ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۸٬۱۶۴ مورد.
۶۱.

نقش سامانه های عامل محور در بهبود کارایی ابزارهای هوش مصنوعی در معماری داخلی با تاکید بر مفهوم ساختمان سالم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۸۹
اهداف: توسعه ابزارهای هوش مصنوعی در معماری داخلی، فرصت ها و تهدیدهای ویژه ای را به همراه داشته است. هدف اول این پژوهش نشان دادن ضعف ها و کاستی های کاربرد حرفه ای ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی در معماری داخلی است. هدف دوم، معرفی و تبیین نقش سامانه های عامل محور در بهبود کارایی ابزارهای هوش مصنوعی در معماری داخلی است. روش ها: روش تحقیق توصیفی-تحلیلی، به عنوان مبنای اصلی استدلال در پژوهش است. در بخش توصیفی، داده ها از طریق منابع موجود با هدف بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر فرآیند طراحی داخلی، جمع آوری شده اند. سپس پرسشنامه ای برای گردآوری نظر طراحان برای درک و ارزیابی تأثیر هوش مصنوعی بر معماری داخلی و نقش طراحان تولید شده، و در نهایت با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل آماری شده است. یافته ها: بیش از 80 درصد معماران داخلی مورد پرسش با ابزارهای هوش مصنوعی آشنا بودند و اغلب Midjourney را ابزار مهمی می دانستند که زمان را کاهش و کارایی را افزایش داده است. مهمترین چالش شناسایی شده به حوزه ساختمان سالم و زیرمتغیرهای کیفیت هوای داخلی، مصالح و مواد سازگار با محیط زیست و راحتی و ارگونومی فضاها مربوط می شود. نتیجه گیری: دستاوردهای کیفی پژوهش نشان می دهد که سامانه های عامل محور، نقشی کلیدی در بهبود کارایی ابزارهای هوش مصنوعی در فرآیند معماری داخلی بر عهده دارند. این مهم، در حوزه ساختمان سالم از اهمیت بالاتری برخوردار است زیرا با مدلی کلنگر در تعامل میان شیمی ساختمان، مصالح دوستدار محیط زیست، و سلامت ساکنان ارایه می دهد.
۶۲.

نقش مؤلفه های معماری میان افزا در ارتقاء هویت محله ای بر اساس تعامل فضای نو و میراث کالبدی (موردپژوهی: ساختمان چیذری و نیماد در شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۳
توسعه کالبدی معاصر در بافت های تاریخی، در صورت بی توجهی به ساختارهای زمینه ای، به گسست فضایی و تضعیف هویت محله ای می انجامد. معماری میان افزا به عنوان رویکردی مؤثر، با حفظ انسجام فضایی و ارتقاء کیفیت محیطی پیوند گذشته و حال را بازتعریف می کند. هدف این پژوهش، بررسی نقش معماری میان افزا در تقویت هویت محله ای است و بر اساس سه فرضیه نظری انجام شد که بر تأثیر سازگاری زمینه گرا بر انسجام کالبدی، نقش ابعاد روانشناسی محیطی در ادراک ذهنی و کارکرد توسعه و حفاظت در ایجاد توازن میان فضاهای نو و میراث کالبدی تأکید دارند. این پژوهش با رویکردی ترکیبی و ماهیت کاربردی انجام شده است؛ در مرحله نخست، مؤلفه های نظری با تحلیل محتوای کیفی ادبیات و با استفاده از نرم افزا مکس کیو دی ای (MAXQDA) استخراج شدند. سپس برای سنجش متغیرها و استخراج راهبردها، یک پرسشنامه بازپاسخ در میان متخصصان توزیع و نتایج به تدوین پرسشنامه ای ساختاریافته انجامید. در ادامه، داده های کمی بر اساس طیف لیکرت از ساکنان و همان متخصصان گردآوری شد. همچنین، دو بنای چیذری و نیماد در تهران به عنوان مطالعه موردی انتخاب شدند. در این بخش، داده ها با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس (SPSS) و از طریق آزمون های همبستگی و تحلیل واریانس ارزیابی شدند. درنهایت، پژوهش نشان داد معماری میان افزا از طریق انطباق با الگوی زمینه گرا و پاسخ به مؤلفه های روان شناختی، توازن معناداری میان ابعاد عینی و ذهنی هویت محله ای برقرار کرده و منجر به ارتقای کیفیت محیطی در بافت های تاریخی می شود.
۶۳.

