هزاره ی دوم و اول ق- م دوران شکوفایی فرهنگ مفرغ در بخش غربی زاگرس، خصوصاً دره ی سیمره و دشت های میان کوهی ناحیه ی کوهستانی کبیرکوه می باشد. در این عصر اقوام مهاجر به این منطقه سرازیر شده و از امکانات غنی طبیعی آن بهره مند شده اند. قوم کاسی یا کاسیت از جمله ی این اقوام است. یافته های باستان شناسی بخشی از آثار و شناسه های فرهنگی مکشوفه ، متعلق به این عصر را معرفی و مورد بررسی قرار داده است. تلاش های علمی هیات های باستان شناسی، خصوصاً هیات بلژیکی در دهه ی 1960 یافته های ارزشمندی از فرهنگ عصر برنز (دوران طلایی عصر برنز) را در این منطقه ارائه نموده است. هرچند باستان شناسانی چون اشمیت، استین، فرانک هول و... در منطقه ی غربی زاگرس مطالعات علمی داشته اند، اما فعالیت های هیات بلژیکی به سرپرستی پروفسور لویی واندنبرگ در زمینه ی تحقیقات عصر برنز این ناحیه، بسیار گسترده بوده و قابل تحسین می باشد. این هیات توانست بسیاری از گورستان های منسوب به این دوره را مورد شناسایی قرار داده و با حفاری آن ها، آثار و شواهد فرهنگی این عصر را کشف و معرفی نماید. فرهنگ برنز در این عصر رونق به سزایی پیدا کرده است. به طوری که فکر و اندیشه ی ساکنان منطقه موجب ایجاد واحدهای ذوب فلزات شده و با ذوب و ترکیب عناصری چون مس و قلع موفق به ساخت ابزارهای برنزی شده اند.
سده های پنجم و ششم هجری مصادف با حکومت سلجوقیان در ایران، دوران شکوفایی کتیبه های اسلامی به خط تعلیق، نسخ و کوفی است. اما تعداد کتیبه های شناخته شده به خط کوفی یا خطوط دیگر در منطقه آذربایجان در این سده ها و پیش از آن بسیار اندک است. به طوری که مجموعاً تعداد 9 کتیبه در این پژوهش به صورت میدانی یا کتابخانه ای یافته و بازخوانی شده است. یافتن دلایل تعداد اندک این کتیبه ها در دوران شکوفایی و وفور کتیبه نویسی عربی و اسلامی یکی از سوالات اصلی این پژوهش بوده است.
مقاله حاضر، در گام نخست به شناسایی و توصیف تنها نمونه های کتیبه نگاری بناهای تاریخی منطقه آذربایجان مربوط به پیش از سده ششم هجری پرداخته و پس از بازخوانی انتقادی این مجموعه، دو کتیبه مربوط به گنبد مدور و گنبد کبود مراغه که قبلاً توسط آندره گدار (1371) بازخوانی شده اند را با استفاده از مستندات تصحیح کرده است. در نهایت بررسی مجموع یافته ها نشان می دهد که کتیبه های اسلامی آذربایجان در شش سده اول هجری می توانسته بسیار بیش از این تعداد باشد و بررسی شواهد تاریخی و مستندات ارائه شده، به تأیید این فرضیه می رسد که اکثر این کتیبه ها در چند قرن بعدی به ویژه در اوایل دوره صفوی تخریب شده اند.
پژوهش حاضر از نظر هدف بنیادی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است و اطلاعات آن چنانکه اشاره شد، به صورت میدانی و کتابخانه ای گردآوری شده است. با توجه به پراکندگی این کتیبه ها در سطح منطقه آذربایجان، معرفی و بازخوانی یکجای آن ها در یک مقاله گام مهمی در جهت تحلیل تحولات تاریخی دوره مذکور و دوره های بعدی از نظر کتیبه نویسی دارد؛ به ویژه آنکه چهار بنای آرامگاهیِ گنبد سرخ، گنبد مدور و گنبد کبود مراغه و بنای سه گنبد ارومیه، جزء منحصربه فردترین آثار این دوره اند.