ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۴۴۱ تا ۸٬۴۶۰ مورد از کل ۸٬۵۱۷ مورد.
۸۴۴۱.

سیر تحول وام واژۀ جاز در موسیقی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۲۷
سابقه استفاده از وام واژه ها در ایران به سال ها قبل بازمی گردد و نمونه هایش خصوصاً در موسیقی، فراوان استفاده می شود. این در حالی است که میان وام واژه های غربی، «جاز» سرنوشت متفاوتی را تجربه می کند و بستر تأویل های گوناگونی می شود. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر مکتوبات، به بررسی تحول مفاهیم مرتبط با جاز می پردازد؛ همچنین به دنبال شناسایی عواملی است که پیدایش تفسیرهای ناهمگون از این وام واژه را طی فرگشت موسیقایی تسهیل می کند. یافته ها نشان می دهد از بحبوحه مدرن سازی و غربی سازی در ایران تاکنون، واژه جاز پنج مفهوم متفاوت را نمایندگی می کند که اغلب آن ها در گذر زمان با اصطلاحات دیگری جایگزین می شوند. مواردی همچون آمریکاستیزی، سنت گرایی، ذهن گرایی، فقدان حمایت منسجم سازمانی و دانشگاهی و همچنین غرابت های موسیقایی، امکان بروز روایت های ناهمخوان و گاه متناقض از این وام واژه را پدید می آورد. «جاز ایرانی» با وجود تغییر کارکرد، تنها اصطلاحی است که در ادبیات موسیقی ایران طی بازه های پیش و پس از انقلاب اسلامی باقی می ماند. با توجه به اهمیتِ موسیقی موسوم به جاز ایرانی در سال های پیش از انقلاب، در بخشی از تحقیق حاضر، مقایسه این موسیقی با جاز آمریکایی مورد پژوهش قرار می گیرد و نتایج وجود پاره ای همپوشانی های فنی میان دو موسیقیِ مذکور را نشان می دهد.
۸۴۴۲.

تحلیل پدیدارشناختی بازنمایی بدن های نابهنجار در نمایشنامه های خانه، زمستان 66، ماه عسل و دل سگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۲۳
ادبیات نمایشی ایران سرشار از شخصیت ها و روایت های گونه گونی است که موشکافی آن ها می تواند فهم ما را از تاریخ اندیشه معاصر ایران افزون کند. پدیدارشناسی بیماری که به بدن زیسته و بیولوژیک فرد در هنگام بیماری یا اختلال می پردازد، فرصتی است برای واکاوی تجربه ی زیسته ی افراد دارای بدن های نابهنجار به عنوان یک اقلیت اجتماعی. الیور ساکس این نابهنجاری ها را به سه دسته ی بدن های کاسته شده، زیادی شده و دگردیسی شده بخش می کند. در پژوهش پیش رو به مساله ی بازنمایی بدن بیمار در آثار برگزیده ای از ادبیات نمایشی ایران پرداخته شده و تجربه ی جسمانی شخصیت ها با اختلال های بدن آگاهی در مطالعات عصب شناختی مقایسه شده است. نگارندگان پس از بررسی متون نمایشی معاصر ایرانی، چهار نمایشنامه ی خانه ، زمستان 66 ، ماه عسل و دل سگ را برای بررسی حضور این سه دسته بدن برگزیدند. هدف این پژوهش کیفی که با روش توصیفی تحلیلی و بهره گیری از منابع اسنادی به انجام رسیده است، بازبینی شیوه های نمایش بدن نابهنجار در هنرهای نمایشی معاصر ایران و بررسی راهکارهای زدودن نگرش منفی نسبت به این بدن ها در آفرینش هنری است. گام های پدیدارشناسی بیماری و علایم تجربه ی اختلال در بدن مندی را در توصیفات شخصیت های نمایشنامه های مورد بحث می شود باز یافت. آشتی با بازنمایی بدن های بیمار و نابهنجار برپایه ی شناخت درست از اختلال های بدن آگاهی، می تواند یاری رسان هنرمندان برای خلق فرم های بدیع در نگارش نمایشنامه باشد.
۸۴۴۳.

تحلیل تطبیقی شیوه های پیشنهادی آفرینش موسیقی ایرانی در آثار مکتوب فرهاد فخرالدینی و شریف لطفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۰۰
برخی از آهنگسازانِ ایرانی پس از تحصیل تعالیمِ آهنگسازیِ موسیقیِ کلاسیکِ غرب و باتوجّه به نوع شناختشان از ویژگی های موسیقیِ ایرانی، به خلق آثاری پرداخته اند. در این میان فرهاد فخرالدینی و شریف لطفی روش هایی را جهتِ آفرینشِ اثری موسیقایی بر اساسِ موسیقیِ ایرانی به صورت مکتوب ارائه کرده اند. پژوهش حاضر از نوع کیفی و با روش توصیفی تحلیلی با بهره گیری از روش اسنادی و مطالعه ی نظام مند منابع کتابخانه ای، الکترونیکی  و مصاحبه، به تحلیل و تطبیقِ شیوه ها و استخراج شباهت ها و تفاوت هایی که این دو در شیوه های پیشنهادی آفرینش خود ارائه کرده اند، پرداخته شده و این دیدگاه ها با دیدگاه سایر افراد در این حوزه ها مقایسه شده است. نتایج نشان می دهد که واژه ی آفرینش نزد فخرالدینی و لطفی با دو تعبیر استفاده شده است: 1. وجود خلاقیت در ساخت اثر و 2. تأکید بر تمایز میانِ شیوه ی ساخت اثر بر اساسِ موسیقیِ فرهنگ های غیراروپایی با اروپایی. هم چُنین ترکیبِ موسیقیِ ایران نیز با دو تعبیر به کاربرده شده است: 1. استفاده از مُتیف و گوشه ها که در ردیف موسیقی ایران آمده است و 2. استفاده از گام های مستخرج از ملُدی های موسیقی دستگاهی و محلی ایران. با توجه به پاسخ مصاحبه شوندگان درباره ی ملُدی، بافت (هارمنی و کنترپوآن)، فرم و ریتم، هر دو بدون درنظرگرفتن مواردی که از عناصر موسیقی ایرانی استفاده می کنند، روشی متفاوت با شیوه ی آفرینش در موسیقی غربی ارائه نکرده اند.
۸۴۴۴.

الگوی برش شعر در ردیف آوازی عبدالله دوامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۰۲
در مطالعات مربوط به پیوند شعر و موسیقی، به موضوع برش شعر در موسیقی آوازی ایران چندان توجه نشده است. مقاله حاضر، درپی معرفی شیوه و الگوی برش شعر در ردیف آوازی عبدالله دوامی است. روش گردآوری داده های این مقاله کتابخانه ای و روش پژوهش نیز توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر دیدگاه امید طبیب زاده درباره وزن شعر عامیانه است. می توان گفت عبدالله دوامی در برش اشعار، بیش از همه تابع شیوه خوانش عامیانه آنهاست. خوانش عامیانه شعرهای عروضی یا کلاسیک فارسی، موجب می شود تا وزن شعر عامیانه بر این اشعار تحمیل، و تعیین جایگاه های برش شعر نیز همسو با این وزن انجام شود. این شیوه برش، بیش از آنکه در گرو معنای شعر باشد، تابع وزن تکیه ای-هجاییِ شعر به منزله یک ویژگیِ صوری است. این الگو به سادگی می تواند تمامی برش های نامعمولی را توجیه کند که بی توجه به معنای شعر، گاه یک واژه یا عبارت را به یک یا چند بخش کاملاً بی معنا تقسیم می کنند. نقش این الگو را در برخی توازی ها و تکرارهای خاص ملودیک در ردیف آوازی دوامی نیز می توان دید؛ چنان که توازی های ملودیک در ردیف دوامی، میان پاره هایی شکل می گیرند که حاصل برش بر مبنای خوانش عامیانه شعرند. به نظر می رسد این الگو می تواند رویکردی جدید در برابر رویکردهای معنامحورِ کنونی در حوزه پیوند شعر و موسیقی محسوب شود.
۸۴۴۵.

گسست فرهنگی و موسیقی در میان نسل دوم مهاجرین افغانستانی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۲۸
پرسش اصلی این پژوهش به تأثیر ژانرهای مختلف موسیقی در برساخت هویت مهاجران افغانستانی مقیم ایران می پردازد. این پژوهش با رویکرد کیفی، به بررسی نقش موسیقی در هویت یابی نسل دوم مهاجران افغانستانی ساکن ایران می پردازد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر گردآوری داده ها از طریق منابع کتابخانه ای، کار میدانی و مصاحبه های عمقی است. گردآوری داده های میدانی به شیوه نمونه گیری گلوله برفی و از طریق برقراری ارتباط با هنرمندان و موسیقی دانان افغان فعال در ایران انجام شده؛ مشاهده مشارکتی در محیط دیاسپورایی و مصاحبه با اعضای گروه های موسیقی همچون گروه رپ «قلم» و گروه راک «اریکین» شکل گرفته است. جامعه مورد مطالعه، نسل دوم و سوم مهاجران افغانستانی متولد یا بزرگ شده ایران هستند که اغلب تجربه مستقیم مهاجرت نداشته اما با مسائل هویتی و فرهنگی پیچیده مواجه اند. یافته ها نشان می دهد نسل نخست مهاجران با تأکید بر موسیقی فولکلور سعی در حفظ هویت سنتی خود دارند، درحالی که نسل دوم با تکیه بر ژانرهای جهانی نظیر پاپ، راک و رپ هویت ترکیبی و متمایز خود را شکل می دهند. برای نسل دوم، موسیقی تبدیل به ابزاری جهت بیان مقاومت، خودابرازگری و جستجوی جایگاه اجتماعی شده است. همچنین، میل به مهاجرت به کشورهای ثالث و عدم تعلق کامل به جامعه میزبان به وضوح در نگرش و آثار موسیقایی آنها دیده می شود.
۸۴۴۶.

واکاوی معنای تمهیدات سینمایی با رویکرد آزمایشگاهی: معرفی مدل طیف معنایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۰۰
با اینکه پژوهش های آزمایشگاهی و مبتنی بر داده های کمی در مطالعات سینما کمتر شناخته شده اند، اما این رویکردها به سرعت در حال گسترش و پیشرفت هستند. این مقاله نیز با همین رویکرد، مدل طیف معنایی را به عنوان جایگزینی برای روش های قطعی و مرزبندی شده فعلی در توضیح معنای تمهیدات سینمایی معرفی می کند. فرضیه این پژوهش بیان می کند که نسبت دادن یک معنای مشخص به هر تمهید سینمایی در چهارچوبی قطعی و مرزبندی شده، روشی ناقص برای تبیین معنای تمهیدات است. در عوض، مدل طیف معنایی به عنوان روشی جامع تر و دقیق تر پیشنهاد می شود که در آن چند معنا با وزن های متفاوت برای هر تمهید در نظر گرفته می شود. برای آزمون این فرضیه، هفده تمهید سینمایی از دو کتاب داستان گویی سینمایی و دکوپاژهای مرجع 3 انتخاب شده و معنای هریک از آن ها در قالب پرسشنامه ای چهارگزینه ای از مخاطبان پرسیده شد. سوالات به دو گروه تقسیم شدند؛ گروه اول براساس روش فعلی و گروه دوم با استفاده از مدل طیف معنایی طراحی شدند. 69 نفر در این آزمایش شرکت کردند و نتایج نشان داد که مدل طیف معنایی توانسته گرایش مخاطبان را به گزینه منطبق با تمهید 33 درصد افزیش دهد. این نتایج نشان می دهد که مدل طیف معنایی قادر به پر کردن خلأ موجود در روش های فعلی برای تبیین معنای تمهیدات سینمایی است.
۸۴۴۷.

تناسب در معماری و دگردیسی آن در طراحی صحنه تئاتر عروسکی؛ با تمرکز بر تجربه بدن مند فضا در آرای پدیدارشناسانۀ استیون هال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۱۸
مفهوم «تناسب» یکی از بنیادی ترین شیوه های انسان برای فهم و سازمان دهی جهان پیرامون است؛ مفهومی که ریشه در ادراک بدن مند از فضا داشته و در نسبت میان بدن، مکان و تجربه زیسته انسان تجلی می یابد. معماری، به عنوان دانشی مبتنی بر تناسبات انسانی، رابطه ای ژرف با تجربه فضامند انسان برقرار می کند و از طریق فرم، مقیاس و سازمان فضایی، بدن را در فرایند ادراک فضا فعال می سازد. در تئاتر عروسکی، این نظام تناسبات دچار دگردیسی می شود؛ زیرا پیکره عروسک جایگزین بدن انسان شده و معیارهای ادراک فضایی بازتعریف می گردد. این تغییر صرفاً در سطح تفاوت ابعادی باقی نمی ماند، بلکه کیفیت تجربه بدن مند فضا، معناپردازی صحنه و روابط فضایی را دگرگون می سازد. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و در چارچوب روش شناسی کیفی، با استفاده از منابع کتابخانه ای و تحلیل اسنادی، به بررسی مفهوم تناسب در معماری و چگونگی دگردیسی آن در طراحی صحنه تئاتر عروسکی می پردازد. در چارچوب پدیدارشناسی استیون هال، که فضا را به مثابه تجربه ای بدن مند، چندحسی و استعاری درک می کند، نشان داده می شود که جابه جایی معیار تناسب از بدن انسان به پیکره عروسک، فضاهای استعاری نوینی می آفریند. یافته ها بیانگر آن است که این دگردیسی تناسبات، امکان بازاندیشی در تجربه بدن مند فضا و معناپردازی نوین در تئاتر عروسکی را برای تماشاگر فراهم می آورد.
۸۴۴۸.

تأثیر طراحی صحنه و لباس در ایجاد دریافت متقابل میان اجراکنندگان و تماشاگران در نمایش های پست مدرن ایرانی (نمونۀ موردی نمایش ملانصرالدین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۰۷
این پژوهش به بررسی نقش طراحی صحنه و لباس در شکل گیری دریافت متقابل میان اجراکنندگان و تماشاگران در نمایش های پست مدرن ایرانی می پردازد. تئاتر پست مدرن با گسست از ساختارهای روایی کلاسیک و فاصله گیری از شیوه های سنتی اجرا، بر شکل دهی تجربه چندوجهی و مشارکتی مخاطب تأکید دارد. نمایش ملانصرالدین، که مورد مطالعه این تحقیق قرار گرفته، در فضایی طراحی شده است که تماشاگران بر روی یک سری تاب ها در وسط صحنه نشسته اند و هفت دایره اجرایی دور آنها قرار گرفته اند؛ در هر دایره، بازیگران با زبانی غیرمستقیم روایتی مجزا را در پیوند با یک نمایشنامه کلاسیک یا الگویی سنتی و آشنا مثل نقالی یا سیاه بازی ارائه می دهند، بی آنکه ساختار اپیزودیک یا روایت خطی بر اجرا حاکم باشد. ضرورت انجام این پژوهش از آن جهت است که طراحی صحنه و لباس، به ویژه در آثار پست مدرن که ساختارهای روایی و بصری متعارف را کنار می گذارند، نقش مهمی در ایجاد فضای دریافت و تعامل دوسویه بین اجرا و مخاطب ایفا می کند، اما تاکنون به شکل تخصصی و منسجم به این موضوع پرداخته نشده است. هدف این پژوهش، شناسایی ظرفیت های بصری طراحی صحنه و لباس در تقویت ارتباط فعال و چندلایه میان اجرا و تماشاگر است. تحقیق به شیوه کیفی و با روش تحلیل محتوا انجام شده است. در این نمایش، صحنه با ساختاری دایره ای امکان خوانش سیال و مشارکتی را برای تماشاگر فراهم می آورد. طراحی لباس ها نیز مینیمالیستی و ساده، با رنگ های طوسی مایل به نقره ای و بدون بافت یا تزئینات پیچیده است که موجب تمرکز مخاطب بر کنش جسمانی و ریتم اجرای بازیگران می شود. نتایج نشان می دهد که استفاد ه هوشمندانه از عناصر ساده و معناگرایانه در طراحی صحنه و لباس، فضای تفسیرپذیر و پویایی را در اجراهای پست مدرن به وجود می آورد و به شکل گیری تجربه احساسی و مشارکتی تماشاگر یاری می رساند. نمایش ملانصرالدین به دلیل بهره گیری دقیق از این رویکردها، ظرفیتی ممتاز برای تبدیل شدن به الگویی معتبر در طراحی اجرایی تئاتر پست مدرن ایران دارد.
۸۴۴۹.

سینمای دیاسپورا: تقابل یا تعامل فیلم ساز با هویت ملی و جهانی شدن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۱۰
رابطه میان «هویت ملی» و «جهانی شدن» نشان دهنده تقابل بازتعریف هویت یک ملت با جریان فراگیر تعاملات جهانی است. جهانی شدن، به عنوان پدیده ای که مرزهای جغرافیایی را تضعیف می کند، بازخوانی هویت ملی را ضروری ساخته و فضای تعامل میان آنها را فراهم کرده است. سینمای دیاسپورا از طریق روایت زیست مهاجران، به تقویت تفاوت ها و بازاندیشی احساس تعلق ملی در فضای جهانی کمک می کند. پژوهش خاصی در مورد رابطه تعاملی یا تقابلی فیلم ساز با هویت ملی و جهانی شدن مشاهده نمی شود. تحقیق حاضر با هدفی کاربردی سعی در رفع خلأ علمی در این زمینه داشته و مسئله اصلی آن واکاوی رابطه تعاملی یا تقابلی فیلم ساز نسبت به هویت ملی اش در بستر جهانی شدن است. روش تحقیق تحلیل محتوای کیفی به شیوه مطالعه موردی است. دو فیلم زمانی برای مستی اسب ها و لاک پشت ها هم پرواز می کنند ساخته بهمن قبادی از موارد مطلوب گزینش شده و به کمک نرم افزار (Atlas. ti)، مؤلفه های اقتصاد زیرزمینی و معیشت وار، سفر و مهاجرت، هویت قومی، تقابل فرهنگی و زبانی، هویت طبقاتی و نابرابری های اجتماعی، نقد اجتماعی مضامینی هستند که طبق یک فرایند نظام مند و پس از واکاوی ادبیات پژوهش حاصل شده، و چارچوب مفهومی را تشکیل داده اند. نتیجه نشان از آن دارد، از منظر کلی، رابطه میان «هویت ملی» و «جهانی شدن» در بستر سینمای دیاسپورا دو مفهوم در تضاد نیستند، بلکه می توانند در شرایط مناسب مکمل یکدیگر نیز باشند. جهانی شدن فرصتی برای بازخوانی هویت ملی فراهم می کند و دیاسپورا از طریق بازتاب تجربه زیسته مهاجران، به بازتعریف احساس تعلق ملی در فضای جهانی کمک می کند.
۸۴۵۰.

تصویر معاویه در یک سریال تاریخی؛ تحلیل مضمون بازسازی چهره ای جنجالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۹۱
سریال های تاریخی به عنوان ابزارهایی قدرتمند، نه تنها رویدادهای گذشته را بازسازی می کنند، بلکه این توانایی را دارند که با ارائه تفسیرهای خاص و مد نظر تولیدکنندگان، بر نگرش مخاطبان نسبت به شخصیت ها و وقایع تاریخی تأثیر گذارند. سریال تاریخی «معاویه»، که در رمضان 1403-1404 (مارس 2025) پخش شد نیز در تلاش بود با ارائه تعریفی نو از معاویه ابن ابی سفیان، ذهنیت مخاطبان نسبت به این چهره جنجالی تاریخ اسلام را تغییر دهد و یا حداقل تلطیف نماید. این پژوهش که با هدف بررسی تصویر ارائه شده از معاویه در این سریال انجام شده است، با استفاده از روش تحلیل مضمون تمام قسمت های سریال انجام پذیرفته است. در این راستا، داده ها با بهره گیری از روش تحلیل مضمون براون و کلارک کدگذاری شد که نهایتاً از بیش از 90 مضمون پایه و 17 مضمون سازمان دهنده و سه مضمون فراگیر «ریشه های تاریخی و مشروعیت معاویه»، «تسلط معاویه بر چالش های قدرت»، و «بازسازی معاویه به عنوان چهره ای اخلاق مدار و معنوی» حاصل شد. یافته ها نشان می دهند که سریال با حذف جنبه های منفی تاریخی نظیر جگرخواری هند و تأکید بر جنبه های مثبتی چون کاتب وحی بودن معاویه سعی در ارائه چهره ای مطلوب و قابل قبول از معاویه و بنی امیه دارد. این رویکرد در قالب نظریه چارچوب سازی، قصد دارد با گزینش و برجسته سازی مضامین خاص، روایتی منسجم و مطلوب را از شخصیت معاویه ارائه دهد. بر اساس نتایج حاصل، سریال معاویه با چارچوب سازی، تصویری متعادل و مطلوب از وی ساخته است که با روایات تاریخی شیعه و برخی منابع اهل سنت در تضاد است.
۸۴۵۱.

مطالعۀ آثار اصغر فرهادی بر اساس نظریۀ ترامتنیت ژرار ژنت: تحلیلی بر فیلم های درباره الی و فروشنده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۱۹
مطالعات بینامتنی جایگاهی ویژه در مطالعات ادبی و سینمایی ایفا می کند. در این حوزه علاوه   بر توجه به متن اصلی، تعاملات متنی میان آثار مختلف مورد توجه قرار می گیرد. تحت تأثیر این حوزه، شبکه ای از متن خلق شده و روابط موجود در اثر، دامنه ای گسترده و درهم تنیده پیدا می کند که منجر به تکثرگرایی در معنا می شود. در این میان نظریه ترامتنیت ژرار ژنت از نظریه های جامع در مبحث روابط بینامتنی است. ترامتنیت از پنج بخش تشکیل می شود: بینامتنیت، شبه متنیت، دگرمتنیت، الگومتنیت و حادمتنیت. هریک از این الگوها شکلی از روابط میان متون را آشکار می سازد. این مقاله به بررسی نظریه ترامتنیت و تطبیق آن با فیلم های درباره الی (1387) و فروشنده (1394) اثر اصغر فرهادی می پردازد. پرسش این پژوهش آن است که کدام یک از گونه های پنج گانه روابط ترامتنی در این دو فیلم حضور داشته، و این روابط چگونه با خلق لایه های متکثر معنایی، به تعمیق دلالت ها و گسترش افق های معنایی در ساختار روایی فیلم ها منجر می شود؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که هرکدام از نمونه های موردی از سه دسته ترامتنیت برخوردارند. فیلم درباره الی با ارجاع به متون و آثار دیگر همچون ضرب المثل های آلمانی و فیلم «ماجرا»، به لایه های روایی و دلالت های معنایی خود عمق بخشیده است. فروشنده نیز با ارجاع به نمایشنامه مرگ فروشنده و داستان های ایرانی همچون گاو و گیله مرد ، به تعمیق شخصیت پردازی و دستیابی به ساختار چندلایه روایی منجر می شود. این پژوهش نشان می دهد که نظریه ترامتنیت می تواند ابزاری کارآمد برای تحلیل لایه های پنهان در آثار سینمایی باشد.
۸۴۵۲.

مطالعۀ تطبیقی صنعت فرهنگ آدورنو و الگو پروپاگاندای هرمان و چامسکی در نقد محتوایی فیلم «دیدن این فیلم جرم است»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۲۰
تحلیل محتوایی یک اثر هنری در رسانه ای به اسم سینما مورد توجه بسیاری از پژوهش ها قرارگرفته است. به دلیل قدرت تأثیرگذاری سینما در دنیای امروز، نقد فیلم به خصوص از لحاظ محتوا جایگاه ویژه ای دارد. در این مقاله هدف آن است که به وسیله دو رویکرد، مدل پروپاگاندا و صنعت   فرهنگ، به تحلیل محتوایی یکی از فیلم های سینمای ایران به نام دیدن این فیلم جرم است به عنوان نمونه مطالعاتی پرداخته شود. مدل پروپاگاندا پیشنهادشده توسط هرمان و چامسکی از مدل های مطرح در دنیا برای تحلیل رسانه هاست؛ این مدل در رابطه با جهت دهی افکار عمومی رسانه های حال حاضر و چگونگی کارکرد آن هاست. تئوری صنعت- فرهنگ، اثر مشهور تئودور آدورنو فیلسوف مطرح مکتب فرانکفورت است که به نقد آثار فرهنگی و هنری با دیدی انتقادی در دنیای مدرن پرداخته است. دیدن این فیلم جرم است به کارگردانی رضا زهتابچیان و محصول سال 1397 است. در این پژوهش به تحلیل محتوایی فیلم مذکور از دید این دو رویکرد و سپس انطباق دو تحلیل پرداخته شده است. درنهایت مشخص شده است که هر دو بینش توانسته اند تحلیلی درخور از فیلم مذکور را داشته باشند و هرکدام نوری بر جنبه های تاریک فیلم مذکور افکنده اند. با توجه به تشابهات و تمایزهای در نقد هر یک از  این دو رویکرد، نمی توان هیچ یک از دو رویکرد را بهتر از دیگری دانست.
۸۴۵۳.

تحلیل مفهوم اضطراب بنیادی در فیلم مغزهای کوچک زنگ زده بر اساس آرای کارن هورنای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۸۷
این پژوهش با تکیه بر آرای روان کاوانه کارن هورنای، به تحلیل روان شناختی فیلم مغزهای کوچک زنگ زده ساخته هومن سیدی می پردازد. هدف اصلی از این پژوهش، نقش خصومت و اضطراب بنیادی در شکل گیری شخصیت های این فیلم و تأثیر این مفاهیم بر منحنی تحول شخصیت آنها است. سؤال اصلی پژوهش این است که: چگونه مفاهیم اضطراب و خصومت بنیادی، در غالب سه راهبرد روان نژندانه هورنای، در شکل گیری و تحول شخصیت های اصلی این فیلم بازتاب یافته اند؟ این پژوهش از نوع کیفی و تحلیلی-تفسیری است و از روش تحلیل محتوا برای بررسی مؤلفه های روان شناختی بهره می برد، اضطراب بنیادی، به عنوان حسی از بی پناهی و ناامنی که ریشه آن در تجربه های دوران کودکی است، مسیر شکل گیری ویژگی های روان رنجورانه شخصیت اصلی فیلم؛ یعنی شاهین و دیگر اعضای خانواده را هموار می کند. پژوهش نشان می دهد که شخصیت های فیلم برای مقابله با احساس اضطراب بنیادی، به سازوکارهایی چون برونی سازی و خودایدئالی متوسل می شوند؛ آنها مسئولیت ناکامی ها و ضعف های خود را به دیگران نسبت داده، تصویری ایدئال و قدرتمند از خود در ذهن می سازند و به دنبال جبران این کمبودها از راه تسلط بر دیگران هستند. یافته های پژوهش نشان می دهد که شخصیت های اصلی فیلم هر یک بازتابی از یکی از راهبردهای روان نژندانه کارن هورنای در مواجهه با اضطراب بنیادی اند، تحلیل روان کاوانه منحنی تحول این شخصیت ها نشان می دهد که نه تنها ساختار شخصیتی شان بر پایه اضطراب بنیادی شکل گرفته، بلکه مسیر تحول یا سقوط آنها نیز با نوع مواجهه شان با این اضطراب و خصومت پیوندی مستقیم دارد.
۸۴۵۴.

بدل پوشیِ نقش خوانان در نمایش آیینی شبیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۰۵
بدل پوشی در نمایشِ آیینی شبیه، به عنوان شگردی آیینی تلقی می گردد که ریشه های آن به باورهای اسطوره ای، اعتقادی و اجتماعی کهن بازمی گردد. نمایشِ آیینی، فعالیتی جمعی و اجتماعی است که دربردارنده انواعِ متنوعی از گفتار، کنش و حرکاتی نمادین است که نسبتی مستقیم با معنویت و امر مقدس دارد. این مقاله به طور مشخص بر شناختِ انواعِ بدل پوشیِ نقش خوان (نمایشگر) در گونه نمایشی شبیه (تعزیه) تمرکز یافته است و قصد دارد با طبقه بندی و آشکارسازیِ بدل پوشیِ نقش خوانان، و بررسی پیوند میان انواع گسترده آن در نمایش های شبیه با آیین ها و مناسک کهن ایرانی، این پرسش را مطرح سازد که ریشه های کدام یک از جنبه های آیینی، مذهبی، و فرهنگی را می توان در کنش بدل پوشی در نمایش های شبیه بازشناخت؟ این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی و بر بنیاد منابع کتابخانه ای و همچنین با مراجعه به اسناد تصویری انجام یافته است و بر مبنای پرسشِ مطرح شده، با ارائه یک طبقه بندی ابداعی از انواع بدل پوشیِ نقش خوانان در نمایش های شبیه، این فرضیه را به اثبات می رساند که شگردهای گوناگون بدل پوشی، بازتابی از آیین هایی کهن است که در میان باورها، مناسک آیینی ، مذهب و فرهنگ دیرینه ملت ایران نهفته بوده است.
۸۴۵۵.

تحلیل انواع خشونت در فیلم های فروشنده و شنای پروانه (مطالعه ای بر اساس آرای اسلاوی ژیژک)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۸۷
خشونت یکی از مسائل و مفاهیم مهم در طول تاریخ بشریت است که در طول تاریخ در تعاریف و طبقه بندی های ارائه شده از آن، تغییرات و تحولاتی صورت گرفته است. اسلاوی ژیژک، نظریه پرداز مهم عرصه فلسفه، جامعه و هنر است. وی در کتاب خشونت: پنج نگاه زیرچشمی، خشونت را تحت عنوان پنج گروه شامل خشونت کنش گرایانه، کنش پذیرانه، سیستمی، نمادین، خدایگانی و اسطوره ای معرفی کرده است. خشونت از منظر ژیژک مبانی نظری پژوهش حاضر را شکل داده است. با توجه به اهمیت هنر سینما به عنوان یک هنر بازتاب دهنده جامعه، نمونه های مورد تحلیل این پژوهش را دو فیلم فروشنده (1394) و شنای پروانه (1399)، شکل داده اند. همچنین، با توجه به محبوبیت سینما و تأثیر متقابل این هنر و جامعه نسبت به یکدیگر، تحلیل نحوه بازتاب امری چون خشونت در فیلم های مطرح سینما، حائز اهمیت است. در نتیجه این مقاله مشاهده می شود که هر دو فیلم به بازتاب انواع پنج گانه خشونت پرداخته اند. توجه هر دو فیلم، معطوف به امر زنان بوده و مسئله تجاوز جنسی نیز در هر دو اثر مطرح شده است. خشونت کنش گرایانه در فیلم شنای پروانه شدتی بیشتر داشته و تا نمایش قتل پیش می رود. خشونت کنش پذیرانه در هر دو فیلم تحت تأثیر فضای مردسالار قرار دارد. نحوه نمود خشونت سیستمی در دو فیلم متفاوت بوده و در فیلم فروشنده تحت تأثیر هنجارهای فرهنگی و در شنای پروانه متأثر از سلسله مراتب گروه های خلاف کار اعمال می شود. نمود خشونت نمادین در دو فیلم بیشترین شباهت را با یکدیگر داشته و در هر دو اثر تحت تأثیر مفاهیم غیرت و آبرو صورت پذیرفته و به نکوهش قربانیان تجاوز منجر می شود. خشونت خدایگانی در هر دو فیلم به عاملیت شخصیت اصلی مرد در اجرای مجازات منجر می شود و خشونت اسطوره ای در فیلم شنای پروانه ، تمامیت روایت فیلم را شکل می دهد.
۸۴۵۶.

بازنمایی استعارۀ مفهومی «زندگی به مثابه سفر» در آثار کیارستمی؛ نمونۀ موردی: بررسی سه فیلم «خانۀ دوست کجاست»،«زندگی و دیگر هیچ» و«زیر درختان زیتون»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۲۳
استعاره مفهومی «زندگی به مثابه سفر» یکی از بنیادی ترین ابزارهای شناختی برای درک تجربیات انسانی است که در آثار هنری و ادبی ازجمله سینما به کار گرفته می شود. این پژوهش به بررسی نشانه های زبانی این استعاره و طرح واره های تصوری نظیر حرکتی، حجمی و قدرتی در سه فیلم برجسته عباس کیارستمی خانه دوست کجاست ، زندگی و دیگر هیچ ، و زیر درختان زیتون می پردازد. بدین منظور با تکیه بر نظریه استعاره مفهومی لیکاف و جانسون (1980) نگاشت های استعاری مانند مقصد، مسیر، موانع، همراهان، راهنماها، بازگشت و سرگردانی در هر فیلم شناسایی و چگونگی ایفای نقش این الگوهای ذهنی در ساختار روایت و تصویرسازی فیلم ها بررسی شده اند. تحلیل متن زبانی فیلم های منتخب نشان می دهد استعاره «زندگی به مثابه سفر» نه تنها در ساختار داستانی و شخصیت پردازی حضور دارد، بلکه در عناصر بصری، فضاسازی و دیالوگ ها نیز به شکلی عمیق و تأثیرگذار بازنمایی شده است. همچنین فراوانی طرح واره حرکتی در مقایسه با طرح واره های حجمی و قدرتی در فیلم های منتخب می تواند نشانگر به کارگیری مفهوم حرکت و کنش فیزیکی به عنوان زبان سینمایی و استعاره ای برای جست وجوی معنای زندگی، مواجهه با واقعیت و عبور از بحران ها بوده و تماشاگر را با تجربه چندوجهی از زمان و فضا در وضعیت تعلیق و عدم قطعیت قرار دهد که حاصل نگاه فلسفی و زیباشناسانه کیارستمی به روایت و سینماست  و مخاطب را وارد فرایند فعال مشارکت در تفسیر روایت و پیوند با واقع گرایی نموده و به بازاندیشی در مورد مسائل بنیادی مانند عشق، مرگ، بازسازی و جست وجوی معنا دعوت می کند.
۸۴۵۷.

اکفراسیس در سینمای پست مدرن ایران با رویکرد نشانه شناسی اکو (مطالعۀ موردی: فیلم فروشنده ساخته فرهادی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۴۲
این پژوهش با بهره گیری از نشانه شناسی اومبرتو اکو، به تحلیل مفهوم اکفراسیس در سینمای پست مدرن ایران، با مطالعه موردی فیلم فروشنده اصغر فرهادی، می پردازد. مسئله اصلی، چگونگی کاربرد اکفراسیس به عنوان ابزاری نشانه شناختی برای تولید معانی چندلایه در سینمای پست مدرن است. پرسش اصلی تحقیق این است که چگونه اکفراسیس از طریق تعامل زبان، تصویر، و پیش تفسیرهای فرهنگی، معانی پیچیده را در فیلم های پست مدرن ایران شکل می دهد؟ اهداف پژوهش شامل بررسی نقش اکفراسیس در بازنمایی معنایی، تحلیل تعامل زبان و تصویر در فروشنده و شناسایی تأثیر پیش تفسیرهای فرهنگی بر تفسیر مخاطب است. روش تحقیق توصیفی   تحلیلی با رویکرد نظری - کاربردی است و داده ها از تحلیل رمزگان های بصری، شنیداری، و روایی فیلم، به ویژه ارجاعات بینامتنی به مرگ فروشنده آرتور میلر و گاو داریوش مهرجویی، گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهند که اکفراسیس در فروشنده نه تنها بازنمایی هنری آثار دیگر را تسهیل می کند، بلکه با فعال سازی پیش تفسیرهای فرهنگی، مخاطب را به مشارکت در معناسازی دعوت می کند. این تکنیک، لایه های معنایی پنهان، از جمله بحران هویت و زوال اخلاقی، را آشکار می سازد و درک عمیق تری از پیچیدگی های سینمای پست مدرن ایران ارائه می دهد. این پژوهش بر نقش فعال مخاطب در تفسیر و اهمیت رمزگان های فرهنگی تأکید دارد و راه را برای تحلیل های نشانه شناختی بیشتر در سینمای ایران هموار می کند.
۸۴۵۸.

مطالعه تطبیقی شخصیت آنتاگونیست در انیمیشن های سینمایی «گربۀ چکمه پوش 1» و «گربۀ چکمه پوش 2»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۹۰
شخصیت آنتاگونیست یکی از مهم ترین اجزاء فیلم نامه به شمار می رود که بسیاری از کشمکش های داستان به دست او گره می خورد. این مقاله با تحلیل شخصیت های منفی انیمیشن  گربه چکمه پوش 1 و گربه چکمه پوش2: آخرین آرزو به بررسی فرایند شکل گیری و تغییر الگوی شخصیت پردازی آنتاگونیست ها می پردازد. دلیل انتخاب این آثار این است که نسخه اول برخلاف اکثر نمونه های موجود رابطه عمیق و دور از انتظاری را از آنتاگونیست با پروتاگونیست به نمایش می گذارد و حس همذات پنداری کم نظیری را در مخاطب تقویت می کند و در نسخه دوم آنتاگونیست نقش نیروی طبیعت را بازی می کند و در تلاش است تا موجودیت پروتاگونیست را در دنیای زنده ها به چالش بکشد. برای انجام مطالعه در این پژوهش از نظریات دین موشوویتز و جان تروبی استفاده می شود. موشوویتز از امر همدلی با شخصیت در جهت همذات پنداری با آن و جان تروبی بر پرورش شخصیت های مثبت و منفی که با هم ارتباط مستقیم دارند تأکید می کنند. روش انجام این تحقیق توصیفی-تحلیلی است و تطبیق آثار در مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی انجام می پذیرد. نتایج این پژوهش نشان خواهد داد که گرچه ساخت شخصیت های منفی ای که بشود با آن ها همذات پنداری کرد مسئله ای غیرعادی به نظر می رسد، خلق آن ها باعث ایجاد تنش های متفاوت و مثبتی در فیلم نامه های انیمیشنی می شود.
۸۴۵۹.

سیاست های تأمین مالی فیلم و توسعه صنعت سینما: مطالعه موردی چین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۸۸
به منظور مطالعه ی زمینه های توسعه و کارآمدسازی شیوه های تأمین مالی فیلم در ایران، در این مقاله، شیوه های تأمین مالی فیلم و راه کارهای توسعه ی صنعت سینمای چین، به عنوان یک نمونه ی موفق واکاوی شده است. روش پژوهش این جُستار توصیفی تحلیلی است و ب رای گردآوری و تدوین یافته ها از روش اسنادی استفاده شده است. برای دست یابی به یک تصویر روشن، ابتدا چشم اندازی از صنعت سینمای چین و روندهای توسعه و چالش های آن در سال های اخیر ترسیم شده؛ سپس قوانین و مقررات، نهادهای اصلی تولید و سازوکارها و رویه های موجود در صنعت سینمای چین، تبیین شده اند؛ و در نهایت انواع روش های تأمین مالی در صنعت سینمای چین واکاوی شده است. بر اساس یافته های پژوهش، موفقیت های اخیر سینمای چین، علاوه بر توسعه ی منابع و روش های تأمین مالی، به شفاف سازی قوانین نظارتی، وضع قوانینی برای حمایت از صنعت سینما، افزایش بازده سرمایه گذاری، توانمندسازی بخش خلاقّه و تولید فیلم های باکیفیت تر، متّکی بوده است. در این مطالعه، بیش از ده روش برای تأمین مالی فیلم ها شناسایی شد و نشان داده شد تنوع منابع تأمین مالی در سینمای چین، باعث افزایش تولید و بهبود کیفیت فیلم ها و سازگاری بازار داخلی سینمای چین شده است. مهم ترین روش های تأمین مالی، سرمایه گذاری مستقیم شرکت های دولتی و خصوصی، سرمایه گذاری سایر صنایع، وام های مؤسسات مالی، سرمایه گذاری خارجی و تولیدات مشترک هستند.
۸۴۶۰.

حافظه جمعی جایگزین: فاصله گذاری در فیلم قضیه شکل اول شکل دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۸۷
این مقاله به بررسی روابط متقابل فاصله گذاری برشت در فیلم قضیه شکل اول، شکل دوم عباس کیارستمی می پردازد، و ضمن بررسی تنوع فاصله گذاری برشت در مهم ترین مؤلفه های فیلم، همچون ساختار اپیزودیک، ژانر داکیوفیکشن، و حضور فیلم ساز، کلاکت و پروژکتور، نتیجه می گیرد چگونه کیارستمی آپاراتوس تولید را به بخش جدایی ناپذیری از روایت تبدیل کرده است و با استفاده از انواع راهکارهای فاصله گذاری در فرم و روایت مرز میان واقعیت مستند و واقعیت داستانی را دگرگون می کند تا نیروهای تأثیرگذار در درک واقعیت را مورد پرسش قرار دهد. این مطالعه کیفی به روش توصیفی     تحلیلی انجام شده و محقق از روش های اسنادی     کتابخانه ای بر مبنای چهارچوب نظری تئاتر فاصله گذاری برشت، استفاده کرده است. مقاله همچنین به دلالت های برآمده از زیبایی شناسی مبتنی   بر فاصله گذاری در این فیلم می پردازد و در بخش پایانی با بررسی پروژکتور به عنوان یکی از مهم ترین مؤلفه های برشتی فیلم، نشان می دهد که چگونه فیلم با تأکید بر پروژکتور، از یک سو، حافظه جمعی و نیروی فکری حاکم بر دوران ساخت فیلم را به عنوان محصول آرشیوهای رسمی و گفتمان های غالب مورد انتقاد قرار می دهد و از سوی دیگر، با پیشنهاد امکان شکل گیری حافظه های فردی و جایگزین خود را تا سرحد یک آرشیو جایگزین تاریخی نزدیک می کند. به این ترتیب این مقاله ظرفیت برشتی فیلم را در دعوت آن به بازاندیشی در تاریخ جست وجو می کند و نتیجه می گیرد این فیلم در برابر درک فرجام خواهانه تراژیک، به درک تاریخی رویدادها همچون یک روند قابل تغییر که غایت خود را در ایجاد تغییر در فرم یک کنش می کاود، می نگرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان