ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۶۱ تا ۴۸۰ مورد از کل ۸٬۱۶۴ مورد.
۴۶۱.

From Courtyard to Corridor: The Transformation of Iranian Residential Circulation Features (Case Study: Zand, Qajar, and Pahlavi Periods)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۹۱
This paper conducts a comparative analysis of residential floor plans from three pivotal periods in Iranian history: the Zand (1751–1794 CE), Qajar (1789–1925 CE), and Pahlavi (1925–1979 CE) eras. By examining prominent residential buildings from each period, the study investigates the transformation of circulation features, namely courtyards, iwans, corridors, and vestibules (hashtis). Findings reveal a progressive reduction in courtyard centrality and hierarchical access systems during the Zand and Qajar eras, shifting toward linear, corridor-based, and Western-influenced layouts in the Pahlavi period. This change decreased reliance on introverted, multi-courtyard configurations for privacy and climate control, favoring open-plan structures with direct entrances and reduced spatial segregation. This evolution reflects changing approaches to spatial organization, privacy, and formal access in response to modernization and shifting cultural paradigms. The study contributes to understanding the dynamic interplay between architecture and historical context in Iran, highlighting the significance of residential spaces as cultural artifacts. Through a focused architectural lens, this analysis provides insight into the broader historical shifts embedded in built environments.
۴۶۲.

فهم تجربه زیسته دوچرخه سواری شهری: مروری انتقادی با هدف ارائه یک دستور کار پژوهشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۲
حرکت در شهر فقط فرایندی کارکردی برای انتقال افراد از مبدأ به مقصد نیست؛ بلکه کنشی پیچیده و چندبعدی است که تحت تأثیر عوامل محیطی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی قرار دارد و تجربه زیسته افراد از جابه جایی را شکل می دهد. امری که متأثر از طرح «چرخش جابه جایی» در علوم انسانی و اجتماعی، مورد توجه مطالعات شهری معاصر و حوزه تحقیقات پدیدارشناسی حرکت قرار گرفته است. هدف این پژوهش، بررسی مطالعات انجام شده درباره فهم تجربه های زیسته دوچرخه سواری شهری و ارائه دستور کار پژوهشی برای مطالعات آینده است؛ شامل معرفی چهارچوب مفهومی مناسب، طرح پرسش های بنیادین پژوهش و ارائه الزامات روش شناسی در این حوزه. بدین منظور، پژوهش های پیشین از منظر چهارچوب های مفهومی، پرسش ها و اهداف پژوهش و روش شناسی بررسی شدند. پس از تشریح فقدان چهارچوب مفهومی جامع در مطالعات قبلی، چهارچوب پدیدارشناسانه چهارگانه معرفی شده توسط ون منن، برای استفاده در پژوهش های آتی معرفی و سپس پژوهش های پیشین در چهارچوب آن تحلیل شدند. همچنین با ارزیابی روش های پژوهش به کاررفته، ویژگی ها و الزامات روش شناسی کلیدی برای فهم تجارب زیسته دوچرخه سواری شهری در مطالعات آینده ارائه شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که درک تجربه زیسته دوچرخه سواری شهری مستلزم بهره گیری از چهارچوب مفهومی جامع برای تحلیل ابعاد مختلف و درهم تنیدگی آن ها با یکدیگر، و نیز تلفیق روش مردم نگاری با رویکردهای نوآورانه متناسب با ماهیت زیسته، متحرک و بدن مند این تجربه است.
۴۶۳.

تبیین قابلیت کشف پذیری فضا مبتنی بر شاخص هایی ساختار فضایی؛ نمونه موردی بازار تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۹
ساختار فضا بر چگونگی ادراک و تجربه مردم تأثیرگذار است و هرچه افراد، بیشتر راجع به یک فضا اطلاعات داشته باشند، احتمال بیشتری وجود دارد که از قابلیت های آن استفاده کنند. پژوهش حاضر به این سؤال اصلی می پردازد که چگونه ساختار فضایی، بر قابلیت کشف پذیری توسط کاربران تأثیر می گذارد؟ هدف این پژوهش توسعه مفهوم کشف پذیری در حوزه معماری و ارتباط آن با شاخص های ساختار فضایی است. اطلاعات کمی مربوط به ساختار فضایی از طریق نقشه های چیدمان فضایی و داده های کیفی از طریق پرسش نامه های تصویری گردآوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون رگرسیون خطی چندگانه انجام گرفت و پایایی ابزار تحقیق نیز با آلفای کرونباخ و روایی آن توسط روش دلفی تائید شد. مطابق یافته ها، هرچند به دلیل چندبعدی بودن و ماهیت آن، یک تعریف ساده و قابل سنجش برای کشف پذیری وجود ندارد، اما دارای ارتباط معنادار، با بعضی از مفاهیم شاخص های ساختار فضایی همچون ایزوویست، سطح قابل دید، اتصال، ارتباط و آشفتگی در بازار تبریز است.
۴۶۴.

