ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۱۰٬۴۸۰ مورد.
۲۸۱.

گونه شناسی پلان مساجد شبستانی با ستون های چوبی در آذربایجان شرقی ایران و منطقه آناتولی ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۲
قدمت مساجد ستوندار چوبی به اوایل دوره اسلامی بازمی گردد. در دوران امپراتوری سلجوقی که بیش از ۱۵۷ سال بر حوزه جغرافیایی ایران بزرگ، آسیای مرکزی، قفقاز و آناتولی تسلط داشت، فرم خاصی از مساجد چوبی شبستانی پدید آمد که بعدها به عنوان منبع الهام در معماری مذهبی این مناطق مطرح گردید. اوج شکوفایی این نوع معماری در آناتولی طی قرون ۱۳ و ۱۴ میلادی و در ایران در دوره های صفوی (قرون ۱۶ تا 18 میلادی) رقم خورد. هدف پژوهش حاضر، گونه شناسی مساجد چوبی نفیس واقع در دو منطقه آذربایجان شرقی ایران و آناتولی (ترکیه) است که تحت تاثیر مساجد چوبی آسیای میانه و معماری بومی این مناطق شکل یافته اند. شاخص ترین ویژگی این مساجد، استفاده از ستونهای چوبی با سرستونهای مقرنس کاری همراه با سقفهای چوبی نقاشی شده است که از منظر فنون ساخت، مصالح، چیدمان ستونها و جهت گیری فضایی، تفاوتهای قابل توجهی میان آنها وجود دارد. با تحلیل بیش از 50 نمونه مسجد از طریق مطالعات کتابخانه ای و میدانی، گونه بندی کلی بر اساس جهت گیری تیرهای اصلی شبستان به دو گروه اصلی تفکیک گردید: نخست، شبستان ستوندار چوبی با تیرهای موازی محور قبله که با استفاده از معیارهای تأکید فضایی بر قبله (نظیر حضور گنبدخانه در فراز محراب و افزایش دهانه روبروی آن)، تعداد ستونهای مقابل دیوار قبله (زوج یا فرد) و موقعیت محراب نسبت به ستونها، نوع مصالح دیوارها و وجود یا فقدان ستون آوند به پنج ریزگونه تقسیم بندی شد. فراوانی این گونه که تحت تاثیر پلانهای باسیلیکایی کلیساهای بیزانس شکل گرفته، در آناتولی بیشتر است؛ دوم، شبستان ستوندار با تیرهای اصلی عمود بر محور قبله که بر اساس تعداد ستونهای مقابل دیوار قبله (زوج یا فرد)، جنس مصالح و وجود یا فقدان ستون آوند به پنج ریزگونه تفکیک شده و بیشتر در ایران مشاهده می شود.
۲۸۲.

ارزیابی کیفی شاخص های کالبدی-فضایی سکونتگاه های شهری به روش نحوفضا (مطالعه موردی: خانه های ویلایی1 مسجدسلیمان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۳۰
نفت، نیروی محوری توسعه شهرهای صنعتی مدرن، به ویژه در خوزستان، تحولات عمیقی در معماری معاصر ایران ایجاد کرد. این کشف، علاوه بر تغییرات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، ساختار فضایی-کالبدی شرکت شهرها را بازآفرینی کرد و الگوهای نوینی در معماری آن ها پدید آورد. پرسمان محوری این پژوهش، مسئله کاهش کیفیت کالبد و فضای زیستی در مناطق شهری است و هدف آن شناسایی مؤلفه های تأثیرگذار بر ساختار کالبدی-فضایی و ارزیابی کیفیت این بنگله ها در شرکت شهر مسجدسلیمان بر مبنای روش نحو فضاست. پژوهش حاضر با رویکردی آمیخته و تفسیری، داده های کمی را از طریق پرسشنامه های میدانی گردآوری و با استفاده از تکنیک چیدمان فضا به تحلیل کیفی پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که بنگله های شرکت شهر مسجدسلیمان، طراحی شده توسط معماران حرفه ای بریتانیایی، با بهره گیری از نوآوری های معماری غربی، توانسته اند ضمن انطباق با اصول فرهنگی، اجتماعی و اقلیم بومی، معیارهای ایرانی همچون محرمیت و تفکیک فضاهای عمومی و خصوصی را در ساختار خود جای دهند.
۲۸۳.

Poetics and Existential Meaning in Housing Architecture: Toward a Phenomenological Framework for Poetic Dwelling(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۸۳
Contemporary housing architecture faces a growing crisis of meaning, as designs increasingly prioritize functional efficiency, visual spectacle, and market value over deeper human needs for belonging and poetic dwelling—a mode of inhabitation that transcends mere utility to foster existential connection through sensory richness, cultural memory, and emotional resonance. This study addresses this critical gap by developing the Poetic Dwelling Experience Framework (PDEF), a comprehensive model that identifies four essential dimensions of meaningful dwelling: spatial phenomenology (the lived experience of space), sensory interaction (multisensory engagement), cultural contextuality (connection to memory and tradition), and emotional topography (affective atmospheres). Through an interpretive, phenomenological methodology, the research analyzes seminal works by architects, including Zumthor, Ando, and Murcutt, demonstrating how their designs embody these poetic dimensions. The findings reveal that truly meaningful domestic spaces emerge not from formal innovation alone, but from careful attention to sensory richness, temporal rhythms, cultural narratives, and emotional resonance. The PDEF offers both a theoretical lens for understanding dwelling and a practical tool for designers seeking to create housing that nurtures human flourishing. In an era of mass-produced, alienating urban environments, this framework provides a vital pathway for recentering architecture around the profound, often overlooked needs for rootedness, intimacy, and poetic imagination in our everyday spaces.
۲۸۴.

واکاوی ارزش های پایدار بازار تاریخی شهر اصفهان در گستره سازوکارهای مدیریتی سنتی آن، با تکیه بر اسناد تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۳۲
در طول تاریخ، بازار شهر اصفهان با بهره گیری از سازوکارهای مدیریتی ویژه ای توانسته بود، پویایی و تداوم خود را حفظ نماید. امروزه، با وقوع تغییرات کلان در شیوه زندگی و به تبع آن، ظهور نظام های مدیریتی نوین، بدون توجه کافی به پیشینه غنی آن، این بازار به مسئله ای پیچیده، در زمینه مدیریت شهری و میراثی بافت تاریخی اصفهان بدل شده و آسیب های جبران ناپذیری را تجربه کرده است. بنابراین، حفاظت و تثبیت جایگاه آن، در رویارویی با فرآیندهای توسعه شهری، پیوندی معنادار با راهبردهای پایدار مدیریت سنتی این بازار در گذر زمان دارد. بر همین اساس، در پژوهش حاضر تلاش شده است تا این موضوع با بهره پذیری از روش تفسیری - تاریخی، مبتنی بر جمع آوری اطلاعات بر پایه اسناد و مدارک توصیفی و تصویری و مطالعات میدانی مورد واکاوی قرار گیرد. بررسی ها نشان می دهند که سازوکارهای مدیریت سنتی بازار تاریخی اصفهان تنها به ابعاد کالبدی (ا رزش های ملموس) آن محدود نبوده اند و وجود مناسبات بازار با حکومت ها و نهادهای مذهبی، حضور و فعالیت تجار و بازاریان در سطوح مختلف و پیچیدگی کسب وکار، تنوع فعالیت ها، تعدد ذی نفعان و دیگر ارزش های ناملموس مستتر در آن، مدیریت جامعی را برای تضمین بقای عملکردی بازار و پایداری آن، در بطن زندگی شهری ضروری ساخته بود. این سازوکارها بر شش گستره ذیل بخش پذیر هستند: الف. نظام اجتماعی و جایگاه بازار اصفهان در تعامل با ساختار شهری، ب. نظام مالکیت و مالیاتی بازار، پ. بازار عرصه تولید و تخصص، ت. مکان یابی فعالیت ها، ث. تأمین امنیت بازار و ج. تشکیلات اصناف و ارتباطات بیرونی و درونی آن ها. شناخت این ارزش ها در راستای تعامل با اصول نوین مدیریت میراث جهانی، به ویژه در گستره شناخت عوامل بنیادین درک معنا و ارزش ذاتی میراث فرهنگی ناملموس (در پنج گستره: خودشناسی، خود ترمیم نمایی، هویت فرهنگی، حفظ اصالت و انطباق با موازین حقوق بشر ) و شیوه های مدیریت سنتی بافت های تاریخی، یاری-رسان خواهد بود.
۲۸۵.

تحلیل دگرگونی جایگاه کاربریهای مکان محور شهری در عصر فضای مجازی؛ نمونه مورد مطالعه: کتابخانه های سه دانشگاه اصلی زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۹۰
برنامه ریزان شهری با این پرسش مواجهند که پیدایش شبکه های جهانی اینترنت، پایگاه های داده علمی با میلیاردها آیتم و شبکه های اجتماعی با میلیاردها عضو، تا چه حدی کتابخانه ها ی دانشگاهی همچون کاربری های مکان محور سنتی با تغییر در نقش و جایگاه مواجه ساخته و از قید چهار ویژگی، مکان معین، شعاع عملکردی معین، آستانه جمعیتی معین و زمان سرویس دهی معین رها شده اند؟ این پژوهش کاربردی با روش توصیفی تحلیلی و حجم نمونه 480نفر(دانشجویان دکتری، کارشناسی ارشد وکارشناسی) با پرسشنامه محقق ساخته و نمونه برداری تصادفی در زاهدان (سه دانشگاه سیستان و بلوچستان، دانشگاه علوم پزشکی زاهدان و دانشگاه آزاد اسلامی زاهدان) انجام شده است. مد ل های تحلیل:Uما ن ویتنی، کروسکا ل والیس، کای دو، کرامرزV، جدول متقاطع، کندال تائوC، کرامرزC و تست نشانه بودند. یافته ها نشان داد، جایگاه سنتی کتابخانه های دانشگاهی دگرگون شده است. به این اعتبار که 58 درصد دانشجویان گفته اند به ندرت کتابخانه رفته یا هرگز نرفته اند. 44 درصد دانشجویان جایگاه سنتی کتابخانه ها را کاهشی می دانند. دسترسی به پایگاه های علمی مانند Scopus, SID, در حد معنی داری، سبب اعتقاد دانشجویان به کاهشی بودن جایگاه کتابخانه بود (به استثنای دانشجویان پزشکی و پرستاری).دانشجویان به منابع علمی در هشت پایگاه علمی آکادمیک (Scopus، Web of Science، Pub Med و مشابه آن با میلیاردها آیتم علمی) مراجعه می کنند.نتیجه این که علیرغم پابرجایی نقش و جایگاه کتابخانه های دانشگاهی، پدیده «پژوهش، بدون مراجعه فیزیکی به کتابخانه دانشگاهی» سبب می شود برنامه ریزی و تخصیص فضا، محاسبه آستانه جمعیتی و شعاع عملکرد معین، نیازمند بازنگری گردد. نوآوری این پژوهش مراجعه مستقیم به دانشجویان و سنجش میزان مراجعه شان به کتابخانه و ادراک شان از جایگاه کتابخانه است که در پژوهش های داخلی و خارجی دیده نشد. ادامه پژوهش در کتابخانه های عمومی وگسترش مرزهای دانش مورد تأکید است.
۲۸۶.

بررسی پایدار شبکه هوشمند معابر شهری جهت حضور به موقع یگان ناجا بر اساس الگوریتم Dijkstra (مطالعه موردی: شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۴
مسئله: بزهکاری و جلوه مختلف خشونت و بی نظمی از پدیده های بسیار پیچیده اجتماعی است و در صورت وجود بستر مکانی و زمانی مساعد، زمینه بروز جرم و تکرار آن فراهم می گردد و به مرور زمان یک محیط جغرافیایی به یک کانون جرم خیز تبدیل می شود. شهر اهواز دارای محلات متعدد و مراکز فعالیتی پراکنده و فضاهای خالی ساخته نشده و فضاهای سبز همچون پارک ها، نخلستان ها و باغات در بافت های شهری می باشد که احتمال وقوع جرم را افزایش می دهد. بر این اساس طراحی شبکه هوشمند معابر در شهر اهواز جهت امداد رسانی بهتر یگان انتظامی ضرورت می یابد. هدف: شناخت ساختارهای فضایی شبکه معابر شهر اهواز، میزان وقوع جرم، تحلیل موقعیت یگان های پلیس که نقش بسزایی در راستای خدمات رسانی بهتر یگان امداد و نجات دارد. روش: جهت تجزیه و تحلیل یافته ها از نرم افزارهای ArcGIS ، EXCEL و Grafer استفاده گردیده است. همچنین از الگوریتم کوتاه ترین مسیر Dijkstra و الگوریتم اویلر جهت یافتن کوتاه ترین مسیر استفاده گردیده است. نتایج: پژوهش حاضر نشان می دهد آنچه در بررسی کلانتری ها شهر اهواز حائز اهمیت می باشد، توزیع فضایی این مراکز از نظر دسترسی و همچنین فاصله کلانتری ها نسبت به یکدیگر می باشد. با توجه به آنالیز مسیریابی ارائه شده با GIS خیابان مقیمی زاده با فاصله 8 متر نسبت به محل جرم خیز کمترین فاصله و در مقابل بلوار پاسداران و خیابان شهید تندگویان به ترتیب با 523 متر و 653 متر بیشترین فاصله را از یگان پلیس تا محل جرم را دارند.
۲۸۷.

بررسی چالش های اخلاقی سازنده در تعامل با سازمان های کلیدی نقش آفرین در صنعت ساختمان (مطالعه موردی: سازمان های بخش عمومی غیردولتی و خصوصی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۱۶۰
بیان مسئله: مصاحبه با فعالان صنعت ساختمان نشان دهنده چالش های اخلاقی کنشگران سازنده در صنعت است. ازطرفی بخش عمومی غیردولتی کنار بخش خصوصی، دو بازیگر بزرگ صنعت ساختمان در کشور هستند. چالش های اخلاقی در نظامی متشکل از بخش خصوصی، شهرداری ها، سازمان نظام مهندسی ساختمان کشور، سازمان ثبت املاک و اسناد کشور، سازمان امور مالیاتی کشور و نهاد های عمومی غیردولتی و محیط های سه عاملی به وجود می آیند و تصمیمات اخلاقی کنشگران را تحت تأثیر قرار می دهند. به نظر می رسد پژوهش های پیشین تابه حال درک کنشگران از اخلاق و پدیده، به چالش های اخلاقی به عنوان یک پدیده از منظر سازنده و به دلایل تشکیل دهنده و پیامدهای آن توجه نکرده است. هدف پژوهش: در این پژوهش به توصیف درک اخلاقی کنشگران کلیدی صنعت ساختمان از اخلاق و بررسی چالش های اخلاقی سازنده در تعامل با سازمان های کلیدی نقش آفرین در صنعت ساختمان توجه شده است. روش پژوهش: ازآنجاکه بررسی چالش های اخلاقی سازنده در صنعت ساختمان یک موضوع بدیع بوده و ویژگی های مقولات اخلاقی به زمینه و کنشگران آن وابسته است؛ در این پژوهش از روش پژوهش کیفی و از روش شناسی نظریه پردازی زمینه ای استفاده شده است.نتیجه گیری: براساس تحلیل یافته های پژوهش، درک کنشگران از اخلاق بسیار عمومی است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که راهبرد اکثریت کنشگران صنعت ساختمان به اخلاق نتیجه گرا نزدیک است. میان چالش های اخلاقی سازنده در صنعت ساختمان چالش پرداخت های نامتعارف در شهرداری و پرداخت های نامتعارف درسازمان نظام مهندسی ساختمان به عنوان مهم ترین چالش ها شناسایی شده است. مهم ترین عوامل تشکیل دهنده چالش های اخلاقی، قوانین متناقض و تفسیرپذیر، سود سرشار کسب وکار ساختمان، تورم، عدم کارایی سیستم نظارتی، فساد در بدنه سازمان های کلیدی و عدم ردگیری پرداخت های نامتعارف و مهم ترین موانع بی اخلاقی، اخلاق شخصی، کارآمدی نهادهای نظارتی و همچنین اهم ساز و کار های استفاده شده کنشگران در راهبردهای غیراخلاقی استفاده از قوانین منتج به نتایج متفاوت و استفاده از توجیهات شرعی- اخلاقی است.
۲۸۸.

تعریف و اولویت بندی مولفه های طراحانه دفاع محیطی در محیط انسان ساخت با رویکرد پدافند غیر عامل با تاکید بر قدرت نرم و سرمایه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۵۴
شهروندان در شرایط وقوع بحران در معرض آسیب قرار می گیرند. در محدوده تهدیدات انسان ساز، علم دفاع غیرنظامی (پدافند غیرعامل) راهکارهای مختلفی را برای مدیریت بحران ارائه داده است. باتوجه به حساسیت های امنیتی داخلی و خارجی و تکرار وقایع امنیتی، ضروریست جامعه طراحان محیطی (معماران- شهرسازان) توجه ویژه ای به راهکارهای طراحانه در افزایش قدرت دفاعی محیط و کمک به حل بحران های امنیتی داشته باشند. هدف از این پژوهش تعریف و اولویت بندی مولفه های دفاع محیطی ذیل مفهوم کلان «امنیت محیطی» در محدوده تهدیدات انسان ساز (موضوع علم پدافند غیرعامل) است. این تحقیق با استفاده از نظر نخبگان و روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و مقایسات زوجی انجام می گیرد و در زمره تلاش هایی است که با رویکرد خشونت پرهیز به دنبال مدیریت امنیت و کاهش آسیب ها در محیط های انسان ساخت هستند. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی با ابزار مطالعه کتابخانه ای و مصاحبه عمیق به استخراج فهرست اولیه متغیرهای کلان پرداخته و پس از تدقیق فهرست، به اولویت بندی متغیرهای کلان و مقایسه زوجی متغیرهای زیرمجموعه آنها می پردازد. یافته های پژوهش بر اهمیت رویکردهای غیر کالبدی و مبتنی بر قدرت نرم در مواجهه با تهدیدات موضوع علم دفاع غیرنظامی تأکید دارد و عادت حاکم بر پژوهش ها و پروژه های پدافند غیرعامل مبتنی بر رویکرد استحکام بخشی و تقویت کالبدی را ناقص و در مواجهه با پاره ای از تهدیدات، ناکارآمد می داند و براین اساس نقش طراحان محیطی در افزایش قدرت نرم مبتنی بر ساختارهای طراحانه محیط در سامانه دفاع غیرنظامی بسیار موثر می داند.
۲۸۹.

تحلیل تأثیر تغییر کاربری بر هویت فضایی معماری خانه های سنتی و بازتاب آن در راهبردهای طراحی شهری (گستره واکاوی: کلان شهر تبریز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۴۲
خانه های سنتی ایران، به عنوان یکی از مهمترین نمودهای هویت محور معماری ایرانی در فرایند تغییرکاربری با دگرگونی هایی عمیق در لایه های کالبدی، فضایی و معنایی مواجه می شوند. این پژوهش باهدف تحلیل تأثیر تغییرکاربری بر چشم اندازهای ساختاری به مثابه؛ «هویت فضایی معماری»، «تحولات ناشی از تغییرکاربری» و «بازتاب الگوها در طراحی شهری»، در کلان شهر تبریز انجام گرفته است. روش تحقیق به صورت ترکیبی (کیفی→کمی)، است. در بخش کیفی، داده ها ازطریق تحلیل محتوای اسناد تاریخی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۸متخصص گردآوری و با کدگذاری 3 مرحله ای تحلیل شد. در بخش کمی، پرسش نامه ای با پایایی مناسب براساس آلفای کرونباخ، برای دو آیتم منتخب «الگوهای کالبدی و تأثیرات تغییرکاربری»؛ (79/0)، و «ابعاد ارتباطی و ادراکی هویت فضایی»؛ (83/0)، در میان 384نفر از شهروندان، معماران و ساکنان بومی توزیع شد. داده های حاصل بااستفاده از نرم افزار SPSS و آزمون t تک نمونه ای مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد تغییرکاربری بدون رویکرد زمینه گرا به طور معناداری (Sig<0.05)، موجب کاهش انسجام بصری (143/8=t)، تضعیف هویت کالبدی (261/3-=t)، و اختلال در سازگاری با طراحی شهری (824/2-=t)، شده است. همچنین، تحلیل شاخص های هویت فضایی حاکی از کاهش حس تعلق (332/4=t)، و پیوند تاریخی (396/2=t)، در فضاهای تغییرکاربری یافته بود. نتایج کیفی نیز بر گسست ساختار فضایی و اغتشاش الگوهای طراحی شهری تأکید داشت. براین اساس، پیشنهاد می شود راهبردهای طراحی شهری با محوریت حفظ اصالت معماری(210/1-=t)، و نحوه استفاده ثانویه از بنا (280/2=t)، بازتعریف شوند تا از تخریب حافظه جمعی و هویت بومی جلوگیری گردد.
۲۹۰.

برنامه ریزی راهبردی فضای شهری با هدف ارتقای حس تعلق شهروندان؛ نمونه موردپژوهی: خیابان امام خمینی شهر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۱
حس تعلق به مکان از عوامل مهم و ارزشمند در برنامه ریزی فضاهای شهری به شمار می رود. توجه به این مؤلفه، به ویژه در طراحی فضاهایی مانند خیابان ها، می تواند نقش چشمگیری در ارتقای سرزندگی و بهبود کیفیت محیط شهری ایفا کند. برنامه ریزی شهری به عنوان یکی از ابزارهای اساسی در شکل دهی به کالبد و هویت شهر، در تقویت این حس نقش مؤثری دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر تقویت حس تعلق به مکان انجام شده و این مؤلفه ها را در محدوده خیابان امام خمینی، واقع در ناحیه امامزاده حسین و منطقه یک شهر قزوین بررسی کرده است. در این راستا، ابتدا با مرور ادبیات نظری، مدل مفهومی پژوهش تدوین شد. برداشت های میدانی و تکمیل پرسش نامه و در نهایت تجزیه وتحلیل اطلاعات، با استفاده از نرم افزار SPSS و روش هایی آماریی توصیفی و استنباطی، همچون آزمون t تک نمونه ایی انجام گرفته است. در ادامه، با تکنیک SWOT، چشم انداز، اهداف، راهبردها و سیاست هایی متناسب با مؤلفه ها و یافته های نظری تدوین شد. درنهایت، با بهره گیری از نتایج ارزیابی محیط داخلی و خارجی و تدوین ماتریس برنامه ریزی راهبردی QSPM، راهبردهای پیشنهادی اولویت بندی و پلان راهبردی محدوده طراحی شد. شناسایی عوامل مؤثر در تقویت حس تعلق می تواند به افزایش هویت، کیفیت و تعامل در فضاهای شهری کمک کند. براساس بررسی های انجام شده، مهم ترین متغیرهای محیطی تأثیرگذار بر این حس عبارت اند از: دسترسی و خوانایی، امنیت اجتماعی، خاطره انگیزی، تعامل پذیری، مقیاس انسانی و تناسبات، تنوع فعالیت ها، عناصر شاخص طبیعی یا مصنوع و مبلمان شهری. متغیرها را می توان در سه بعد اصلی: ادراکی شناختی، اجتماعی فرهنگی و کالبدی محیطی دسته بندی کرد. درنهایت، توجه به نیازها و خواسته های جامعه در فرایند طراحی و برنامه ریزی می تواند به خلق فضاهایی منجر شود که نه تنها از نظر بصری جذاب اند، بلکه پیوندی عمیق تر میان شهروندان و محیط زندگی شان ایجاد می کنند و موجب تقویت حس تعلق در فضا می شوند.
۲۹۱.

بررسی تاثیر متغیرهای فضایی بر قیمت مسکن (نمونه مطالعاتی: محله ولیعصر شهر شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۴
بیان مسئله: بازار مسکن به عنوان بخشی حیاتی از اقتصاد، نقش تعیین کننده ای در ابعاد اجتماعی و اقتصادی ایفا می کند. تصمیم گیری برای خرید مسکن، برخلاف سایر کالاها، به دلیل ماهیت غیربازاری و پیچیدگی عوامل مؤثر، نیازمند تحلیل دقیق متغیرهای چندبعدی است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر متغیرهای فضایی بر قیمت مسکن در محله ولیعصر شهر شیراز با استفاده از روش قیمت گذاری هدانیک (HPM) صورت گرفته است. روش: این پژوهش کاربردی با رویکردی نظام مند، ابتدا به تبیین مبانی نظری مسکن، ارزش و روش های ارزش گذاری اقتصادی پرداخته و با بازشناسی مؤلفه های تأثیرگذار بر ارزش مسکن، متغیرهای فضایی را در دو دسته درونی (شاخص های فیزیکی-ساختاری) و بیرونی (شاخص های دسترسی و محیطی-مکانی) طبقه بندی نمود. داده های تحقیق از طریق مصاحبه های ساختاریافته با مشاورین املاک و بررسی معاملات واقعی مسکن در محدوده مطالعاتی طی سال 2022 گردآوری شد. تحلیل فضایی با استفاده از نرم افزار GIS و داده های Open Street Map انجام گرفت که در آن فاصله پیاده روی واحدهای مسکونی تا مراکز خدمات شهری از طریق تحلیل شبکه محاسبه شد. در نهایت، با به کارگیری نرم افزار SPSS 26، مدل سازی قیمت گذاری هدانیک با استفاده از روش های مختلف آماری صورت پذیرفت. یافته ها: نتایج بدست آمده نشان داده است که مدل نیمه لگاریتمی بهترین تغییرات قیمت مسکن توسط متغیرهای مستقل در نمونه مورد بررسی را توجیه می کند و از بین 27 متغیر مستقل، 6 متغیر رابطه معناداری با قیمت مسکن دارد. این یافته ها حاکی از آن است که عوامل کالبدی-فضایی بر ارزش مسکن در محدوده مطالعاتی تأثیرگذار بوده اند. نتیجه گیری: تحلیل مدل نهایی قیمت گذاری هدانیک نشان می دهد که از بین متغیرهای معنادار شناسایی شده، چهار متغیر دارای اثر مثبت و مستقیم بر قیمت مسکن هستند: مساحت مفید زیربنا، سال ساخت، عرض معبر، امنیت یا وجود نگهبانی کوچه در مقابل دو متغیر «گونه مسکن و نوع سازه» تاثیر منفی بر قیمت مسکن داشته اند. این الگوهای تأثیرگذاری نشان می دهد که در محدوده مطالعاتی، ویژگی های کمی و کیفی فیزیکی (مانند مساحت و سال ساخت) همراه با عوامل ایمنی-محیطی (مانند امنیت و عرض معبر) بیشترین تأثیر مثبت را بر ارزش مسکن داشته اند، در حالی که برخی ویژگی های ساختاری خاص اثر کاهنده بر قیمت داشته اند.
۲۹۲.

واکاوی ساختار کالبدی- فضایی شهر کرمانشاه در دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۷۳
ساختار کالبدی-فضایی شهر کرمانشاه در دوره ها ی مختلف صفویه، افشاریه و زندیه فراز و فرودهایی را تجربه کرده است. همچنین، در دوره قاجار، شهر به استحکامات جدیدی مجهز و موسسه ها و عناصر شهری رونق یافته اند که سبب توسعه و گسترش شهر می گردد. بنابراین، با توجه به اهمیت این دوره در رشد و شکوفایی شهر کرمانشاه، ضروری ست تصویری از ساختار کالبدی-فضایی شهر ارائه گردد تا به واسطه آن بتوان هویت کالبدی-فضایی شهر را بهتر شناخت. بدین سان، هدف پژوهش حاضر تحلیل ساختار کالبدی-فضایی شهر کرمانشاه دوره قاجار است. پژوهش حاضر ازنظر ماهیت کاربردی و ازلحاظ روش توصیفی و تاریخی-تحلیلی است. به علاوه، جهت گردآوری اطلاعات از اسناد تاریخی و مشاهدات میدانی بهره گرفته شده است. در نهایت اطلاعات به دست آمده به صورت تطبیقی مقایسه و تحلیل شده اند. نتایج پژوهش حاکی است که در دوره اول و اواسط قاجار با مرکزیت ارگ حکومتی، کوشک محمدعلی میرزا، عمارت ها، حمام ها، مساجد و محلات، شهر ایجاد شده و بازار و راسته کوچه های موازی آن ساختار کالبدی شهر را تشکیل می دادند. اما در پایان دوره قاجار سازمان فضایی شهر کامل گردید و در آن ساختمان های مهمی چون کنسولگری های خارجی، بیمارستان ها، پادگان ها استقرار یافت. در این دوره بازار سرپوشیده شد، به طوری که همراه با میدان توپخانه به عنوان مرکز اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به اوج رسید و در اطراف آن قصر حکومتی، میدان مشق، ساختمان های اداری مانند تلگراف خانه، گمرک، حجره ها، عمارت کارگزاری، قراول خانه، عناصر تجاری و مذهبی، مرکز شهری کامل ایرانی با وحدت و هماهنگی پدید آمد. بنابر آنچه مطرح شد، شهر کرمانشاه در دوره قاجار از عناصر مختلف با عملکردهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در قالب نظامی سازمان یافته برخوردار بوده و این عناصر با تکیه بر شرایط زمان، روابط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، مذهبی و قدرت را منعکس می کرده اند که امروزه برخی تغییر یافته یا کاملاً از یاد رفته اند. عمده ترین آن ها عبارت اند از میدان توپخانه، میدان مشق، عمارت دیوان خانه، نقاره خانه، قصر حکومتی، مسجد جامع و بازار.
۲۹۳.

مکان یابی کلانتری های شهری با استفاده از مدل FAHP و با رویکرد پدافند غیر عامل به منظور توسعه گردشگری ایمن (مطالعه موردی: شهر نوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۷۶
در حوزه گردشگری، نقش فعال پلیس و عملکرد هوشمندانه آن در هنگام خطر، مهم ترین مؤلفه تأثیرگذار بر افزایش امنیت عمومی گردشگران است. مدیریت انتظامی در شهر نوشهر بایستی بیش تر مبتنی بر تدابیر و اقدام های کنشی (پیش جنایی) توسط پلیس باشد که با حمایت از افراد گردشگر، افزایش آگاهی های عمومی، نظارت بر اماکن گردشگری، افزایش هزینه های ارتکاب جرم و مداخله پس از وقوع جرم، درصدد پیشگیری از ارتکاب جرم در جامعه شهرهای ساحلی باشد. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر تبیین مکان یابی بهینه کلانتری ها با رویکرد پدافند غیرعامل گردشگری ایمن در شهر نوشهر می باشد. بدین منظور، با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی، به منظور توسعه گردشگری ایمن، مکان گزینی کلانتری ها با رویکرد پدافند غیر عامل مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. معیارهای سازگار با خدمات، زیرساخت ها/ تجهیزات، اجتماعی/ فرهنگی، کالبدی/ محیطی و گردشگری، شامل 21 معیار مکانی در قالب 5 متغیر، برای مکان گزینی پهنه های مناسب ایجاد کلانتری در شهر مورد استفاده قرار گرفت. این مرحله شامل آماده سازی داده ها، نرمال سازی و همپوشانی مؤلفه های مکانی تأثیرگذار در مکان گزینی پهنه های مناسب برای ایجاد کلانتری های جدید در سطح شهر مطالعاتی بوده است که انجام آن با فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی میسر گردید. بر اساس نقشه های مکان یابی ایجاد کلانتری های جدید، در شهر نوشهر سه پهنه مناسب برای احداث کلانتری های جدید پیشنهاد داده شد.
۲۹۴.

منظرۀ خورنق؛ از واقعیت تا نماد سیر تحول روایت ها پیرامون منظره پردازی کاخ خورنقِ ساسانی در منابع دورۀ اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۲۰۵
 کاخ خورنق یکی از مشهورترین کاخ هایی است که در دوره ساسانی ساخته شده و شهرت این کاخ در منابع دوره های پس از آن، به خصوص در منابع تمام دوران اسلامی به حدی بوده که این حکایت ها گاه با افسانه آمیخته و این کاخ همانند طاق کسری به متر و معیاری برای سنجش آثاری که در زمان های بعدی ساخته می شده، تبدیل شده است. سیر تحول روایت های دوران اسلامی از قرون اولیه تا دوره قاجار حول محور منظر کاخ، از اهداف اصلی این مقاله است. نکته ی قابل توجه این است که این حکایت ها در طول زمان با تغییراتی روبرو می شود؛ به گونه ای که اگرچه در منابع قرون اولیه، منظره ای که کاخ به نمایش می گذاشته، امری زودگذر تلقی شده اما کیفیت این منظره توصیف شده است. به همین دلیل این دوره از روایت های پیرامون منظره ی کاخ خورنق را می توان به نوعی «منظره پردازی از واقعیت» دانست. روایت هایی که با گذر زمان، توصیف از کیفیت فضایی کاخ و منظره در آن ها کمرنگ شده و به جایی می رسد که تنها نامی از کاخ به عنوان استعاره ی شکوه از دست رفته و متر و معیاری برای سنجش شکوه و عظمت هر بنا به لحاظ ارتفاع باقی می ماند و کار به جایی می رسد که حکایت اولیه در دوره صفوی به طور کامل فراموش می شود و «به گورستان» برده می شود. در اینجا دیگر ردی از منظره ی کاخ نبوده و از خود کاخ به عنوان نماد و استعاره یاد می شود. به همین دلیل در این دوره می توان تصوّر کاخ را به عنوان «منظره پردازی نمادگرایانه» تصور کرد. اما روایت از منظره ی کاخ بار دیگر در دوره ی قاجار، خود را نمایان می سازد. چنین نمودار تغییراتی نشان دهنده ی این است که روایت های تاریخ معماری ایران را نباید امری ثابت و لایتغیر درنظر گرفت، بلکه این روایت ها در هر دوران با توجه به ویژگی های خاص آن دوره، تغییر و تحولاتی یافته و از این رو نمی توان دیگر به کلان روایت های شکل گرفته حول معماری تاریخی ایران بسنده کرد.    
۲۹۵.

ارزیابی تأثیرات اجتماعی فرهنگی ساماندهی و ارتقاء کیفی میدان شهرری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۵
کیفیت فضاهای عمومی شهری در ایران، به ویژه میادین تاریخی، طی دهه های اخیر با بحران مواجه شده است، چون بسیاری از مداخلات صرفاً کالبدی بوده اند و پیامدهای اجتماعی و فرهنگی اجرای پروژه ها نادیده گرفته شده است که مشکلاتی برای ساکنین،کسبه و استفاده کنندگان از فضا ایجاد نموده است. این پژوهش با هدف ارزیابی تأثیرات اجتماعی و فرهنگی طرح ساماندهی میدان شهرری، بعنوان یکی از میادینی تاریخی و مذهبی تهران، انجام شد. مطالعه از رویکرد ترکیبی کمّی–کیفی بهره برده و داده ها از طریق پرسشنامه (۲۷۰ پاسخ دهنده شامل ساکنان، کسبه و استفاده کنندگان از فضا)، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۳۰ متخصص و مشاهده میدانی گردآوری شد. تحلیل داده ها بر اساس نظریه های ارزیابی تأثیرات اجتماعی ونکلی، حس مکان و تعلق مکانی رلف و توآن، سرمایه اجتماعی پاتنام، عدالت فضایی سوجا و فضاهای عمومی و حیات شهری جاکوبز و ژل انجام شد. یافته ها نشان داد که ساماندهی میدان، علاوه بر بهبود شرایط کالبدی و زیست محیطی، تأثیرات مثبت محدودی بر حس تعلق، تعاملات اجتماعی و هویت فرهنگی داشته است، اما نابرابری فضایی و برخی نارضایتی های کسبه نیز به عنوان پیامدهای منفی شناسایی شدند که در میان مدت می تواند باعث افزایش نارضایتی عمومی و برهم خوردن طرح ساماندهی اجراشده شود. توجه به این نتایج ضمن اینکه اهمیت توجه همزمان به ابعاد اجتماعی، فرهنگی و کالبدی پروژه های بازآفرینی شهری را مورد تأکید قرار می دهد، ارائه راهکارهایی برای تقویت آثار مثبت و کاهش پیامدهای منفی در پروژه های مشابه شهری را ضروری می سازد. از سناریوهای مختلف(تداوم، تغییر و تعدیل وضع موجود) که در مطالعات اتاف بررسی می شوند تعدیل وضع موجود نسخه پیشنهادی محققین می باشد.
۲۹۶.

فرآیند آموزش طراحی مشارکتی (موردپژوهی: آتلیه طراحی معماری مقطع کارشناسی ارشد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۷
شناختِ نیاز کاربران، از اصول فرایند طراحی است. مطالعات نشان می دهد، طراحی مشارکتی روشی مستند برای فهم بهتر نیاز کاربران فضا است. مقاله حاضر درصدد است تا ضمن مرور پژوهش های مرتبط با مشارکت کاربران در طراحی، تجربه واقعی کارگاه آموزش طراحی به 11 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد معماری را مستند نموده و قابلیت ها و محدودیت های کاربرد روش طراحی مشارکتی در آموزش طراحی معماری را گزارش نماید. در این راستا، مسئله طراحی، از حیث موقعیت زمین، نیاز کاربران و کارفرما و موضوع طرح، به مانند فرایندهای حرفه ای طراحی تعیین گردید و از دانشجویان درخواست شد فرایند طراحی مرکز دانشجویی- فرهنگی دانشگاه شهید بهشتی را بر اساس مشارکت کاربران طی نمایند. بهره مندی ازاین روش، باعث افزایش سطح همکاری دانشجویان و تقویت رقابت، احساس مسئولیت و تعلق نسبت به طرح و در نتیجه مشارکت فعال در آتلیه و ایجاد تعامل پویا با کاربران شد. نتیجه این پژوهش می تواند ضمن تدوین پیش نویسی برای برنامه آموزشی مبتنی بر طراحی مشارکتی، طراحان و معماران را متوجه ضرورت اعتنا به نیاز کاربران و لزوم حضور ایشان در فرایند طراحی نماید. فرآیند مشارکتی نسبت به روش های رایج آموزش طراحی زمان بیشتری نیاز دارد که لازم است در برنامه زمانی کارگاه طراحی منظور شود.
۲۹۷.

Repositioning the Role of Narrative and Narrative Inquiry in Urban Planning: A Systematic Review Based on the PRISMA Framework(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۵۲
Narrative inquiry has emerged as a pivotal approach for analyzing human processes and experiences in urban planning. This study employs a systematic review methodology based on the PRISMA framework to explore the role and positioning of narrative and narrative inquiry in addressing contemporary urban challenges. From an initial pool of 327 English-language sources, a refined process involving rigorous inclusion/exclusion criteria, screening, and citation chaining identified 27 key references (85% journal articles, 15% books; mean publication year: 2017). Findings, supported by quantitative trends (e.g., 75% growth in narrative studies post-2016, 48% focusing on participation, Table 3), reveal that narratives—categorized as for, in, and of planning (Ameel, 2017, 2020, 2022)—enhance stakeholder dynamics, place identity, and social decision-making, aligning with Clandinin and Rosiek’s (2007) polyphonic narratives and Sandercock’s (2003) transformative typologies. The integration of these narratives fosters interdisciplinary linkages across urban studies, architecture, and sociology, yet gaps persist in inclusivity (33% addressing identity/heritage, Table 3) and technological adoption (15%, Table 6). Thematic analysis using NVivo 12 (r = 0.65 interconnectivity) highlights the need for justice-oriented and context-sensitive approaches. Narrative inquiry facilitates interdisciplinary planning methodologies, forging robust linkages among urban studies, architecture, and sociology, while identifying critical gaps, such as inclusivity and technological integration.
۲۹۸.

تحلیل پیوند میان حیاط مدارس و اندیشه اسلامی جهت ارتقای رشد معنوی دانش آموزان دبستانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۲۳۵
مدارس از دیرباز جزء مهم ترین محل های آموزش علوم و پرورش معنوی کودکان بوده و تأثیر محیط آن در شکل گیری شخصیت فرد در بزرگسالی غیر قابل انکار است. هدف از این تحقیق اثبات رابطه بین حیاط و فضای سبز مدرسه در جهت ارتقای تربیت معنوی کودکان دبستانی است. بنابرین چگونگی تحلیل پیوند میان فضای سبز مدارس و اندیشه اسلامی جهت ارتقای رشد معنوی برای دانش آموزان دبستانی سوال این تحقیق است؟ پژوهش با یک فرضیه اصلی آغاز و بر مبنای پژوهش های بنیادی پیشین شکل گرفت. این پژوهش به دنبال بررسی چگونگی ارتباط بین کالبد و عناصر معماری باغ ایرانی استفاده شده در حیاط مدارس و آشنایی دانش آموزان با مبناء و منشأ خلقت جهت ارتقاء تربیت معنوی در کالبد فضای آموزشی دبستان ها می باشد. این پژوهش کاربردی در فرآیند دستیابی به پاسخ سؤالات پژوهش از رویکرد کیفی و کمّی استفاده کرده است. با توجه به رویکرد این پژوهش، در مرحله اول (کیفی)، سعی شده تا معیارها و اصول معماری ساختمان های آموزشی طراحی شده با تلفیق حیاط مدارس قدیم استخراج شود. در مرحله دیگر با استفاده از روش تحلیلی، معیارهای به دست آمده در مدارس ایران بررسی، و ارزش ها و راهکارهای طراحی حیاط مدارس ارزیابی و تحلیل شده است. مطالعه مشاهده ای و در عین حال تحلیلی درباره تعدادی از مدارس نمونه انجام شد که به نتیجه گیری نهایی تبیین الگو کمک کرد. یافته ها نشان می دهد وجود حیاط در مدارس با شیوه باغ ایرانی و هندسه باغچه ها به همراه حوض در آن می تواند کودکان را به سمت تربیت معنوی و ارتقاع و رشد متعالی سوق دهد.
۲۹۹.

بازبینی تأثیر طراحی بیوفیلیک بر یادگیری و رفتار دانش آموزان مبتلا به اختلال (ADHD) و نقص توجه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۱۸
طبیعت به عنوان یکی از مؤلفه های بنیادین زیست انسانی، نقش تعیین کننده ای در رشد جسمانی و روان شناختی ایفا می کند؛ بااین حال، گسترش شهرنشینی و کاهش تماس مستقیم با محیط های طبیعی، به ویژه در کودکان دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی (ADHD)، موجب افزایش آسیب پذیری های روان شناختی می شود. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر طراحی بیوفیلیک بر یادگیری و رفتار دانش آموزان مبتلا به اختلال (ADHD) نقص توجه و بیش فعالی انجام شد. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با روش پیمایشی و رویکرد شبه تجربی پیش آزمون–پس آزمون با گروه کنترل اجرا گردید. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر ۵ تا ۶ ساله مبتلا به ADHD در مدارس ابتدایی شهر شیراز بود که با نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده، پرسشنامه استاندارد با پایایی تأییدشده (آلفای کرونباخ 0.817) بود. تحلیل داده ها با آزمون های کولموگروف–اسمیرنوف، لوین، تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) که در نرم افزار SPSS نسخه ۲۲ انجام گرفت. نتایج حاکی از آن بود که بین گروه آزمایش و کنترل در پس آزمون، پس از کنترل پیش آزمون، تفاوت معناداری در کاهش علائم ADHD و بهبود یادگیری وجود دارد (سطح معناداری < 0.05). مقادیر بالای اندازه اثر (0.664 و 0.693) بیانگر تأثیر قوی محیط های بیوفیلیک در ارتقای کیفیت یادگیری و سلامت روان کودکان است. یافته ها ضرورت ادغام اصول بیوفیلیا در طراحی مراکز آموزشی شهری را برای بهبود رشد شناختی و رفتاری کودکان تأیید می کند.
۳۰۰.

از اسطوره فرهنگ فقر تا واقعیت نظام های فقرزا: خوانشی انتقادی از زیست فرودستان در دولت آباد و کولی آباد کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۵۵
بیان مسئله: این پژوهش با رویکرد اتنوگرافی انتقادی، تجربه زیسته گروه های فرودست شهری در دو سکونتگاه خودانگیخته ی شهری دولت آباد و آقاجان کرمانشاه را واکاوی می کند. نقطه ی عزیمت این مطالعه، نقد گفتمان فرهنگ فقر به عنوان روایتی ایدئولوژیک است که فقر را محصول باورها و الگوهای رفتاری فقرا، نه نتیجه ی ساختارهای نابرابر اقتصادی–سیاسی، معرفی می کند. این گفتمان، در سیاست گذاری شهری ایران نیز، به ویژه از دهه ۱۳۷۰ به بعد، به شکل های آشکار و پنهان بازتولید شده است. هدف: این نوشتار به بازخوانی روایت های ساکنان برای آشکارسازی پیوند میان تجربه فردی، ساختارهای سلطه، اشکال مقاومت و الگوهای بازتولید فقر و نقد نگاه فرهنگ گرایانه به فقر می پردازد. روش: مطالعه حاضر با بهره گیری از مشاهده ی مشارکتی عمیق، مصاحبه های نیمه ساخت یافته (۴۸ مصاحبه در دولت آباد و ۳۹ مصاحبه در آقاجان) و یادداشت برداری میدانی، به بازخوانی روایت های ساکنان پرداخته است. تحلیل داده ها با نرم افزار MAXQDA و بر اساس چهار شاخص اصلی ذهنیت حاشیه نشین، بازتولید نسلی فقر، برچسب زنی و انگ اجتماعی و مقاومت فرهنگی و سازگاری انجام شد تا پیوند میان تجربه فردی و ساختارهای سلطه، اشکال مقاومت، و الگوهای بازتولید فقر آشکار گردد یافته ها: یافته ها نشان می دهد که هرچند هر دو محله در بستر محرومیت ساختاری و طرد فضایی شکل گرفته اند، اما مسیرهای زیست و مقاومت در آن ها تفاوت های معناداری دارد. دولت آباد با معابر عریض تر، بازارچه های محلی و شبکه های اجتماعی متنوع، فضایی برای کنش اقتصادی خرد و بازتعریف هویت مکانی ایجاد کرده است. در مقابل، آقاجان با زیرساخت های محدود، انسداد دسترسی و کمبود فرصت شغلی پایدار، بازتولید نسلی فقر را تشدید و ظرفیت سازگاری را کاهش می دهد. نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد فقر نه «فرهنگیِ گریزناپذیر»، که «فرآیندی فقرزا»ست که در پیوندِ ساختار–فضا–قدرت شکل می گیرد. هر جا ساختِ فرصت به سود تهیدستان تغییر کند، فرهنگ نیز تغییر می کند؛ و این همان درس مرکزی قوم نگاری انتقادی برای برنامه ریزی شهری است: تغییر فضا، سیاستِ مؤثرِ تغییر فرهنگ است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان