مدلیابی مولفه های موثر بر الگوهای معماری به منظور تأثیر ابزارهای تعاملی بر افزایش توجه و حضور ذهن کودکان در فضاهای آموزشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
معماری و محیط های انسان محور دوره ۲ تابستان ۱۴۰۴ ماره ۲
86 - 101
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، کیفیت فضاهای آموزشی به عنوان یکی از عوامل کلیدی در ارتقای یادگیری و رشد ذهنی کودکان مورد توجه فزاینده ای قرار گرفته است. کودکان، به دلیل ویژگی های خاص روان شناختی و ادراکی، واکنش های متفاوتی نسبت به محیط پیرامون خود نشان می دهند؛ واکنش هایی که می تواند به طور مستقیم بر میزان تمرکز، مشارکت فعال و کیفیت فرآیند یادگیری آنان اثرگذار باشد. از این رو، طراحی فضاهای آموزشی نه تنها یک امر کالبدی، بلکه یک ضرورت تربیتی و شناختی به شمار می آید. بیان مسئله در این پژوهش از این نگرش سرچشمه می گیرد که محیط های آموزشی صرفاً ظرفی برای آموزش نیستند، بلکه خود به مثابه یک "ابزار یادگیری" عمل می کنند. تجربه های حسی، ادراکی و تعاملی کودکان در این فضاها، می تواند بنیان شکل گیری حضور ذهن، تقویت توجه و ارتقای توانایی های شناختی آنان را فراهم آورد. به ویژه در شرایط کنونی که ابزارهای تعاملی و فناوری های نوین به بخش جدایی ناپذیر زندگی کودکان تبدیل شده اند، بررسی نقش این عناصر در ارتقای کیفیت آموزش ضروری به نظر می رسد. هدف پژوهش حاضر، مدلسازی مؤلفه های مؤثر بر الگوهای معماری با تأکید بر کارکرد ابزارهای تعاملی در افزایش توجه و حضور ذهن کودکان در فضاهای آموزشی است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی–تحلیلی است. جامعه آماری شامل معلمان، معماران، طراحان آموزشی و والدین کودکان است و داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شده اند. تحلیل داده ها به روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) انجام گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که عواملی همچون طراحی انعطاف پذیر فضا، بهره گیری از نور و رنگ طبیعی، گرافیک های محیطی و به کارگیری فناوری های تعاملی، به طور معناداری بر افزایش حضور ذهن و تمرکز کودکان در محیط های آموزشی اثر می گذارند. نتایج به دست آمده می تواند به عنوان راهنمایی عملی برای طراحان و معماران در جهت خلق محیط های یادگیری کارآمدتر و کودک محور مورد استفاده قرار گیرد.