معماری پایدار جزیره قشم: درس هایی برای طراحی انرژی کارا در اقلیم گرم و مرطوب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۲۰
اهداف: هدف این پژوهش، بررسی ظرفیت های معماری سنتی جزیره قشم به منظور استخراج راهکارهایی برای طراحی انرژی کارا و سازگار با اقلیم گرم و مرطوب است. در این راستا، پژوهش بر حفظ منابع انرژی برای نسل های آینده، ارتقای فرهنگ مصرف بهینه، کاهش یارانه های مستقیم سوخت، کاهش آلاینده های زیست محیطی، و استفاده از مصالح بومی و عناصر اقلیمی تمرکز دارد. روش ها: روش تحقیق به کار رفته در این مطالعه از نوع کاربردی بوده و داده ها از طریق سفر میدانی به جزیره قشم گردآوری شده است. ابزار گردآوری داده ها شامل مشاهده مستقیم معماری بومی، بررسی منابع مکتوب محلی، مصاحبه با ساکنان، دانشجویان معماری، و اساتید دانشگاهی در منطقه بوده است. با توجه به شرایط اقلیمی خاص جزیره، دو نمونه موردی شامل خانه های سنتی «مغ» در قشم و بافت سنتی بندر لافت انتخاب شدند و با استفاده از روش توصیفی–تحلیلی و تطبیقی مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: پژوهش حاکی از آن است که طراحی معماری سنتی منطقه با بهره گیری هوشمندانه از عناصر اقلیمی نظیر بادگیر، حیاط مرکزی، بازشوهای کنترل شده و مصالح بومی، توانسته در تأمین آسایش حرارتی و کاهش نیاز به انرژی های فسیلی نقش مؤثری ایفا کند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که بهره گیری از اصول معماری سنتی قشم می تواند به عنوان الگویی بومی، مؤثر و پایدار برای طراحی انرژی کارا در معماری معاصر اقلیم های گرم و مرطوب ایران مورد استفاده قرار گیرد.
۴۶۵.

بررسی سیر تحول تاریخی نقش رودخانه در شکل گیری مرکز شهر دزفول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۰۶
نقش رودخانه ها در تاریخ شهرسازی به عنوان عنصر طبیعی بنیادین، نقش اساسی در شکل گیری، تثبیت و توسعه مراکز شهری ایفا کرده اند. دزفول نیز به عنوان شهری رودپای، همواره تحت تأثیر رودخانه دز شکل گرفته و تحول یافته است. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی و رویکرد تاریخی فضایی، به بررسی رابطه مرکز شهر دزفول و رودخانه دز در طول ادوار مختلف تاریخی از دوره ساسانی تا عصر معاصر می پردازد. یافته ها نشان می دهد که در دوره ساسانی، رودخانه نقش دفاعی و زیربنایی در استقرار نخستین هسته شهر داشته است. در دوران اسلامی، به ویژه با گسترش شبکه قمش ها، مرکز شهر در پیوند مستقیم با منابع آب و کشاورزی پیرامونش گسترش یافت. در دوران صفوی تا قاجار، تمرکز بر شبکه محلات بر اساس قمش ها و سازمان اجتماعی محله محور، رابطه مرکز شهر با رودخانه را در حد متوسط نگه داشت. اما در دوره پهلوی و معاصر، با استقرار سیستم های نوین آبرسانی، احداث خیابان های جدید، شکل گیری مراکز شهری نوظهور و تغییر رویکرد کالبدی و عملکردی شهر، نقش رودخانه در هویت بخشی مرکز شهر به تدریج کمرنگ شد و به حداقل کاهش یافت. در حال حاضر، نقش رودخانه عمدتاً به عنوان لبه طبیعی و فضای تفرجی مطرح است و پیوند ساختاری و عملکردی آن با مرکز شهر گسسته شده است. این تحولات گویای دگرگونی عمیق در الگوی شکل گیری و هویت پایی شهر دزفول است که از وابستگی طبیعی به رودخانه، به ساختار انسان ساخت و منفک از بستر طبیعی تغییر یافته است.
۴۶۶.

تدوین سازوکار تجربه ی سکونت بر اساس قابلیت های فضاهای مرزی پیرامون خانه (تحلیل تطبیقی دیدگاه خبرگان و تجربه ی زیسته ی ساکنین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۵
فضاهای مرزی به عنوان عرصه های تعاملات انسانی، می توانند بستری برای تحلیل تجربه ی سکونت باشند. درک ارتباط بین این دو مفهوم، مسلتزم شناخت قابلیت های فضاهای مرزی و تعریف سکونت است. پرسش اصلی پژوهش این است که، فضاهای مرزی پیرامون خانه چگونه بر تجربه ی سکونت تأثیر می گذارند؟ پژوهش در پارادایم تفسیرگرایی و با اتکا به روش کیفی، سکونت را فرآیندی پویا و زمینه گرا تعریف می کند که بر مبنای تمایز (تمییز فضایی) و تقسیم (برای شخصی سازی فضا) توسط فضاهای مرزی، شکل می گیرد. بر این اساس فضاهای مرزی با نگاهی انسان محور، در سه لایه یا سه بعد کالبدی، اجتماعی، معنایی در محیط پیرامون خانه مدل سازی شدند. برای سنجش میزان تأثیر عوامل شکل دهنده ی هر بعد، ابتدا با بهره گیری از نظرات ۸ خبره دانشگاهی و تکنیک فرآیند تحلیل شبکه (ANP)، وزن عوامل مشخص و مدل فرآیند سکونت به دست آمد. سپس جهت تدقیق مدل در بستر واقعیت، پرسشنامه ای مبتنی بر طیف لیکرت توسط ساکنان تکمیل و داده ها با روش های آماری نرمال سازی شد. با سنجش همبستگی وزن عوامل در نظر خبرگان و تجربه ی ساکنان و تأثیر عوامل زمینه ای، مدل نهایی تحلیل تجربه ی سکونت به دست آمد، که فضاهای مرزی را نه صرفاً عناصری صلب، بلکه عواملی «مولد و فعال» معرفی می کند که از طریق پیوندهای تعاملی، کیفیت تجربه ی سکونت را ارتقا می بخشند.
۴۶۷.

سنجش شاخص های بعد ادراکی-احساسی قلمروهای محیطی بر پایه تفسیر قرارگاه های رفتاری کاربران (مورد پژوهی: مجموعه های مسکونی سازمانی شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۷۱
پژوهش حاضر با هدف سنجش شاخص های ادراکی-احساسی قلمروهای محیطی و تحلیل قرارگاه های رفتاری کاربران در چهار شهرک مسکونی سازمانی اهواز انجام شد. روش تحقیق کیفی-کمی و از نوع توصیفی-تحلیلی بود. در بخش کیفی، شاخص های اصلی از ادبیات نظری استخراج و در بخش کمی، پرسشنامه های ساختاریافته بر اساس طیف لیکرت میان کاربران و کارشناسان توزیع شد. پنج شاخص کلیدی شامل احساس امنیت، مالکیت ادراک شده، حس تعلق، خوانایی و هویتمندی فضا مورد سنجش قرار گرفت. داده ها با نمونه گیری خوشه ای و روش گلوله برفی جمع آوری و با SPSS تحلیل شدند. نتایج نشان داد شهرک گیت بوستان در امنیت، مالکیت ادراک شده، حس تعلق و هویتمندی عملکرد برتری داشت و کوی استادان در شاخص خوانایی وضعیت بهتری نشان داد. در مقابل، شهرک های نفت و نیشکر به دلیل ضعف در مرزبندی فضایی و فقدان نشانه های هویتی، مقادیر پایین تری کسب کردند. یافته ها اهمیت مرزبندی شفاف، هویت بومی را در ارتقای کیفیت قلمروهای محیطی تأیید می کند.
۴۶۸.

تبیین ظرفیت های شهرسازی وکالتی جهت ارتقای شاخص های اجتماعی در شهرهای کوچک (نمونه موردی: شهرهای کوچک شمال استان همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۹۹
این تحقیق بر آن است تا با ارائه الگویی از شهرسازی وکالتی در شهرهای کوچک به روشن ساختن ظرفیت های شهرسازی وکالتی در جهت ارتقای شاخص های اجتماعی شهرهای کوچک بپردازد. پژوهش حاضر جزء پژوهش های کاربردی و اکتشافی – تبیینی با روش ترکیبی (کیفی - کمی) است. در بخش کیفی از طریق مصاحبه با خبرگان شامل اساتید دانشگاهی و مسئولان اجرایی شهرهای کوچک شمال استان همدان و با استفاده از استراتژی پدیدارشناسی و تاکتیک تحلیل محتوای مصاحبه (تحلیل تم) و نرم افزار تحلیل کیفی MAXQDA 2020 و نرم افزار iMindMap 9 مؤلفه های شهرسازی وکالتی در شهرهای کوچک و نمودار شبکه مضامین ارائه شد. در بخش کمی تحقیق توصیفی و از نوع زمینه یابی است و جهت سنجش نسبت روایی محتوایی و انجام مراحل تکنیک دلفی از آزمون های T تک نمونه ای و ضریب کندال تحت نرم افزار کمی SPSS نسخه 26 استفاده شد و جهت سنجش مطلوبیت برازش الگوی کمی پژوهش از روش تحلیل عاملی تأییدی به کمک آزمون های روایی همگن بودن، روایی همگرا و واگرا و آزمون پایایی ترکیبی و ضریب آلفای کرونباخ تحت نرم افزار PLS نسخه 3 انجام شد. نمونه آماری در بخش کیفی بر مبنای اشباع نظری بر اساس کدهای استخراجی از مصاحبه با پنل خبرگان و در بخش کمی 384 نفر از شهروندان و شهرهای کوچک شمال استان همدان که شامل شهرهای کبودرآهنگ، رزن و دمق انتخاب شد. در نتایج به دست آمده از تحلیل معادلات ساختاری تحت نرم افزار PLS مشخص شد که الگوی شهرسازی وکالتی به دست آمده برای شهرهای کوچک در ارتقا شاخص های اجتماعی از برازش مطلوبی برخوردار بودند و شهرسازی وکالتی به میزان 79 % بر شاخص های اجتماعی تأثیر می گذارد، بنابراین در کل می توان نتیجه گرفت که میان قابلیت های شهرسازی وکالتی با ارتقای شاخص های اجتماعی در شهرهای کوچک ارتباط مؤثری وجود دارد و پیش بینی می شود که در یک نمونه بزرگ تر نیز از همان جامعه (در سایر شهرهای کوچک)، فرضیه پژوهش تأیید گردد.
۴۶۹.

بررسی وجوه شکل گیری مرقع هفت اورنگ ابراهیم میرزا صفوی با رویکرد تحلیل گفتمان نورمن فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۳۶
بیان مسئله: نگارگری از منابع غنی هنر ایران و تمدن اسلامی است و دوره صفویه جزء درخشان ترین دوره در هنر اسلامی به شمار می رود. مطالعه آثار این دوره به دلیل بازشناسی پیشینه فرهنگ و هویت ایرانی و تأثیراتشان بر هنر اسلامی ایران، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. مرقع هفت اورنگ ابراهیم میرزا، معروف به جامی فریر، آخرین نسخه مصور ممتاز با معیارهای سلطنتی بوده که به سفارش و حمایت سلطان ابراهیم میرزا در دوره صفویه تولید شده است. این مرقع در دوره شاه تهماسب، همزمان با تغییرات سیاسی و اجتماعی و محدودیت های حمایتی از هنر و هنرمندان، خلق شده است. به نظر می رسد این اثر در فضایی نسبتاً آزاد و مستقل از تحولات و ایدئولوژی حاکم بر زمان خود شکل گرفته است.هدف پژوهش: این پژوهش با رویکردی تاریخی و گفتمانی، در چارچوب نظری نورمن فرکلاف، به بررسی بافت زمینه ای و عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر شکل گیری مرقع هفت اورنگ ابراهیم میرزا می پردازد. روش تحلیل گفتمان در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین برای واکاوی این اثر به کار گرفته شده است. از نظر هدف، این پژوهش در دسته تحقیقات توسعه ای قرار می گیرد.روش پژوهش: این پژوهش از نظر ماهیت، توصیفی-تاریخی-تحلیلی است. و بر پایه بررسی های تاریخی و اطلاعات به دست آمده از بسترهای اجتماعی و سیاسی زمان شکل گیری مرقع ابراهیم میرزا انجام شده است. روش تجزیه و تحلیل داده ها کیفی است. نتیجه گیری: با بررسی تاریخی بافت زمینه ای عوامل اجتماعی تأثیرگذار بر شکل گیری این مرقع در چهارچوب نظری نورمن فرکلاف نشان می دهد که ابراهیم میرزا، به دلیل موقعیت سیاسی، روابط سلطنتی و جهان بینی متفاوت خود، نقشی محوری در خلق این اثر داشته است. همچنین، تغییرات سیاسی و مذهبی ایجاد شده در قدرت حاکم صفویه برموضوع، تصاویر و مضامین مرقع تأثیرگذاشته و سبب ایجاد اثری هنری با ویژگی های متفاوت نسبت به سایر آثار هم دوره اش شده است.
۴۷۰.

شناسایی لایه های معنایی با رویکرد منظر در مواجهه با پدیده راه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۱۵۳
در برداشت سطحی تر و البته نگاه متداولِ امروز به پدیده راه، تنها بر نقش ارتباطی آن تأکید می شود. این در حالی است که راه ها زمانی پیوند عمیقی با زندگی انسان برقرار می نمایند؛ و می توانند به عنوان مقصد مسافران انتخاب شوند. خلأ موجود در بحث مطالعه راه همین عدم توجه به ابعادی است که با زندگی انسان در گذر زمان پیوند عمیقی برقرار کرده است. مطالعات انجام شده در دوران مدرن، حاکی از آن است که با سرعت گرفتن جریان زندگی، سرعت حرکت و به تبع آن ایمنی مسیر در اولویت اول برنامه ریزان، طراحان و مهندسان راه قرار گرفته است. این نوع نگاه تک بعدی و کالبدی به مقوله راه از مشخصه های اصلی علوم مهندسی است. گذشته از آسیب شناسی اقدامات انجام گرفته توسط علوم مهندسی در جهت تسهیل و تسریع هرچه بیشتر، هدف از مطالعه راه می تواند فراتر رود. دانش منظر به کمک فنون مهندسی آمده و با نگاهی کل نگر به مفهوم پدیده راه و توجه هم زمان به تمام ابعاد ملموس و ناملموس راه، گام های مؤثری در جهت ارتقاء کیفیت آن به وسیله احیاء معانی نهفته در راه و با هدف تبدیل آن به مقصد گردشگران بردارد. اگرچه با این زاویه نگاه و در رویکرد منظر، سیاست گذاری راه متفاوت از وضع موجود خواهد شد. این پژوهش از نوع کیفی و بر پایه تحلیل محتوای کیفی بوده که سعی دارد تا با بررسی اسناد کتابخانه ای، مرور نظریات پیشینِ اهل فن، همچنین مشاهده و تحلیل شرایط ضمن تأکید بر ضرورت کیفیت راه ها، به بررسی تأثیر و نقش بسزای رویکرد منظر در سطوح مختلف مطالعاتی پدیده راه بپردازد.
۴۷۱.

ارزشیابی عوامل انعطاف پذیری بر کیفیت تعلق پذیری مجتمع های مسکونی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۷۴
با گسترش جوامع انسانی ؛ الگوهای رفتاری به سبب تغییر در الگوهای مکانی ناشی از تغییر سطح اجتماعی خانوار، نیازمند تغییر در محیط هستند.زیرا با تغییر سطح اجتماعی-فرهنگی خانوار، نحوه ارتباط با اطرافیان، نیازهای فضایی، ترکیب بندی فضایی، حضور افراد جدید در خانوار و نیازهای فضایی متناسب با آن، تغییر نوع دلبستگی به مکان در افراد در طی زمان تغییر خواهد کرد.بر این اساس طبقه بندی مؤلفه های کیفی سازنده فضاهای مسکونی با تراکم متوسط شهر تهران و استخراج مؤلفه های کیفی انعطاف پذیری کالبدی، فعالیتی و ادراکی و ارزش گذاری آنها در مقیاس مجتمع مسکونی و همچنین نحوه و میزان تأثیرگذاری مؤلفه های فرم کالبدی را در ایجاد حس دلبستگی به مکان و در پی آن ارتقای کیفیت فضاهای مسکونی هدف اصلی این پژوهش است.روش تحقیق پژوهش مذکور از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی- تحلیلی بر مبنای پیمایش است.با توجه به تعداد جامعه آماری تعداد حجم نمونه 50 عدد ارزیابی شده است .براساس اطلاعات ماتریس همبستگی همه روابط ما بین مولفه های انعطاف پذیری و تعلق پذیری معنادار شده است به جز رابطه بین تنوع پذیری با متغیرهای عملکردی/ فعالیتی، احساسی/ ادراکی و تعلق پذیری که معنادار نشده است.نتایج به دست آمده نشان داد میانگین پاسخگویی به مولفه های احساسی/ ادراکی تعلق پذیری با مقدار 52.12 بالاترین امتیاز را دارد.
۴۷۲.

تحلیل تطبیقی مدل های حکمرانی مناطق کلان شهری: تعادل میان تمرکززدایی و تمرکز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۸۴
تمرکززدایی با هدف بهبود خدمات عمومی، قدرت را از دولت مرکزی به سطوح محلی منتقل می کند. این پژوهش مدل های حکمرانی کلان شهرها را از منظر تفرق و یکپارچگی بررسی کرده و تأثیر تمرکززدایی مالی، اداری و سیاسی بر کارایی خدمات عمومی را تحلیل می کند. با استفاده از نظریه داده بنیاد و ابزار MAXQDA، داده های کیفی از منابع منتشرشده بین مهروموم های ۱۹۸۱ تا ۲۰۲۴ تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهند که مدل تفرق، کیفیت خدمات و پاسخگویی محلی را بهبود می بخشد، اما ممکن است نابرابری اقتصادی و هزینه ها را افزایش دهد. در مقابل، مدل یکپارچه با بهره گیری از صرفه جویی های مقیاس، این چالش ها را کاهش داده و کارایی را تقویت می کند. برای حکمرانی مؤثر کلان شهرها، تعادل پویا بین تمرکززدایی و تمرکز، همراه با شفافیت و مشارکت شهروندی، توصیه می شود.
۴۷۳.

توسعه تهران در منظرهای آستانه ای: توابع محلات در دارالخلافه ناصری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۸
در دوران سلطنت ناصرالدین شاه، در سال ۱۲۸۴ق، برای تهران حصار تازه ای ساخته شد تا متناسب با نیازهای دوران تازه توسعه یافته، مدرنیزه شود و دارالخلافه ناصری گردد. به این ترتیب، تهران مرز و آستانه ای جدید و توسعه ای بی سابقه در چهار جهت یافت که جز محله دولت در شمال، بقیه تابع محله مجاور خود در درون بافت کهن شهر خوانده شدند و بخش های جدید شهری را در وضعیت آستانگی شکل دادند. مطالعات مختلفی که درباره توسعه تهران در این دوره انجام شده است، این موضوع را از منظر آستانگی و به صورتی فضامند بررسی نکرده اند. این مقاله بر آن است که با راهبردی تاریخی نشان دهد توابع محلات توسعه هایی در آستانه بودند که در نبود تصوری از توسعه کلی شهر، نابرابری شرایط محیطی در پهنه جغرافیایی، تمایلات تجددطلبانه و شکاف های اجتماعی، مداخلات حکومت و گروه های مختلف اجتماعی برای تحقق خواسته ها و نیازهای خود، کیفیت های فضایی متمایزی یافتند؛ به ترتیبی که در گذر از آستانه، منظر شهری تازه ای برای تهران پدید آمد. مشخصه این منظر بافت و ساختاری نامتجانس در محدوده های جدید بود: در شمال و شمال غرب انتظام نسبی فضایی با باغات، خیابان های وسیع و فرنگی مآب، مکان های زیست دوگانه، رها از هنجارهای جامعه سنتی و مکان هایی برای آزاد اندیشی؛ در جنوب و جنوب شرق بافتی پراکنده، نامنظم و کم امکان که تهیدستان برای بودن در کنار هم و در امنیت فضای شهری بدان روی می آوردند. به این ترتیب در وضعیت آستانگی، محدوده هایی پدید آمد که نه به شهر قدیم شباهت داشتند و نه به هم شبیه بودند؛ هرچند جغرافیاهای شمال و جنوب را برساختند.
۴۷۴.

بررسی تعیین امکان پیاده سازی مدل غیرمتمرکز سازماندهی عملیاتی و پشتیبانی منابع انسانی داوطلب در واکنش های اضطراری در مناطق شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۱۰۲
با توجه به افزایش حوادث طبیعی و انسانی، نیاز به یک سیستم کارآمد برای مدیریت بحران ها بیش از پیش احساس می شود. در این پژوهش به بررسی امکان پیاده سازی یک مدل غیرمتمرکز برای سازماندهی عملیاتی و پشتیبانی از منابع انسانی داوطلب در واکنش به بحران ها و حوادث اضطراری در شهر مشهد پرداخته شده است. روش پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ جمع آوری داده ها توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش تمامی نیروهای عملیاتی سازمان آتش نشانی، هلال احمر، اورژانس در شهر مشهد به تعداد 1750 نفر می باشند که مطابق جدول مورگان 322 پرسشنامه به روش طبقه ای-تصادفی در بین اعضای نمونه توزیع گردید. ابزار پژوهش پرسشنامه 26 سوالی است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها با فرض نرمال بودن داده ها از آزمون t استیودنت با نرم افزار SPSS استفاده گردید. نتایج حاصل بیانگر این است که تمامی ابعاد مدل پیشنهادی که شامل (کوچک کردن ساختار سازمان های پاسخگو به سوانح، آسانتر شدن سازماندهی نیروهای انسانی، تسریع دوره در برگشت پذیری سوانح، حفظ توان عملیاتی منابع انسانی، ابلاغ دستورالعمل ضمان اجرایی، ایجاد تعادل بین سازمان های پاسخگو، تامین امکانات مورد نیاز در هر منطقه با توجه به ضریب حساسیت و تعین مناطق پشتیبان برای هر منطقه) می باشند، از دید پاسخگویان مورد تائید قرار گرفتند. همچنین نتایج بیانگر این بود که وضعیت مدل سنتی حاکم بر سازماندهی نیروهای عملیاتی و پشتیبانی منابع انسانی داوطلب در واکنش های اضطراری در مناطق شهر مشهد از دید پاسخگویان نامطلوب بود. پیاده سازی این مدل می تواند به بهبود کارایی عملیات امدادرسانی و افزایش سطح مشارکت جامعه در مدیریت بحران ها منجر شود.
۴۷۵.

فناوری های نوین و بهبود کیفیت زندگی در شهرهای هوشمند: چالش ها و فرصت های مسکن هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۶۸
مسکن هوشمند به عنوان یکی از مفاهیم نوین در حوزه ساخت وساز شهری، با هدف افزایش بهره وری انرژی، ارتقای آسایش ساکنین و بهبود امنیت سکونتگاهی توسعه یافته است. با این حال، گسترش این فناوری با موانع متعددی همراه است .این پژوهش، با بهره گیری از روش تحلیل کیفی و استفاده از نرم افزار MAXQDA،به بررسی چالش های موجود و ارائه راهکارهای پیشنهادی برای رفع این موانع پرداخته است یافته های تحقیق نشان می دهند که هم افزایی میان بخش های دولتی، خصوصی و دانشگاهی می تواند نقشی کلیدی در رفع موانع توسعه مسکن هوشمند ایفا کند. این مطالعه بر ضرورت تدوین سیاست های حمایتی، تقویت زیرساخت های ارتباطی و فناوری، و ترویج فرهنگ سازی در میان شهروندان تأکید دارد. به کارگیری این راهکارها می تواند مسیر توسعه پایدار مسکن هوشمند را هموار ساخته و تأثیرات مثبتی بر بهره وری انرژی، امنیت و آسایش ساکنین داشته باشد. در نهایت، اتخاذ راهکارهای مناسب می تواند به تسریع روند پذیرش این فناوری نوین و بهره گیری از مزایای آن منجر شود.
۴۷۶.

بررسی تاب آوری زیرساخت های شهر هوشمند با رویکرد پدافند غیرعامل ؛ نمونه مطالعاتی، منطقه 4 شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۸۹
در دو دهه گذشته، فرآیند شهرنشینی و صنعتی شدن در کشورهای توسعه یافته به شکل گیری شهرهای پیچیده ای منجر شده است که در برابر حوادث طبیعی و انسانی آسیب پذیر هستند. پیشرفت فناوری اطلاعات و حرکت به سمت شهرهای هوشمند به بهبود مدیریت شهری کمک کرده، اما نیاز به برنامه ریزی دقیقی دارد تا آسیب پذیری ها کاهش یافته و امنیت زیرساخت ها افزایش یابد. برنامه ریزی شهری باید بر اساس اصول پدافند غیرعامل و دفاعی انجام شود تا زیرساخت های شهری در برابر تهدیدات مقاوم شوند. این تحقیق در منطقه ۴ شهرداری تهران به بررسی موضوعات مرتبط با ایمنی و هوشمندسازی زیرساخت ها پرداخته است. هدف از پژوهش شناسایی و تعامل زیرساخت های ضروری برای دستیابی به تاب آوری، تحلیل عوامل مؤثر بر تاب آوری زیرساخت های شهری در شهر هوشمند و ارائه راهکارهای برنامه ریزی برای تقویت تاب آوری زیرساخت ها با رویکرد پدافند غیرعامل است. روش تحقیق به صورت اکتشافی-تحلیلی طراحی شده و برای جمع آوری اطلاعات از روش های مشاهده، مصاحبه، مطالعات کتابخانه ای و پرسشنامه استفاده شده است. تحلیل اطلاعات نیز با روش های تحلیل محتوا و آزمون های آماری مختلف انجام شده و از نرم افزار SPSS برای امتیازدهی بهره گیری شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که بین ابعاد کالبدی محیطی برنامه ریزی شهری و پدافند غیرعامل شهری با امتیاز 4.16 رابطه معناداری وجود دارد. مولفه کالبدی محیطی به عنوان تأثیرگذارترین عامل در کاهش خطرات در زمان بحران در منطقه ۴ شهرداری تهران شناخته شده است. در نهایت، این تحقیق تأکید می کند که بهبود تاب آوری زیرساخت های شهر هوشمند با رویکرد پدافند غیرعامل می تواند به طور چشمگیری آسیب پذیری را کاهش دهد.
۴۷۷.

تأثیر طراحی فضای نیمه باز بر کاهش افسردگی ساکنان در شرایط قرنطینه خانگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۴۲
در سال های اخیر قرنطینه خانگیِ ناشی از شیوع ویروس کووید 19 موجب شده، افسردگی که از گذشته یکی از اختلالات روانی متداول در سطح جهانی بوده، برجسته تر شود. مسکن به عنوان ظرف زندگی و فضایی که انسان مجبور است در دوران همه گیری کووید 19، مدت زیادی از عمر خود را در آن سپری کند، تأثیرگذاری نقش خود را در روحیات، خلقیات و کیفیت زندگی انسان پررنگ تر می کند. در این میان، فضای نیمه باز مسکونی با ویژگی های فضایی که دارد، می تواند برکاهش افسردگی ناشی از قرنطینه کووید 19 تأثیر گذار باشد. بنابراین، هدف از انجام این پژوهش کاهش افسردگیِ ساکنان در شرایط خانه نشینیِ ناشی از همه گیریِ کووید 19 از طریق شناسایی و ارائه راهکارهای مختلف طراحی فضاهای نیمه باز مسکونی است. روش تحقیق این پژوهش، ترکیبی است. در مرحله ادبیات موضوع، با روش تحلیل محتوا، پارامترهای فضای نیمه باز و فراوانی آن ها استخراج شد و از طریق آنتروپی شانون، وزن دهی شدند. سپس از طریق روش پیمایشی، پرسش نامه محقق ساخت بر مبنای پارامترهای با وزنِ بالاتر طراحی شد و در میان جامعه آماری ساکنان محله ده ونک توزیع شد. سپس آزمون فریدمن برای رتبه بندی پارامترها بر روی پرسش نامه انجام شد. نتایج پژوهش نشان می دهند که ابعاد فضا، تنوع پذیری، جزییات ساختمانی، نورگیری، فضای سبز و جانمایی تراس در پلان به ترتیب تأثیرگذارترین شاخص های طراحی فضای نیمه باز در راستای کاهش افسردگی هستند. راهکار طراحی پیشنهاد شده برای این شاخص ها به ترتیب چنین است: 1-ابعاد فضا: در نظر گرفتن حداقل عرض 5.2 متر و استفاده از درب های آکاردئونی 2- تنوع فضایی: در نظر گرفتن مبلمان انعطاف پذیر و رعایت حداقل ابعاد 5/2 × 5 متر که در این صورت امکان برگزاری فعالیت های متنوعی در آن ایجادشده است و با ابعاد فضا نیز هم پوشانی دارد. 3- جزئیات ساختمانی: در نظر گرفتن رنگ، جنس مصالح، بو، آب نما و پوشش گیاهی. 4- نورگیری: استفاده از سازه تا شونده چادری برای سقف فضای نیمه باز 5- فضای سبز: پوشش گیاهی و امکان کاشت در فضای ایوان که توسط گلدان هایی مدولار شکل با قابلیت اتصال به هم انجام می پذیرد. 6- جانمایی تراس در پلان: طراحی تراس در مجاورت آشپزخانه که سبب تهویه آشپزخانه می شود، طراحی تراس در مجاورت نشیمن که سبب امکان استفاده از این فضا برای بازی کودکان هنگامی که سایرین در نشیمن مشغول به تماشای تلویزیون می باشد و طراحی تراس در مجاورت اتاق خواب که سبب صرف عصرانه و ورزش کردن می شود.
۴۷۸.

تحلیل هم افزایی عملکرد ساباط و بادگیر در ارتقای تهویه طبیعی در معماری سنتی حاشیه خلیج فارس (مطالعه موردی: شهر بندرکنگ، استان هرمزگان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۵۰
بیان مسئله: خانه های سنتی بندر کنگ در جنوب ایران، نمونه ای برجسته از معماری هم ساز با اقلیم هستند که برای مقابله با گرمای شدید و بهبود تهویه طبیعی، از عناصر بومی مانند بادگیر و ساباط بهره می برند. هدف پژوهش: این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر ساباط و بادگیر بر کیفیت تهویه طبیعی، به بررسی عددی سه سناریوی طراحی ازطریق شبیه سازی دینامیک سیالات محاسباتی (CFD) پرداخته است. روش پژوهش: از ساباط با عمق های متفاوت، با به کارگیری انواع بادگیر و ترکیب بهینه این دو عنصر استفاده می شود. برای ارزیابی عملکرد هر سناریو، یک مدل پایه به عنوان حالت مرجع (Case-Ref) در نظر گرفته شد که شامل خانه ای با حیاط مرکزی فاقد بادگیر و ساباط بود و شرایط پایه جریان هوا و تهویه طبیعی را نشان می داد. عملکرد هر سناریو براساس سه شاخص سرعت جریان هوا، سن هوا و بازدهی تهویه با استفاده از نرم افزار Autodesk CFD 2018 شبیه سازی و با مدل مرجع مقایسه شد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد هر دو عنصر به طور مستقل در بهبود تهویه داخلی مؤثر بودند؛ به طوری که بادگیر چهارطرفه بازدهی تهویه را تا ۱۶ برابر افزایش داد و ساباط های عمیق نیز با تقویت جریان افقی هوا، نقش مؤثری در ارتقای تهویه اطراف حیاط مرکزی ایفا کردند. بااین حال، ترکیب همزمان این دو عنصر در نمونه بهینه (Case-Fin) منجر به بهبود چشم گیری در تمامی شاخص ها شد: افزایش سرعت جریان هوا تا ۸/۸برابر، کاهش سن هوا تا ۸۵ درصد و ارتقای بازدهی تهویه تا 7/34برابر نسبت به حالت مرجع. این یافته ها حاکی از آن است که هم افزایی بین عناصر سنتی در طراحی اقلیمی می تواند الگویی مؤثر برای ارتقای کیفیت سکونت در مناطق گرم و مرطوب ارائه دهد و تلفیق هوشمندانه الگوهای بومی با ابزارهای شبیه سازی نوین، گامی مؤثر درراستای تحقق معماری پایدار است.
۴۷۹.

تدوین چهارچوب ارتقای زیست پذیری در مجتمع های مسکونی معاصر با کاربست مدل معماری بیوفیلیک (مجتمع های منتخب شهر قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۶
بیان مسئله: ارتقای زیست پذیری در مجتمع های مسکونی به دلیل افزایش تراکم شهری و تغییرات محیطی یکی از چالش های مهم طراحی شهری شده است. معماری بیوفیلیک رویکردی نوین است که با ایجاد ارتباط میان انسان و طبیعت، زمینه ساز بهبود کیفیت زندگی و سلامت روانی ساکنان می شود. بنابراین به کارگیری مدل معماری بیوفیلیک می تواند نقش کلیدی در بهبود زیست پذیری مجتمع های مسکونی معاصر داشته باشد. هدف پژوهش: این پژوهش با رویکردی کمی- کیفی مبتنی بر روش تحلیل نحو فضا به ارزیابی تطبیقی شیوه های طراحی مجتمع های مسکونی معاصر با اولویت دادن به راهبرد بیوفیلیک در ارتقای زیست پذیری مسکن می پردازد. روش پژوهش: روش پژوهش استدلال منطقی و قیاسی است که با شبیه سازی نمونه های منتخب (شش مجتمع مسکونی شهر قزوین) در نرم افزار دپت مپ، اثرگذاری شیوه های ترکیب توده/ فضا را بر مؤلفه های زیست پذیری مبتنی بر بیوفیلیا خوانش می کند. بررسی تطبیقی شامل شش گونه متمایز ترکیب فضایی ساختمان ها و محوطه به کمک شاخص های اتصال، هم پیوندی، هم پیوندی بصری و آنتروپی و نیز تطبیق دو نمونه از پلان های تیپ طبقات به کمک شاخص های اتصال، عمق و هم پیوندی است. نتیجه گیری: تحلیل نتایج در دو سطح پلان تیپ طبقات و سایت پلان نشان دهنده همبستگی مثبت این شاخص ها با مؤلفه های بیوفیلیایی شامل دسترسی به طبیعت، دیدهای سبز و کیفیت تعاملات اجتماعی است. دستاورد پژوهش تدوین راهکارهای ارتقای زیست پذیری برحسب وضعیت شاخص ها و شیوه طراحی در نمونه های مطالعه و ارائه چهارچوبی کاربردی برای معماران و برنامه ریزان شهری در طراحی فضاهای مسکونی زیست پذیر است.
۴۸۰.

تحولات حکمروایی شهری در پرتو فناوری های هوشمند: تحلیل مضمون مبتنی بر داده های شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۲
مقدمه: نارسایی در تحقق حکمروایی شهری و محدودیت مشارکت شهروندان، همراه با رشد سریع شهرنشینی، ضرورت بهره گیری از فناوری های هوشمند برای بهبود مدیریت و بازتعریف نقش مردم در تصمیم گیری های شهری را ایجاد کرده است؛ این امر نیازمند مطالعه ای جامع و کامل است که هم زمان تحولات فنی و دیدگاه های مردمی را بررسی کند. هدف پژوهش: این پژوهش به منظور شناسایی اثر فنآوری هوشمند درحکمروایی انجام شده است. از این رو پژوهش از نوع کاربردی و کیفی با رویکرد استقرایی است. روش شناسی: پژوهش کیفی با استفاده از مرور سیستماتیک انجام شد. منابع، از پایگاه داده (ادبیات نظری) و شبکه های اجتماعی (یوتیوب برای نظرات عمومی) جمع آوری گردید، پس از غربالگری، تحلیل محتوا با اتلس.تی آی ۹ انجام شده وکیفیت منابع با چک لیست CASP ارزیابی گردید. همچنین، از Vos viewer برای تحلیل کتاب سنجی استفاده شده است. یافته ها و بحث: خوشه بندی منابع علمی، ابعاد حکمروایی هوشمند در مطالعات را نشان داد و تحلیل مضامین حاصل از مطالعات و نظرات مردمی، هم خوانی این دو گروه را نمایان کرد. افزایش مشارکت پذیری و بهینه سازی تصمیم گیری بیشترین تغییرات را در ابعاد اجتماعی و حکومتی ایجاد کرده و داده های مردمی بر ضرورت کنترل و نظارت، به روزرسانی قوانین و حفظ حریم تأکید می کنند. نتیجه گیری: تحلیل کتاب سنجی و داده های مردمی نشان داد که فنآوری هوشمند، حکمروایی شهری را از مدل سنتی به شبکه ای و هوشمند تبدیل می کنند. چهار خوشه کلیدی شامل شهر هوشمند و حکمروایی شهری در برنامه ریزی و توسعه نوین، زیرساخت های هوشمند و برنامه ریزی شهری، جایگاه کلان داده ها و رشد اقتصادی، تمرکز مطالعات را نشان می دهد. داده های مردمی بر پیامدهای ملموس فناوری تمرکز دارند، در حالی که منابع علمی هم راستا با پیامدهای ملموس تغییرات ساختاری را برجسته می کنند. از داده ها 11 مضمون کلان استخراج شد. بیشترین تاکید بر جنبه های اجتماعی، توانمندسازی انسانی و مشارکت شهروندان است. این تحولات کارایی و پاسخ گویی را ارتقا می دهند. پژوهش های آینده می توانند تحقق این مضامین را در بسترهای شهری مختلف بررسی کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان