۴۵
حوزههای تخصصی:
امامت، رکن اساسی اندیشه سیاسی شیعه است و هر گونهنظریه پردازی درباره نظام سیاسی شیعه در دوران غیبت در نسبت با آن معنا می یابد. بر این اساس، در این مقاله، تلاش می شود با تحلیل مفهومی دموکراسی و توضیح مؤلفههای ذاتی و زمینه ای آن به نسبت سنجی امامت با مؤلفههای یاد شده پرداخته شود. از دیدگاه مقاله حاضر، امامت با مؤلفههای ذاتی دموکراسی سازگاری دارد، ولی مؤلفههای زمینهای آن را بر نمیتابد. ازاین رو، در دو بخش جداگانه با توضیح مقصود خود ازمؤلفههای ذاتی و زمینهای برمبنای تحلیل مفهومی دموکراسی، به نسبت سنجی یاد شده پرداخته میشود
ما بعد الطبیعه چیست؟
حوزههای تخصصی:
تأملی بر مسئله خدا در تفکر هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خدا در تفکر هایدگر به سه شکل عمده ظاهر می شود: وجود، امر مقدس و آخرین خدا. یافت وجود، در تجربه قلبی هیبت رخ می دهد و کشف امر مقدس هنگام رویارویی با کار هنری ای که جامع ساحات چهارگانه باشد؛ اما آخرین خدا، موضوع انتظار است؛ خدایی که غیاب آن در سرود شاعر، به کلام درمی آید. وجود، کار هنری و غیاب خدا، هر سه، رویدادهای «از آن خود کننده» هستند؛ رویدادهایی که سبب می شوند سوژه شناسنده، با طبیعت متحد شود؛ از این رو، ادراک خدا، به عدول از تفکر منطقی مرسوم و ورود به قلمرو تفکر معنوی و دریافت قلبی بستگی دارد. از نظر هایدگر، شعر، مظهر و پیشوای چنین ادراکی است.
دین و استقلال اخلاق در دیدگاه کانت
حوزههای تخصصی:
چکیده
در این نوشتار رابطه دین و اخلاق از دیدگاه کانت، یکى از بزرگترین متفکران مغرب زمین، بحث و بررسى مىشود. مکتب اخلاقى کانت که یک مکتب وظیفهگرایانه است، بر آن است که عقل عملى با ارائه معیارهایى مىتواند خوبى و بدى تمامى اعمال را مشخص کند. او اوامر عقل را به دو دسته شرطى و مطلق تقسیم مىکند و اوامر مطلق که تنها اوامر اخلاقى است، از طریق فرمولها و صورتبندىهاى قانون کلى، قانون کلى طبیعت، غایت فى نفسه بودن انسان، خودمختارى اراده و کشور غایات، قابل تشخیص است. در بحث ارتباط دین و اخلاق، صورتبندى خودمختارى اراده از ارزش فوقالعادهاى برخوردار است.
این صورتبندى بر آن است که چنان عمل کن که اراده بتواند در عین حال به واسطه دستور اراده خود را واضع قانون عام لحاظ کند. از این رو، به نظر کانت، هر قانونى که از طریق اراده بشرى نباشد، غیراخلاقى است. بنابراین، به نظر او، اخلاق مستقل از دین است و اوامر خداوند با خودمختارى انسان منافات دارد. او همچنین از طریق اخلاق، خدا و جاودانگى نفس را اثبات مىکند. بنابراین، اخلاق سرانجام به دین مىانجامد. بررسى اشکالات دیدگاه کانت در این زمینه موضوع این مقاله است.
آشنایی با مکاتب معناشناسی معاصر
حوزههای تخصصی:
جریان های معناشناسی معاصر را می توان به دورة متقدم و دورة متأخر تقسیم کرد. در دورة متقدم که جریان های معناشناسی، خصوصاً در اروپای غربی، متأثر از دیدگاه های سوسور است، مکاتب معرفی شده عمدتاً در تکمیل دیدگاه های او حرکت کرده اند. در حوزة اروپای مرکزی، جریان های برخاسته از فرانسه و دانمارک و حوزة آلمانی زبان و کشورهایی که تحت عنوان کشورهای اروپای شرقی شناخته می شوند، به همراه اشاره به حرکت های مختصری که در روسیه انجام شده بود، مورد توجه قرار گرفته اند. جریان های حوزة آلمانی زبان و کشورهای اروپای شرقی کمتر شناخته شده اند، زیرا انگلیسی زبانان یا فرانسه زبانان از جریان های مهم معناشناسی حوزة آلمانی زبان و روسیه شناخت ندارند. جریان های معناشناسی دورة متقدم در مناطق اروپای غربی، اروپای مرکزی و دست آخر با بررسی جریان های آنگلوساکسون معرفی شده اند و همین تقسیم بندی و نحوة بحث در معرفی جریان های متأخر رعایت شده است.
بحران مدرنیته و مشارکت سیاسیPOSTمنطق پسایند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه مفید ۱۳۸۰ شماره ۲۵
حوزههای تخصصی:
تفکر سیاسى مدرن در ذیل تفکر مدرن قرار مىگیرد و از نتایج آن تاثیر مىپذیرد . آنچه فلسفه سیاسى مدرن خوانده مىشود، در واقع از بسیارى از جنبهها، شکل بازسازى شده بینش مدرن در قلمرو سیاست است . به همین دلیل، نمىتوان از سیاست مدرن سخن گفت، بدون آنکه ابعاد فلسفى امر مدرن را در نظر گرفت . در مقاله حاضر یکى از جنبههاى تفکر مدرن، یعنى میل به بازسازى مداوم نظم و دغدغه جانشین کردن نظم جدید به جاى نظم قبلى براى رفع بحران مورد بحث قرار مىگیرد . فقدان این انگاره در نزد اندیشمندان پست مدرن یکى از عوامل مهم در این چرخش فلسفى پست مدرنیسم مىباشد . در گفتمان پست مدرنیسم، دائمى بودن و چاره ناپذیرى بحران به عنوان یک اصل پذیرفته مىشود و تدبیر سیاسى براى نظم بخشى و استقرار نظم جدید مغفول مىماند . این موضوع رویکرد پست مدرن به سیاست را از رویکرد مدرن متمایز مىکند . در مقاله حاضر تبعات این طرز تلقى براى اندیشه سیاسى پست مدرن بررسى و مشارکتسیاسى به عنوان مصداقى براى این موضوع مورد بحث قرار مىگیرد .
دو گونه مبناگرایی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن ۱۳۸۰ شماره ۸
حوزههای تخصصی:
تعریف رایج معرفت نزد فیلسوفان غربی، باور صادق موجه است. تحلیل هریک از عناصر سهگانه این تعریف، بخشی از مباحث معرفتشناسی معاصر را تشکیل میدهد. در این میان مبحث «توجیه» در کانون توجه معرفتشناسان قرار دارد و مبناگرایی و انسجامگرایی، دو گرایش عمده در این مبحث بهشمار میآیند. مبناگرایان معتقدند برخی از باورها - که آنها را باورهای پایه یا بنیانی مینامند - در توجیه خود بر سایر باورها مبتنی نیستند و سایر باورها بهواسطة نسبتی که با این باورها دارند، موجه میشوند. ویلیام آلستون، معرفتشناس و فیلسوف دین معاصر در زمرة مبناگرایان قرار دارد. وی در مقاله حاضر، دوگونه مبناگرایی را از یکدیگر متمایز میکند: مبناگرایی ساده و مبناگرایی مضاعف. براساس مبناگرایی ساده، باورهای پایه بههیچ وجه تردیدناپذیر، اصلاحناپذیر و خطاناپذیر نیستند. آلستون اینگونه مبناگرایی را تنها شکل قابل دفاع این نظریه میداند و در این مقاله به اثبات ادعای خویش میپردازد.