آماده سازی محیط های شهری از نظر ایجاد تعادل بوم ساختی میان انسان و حیوان: پیشنهاد کدگذاری پهنه های جانور- مکانی برای شهر تهران، مطالعه موردی: شهرک اکباتان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۹۰
شهرهای امروزی به سبب ماهیت مدرن سبک زندگی انسان، حضور گونه های جانوری را در ساختار مدیریت و برنامه ریزی نادیده گرفته و منحصراً مناسب انسان ها برنامه ریزی و طراحی شده اند که به موجب این دیدگاه، بحران زیست پذیری شهرها و عدم تعادل اکولوژیک شهرها را به همراه داشته است. حفظ تنوع زیستی، بستر حفظ زیرساخت اکولوژیک که انسان ها از آن استفاده می کنند را تسهیل می نماید که این امر در راستای ظهور دیدگاه ها و فرهنگ های جدید مانند حقوق حیوانات و نگهداری از حیوانات خانگی در بین ساکنین شهرها بوده و به طور فزاینده ای در حال گسترش است. این پژوهش بر آن است تا با نگاهی جامع بر انواع گونه های جانوری و دیدگاه های متفاوت نسبت به حضور حیوانات در شهرها، هم زیستی میان انسان و گونه های جانوری را در ساختار برنامه ریزی گنجانده تا حفظ و احیای تنوع زیستی و تعادل اکولوژیک در شهرها را امکا ن پذیر سازد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از منظر ماهیت، کمی- کیفی است. در بخش مطالعه کیفی و تحلیل اطلاعات مصاحبه های متخصصان این حوزه از روش گرندد تئوری بهره گرفته شده است و جامعه هدف در بخش مطالعه کیفی شامل متخصصان حوزه برنامه ریزی شهری، اکولوژی شهری و دامپزشکی اند که در راستای ورود جانوران در روند برنامه ریزی شهری و حفظ تعادل بوم ساختی در ایران متخصص هستند. جامعه آماری در بخش کمی، شامل 20 نفر از ساکنین و کسبه شهرک اکباتان می باشد که تعداد آن ها با استفاده از منطق اشباع نظری انتخاب شده است. اطلاعات به دست آمده نیز با استفاده از نرم افزار MAXQDA و Esri ArcGIS Pro تحلیل شده اند. طبق نتایج به دست آمده، 5 راهبرد در بعد برنامه ریزی و مدیریت، 3 راهبرد در بعد آموزش و فرهنگ سازی ، 3 راهبرد در بعد ساماندهی و آماده سازی کالبدی و نیز 3 راهبرد در بعد بهبود و ارتقای محیطی معرفی و برای بازطراحی محله اکباتان به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شده اند.
۶۴.

سنجش ابعاد حکمروایی خوب شهری و عوامل کلیدی اثرگذار بر وضعیت آن در شهرهای قومی (مطالعه موردی: شهر یاسوج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۲۱۷
حکمروایی شهری یکی ازالگوهای نوین مدیریت شهری است که به دنبال دستیابی به توسعه انسانی پایداروایجاد شهری پایداراست.این الگو برتعامل پویای سازمان های دولتی،نیروهای بازار و نهادهای اجتماعی تأکید دارد و شهروندان در آن نه تنها شرکت کننده فردی نیستند،بلکه به صورت سازمان یافته نقش دارند. هدف پژوهش حاضر بررسی جامع ابعاد و شاخص های حکمروایی خوب شهری و عوامل موثر در وضعیت امروز این ابعاد در شهر یاسوج است. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی و اکتشافی و با توجه به هدف، از نوع تحقیقات کاربردی می باشد. جامعه آماری پژوهش، خبرگان، متخصصین و کارشناسان آگاه به موضوع حاضر و روش های آینده پژوهی است. نمونه پژوهش نیز به ترتیب 50 نفر از خبرگان برای بررسی وضعیت ابعاد حکمروایی و 15 نفر نیز برای علت یابی وضع موجود بود که با نمونه گیری هدفمند و با استفاده از روش پنل دلفی انتخاب شده اند. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از نرم افزارهای SPSS ،Mic Mac و Scenariowizard استفاده شد.نتایج پژوهش نشان داد،شهر یاسوج ازنظر حکمروایی خوب شهری وابعاد مورد بررسی آن وضعیت مناسبی ندارد ودر این بین ابعاد مشارکت،قانون مداری و امنیت وهمچنین گویه های میزان رضایت ازمشارکت شهروندان درتصمیم گیری های شهری،تعدد خدمات تأثیرگذاردربهبودامنیت فضایی،عدالت جنسیتی درشهر،زیباسازی شهرتوسط شهرداری،همبستگی بین مردم ومسئولان ازطریق پاسخ گویی مدیران دارای بدترین شرایط دربین ابعادوشاخص های موردبررسی بودند.همچنین نتایج تحلیل اثرات متقاطعدرنرم افزارمیک مک نشان داد،عوامل حاکمیت نگاه قومی وطایفه ای درمدیریت شهری،مدیران ناآشنا بامبانی برنامه ریزی شهری،ساختار تصمیم گیری بالا به پایین،عدم هماهنگی بین نهادهای مدیریت شهری وعدم مشارکت باساکنین درطرح های توسعه شهری دارای بیش ترین اثرگذاری بروضعیت امروزحکمروایی درشهریاسوج هستند.درآخر نیز باسناریونویسی به ارائه راهبردهای نوین اقدام شد.
۶۵.

ارائه یک چارچوب نظری برای تبیین ارجاعات کانسپت های معماری بر پایه تفسیرهای نمایه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۲۰۹
اهداف: علیرغم ظرفیت های موجود در ایده ارجاع بر پایه مفهوم نمایه پیرس برای برقراری ارتباط بین کانسپت معماری با سه مولفه فرم، محتوا و بافتار برای تبیین ارجاعات کانسپت های معماری، تا کنون مطالعه جامعی در این زمینه صورت نگرفته است. بر این پایه، هدف این پژوهش ارائه یک چارچوب نظری مدون بر مبنای ایده ارجاع می باشد که شاخص های آن قابلیت تبیین ارجاعات کانسپت های معماری را دارا باشد. روش ها: با استفاده از روش استدلال منطقی، در قالب پژوهشی کیفی و اسنادی، مدل های موجود در خصوص روش های شکل گیری کانسپت های معماری مورد بررسی و تطبیق قرار گرفته اند. در این راستا گردآوری داده ها از طریق بررسی قاعده مند ادبیات موجود و تحلیل داده ها بر پایه رویه کیفی تحلیلی- تفسیری بوده است که شامل دو مرحله استخراج گزاره های توصیفی و تطبیق متون می باشد. یافته ها: خروجی پژوهش، چارچوب نظری مدونی شامل42 شاخص تبیینی است که در ذیل سه مولفه اصلی فرم، محتوا و بافتار و شش زیرمولفه تحلیلی ترکیب بندی فرمی، فرآیند تکاملی ترادیسش فرمی، جنبه های معنایی، برنامه فضایی، ظرفیت های طبیعی بستر و ظرفیت های بستر مصنوع دسته بندی شده اند. نتیجه گیری: چنانچه کانسپت معماری را به مثابه مدلول و عوامل تعیین کننده کانسپت را به مثابه دال هایی در نظر بگیریم، آنگاه عوامل موثر در شکل گیری کانسپت را می توان به مثابه ارجاعاتی دانست که بر پایه تفسیرهای نمایه ای قابل تبیین می باشند. بر مبنای این سیستم تبیینی مجموعه عواملی که در پردازش کانسپت های معماری نقش دارند در یک تقسیم بندی کلی در قالب ارجاعات فرمی، ارجاعات محتوایی و ارجاعات بافتاری قابل تبیین می باشند. کلمات کلیدی: کانسپت معماری، ایده ارجاع، ارجاعات کانسپت معماری، روش های طراحی، فرم، محتوا، بافتار
۶۶.

تدوین مدل محاسباتی مرکزیّت در معماری خانه های سنّتی (نمونه موردی: خانه امام جمعه دوره قاجار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۷۰
اهداف: مرکزیّت فضاها در طراحی معماری علیرغم اینکه در خانه های سنّتی به عنوان یکی از ارکان زیبایی شناسی تلقّی می گردید، به دلیل نگاه بازاری گونه کنونی به صنعت ساختمان مغفول مانده است. هدف این پژوهش، تدوین روش محاسباتی جهت تبیین کمّی مرکزیّت در یکی از خانه های سنّتی به منظور استفاده در بناهای جدید می باشد. روش ها: فضاهای خانه های سنّتی دوره قاجار بر اساس شکل و عملکرد فضایی استخراج و کد گذاری شدند. یک مدل محاسباتی جهت تبیین انحراف از مرکز نرمال شده ارائه گردید. گراف پلان توجیهی، سطوح فضایی و مرکزیّت فضاهای نمونه موردی ترسیم گردید. یافته ها: در فضاهای خانه سنّتی امام جمعه، حیاط، ایوان، شاه نشین، تالار، حیاط حوضخانه و حیاط اندرونی ریزفضاهای مرکز گرا را نشان می دهند و انحراف از مرکز صفر دارند و حیاط بیرونی با 14 ارتباط به عنوان مرکزی ترین فضا شناخته می شود. از سوی دیگر دهلیز، صفّه، اتاق های معمولی، راه پله و ایوانچه ها مرکزیت کمتری داشتند و به عنوان فضاهای مرکز گریز شناخته گردیدند. نتیجه گیری: برّرسی مرکزیّت از دو جنبه نحوی فضایی و شکلی و نیز صحّت سنجی به کمک محاسبات ریاضی، می تواند الگویی که در نگاه معمار در آن زمان وجود داشته است بازیابی کرد و در بناهای جدید جهت پررنگ نمودن عنصر زیبایی و عملکردی بنا مورد استفاده قرار داد.
۶۷.

شناسایی و اولویت بندی معیارها و شاخص های موثردرفرایند تحقق پذیری پروژه های بازآفرینی شهری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۳
بیان مسئله : تاکنون مدیران و دولتمردان در چارچوب رویکرد بازآفرینی شهری تلاش های بسیاری کرده اند، اما این تلاش ها نتوانسته اند مشکلات بافت های ناکارآمد را حل کنند. علت اصلی این ناکامی، نبود چارچوب و مدل مناسب برای ارزیابی تحقق پذیری این پروژه ها، به ویژه در فرآیند تهیه طرح ها بوده است. تاکنون، ارزیابی ها عمدتاً به تحقق پذیری محصول برنامه ها پرداخته اند و نه فرآیند تهیه آن ها. اهداف : این پژوهش به دنبال شناسایی و اولویت بندی معیارها و شاخص های مؤثر در فرآیند تهیه طرح های بازآفرینی شهری است. روش ها : ابتدا، با استفاده از مطالعات اسنادی، چارچوب نظری تدوین شد. سپس با استفاده از روش تحلیلی تطبیقی و مرور دیدگاه های مشابه، معیارها و شاخص های اولیه مشخص شدند. برای بومی سازی و تطبیق با زمینه ایران، مصاحبه هایی با صاحب نظران انجام شد و نهایتاً اهمیت معیارها و شاخص ها از طریق پرسشنامه ای توسط بازیگران اصلی پروژه های بازآفرینی شهری در ایران تعیین و اولویت بندی شد. یافته ها : پژوهش نشان داد که از میان ۱۴ معیار شناسایی شده، معیارهای صلاحیت کارفرما، مدیریت پروژه، قدرت اقتصادی و مالی، مشارکت عمومی و تعامل دستگاه ها بیشترین اهمیت را دارند. در مقابل، معیار تعامل قانونی و پشتیبانی علمی کمترین اهمیت را دارند. نتیجه گیری : معیارهای مرتبط با ساختار قدرت (تمرکز) بیشترین اهمیت و معیارهای مرتبط با ساختار ارتباطی (عدم تمرکز) کمترین اهمیت را داشته اند.
۶۸.

تاریخ نگاری هنر و شیوه مطالعه ابنیه در مطلع الشمس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۶
محمدحسن اعتمادالسلطنه ملقب به صنیع‌الدوله، از مورخان عصر ناصری است که دارای رویکردی نوین در نگارش تاریخ‌ عمومی و جغرافیا بوده و با انجام پژوهش‌هایی درباره ابنیه تاریخی و آثار باستانی ایران و ثبت‌وضبط ماحصل آن‌ها‌‌ در تالیفاتش، در حوزه تاریخ‌نگاری هنر ایران نیز نقشی به‌سزا داشته است. از جمله مکتوبات او که در حوزه مطالعات تاریخی ابنیه و آثار معماری ایران به نگارش درآمده، مجموعه سه جلدی مطلع‌الشمس است که در پژوهش حاضر مورد بررسی قرار گرفته است. هدف از این پژوهش، شناخت شیوه‌های تاریخ‌نگاری هنر ایران نزد اعتمادالسلطنه و چگونگی مطالعه ابنیه تاریخی و آثار معماری مشهد در این کتاب بوده است. پژوهش با راهبرد کیفی و به شیوه تفسیری- تاریخی انجام شده است. بر اساس نتایج به‌دست آمده، اعتمادالسلطنه در این کتاب در راستای نگارش تاریخچه شکل‌گیری شهر مشهد و شناخت جغرافیای آن، بیش از همه بر رسانه معماری و هنرهای وابسته به آن متمرکز بوده است. او در مورد بخش‌های مختلف حرم رضوی و سایر ابنیه و مساجد مشهد به شرح کلیاتی در رابطه با اجزای بنا، ویژگی‌های معماری‌‌گونه و مخصوصا کتیبه‌ها و محتوای مندرج در آن‌ها پرداخته است. همچنین با بررسی شیوه مطالعه ابنیه در این کتاب مشخص شد که اعتمادالسلطنه رویکردی تاریخ‌مند اتخاذ نموده و بیش از هر چیز در پی استخراج و مستند نمودن پیشینه بنا‌ها و اطلاعات تاریخی مستتر در کتیبه‌های آن‌ها بوده است. چنان­که وجوه هنرهای بصری اعم از طرح، نقش و رنگ کاشی‌کاری‌‌ها و یا نقوش منبت‌کاری شده در الحاقات بنا همچون منبر مساجد برای او در مرتبه بعدی اهمیت قرار داشته است. در واقع مولف به بنا و کتیبه‌های آن به منزله اسناد و مدارکی مصور که دربردارنده اطلاعات تاریخی اماکن مشهد هستند، نگریسته است. در همین راستا، کتیبه‌ها اصلی‌ترین منبع‌ تاریخ‌نگاری هنر ایران نزد او در این کتاب بوده است.
۶۹.

تحلیل تطبیقی باغ کوشک های دوره قاجار و پهلوی با تأکید بر تحولات پوشش گیاهی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۶۲
پژوهش حاضر تلاش دارد با مرور تطبیقی معماری باغ کوشک های دو دوره قاجار و پهلوی، به بررسی تغییرات و تحولات پوشش های گیاهی در این دوره ها بپردازد. هدف این پژوهش، سنجش میزان معناداری تطور و تغییرات ساختار کالبدی، کارکردی و مفهومی میان دو دوره مذکور است. این مطالعه در چارچوب پارادایم عمل گرایی و با روش آمیخته (کیفی کمی) انجام شده است. با توجه به ماهیت اکتشافی پژوهش، در بخش کیفی با راهبرد تحلیل محتوای تماتیک، مؤلفه ها از طریق کدگذاری در سه مرحله باز، محوری و انتخابی استخراج شدند و هفت مؤلفه در طراحی باغ کوشک ها مبتنی بر تحولات پوشش گیاهی شناسایی گردید. در بخش کمی، با بهره گیری از این مؤلفه ها، پرسشنامه ای محقق ساخت طراحی شد که روایی محتوایی و پایایی آن مورد ارزیابی قرار گرفت. برای مقایسه میان دو دوره، از آزمون من-ویتنی استفاده شد تا امکان مقایسه دو موقعیت وابسته (ارزیابی یک شاخص در دو دوره متفاوت توسط همان پاسخ گو) فراهم شود و در عین حال نسبت به نرمال نبودن توزیع حساس نباشد. جامعه آماری پژوهش شامل افراد دارای تجربه میدانی یا پژوهشی در حوزه باغ های ایرانی دارای کوشک بود و حجم نمونه ۵۱ نفر انتخاب گردید. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخت بود که روایی محتوایی و پایایی آن ارزیابی شد. نتایج تحقیق نشان می دهد باغ ایرانی در گذار از دوره قاجار به پهلوی دچار دگرگونی ظاهری، اما تداوم مفهومی شده و ساختار فضایی آن همچنان به عنوان یک زبان فضایی فرهنگی حفظ شده است. بر این اساس، راهکارهایی برای طراحی ارائه شده است
۷۰.

مفهوم شناسی تمرکززدایی ملی و منطقه ای: شناسایی مدل های مفهومی و شاخص های اندازه گیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۳۷
بیان مسئله: براساس سیاست های توسعه منطقه ای، تمرکززدایی از مناطق متمرکز کشور به عنوان یک هدف گذاری کلان مورد توجه برنامه ریزان شهری و منطقه ای قرار گرفته است. در کشور های در حال توسعه مانند ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تمرکززدایی سیاسی- اداری، مالی- اقتصادی و کالبدی به عنوان سیاست های راهبردی توسعه استان های کشور مدنظر قرار گرفت و گام های اساسی در جهت تمرکززدایی در ایران برداشته شد اما همچنان به عنوان مسئله ای حل نشده در مباحث برنامه ریزی منطقه ای قرار گرفته است. هدف: هدف از این پژوهش مفهوم شناسی تمرکززدایی ملی و منطقه ای، شناسایی مدل های مفهومی و شاخص های اندازه گیری است. روش: تحقیق حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی است و با توجه به مؤلفه های مورد بررسی، رویکرد حاکم بر آن قیاسی است. در این پژوهش به منظور شناسایی عوامل مؤثر بر تمرکززدایی و تدوین چارچوب نظری از روش کتابخانه ای- اسنادی استفاده شده است. یافته ها : مهم ترین عوامل مؤثر بر تمرکززدایی همچون جمعیت، توسعه اقتصادی، درآمد، هزینه، اندازه جغرافیایی، ساختار حکومت، ارائه خدمات، نیروی انسانی متخصص و  میزان دسترسی به دانش و اطلاعات است و 50 شاخص جهت ارزیابی تمرکززدایی انتخاب گردیده است. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که عدم مؤفقیت در تمرکززدایی را می توان به ساختار حکومتی واحد، عدم واگذاری اختیارات به سطوح منطقه ای و محلی، عدم توجه به تمامی مناطق کشور، عدم توجه به ظرفیت ها و پتانسیل های موجود در سایر مناطق کشور و عدم برنامه ریزی منظم و اصولی دانست. بدین ترتیب، جهت یک نتیجه مثبت و موفقیت آمیز مستلزم تجزیه و تحلیل وضعیت، اولویت بندی موضوعات، ظرفیت سنجی، مشخص کردن اصلاحات، نقش ها و مسئولیت ها و تعیین ذینفعان است.
۷۱.

تأثیر ناسازگاری های توسعۀ کالبدی بر هویت و حس تعلق به مکان (نمونه موردی: روستای طار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۷۰
این پژوهش با هدف بررسی «ناسازگاری های توسعه با مکانیت بستر» در روستای طار انجام شده است. در بسیاری از روستاهای ایران، طرح های توسعه به ویژه طرح های هادی، با هدف بهبود وضعیت فیزیکی و زیرساخت ها، اجرا می شوند، اما این تغییرات اغلب با ویژگی های بومی، فرهنگی و اجتماعی جوامع روستایی ناهماهنگ هستند. این پژوهش به منظور تحلیل تأثیرات این تغییرات کالبدی بر هویت مکانی و حس تعلق به مکان ساکنان روستای طار انجام شده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و از ترکیب دو روش مطالعات میدانی و کتابخانه ای بهره گرفته شده است. در سفر پژوهشی به روستای طار، ویژگی های کالبدی، معابر، فضاهای عمومی و نحوه تعامل ساکنان با این فضاها بررسی و مستندسازی شد. همچنین، گفت وگوهای غیررسمی با ساکنان انجام شد تا تجربیات آن ها از تأثیرات توسعه های اخیر بر روابط اجتماعی و احساس تعلق به مکان جمع آوری شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که توسعه های کالبدی صورت گرفته با ویژگی های فرهنگی و اجتماعی بومی روستا هماهنگ نبوده و این موضوع منجر به کاهش حس تعلق به مکان و ایجاد فاصله میان ساکنان و محیط کالبدی شان شده است. در نهایت، این تحقیق پیشنهاد می کند که توسعه های کالبدی در روستاها باید به طور ویژه با توجه به نیازهای اجتماعی، فرهنگی و هویتی ساکنان طراحی و اجرا شوند تا از پیامدهای منفی ناشی از ناسازگاری ها جلوگیری شود.
۷۲.

Investigating the Influence of Interstitial Spaces on the Architectural Identity of the Safavid Era(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۴
Safavid Isfahan (1501–1736) has long been celebrated for its monumental mosques, palaces, and gardens, yet scholarship has often privileged domes, façades, and ornament while neglecting the interstitial spaces that mediate between them. This study addresses that gap by examining the formative role of thresholds, corridors, galleries, gardens, and terraces in structuring experience and constructing architectural identity. A qualitative methodology was adopted, combining a systematic literature review, semi-structured interviews with eight leading scholars of Iranian and Islamic architecture, and detailed case analyses of the Imam Mosque, ʿAlī Qāpū Palace, and the Chahār-Bāgh School. Thematic coding of expert testimonies, triangulated with architectural evidence, revealed six interdependent domains of interstitial design: geometric order, spatial hierarchy, environmental intelligence, socio-cultural practice, sensory–spiritual orchestration, and political–aesthetic representation. The findings demonstrate that in Safavid architecture, interstitial spaces were not residual connectors but polyvalent instruments that simultaneously organized movement, moderated climate, encoded hierarchy, and materialized cosmological and ideological meanings. These results reframe Safavid design as a grammar of thresholds in which form, function, and symbolism are fused. Beyond historical insight, the study underscores the continuing relevance of interstitial design as a model for integrating climate, community, and cosmology in contemporary architectural practice.
۷۳.

خوانش انتقادی مطالعات ناظر بر خودرو در جامعه ایرانی ذیل ملاحظات پارادایمی مندرج در جامعه شناسی تکنولوژی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۸
فراوانی پژوهش های مطالعات خودرو، پراکندگی نتایج مطالعاتی، ماهیت میان رشته ای نسبت یابی خودرو به مثابه مصنوع فناورانه جدید و ابعاد مختلف نظام اجتماعی، ضرورت خوانش انتقادی مقالات ذیربط را به منظور دستیابی به کفایت ها و کمبودهای مطالعاتی با نظرداشت به ملاحظات پارادایمی مندرج در جامعه شناسی تکنولوژی آشکار می سازد. هدف پژوهش، توصیف زوایای مطالعات داخلی 1382-1403 حوزه علوم اجتماعی و هنر پیرامون خودرو حسب مؤلفه های چندگانه است. تعداد 26 مقاله مرتبط از میان 893 مقاله نمایه شده در پایگاه های علمی داخلی بر مبنای معیارهای شمول انتخاب و با روش تحلیل ماتریسی و مضمونی مورد کاوش قرار داده شده اند. به موجب نتایج حاصله، بسیاری از مقالات طی تمرکز بر شهرهای بزرگ، ذیل الزامات رویکرد پیمایشی و تحلیل ثانوی داده ها در مقام داده یابی و داده کاوی و هم چنین، بازی با مجموعه ای از متغیرهای انتظامی - شهری به مثابه متغیرهای مستقل و وابسته نگاشته شده اند. به علاوه، در تعداد بسیار محدودی از مقالات، صورت بندی مسأله خودرو در ایران از منظر ملاحظات زیست محیطی، روانی بهداشتی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و در بی اعتنایی به چشم اندازهای نظری متأخر در مطالعات تکنولوژی نظیر کنش گر-شبکه و متقابلاً، اکتفاء به جهت گیری های آسیب شناختی، ذیل پارادایم جبرگرایی تکنولوژیک مورد کاوش قرار گرفته است. مزید بر مغفوله های محتوایی پیش گفته، عدم التفات خاطر پژوهشگران ایرانی به الزامات و لوازم مترتب بر پارادایم پژوهش کیفی در موضع داده یابی و داده کاوی، به عنوان محوری ترین مغفوله مطالعات موجود از حیث روش شناختی محسوب می شود.
۷۴.

از حیاط مرکزی تا قاب بندی های فضایی: تغییرات توده و فضای تهی در معماری مسکونی تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۴ تعداد دانلود : ۲۹۶
این پژوهش به بررسی تحول فضای تهی در معماری مسکونی تهران پرداخته و نقش آن را در ساختار فضایی بناها از گذشته تا معاصر تحلیل می کند. مسئله اصلی تحقیق، تغییر کارکرد و جایگاه فضای تهی در روند تکامل معماری مسکونی است؛ به ویژه در رابطه با تأثیر آن بر کیفیت فضایی، تعاملات اجتماعی و اصول طراحی معماری ایرانی. هدف اصلی پژوهش، شناسایی سیر تغییرات این فضاها و تطبیق آن با اصول سنتی معماری ایران است. روش تحقیق به صورت کیفی و مبتنی بر تحلیل تاریخی و تطبیقی است که از مطالعات کتابخانه ای، بررسی اسناد معماری و نمونه های منتخب بناهای تاریخی و معاصر بهره می گیرد. یافته های تحقیق نشان می دهند که در گذشته، فضای تهی به عنوان عنصر محوری در معماری مسکونی ایران، نه تنها از نظر اقلیمی و عملکردی بلکه به عنوان بستری برای تعاملات اجتماعی و ایجاد هویت فضایی نقش کلیدی داشته است. با گذر زمان و افزایش تراکم شهری، این فضاها دستخوش تغییر شده و در بسیاری از ساختمان های جدید، جایگاه خود را از دست داده اند. در برخی موارد، تلاش هایی برای بازتعریف فضای تهی در معماری معاصر دیده می شود که این فضا را نه تنها به عنوان عنصر عملکردی، بلکه به عنوان عاملی زیبایی شناختی و مفهومی در طراحی بناها مورد توجه قرار داده اند.
۷۵.

ارزیابی مولفه های قابلیت های محیط در طراحی داخلی فضاهای عمومی با تکیه بر مبانی رفتار اجتماعی(مطالعه موردی: بررسی عمارت ارثیه قزوین)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۵۶
امروزه فضاهای عمومی و خدماتی مانند کافه ها و رستوران ها، صرف نظر از نقش عملکردی، به عنوان بستری اجتماعی برای بروز تعاملات و کنش های میان فردی ایفای نقش می کنند. کیفیت طراحی داخلی این فضاها می تواند به طور مستقیم بر نحوه ادراک کاربران، حضورپذیری، مشارکت و رفتار اجتماعی آنان تأثیرگذار باشد. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مؤلفه های قابلیت های محیطی مؤثر بر طراحی داخلی فضاهای عمومی نیمه خصوصی با تأکید بر مبانی رفتار اجتماعی انجام شده است. مطالعه موردی این تحقیق، عمارت تاریخی «ارثیه» در شهر قزوین است که امروزه به عنوان کافه و رستوران مورد استفاده قرار دارد.روش تحقیق به صورت ترکیبی (کمی–کیفی) بوده و گردآوری داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات میدانی صورت گرفته است. تحلیل داده ها بر اساس شاخص های استخراج شده از مبانی نظری در زمینه کیفیت محیطی، ادراک فضایی و الگوهای رفتاری انجام شد. یافته ها نشان می دهد که ویژگی های فضایی همچون خوانایی، تنوع عملکردی، انعطاف پذیری در چیدمان، مقیاس انسانی و ادراک بصری، نقش مهمی در افزایش تعاملات اجتماعی، احساس تعلق و حضور فعال کاربران دارند. در این میان، فضاهایی که از ساختار فضایی مناسب، مرزبندی واضح و قابلیت استفاده چندمنظوره برخوردار بودند، بیشترین کارکرد اجتماعی را نشان دادند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که طراحی داخلی فضاهای عمومی باید مبتنی بر درک عمیق از نیازهای رفتاری، اجتماعی و روان شناختی کاربران باشد و استفاده از الگوهای رفتاری و تحلیل قابلیت های محیطی می تواند در ارتقاء کیفیت تجربه کاربران و توسعه سرمایه اجتماعی نقش کلیدی ایفا کند.
۷۶.

ابعاد مؤثر در طراحی محیط درمانگاه های آموزشی از منظر سرزندگی دانشجویان پزشکی از دیدگاه متخصصان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۷۳
محیط کالبدی درمانگاه های آموزشی شامل عناصری است که ارتقاء آن ها از منظر سرزندگی، موجب بهبود کیفیت فضای درمانگاه آموزشی و هم چنین ادراک بهتر و رضایتمندی دانشجویان پزشکی می شود. هدف از این پژوهش تبیین ابعاد مؤثر در طراحی محیط درمانگاه های آموزشی از منظر سرزندگی دانشجویان پزشکی از دیدگاه متخصصان است. در این پژوهش از روش تحقیق دلفی _ترکیبی استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه، متخصصان معماری و متخصصان آموزش پزشکی بودند به منظور انتخاب نمونه ها از روش نظریه ای و گلوله برفی استفاده شده است و حجم نمونه مصاحبه پس از اشباع نظری، 23 نفر از متخصصان را شامل می شود. سپس با کمک تکنیک کدگذاری باز و محوری و تشکیل جدول هدف محتوا، پرسشنامه محقق ساخته در قالب 110 سوال شکل گرفته و توسط متخصصان طی دو مرحله تکمیل گردیده است. در نهایت نتایج به روش تحلیل عامل Q استخراج شده و فرآیند تأثیر ابعاد بر متغیر های پژوهش مورد بررسی قرار گرفته اند. بر اساس یافته های تحقیق، تأثیرگذارترین عوامل بر طراحی محیط درمانگاه های آموزشی از دیدگاه متخصصان در ابعاد چهارگانه رنگ، نور، فضای سبز طبیعی و فضای سبز مصنوعی جای گرفتند. که بعد رنگ شامل چهار مقوله "نقش سازگاری رنگ با فضا، نقش رنگ در سرزندگی، تفکیک عرصه یا فضا با رنگ و متنوع کردن فضا با رنگ در فضاهای آموزشی درمانی " است و بعد نور شامل دو مقوله نقش نور و متنوع کردن فضا با نور است. نتایج این تحقیق مبین آن است که ابعاد چهارگانه رنگ، نور، فضای سبز طبیعی و فضای سبز نقش کلیدی در ایجاد و بهبود فضای آموزشی مطلوب در درمانگاه های آموزشی و بر سرزندگی و رضایت دانشجویان پزشکی تاثیر دارد. در نتیجه محیط یادگیری یکی از جنبه های مهم برنامه آموزش پزشکی است که باید در تمامی مراحل آموزشی مورد توجه قرار گیرد
۷۷.

تحلیل تجارب مداخلاتِ حفاظت در میراث نظامی برمبنای معیارهای ایکوفورت و ایکوموس؛ بررسی موردی: ۲۶ تجربه بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۴۱
ورود میراث نظامی به ادبیات حفاظت از میراث معماری و شهری، مرهون بنیان گذاری کمیته ایکوفورت است که به دنبال آن، ضرورت توجه به گونه های متنوع میراث نظامی، شناخت ارزش های ملموس و ناملموس آن ها و تدوین رویکردهای حفاظتی متناسب، مطرح شد. پژوهش کیفی حاضر، با هدف «ارزیابی تجارب مداخلاتِ حفاظت در میراث نظامی بر مبنای معیارهای احصاء شده»، با نگاهی کل نگر و با اتکاء به پارادایم تفسیری، پس از استخراج معیارهای حفاظت از میراث نظامی از طریق تحلیل محتوای دو سند بالادستی مرتبط، به فراتحلیل پژوهش های صورت گرفته روی ۲۶ تجربه منتخب بین المللی در این زمینه می پردازد و ضمن دسته بندی و تعریف رویکردهای کلی در مداخلاتِ حفاظت در میراث نظامی در این نمونه ها، رویکردهای خاص، که در یک یا چند نمونه مدنظر بوده اند را نیز، معرفی می کند. نهایتاً کیفیت انطباق معیارهای احصاء شده با نحوه برخورد با میراث نظامی در تجاربِ مورد مطالعه، بررسی می شوند. یافته های پژوهش نشان می دهند که علاوه بر رویکردهای کلی، که با مقیاس ساختارهای نظامی در این تجارب، متناسب بوده و هر یک متمرکز بر گروه خاصی از معیارها هستند، رویکردهای منحصربفردی نیز در این نمونه ها، قابل تشخیص اند. نیل به نگرشی جامع که ضمن توجه به کلیه اصول حفاظتی، به ویژگی های منحصر بفرد هر اثر میراث نظامی نیز احترام بگذارد، مستلزم احصاء ارزش های ملموس و ناملموسِ آن، با رویکردی کل نگر و درون رشته ای بوده و نخستین گام روش مند در مداخله های حفاظتی است.
۷۸.

تأثیر رضایت از مؤلفه های کالبدی- فضایی محله در پایداری اجتماعی و ادراک زیست پذیری (نمونه موردی: بافت مسکونی محلات قدیم اطراف بازار اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۸۹
 زیست پذیری و توجه به کیفیت های عملکردی آن از بخش های مهم و ضروری شهرنشینی در قرن معاصر است که در برابر بسیاری از مشکلات پیچیده زندگی شهری در جهان امروزی مطرح شده است. کیفیت زیست پذیری در محلات شهری و تبیین نقش واحدهای زیستی در ارتقاء پایداری اجتماعی، تاثیرپذیری فراوانی از کیفیتهای عملکردی و نقش متقابل آن دارد. اگرچه، مفهوم زیست پذیری در ابعاد مختلف فضایی و موضوعی مورد بحث قرار گرفته است، بررسی نقش آن بعنوان متغیری تاثیرپذیر از کیفیت های فضایی و متغیر میانجی پایداری اجتماعی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر بصورت توصیفی-تحلیلی و پیمایشی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخت در جامعه بافت مسکونی اطراف بازار شهر اردبیل و با هدف توسعه کیفیت زیستی و حیات اجتماعی محله مزبور انجام یافته است. حجم نمونه 384 نفر براساس فرمول کوکران بدست آمد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با نرم افزار SPSS و Amos به روش معادلات ساختاری ( SEM) انجام شد. نتایج نشان داد که با مقایسه اثر کل هر شاخص روی زیست پذیری، عامل دسترسی بیشترین تاثیر را دارد. بعلاوه، ثابت شد که اثر غیرمستقیم پایداری اجتماعی بین ایمنی و نظم وحدت کالبدی زیست پذیری بیشتر است. این بدین معنی است که رضایتمندی بیشتر در پایداری اجتماعی بیشتر می تواند تاثیر ایمنی و آسایش اقلیمی بر روی زیست پذیری را افزایش دهد. راهکارهای پژوهش در توسعه امنیت و ایمنی بافت های شهری، کنترل نفوذپذیری شبکه ارتباطی و ارتقای کیفیت های محیطی از طریق توسعه فضاهای دلپذیر ارایه شده است.  
۷۹.

تحلیل اثرات کالبدی-عملکردی برنامه های توسعۀ مرکز شهر بر بافت تاریخی اطراف آن (نمونۀ مورد مطالعه: سبزه میدان شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۲
بیان مسئله: بافت های تاریخی شهرهای ایران، به ویژه در مراکز شهری، با چالش هایی همچون فرسودگی کالبدی و تغییرات عملکردی مواجه هستند. برنامه های توسعه مرکز شهر با هدف ارتقای کیفیت فضاهای عمومی و تقویت کارکردهای شهری اجرا می شوند، اما برخی موجب اختلال در ساختار تاریخی و کاهش انسجام اجتماعی محلات می شوند. این پژوهش با هدف بررسی اثرات برنامه توسعه سبزه میدان زنجان در دو بعد کالبدی و عملکردی بر ساختار مرکز تاریخی و بافت پیرامونی آن انجام شده است. روش تحقیق: روش تحقیق توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر مطالعه موردی است. جمع آوری داده ها با استفاده از منابع کتابخانه ای، اسناد و برنامه های توسعه به همراه بازدید میدانی و مشاهده رفتار افراد انجام و اطلاعات به دست آمده با روش تحلیل محتوا و استدلال منطقی موردبررسی قرار گرفته است. یافته ها: یافته های بررسی پروژه سبزه میدان زنجان نشان می دهد که هرچند این طرح با افزایش حضورپذیری، تعاملات اجتماعی و ارتقای کیفیت فضای شهری همراه بوده، اما با ایجاد فضاهای یکپارچه به جای شبکه خرد محله ای، سلسله مراتب تاریخی، مراکز محلات و فضاهای جمعی خرد را تضعیف کرده است. کاهش تنوع کاربری های اجتماعی، تجاری و مذهبی در سطح محلات و انتقال فعالیت ها به مرکز شهر، تمرکز عملکردی و افت حیات محله ای را در پی داشته و موجب اختلال در دسترسی محلی، کاهش امنیت و افزایش کاربران غیرمحلی شده است. بااین حال، مداخلات بخش جنوبی همچون پیاده راه سازی و احیای سبزه میدان، با بهبود دسترسی شهری و تقویت ارتباط بصری، حضورپذیری و فعالیت های اجتماعی در مقیاس فرامحله ای را تقویت کرده است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش تأکید دارد که موفقیت برنامه های توسعه در بافت های تاریخی مستلزم توازن میان ملاحظات کالبدی و عملکردی، حفظ پیوندهای اجتماعی محله ای و تقویت کیفیت زیست است. این مطالعه نشان می دهد که مداخلات مکان محور و توجه به مؤلفه های توسعه مکان مند، می تواند ضمن ارتقای عملکرد شهری، به حفظ انسجام بافت تاریخی کمک کند.
۸۰.

نشانه شناسی آرایه های معماری شهر تاریخی ماسوله بر پایه نظریه چارلز سندرس پیرس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۷
نشانه‌شناسی ازجمله دانش هایی است که به شناخت مفاهیم و معانی مؤثر در شکل‌گیری نمادها می‌پردازد. نشانه‌ها و نمادها نقشی اساسی در آفرینش آثار هنری و زندگی انسان‌ها دارند. شهر تاریخی ماسوله با قدمت هزارساله خویش دارای آرایه‌های معماری متنوعی است که از نمادها و نشانه‌های مختلفی تشکیل‌شده‌ است. پژوهش پیش‌رو در تلاش است برمبنای مطالعات میدانی و استفاده از نظریه نشانه‌شناسی پیرس به مفاهیم شکل‌دهنده آرایه‌های معماری شهر تاریخی ماسوله بپردازد. پرسش­های پژوهش به شرح ذیل است؛ آرایه‌های معماری شهر تاریخی برمبنای نشانه‌شناسی پیرس در چندین گونه دسته‌بندی می­شوند؟ چه معانی در شکل‌گیری آرایه‌های ماسوله مؤثر بوده‌اند؟ دستاورد پژوهش نشان‌دهنده آن است؛ آرایه‌های معماری ماسوله که در گونه­های؛ گره‌چینی، قواره‌بری، منبت‌کاری، قوس و مقرنس، گچ‌بری، کاشی‌کاری، کنده‌کاری، چشم‌نظر، خطاطی، معرق­کاری و آینه‌کاری دسته‌بندی می‌گردند برمبنای مفاهیم نشانه شناختی پیرس برپایه باورهای دینی و مذهبی، مفاهیم اجتماعی و فرهنگی مردم ماسوله در سده­های پشت هم در این شهر شکل‌گرفته‌اند. نشانه‌های شمایلی به جهت تکریم مفاهیم اسلامی به‌صورت محدود در قالب نگاره­های گیاهی و جانوری در ابنیه مذهبی ماسوله بکارگرفته‌شده‌اند و در جهت آفرینش فضایی روحانی، بیم دهنده و بشارت‌دهنده هستند. همچنین نشانه‌های نمادین آرایه‌های ماسوله اشاره به شمارگان مقدس و دارای معانی امیدبخش، هدایت یافتن بندگان توسط نور الهی، صفات خداوند، تقدس و احترام به عناصر اربعه در فرهنگ ایرانیان باستان و در امان ماندن از انرژی‌های منفی و شیطانی دارند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان