هدف کلی این پژوهش، شناسایی و اولویت بندی موانع بهره مندی موثر از مکانیسم های کنوانسیون تغییرات اقلیم سازمان ملل متحد با تاکید بر آموزش سازمانی بر اساس مدل سه شاخگی، اولویت بندی آن ها و بررسی نحوه تاثیرگذاری این موانع است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، اکتشافی و از نظر ماهیت موضوعی، کاربردی - توسعه ای و روش بررسی آن نیز توصیفی تحلیلی است . همچنین نحوه گردآوری داده ها با روش آمیخته کمی و کیفی از طریق مطالعات کتابخانه ای و میدانی است که از طریق مصاحبه با 40 نفر از خبرگان و متخصصان آشنا با انواع مکانیسم های مالی و غیرمالی کنوانسیون تغییرات اقلیم به صورت نیمه ساختاریافته هدفمند و تکمیل پرسشنامه محقق ساخته انجام شده است. در مرحله اول با مطالعات اسنادی و نتایج مصاحبه با خبرگان با روش کدگذاری باز، 212 مقوله به عنوان موانع شناسایی شد که بر اساس مدل سه شاخگی در سه گروه عوامل محتوایی (رفتاری)، زمینه ای و ساختاری طبقه بندی گردیدند. سپس با حذف موارد تکراری و بررسی موارد مرتبط با موضوع پژوهش، 44 گزاره پرسشنامه استخراج شد که با انجام روایی محتوایی، 36 گزاره انتخاب و پایایی آن با آلفای کرونباخ 812/ 0 تأیید گردید و اولویت بندی آسیب ها، از طریق روش دلفی فازی انجام شد. نحوه تأثیرپذیری موانع شناسایی شده با استفاده از تکنیک MICMAC و ISM نیز صورت گرفت. یافته ها بیانگر آن است که بعد از قوانین و مسائل حقوقی ملی و بین المللی، آموزش در سطح دوم تاثیرگذاری قرار دارد. در بین مولفه های آموزش، نبود فرآیند مناسب نیازسنجی آموزشی برای سطوح و مخاطبین مختلف، کمبود مدرسان آشنا به مکانیسم ها و کمبود محتواهای مناسب آموزشی از جمله مسائل اولویت دار تعیین شد.
This paper aims to study the process of identity shaping of a teenager in a family from the perspective of Subjectivity theories. The process of identity formation has been one of the main concerns for various critical approaches in human sciences in general, and the psychoanalytical and Marxist approaches in particular. The case study of the present research is the character of Alyosha from Andrey Zvyagintsev’s film, Loveless (2017). Since there is no particular theory for the contentual analysis of Film, critics in the analysis of the films’ content, take advantage of various literary, sociological and psychoanalysis theories. Therefore, the Conceptual Framework of the present study concentrates on the critical approaches of Structural psychoanalysis and Structural Marxism; particularly definitions of the Unconscious, Repressed Desire, the Name of the Father by Lacan, the Ideology, ISAs, RSAs by Althusser, and the Žižekian concept of Lack of Language. This investigation in the process of identity formation can play a significant role in demonstrating the covert motives of the character’s suicidal act. It will illustrate the way Alyosha as a subject inherits his parents’ repressed desires and lack of language caused by ideology. The application of considering concepts indicates the central role and inevitable impact of the familial discourse at the emergence of subjectivity within the family.
توسعه مجموعه های گردشگری مستلزم پذیرش گردشگر توسط جوامع میزبان، به ویژه در مناطق روستایی است، درک نگرش جامعه محلی و عوامل مؤثر بر آن، در راستای مشارکت و حمایت مطلوب جامعه روستایی از توسعه مجموعه های گردشگری امری ضروری به شمار می آید. هدف این پژوهش، شناخت نگرش جامعه محلی نسبت به پیامدهای توسعه مجموعه گردشگری باغرود در میان ساکنین روستاهای اطراف، در پیرامون شهر نیشابور است. نوع تحقیق کاربردی، روش گردآوری اطلاعات به صورت پرسشنامه ای و بررسی های میدانی و روش تفسیر داده ها نیز توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش شامل چهار روستای (فرخک، دربهشت، رود و غار) بوده که 122 نفر از ساکنان روستایی به صورت تصادفی به عنوان حجم نمونه انتخاب شده اند. داده ها با استفاده از آزمون تی تک نمونه ای، ANOVA و کروسکال والیس در محیط نرم افزار SPSS تحلیل شده است. مطابق نتایج، توسعه مجموعه گردشگری تأثیرات مثبت کمی بر بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی ساکنین روستا داشته است؛ پیامدهای آن در زمینه های محیطی تا حدودی در بعضی روستاها مثل روستای رود منفی و شدیدتر ارزیابی شده است به طوری که بیشترین میزان میانگین شاخص های اقتصادی و اجتماعی – فرهنگی مربوط به روستای دربهشت و بالاترین میانگین شاخص های زیست محیطی مربوط به روستای رود به دلیل نزدیک بودن به مجموعه است. همچنین نتایج حاصل از روش ویکور بیانگر آن است که بیشترین تأثیرات این مجموعه در رتبه اول بر روستای دربهشت و در رتبه دوم بر روی روستای رود بوده است. با توجه به اهمیت به مراتب بیشتر این حوزه ها، بی توجهی به این امر نه تنها پایداری گردشگری را در مجموعه باغرود ناممکن می سازد، بلکه به کلیت پایداری توسعه روستاها در بلندمدت هم می تواند لطمه وارد کند.
زمینه و هدف: تحقیق بررسی تأثیر رضایت شغلی و تعهد سازمانی در کاهش تخلفات شغلی پلیس از منظر اسلام با هدف شناخت تأثیر رضایت شغلی با پنج بُعد رضایت از نوع کار، رضایت از مافوق، رضایت از همکار، رضایت از نحوه ارتقاء و رضایت از حقوق اندازه گیری شده و تعهد سازمانی در سه بُعد تعهد عاطفی، تعهد مستمر و تعهد هنجاری در کاهش تخلفات شغلی پلیس از منظر اسلام انجام گرفته است. روش شناسی: این پژوهش از منظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، کمی از نوع توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق، متخصصان و خبرگان حوزه مدیریت اسلامی در حوزه علمیه قم و دانشگاه علوم انتظامی امین (به تعداد 178نفر) است که طبق جدول مورگان تعداد 123 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب و نمونه ها از طریق شیوه نمونه گیری احتمالی ساده انتخاب شده اند. در نهایت داده ها پس از جمع آوری و کُدگذاری از طریق نرم افزار spss و استفاده از آزمون های پیرسون و آزمون بتا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که رضایت مندی شغلی با کاهش تخلفات رابطه داشته و این رابطه معنادار است به نوعی که نتایج رگرسیون چند متغیره نشان می دهد که رضایت از نوع کار به میزان« 492/0-» درصد، رضایت از همکار به میزان«386/0-» درصد و رضایت از نحوه ارتقاء به میزان « 337/0- » درصد، به ترتیب می توانند در کاهش تخلفات کارکنان مؤثر باشند. نتیجه گیری : نتایج پژوهش نشان می دهد که رضایت شغلی (متغیر مستقل) و تعهد سازمانی برکاهش تخلفات شغلی پلیس تأثیر دارد. به عبارت دیگر کارکنانی که دارای رضایت از کار، رضایت از مافوق، رضایت از همکار، رضایت از ارتقاء شغلی و در نهایت راضی از حقوق و مزایا هستند تا 61/0 درصد در کاهش تخلفات اداری آنها مؤثر است.
زمینه و هدف: احساس امنیت و ضریب امنیت بالا یکی از شاخص های توسعه یافتگی و به سامان بودن جوامع است. در این میان پرداختن به مسائل زنان به خاطر موقعیت متزلزل شان به لحاظ امنیت و این که احساس امنیت در بین زنان کمتر از مردان است خود مستلزم اهتمامات نظری و تجربی خاصی است. هدف اصلی این پژوهش بررسی هویت اجتماعی و احساس امنیت اجتماعی زنان در بوستان های شهر اهواز می باشد. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، توصیفی- پیمایشی است. روش نمونه گیری، تصادفی ساده است. تعداد نمونه برابر 130 نفر با استفاده از فرمول کوکران انتخاب گردید. در تجزیه و تحلیل داده ها از آمار استنباطی با به کارگیری نرم افزار spss استفاده شد. یافته ها: از بین ویژگی های شخصی زنان فقط متغیر سابقه سکونت بر میزان احساس امنیت آنان تأثیرگذار است و احساس امنیت زنان از عواملی مانند سن، سطح تحصیلات و اشتغال متأثر نیست. اصول و معیارهای امنیت اجتماعی بر احساس امنیت زنان تأثیرگذار است به طوریکه همبستگی این دو متغیر نیز، برابر با 66/0 می باشد. همچنین هویت اجتماعی زنان و احساس امنیت آنان نیز متأثر از همدیگر هستند و همبستگی به دست آمده عدد 671/0 را نشان می دهد. نتیجه گیری: بین ویژگی های سنی پاسخ دهندگان، سطح تحصیلات و اشتغال آنان رابطه معناداری آماری وجود ندارد. بین مدت سکونت پاسخگویان و میزان احساس امنیت آنان، رابطه معناداری آماری وجود دارد (006/0). رابطه بین اصول و معیارهای امنیت اجتماعی با احساس امنیت زنان به لحاظ آماری معنادار می باشد.( 007/0). بین هویت اجتماعی زنان و احساس امنیت آنان نیز با (000/0) معنادار است بنابراین رابطه بین این دو متغیر در پارک های مورد مطالعه تأیید می شود.
در راستای تحقق توسعه ی پایدار شهری باید شرایطی فراهم شود تا امکان بسترسازی توسعه ی پایدار انسانی و بهبود رفاه اجتماعی شهروندی، فراهم گردد که در این بستر می توان به برقراری عدالت اجتماعی، طراحی اقلیمی هماهنگ با محیط زیست انسانی، تقویت ساختارهای همبستگی اجتماعی همچون تعهد و مسؤولیت پذیری، تقویت بنیان های اجتماعی و خانوادگی و احیای محیط زیست همگانی و ایجاد انتظام ساختاری در فضای شهری برای ادراک زیباشناختی و خوانایی شهری و بهبود بهره گیری از فضاهای شهری و افزایش رضایت شهروندی و یکپارچگی بخشی به ساختار بصری محیط و منظر شهری اشاره کرد .هدف این مطالعه، تحلیل جامعه شناختی پیامدهای فرهنگی توسعه ی شهرهای متوسط در ایران طی ده سال گذشته و مطالعه ی موردی مرند است که طی سالهای 96 و 97 مورد پژوهش واقع شده است. جامعه آماری این پژوهش افراد بالای 15 سال ساکن شهر مرند در طی سالهای 96-97 بودند. روش نمونه گیری، نمونه گیری مختلط یعنی طبقاتی و خوشه ای چندمرحله ای بود. در مجموع، 2600 پرسش نامه تکمیل شد که برای تمامی مقاصد آماری کفایت می کرد. در این تحقیق بر روی شاخص های نیازهای ساکنان تحلیل عاملی در هشت عامل انجام شد. آزمون بارتلت با معیار کایزر معادل 840/0 و معنادار بود؛ این امر حاکی از اعتبار این آزمون است. تحلیل عاملی انجام شده کاملاً با شاخص بندی محقق با توجه به مطالعات اسنادی هماهنگ بود که نتایج آن آورده می شود. نتایج آزمون فریدمن نشان می دهد در سطح نیازهای کالبدی و اجتماعی در شهر ، در مجموع، نیازهای زیر برای ساکنان دارای اولویت بوده اند: نیاز به تعاملات اجتماعی ساکنان با یکدیگر و نیاز به امکانات و تسهیلات رفاهی، به ترتیب با متوسط رتبه 34/7 و 18/7 در صدر قرار داشته اند و نیاز به امنیت و احساس تعلق به شهر به ترتیب با متوسط رتبه 26/4 و 74/2 در رتبه های آخر بوده اند. بقیه نیازها در سطح بینابینی قرار گرفته اند.در کل، نتایج نشان می دهد ایجاد فضاهای عمومی به عنوان بستری برای تعاملات اجتماعی یک درخواست مبرم است.
هدف از این پژوهش بررسی میزان آگاهی از حقوق شهروندی و عوامل مرتبط با آن در بین شهروندان 18 تا 65 سال استان لرستان است. پژوهش حاضر از نظر روش کمی، از نظر جهت پژوهش کاربردی که با ابزار پرسشنامه جمع آوری شده است. حجم نمونه 852 نفر برآورد شده و شیوه نمونه گیری چندمرحله ای بوده، به طوری که پس از رعایت مراحل نمونه گیری، از شش شهرستان خرم آباد، بروجرد، الیگودرز، کوهدشت، الشتر و پلدختر و از هر شهرستان یک شهر و دو روستا متناسب با حجم جمعیت هرکدام، افراد نمونه تخصیص یافتند. بر اساس نتایج، میزان آگاهی از حقوق شهروندی در میان شهروندان (71/2) نسبتاً بالاست. در میان ابعاد مختلف حقوق شهروندی، بیشترین میزان آگاهی مربوط به حقوق اجتماعی شهروندی (86/2) و کمترین آن مربوط به حقوق فرهنگی شهروندی (38/2) بوده است. تجزیه وتحلیل داده ها نشان می دهد که میانگین نمرات آگاهی از حقوق شهروندی در بین زنان و مردان تفاوت معناداری وجود نداد. نتایج اجرای آزمون همبستگی پیرسون، تأثیر مثبت و متوسط متغیر پایگاه اقتصادی – اجتماعی، تأثیر منفی و متوسط متغیرهای گرایش به تعلقات قومی- طایفه ای، پنداشت از عملکرد نظام سیاسی، احساس امنیت اقتصادی با آگاهی از حقوق شهروندی و عدم تأیید رابطه بین متغیرهای هویت اجتماعی، اعتماد اجتماعی و میزان استفاده از رسانه های جمعی با آگاهی از حقوق شهروندی را نشان می دهد. نتایج رگرسیون گام به گام نیز نشان می دهد که درمجموع 2/42 درصد از واریانس متغیر وابسته (آگاهی از حقوق شهروندی) از طریق یک ترکیب خطی از متغیرهای مستقل احساس امنیت اقتصادی، پایگاه اقتصادی اجتماعی، گرایش به تعلقات قومی طایفه ای و هویت اجتماعی تعیین می شود.
هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر شبکه های اجتماعی بر الگوی مصرف تغذیه در میان شهروندان بالای 18 سال شهر اردبیل است. از لحاظ هدف، تحقیق حاضر از نوع کاربردی و از لحاظ روش گردآوری اطلاعات پیمایشی است. در این پژوهش از نظریه ی سبک زندگی پیر بوردیو و نظریه ی پست مدرنیستی کارکرد شبکه های اجتماعی به عنوان چارچوب نظری منتخب استفاده شده وجامعه آماری این تحقیق کلیه ی شهروندان بالای 18 سال شهر اردبیل است که طبق آخرین سرشماری تعداد آنها بیش از 115000 نفر است. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 384 نفر برآورد گردید و نمونه ها با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه های محقق ساخته و برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS استفاده شد. طبق نتایج توصیفی به دست آمده از تحقیق، به طور میانگین نیمی از نمونه آماری، حداقل روزی یک ساعت از شبکه های اجتماعی استفاده می کنند برای شبکه تلگرام و اولویت بیشتری قائل هستند. نتایج آمار استباطی نشان داد که شبکه های اجتماعی بر اصلاح الگوی مصرف تغذیه در میان شهروندان شهر اردبیل تأثیر مثبت معناداری دارد و 255/0 از تغییرات مربوط به اصلاح الگوی مصرف تغذیه شهروندان را پیش بینی می کند. همچنین شبکه های اجتماعی بر ابعاد مصرف تغذیه ای به سبک طب سنتی و ایمنی غذا تأثیر مثبت معنادار و بر بُعد مصرف فست فودها تأثیر منفی معناداری داشتند.
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر شناخت مؤلفه های هویتی بازنمایی شده در نمادها و نشانه های شهری شهر اصفهان بر هویت ملی پرداخت. روش پژوهش از نوع پیمایش بود. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته پژوهش استفاده گردید. روش نمونه گیری، طبقه ای متناسب بود که با استفاده از نرم افزار نمونه گیری Spss Sapmle Power 620 نفر از شهروندان به عنوان نمونه انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از رویکرد مدل سازی معادله ساختاری واریانس محور(PLS - SEM) استفاده شد. جهت انجام محاسبات در این بخش از نسخه 23 نرم افزار SPSS و نسخه 3.2.6 نرم افزار Smart PLS استفاده گردید. یافته های پژوهش بیانگر این بود که وضعیت هویت ملی در میان شهروندان مورد بررسی بالاتر از حد میانگین متوسط است. شناخت مؤلفه های هویتی نشانه ها و نمادهای شهری بر هویت ملی تأثیر دارد. اثر متغیر شناخت نمادهای شهری بر متغیر هویت ملی معنادار بوده است. با توجه به مقدار ضریب تأثیر(21/0) می توان گفت این اثر مستقیم و در حد ضعیف است. بنابراین، افزایش شناخت مؤلفه های هویتی بازنمایی شده در نشانه ها و نمادهای شهری در حد کمی می تواند منجر به تقویت هویت ملی و برعکس کاهش شناخت مؤلفه های هویتی بازنمایی شده در نشانه ها و نمادهای شهری منجر به تضعیف هویت ملی در بین شهروندان مورد بررسی می گردد. بررسی ابعاد شناخت مؤلفه های هویتی بازنمایی شده در نشانه ها و نمادهای شهری اصفهان نشان می دهد که اثر شناخت مؤلفه های اجتماعی(63/0) و فرهنگی(46/0) بر هویت ملی مستقیم و در حد بالا، و اثر شناخت دینی معکوس و در حد بالا(51/0-) است. در مقابل، اثر ابعاد شناخت مؤلفه های سیاسی و تاریخی بر متغیر هویت ملی به لحاظ آماری معنادار نیست (05/0 < p). بنابراین، می توانیم بگوییم که شناخت مؤلفه های اجتماعی و فرهنگی بازنمایی شده در نمادها و نشانه های شهری اصفهان توانسته است به بازتولید هویت ملی در میان شهروندان کمک نماید، اما شناخت مؤلفه های دینی، سیاسی و تاریخی نتوانسته است در این زمینه موفقیت چندانی داشته باشد.
متغیرسازی و متغیر بازی در نگارش مقالات اگرچه در سخنِ سردبیر پیشین به مقاله سازی اشاره کرده بودم، ولی در جلسه ای که با همکاران مجله داشتم یکی از آن ها از واژۀ متغیرسازی و متغیربازی استفاده کرد که به نظرم جالب آمد. از وی که نخواست نامش برده شود خواستم مصادیقی را که به نظرش می رسد معین کند. اکنون که شیوۀ ارزیابی مجلات علمی در وزارت عتف [1] تغییر کرده و عنوان علمی-پژوهشی و ترویجی نسخ و به جای آن کیفیت مقالات مطرح شده است، ضرورت توجه به متغیرها در مقالات بیشتر می شود. وقتی مجله ای بیرون می آید حاصل پالایش تعداد زیادی از مقالاتی است که به دفتر مجله می رسد. آمار مقالات حذفی بیش از 70 درصد است که معقول به نظر می رسد. بااین حال، جای تأسف است که این همه نیرو هدر می رود که شاید با اتخاذ تدابیری بشود از آن جلوگیری کرد، یا به طریق دیگری از آن بهره برد. اشارۀ دوباره به هدف، ضرورت، فایده و اولویت باآنکه در سرمقالۀ قبل هم آمده بود، بی فایده نیست تا با ذکر یک مثال اهمیت آن را بازنمایم. فرض کنید ارتقای سطح مراجعه به کتابخانه ها و استفادۀ بهینه از کتاب ها هدف نگارش مقاله است؛ اگر به این نتیجه رسیدیم که طرح آموزش فردبه فرد ضرورت دارد، اما چون امکان اجرائی آن نیست که چنین کاری انجام شود، یا برنامه های مزاحم ازطریق رسانه های دیگر وجود دارد، لذا فایدۀ توصیه به این کار کم می شود. حال فرض کنیم موارد سه گانۀ بالا وجود داشت، اما ممکن است در بین طرح های مختلف این کار در اولویت نباشد؛ مثل اینکه اولویت این است که محیط مناسب باشد، تبلیغات بیشتر باشد تا زمینه فراهم شود، وضعیت اقتصادی مردم بهتر شود، ساعات فراغت زیادتر شود و امثال آن. لذا لازم است یک نگاه جامع ازطرف مقامات مسئول دولتی یا بخش خصوصی یا حتی دانشگاه ها و گروه های آموزشی به آن بشود و طرح کلی به بخش هایی شکسته و در قالب پایان نامه و رساله، یا به گونه ای دیگر تعریف و اجرا شود. تخصص گرایی در حوزه های علمی با وفاق جمعی می تواند راهگشا باشد. باید استادان نسبت به امر تخصص در عین جامع نگری اهتمام کنند تا طرح ها به صورت مجموعه در نظرگرفته شود. در غیر این صورت، کارها بریده بریده یا غیرمرتبط و عقیم می ماند. درواقع، متغیرسازی/ بازی شکل خاص تر مقاله سازی است. اغلب با اخذ متغیرهای دیگر رشته ها و با تغییر زمان و مکان چنین پنداشته می شود که مقاله ای نو ساخته شده است، درحالی که این چنین نیست. برای مثال، عناوین «رابطۀ فرهنگ سازمانی و بلوغ سازمانی کتابداران»، «رابطۀ جو سازمانی و فرسودگی شغلی کتابداران»، «رابطۀ رضایت شغلی و فرسودگی شغلی کتابداران»، و «تأثیر نگرش های شغلی بر عملکرد شغلی کتابداران» از این موارد است. اما چرا چنین می شود؟ برخی از دلایلی که پیش زمینۀ عامل متغیرسازی یا متغیربازی می شود عبارتند از: نداشتن اهتمام به شناخت مسائل محیطی رشته. وقتی شخصی در حوزه ای علمی مشغول فعالیت است اما مطالعاتش کم بوده یا درگیری اش در کار با کاربران محدود است، طبعاً کمتر مسئله در ذهن او شکل می گیرد؛ وقتی استادی با نداشتن هیچ تجربۀ کاری و صرفاً با امتحانات مرسوم که اغلب بر محور تست زدن است به مقام مدرسی دانشگاه می رسد نمی توان انتظاری زیادی نسبت به شناخت مسائل محیطی از او داشت. مراجعات کم. اندک بودن مراجعات طبعاً پژوهشگر (اعم از کتابدار و غیرکتابدار) را با بی مسئلگی مواجه می کند. البته باید برای اندک بودن مراجعات به عنوان بزرگ ترین مسئله تدبیر
زمینه و هدف : پیدا کردن روش های مناسب برای بهبود کنش های اجرایی همچون مهارت های برنامه ریزی و سازمان دهی، انعطاف پذیری، بازداری، و فراشناخت در کودکان پیش دبستانی به واسطه اثر این مهارت ها در تمامی فعالیت های آینده این کودکان، حائز اهمیت خاصی است؛ از این رو هدف از اجرای پژوهش حاضر بررسی اثربخشی بازی های ریتمیک بر میزان مهارت های برنامه ریزی و سازمان دهی، انعطاف پذیری، بازداری، و فراشناخت کودکان پیش دبستانی بود. روش: پژوهش حاضر از نوع مطالعات نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه است. جامعه آماری شامل تمامی کودکان 6-4 ساله ثبت نام شده در مهدکودک ها و مراکز پیش دبستانی شهر رشت در سال 1396 بود که تعداد 30 نفر از آنها با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و بر حسب شرایط ورود به پژوهش به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها مقیاس درجه بندی رفتار کنش وری اجرایی (اسپای، ایسکوئس و جیویا، 2002) بود. آزمودنی های گروه آزمایش در 12 جلسه 45 دقیقه ای به صورت گروهی تحت آموزش قرار گرفتند، در حالی که گروه گواه چنین آموزشی را دریافت نکردند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که مداخله بازی های ریتمیک توانسته است عملکرد مهارت های برنامه ریزی و سازمان دهی (0/001> P و 21/11= F )، انعطاف پذیری (0/001 > P و 17/89= F )، بازداری (0/01 > P و 7/58= F )، و فراشناخت (0/001 > P و 19/59= F ) گروه آزمایش را بهبود دهد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر می توان استنباط کرد اجرای بازی های ریتمیک به صورت جلساتی جذاب و سلسله مراتبی، با ایجاد تحرک و نشاط به همراه موسیقی و ریتم، این فرصت را در اختیار کودکان قرار می دهد تا توانایی خود را در مهارت های برنامه ریزی و سازمان دهی، انعطاف پذیری، بازداری، و فراشناخت تقویت کنند؛ بنابراین، این شیوه می تواند به عنوان یک شیوه تکمیلی در کنار سایر برنامه های آموزشی به کار رود.
سیلاب های بهار سال 1398 در کشور که چند استان را درگیر خود کرد، جدای از خسارات مالی، جانی و آواره شدن شهروندان، مشکلات و نابسامانی های متعدد دیگری را نیز ایجاد کرد. یکی از این مشکلات به هم ریختگی بصری فضای شهری روستایی یا محیط طبیعی مناطق درگیر بوده است. در استان خوزستان، به علت گستردگی و وسعت مناطق درگیر و نیز طولانی بودن زمان سیلاب، شدت و حجم این نابسامانی ها و به هم ریختگی های بصری فراگیرتر از دیگر نقاط کشور بوده و بخش وسیعی از مناطق شهری، روستایی و محیط طبیعی استان، برای مقابله با سیل تبدیل به انواع سیل بند و مانند آن شد. از ره گذر این بحران بسیاری از اقدامات زبیاسازی و مبلمان شهری، انجام شده در سیمای شهرها، خصوصاً در حاشیه رودخانه های درون شهری و روستایی آسیب دید. این در حالی است که کیفیت بصری سیمای شهری وروستایی استان، پیش از سیلاب هم شرایط مطلوبی نداشت. با توجه به آنچه گفته شد، مسئله پژوهش حاضر، به عنوان پژوهشی مسئله محور، بیان مشکلات تصویر و سیمای شهری روستایی و محیط طبیعی این استان، خصوصاً در هنگام بحران هایی، چون سیل و مانند آن، با هدف تدوین ضوابطی برای کم کردن اثرات نامطلوب آن بر تصویر شهرها، روستاها و محیط طبیعی است. اینکه تأثیر سیلاب بر تصویر و سیمای شهری استان استان چه بوده سؤالی است که در این تحقیق به آن پاسخ داده می شود. هدف نهایی این پژوهش توجه مسئولان شهری، روستایی و محیط طبیعی خوزستان به مشکلات حوزه مربوط به خود در مواقع بحرانی خصوصاً مواجهه با پدیده سیلاب در هنگام وقوع آن است. این پژوهش از لحاظ هدف بنیادی است، رویکرد آن کیفی و روش ارائه آن، توصیفی و تحلیلی است. منابع این پژوهش برآمده از بررسی های میدانی، شواهد بصری، منابع کتابخانه ای و پایگاه های اطلاعاتی است همچنین برخی از توصیف ها وتحلیل های این پژوهش برآمده از شواهد بصری است. یافته های مقاله نشان می دهد که مهم ترین تأثیر سیلاب بر تصویر شهری و روستایی استان، احداث سیل بندها، کانال ها و برداشت های اضطرای از محیط طبیعی، استفاده از مواد پلاستیکی در این راستا ونیز آسیب به مبلمان شهری و جدارهای و سیما و تصویر رودخانه هاست و اکنون که سیلاب به واسطه سدها قابل کنترل است وجود ضوابطی برای حفاظت بیشتر در این خصوص ضروری است.
هدف: کارآفرینی در کتابخانه های عمومی و دانشگاهی می تواند فرصت های جدیدی را برای کتابداران فراهم کند تا از مزایای ناشی از آن برای توسعه خدمات و رشد همه جانبه کتابخانه ها بهره مند شوند. هدف از این پژوهش، مروری نظام مند بر پژوهش های کارآفرینی به منظور شناسایی نقش کتابخانه های عمومی و دانشگاهی در ترویج و اشاعه خدمات کارآفرینی و پی بردن به خلأ پژوهشی موجود برای انجام پژوهش های آتی است. روش: روش پژوهش مرور نظام مند است. بدین منظور، پژوهش های مرتبط در 10 پایگاه ملی و بین المللی در بازه زمانی 1987 تا 2018 جستجو و شناسایی شد. تعداد 63 مورد از مرتبط ترین آنها برای پژوهش حاضر استفاده شد. یافته ها: پژوهش های ملی بررسی شده در این مرور نظام مند با رویکرد کمّی (74/31) با استفاده از پرسشنامه و پژوهش های بین المللی با رویکرد کیفی (79/50) و ترکیبی (43/17) با استفاده از مصاحبه و نظرسنجی انجام شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که کتابخانه ها در تقویت و توسعه خدمات و محصولات، آموزش کارآفرینی، شبکه سازی و حمایت از نیازهای کارآفرینان، راه اندازی بنگاه های کسب وکار، جذب سرمایه و بودجه و ایجاد فرهنگ کارآفرینی با استفاده از نوآوری و خلاقیت به ترویج و اشاعه خدمات کارآفرینی پرداختند. نتیجه گیری: مطالعه نظام مند پژوهش های انجام شده در زمینه کارآفرینی نشان می دهد این حوزه نیازمند انجام پژوهش های کاربردی بیشتر در کتابخانه هاست؛ به طوری که محصول نهایی این پژوهش ها می تواند ارتقای کیفی خدمات ارزش آفرینی و به تبع آن کسب سود و منافع تجاری و اقتصادی را در کتابخانه ها دربرداشته باشد.
اقوام کرد ساکن خراسان یکی از مهمترین طوایف قالی باف در بین ایلات و عشایر ایران اند. مطالعه طرح و نقشمایه های به کاررفته در هنر قالی بافی این اقوام نشان می دهد که نقوش این قالی ها با آداب، رسوم و فرهنگ رایج در هر منطقه و نیز بر اساس ریشه فرهنگی و قومی خود دارای شاخصه های هنری و هویتی با ارزش می باشند. پژوهش حاضر با مطالعه طرح و نقش قالی های کردی خراسان و کردستان و تطبیق آنها، در پی پاسخ به این سوالات است که الف) ساختار طرح و نقش های قالی های کردی خراسان و عشایر کردستان چگونه است و ب) شباهت ها و تفاوت های طرح و نقش قالی های کردی خراسان با قالی های منطقه ی کردستان کدام هستند. از این رو هدف این پژوهش، شناسایی و بررسی ساختار فرمی طرح و نقوش قالی های کردی خراسان و قالی های عشایری کردستان و یافتن وجوه تشابه و تفاوت در آنهاست. روش انجام پژوهش توصیفی و با رویکرد تطبیقی بوده و تجزیه و تحلیل اطلاعات به شیوه کیفی جزیی نگر صورت پذیرفته است. جمع آوری اطلاعات در هر دو منطقه به صورت میدانی و کتابخانه ای بوده است. جامعه تحقیق، شامل 61 تخته قالی از منطقه خراسان و 17 نمونه از منطقه کردستان است که از این میان تعداد 15 نمونه اصیل از خراسان و 10 نمونه اصیل از کردستان به شیوه هدفمند انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج حاکی از وجوه اشتراک و افتراق هایی در بین قالی های هر دو منطقه است و طرح هایی مانند «کله روسی» و «جلیل» نمونه هایی از مشابهت ها در دو منطقه است. بیشترین تشابه در ساختار ترنج، لچک و حاشیه و نقشمایه های آنها در طرح های ترنجی و لچک ترنج است. برخی افتراق ها نیز در چگونگی بکارگیری انواع نقشمایه های (هندسی، گیاهی و جانوری) در قالی ها به علت تغییر در موقعیت اقلیمی و جغرافیایی قابل مشاهده است.
شکل و طرح باغ بخش مهمی از خصوصیات آن را بازنمایی می کند. باوجود این، معمولاً گوناگونی طرح باغ دست کم به اندازه اهمیتی که دارد مورد توجه قرار نمی گیرد. مطالعه باغ های موجود و یا اسناد و مدارک باغ هایی که زمانی وجود داشته اند، ازجمله راه های اصلی برای شناخت گونه های مختلف باغ است. اما با توجه به اینکه بسیاری از باغ ها تخریب شده اند، فهم باغ سازی برخی دوره ها به راحتی میسر نیست. در نبود نمونه های یادشده، متون تاریخی و ادبی با بازنمایی تصویری از باغ، زمینه ای برای مطالعه فراهم می کنند. براین اساس هدف این مقاله بازیابی تصویر باغی است که عطار حین توصیف داستان رابعه به طور ضمنی آن را شرح داده است. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش ها است که طرح کلی باغ حارث که صحنه رابطه دو شخصیت مد نظر شاعر است، چگونه است و براساس توصیفات شاعر، این باغ چه عناصری را شامل می شود. مقاله با تفسیر متن در پی پاسخ دادن به پرسش های تحقیق است و تصویر بازیابی شده براساس تفسیر متن شعر با تصویرهای دیگر مقایسه خواهد شد. مطالعات صورت گرفته نشان می دهد که باغ حارث از دو بخش تشکیل شده است و این دو بخش از طریق یک عمارت به هم متصل می شده اند. باغ بخشی بیرونی و عمومی داشته که در جلوی عمارت طاق قرارگرفته بوده است. این باغ، باغی خصوصی نیز داشته که دربردارنده کوشک و چمن یا خیابانی می شده که حوضی بر سر راه خود داشته است. بررسی ها نشان می دهد که این باغ خصوصی احتمالاً ساختاری طولی داشته و بی شباهت به باغ توصیف شده توسط«هروی» در سده های بعد نیست.
گسترش روزافزون تعداد و شمارگان نشریه های علمی از یک سو و استقبال، استفاده و وابستگی وسیع جامعه علمی به آن ها از سویی دیگر، بررسی کمی و کیفی نشریه های ادواری را به یکی از مهم ترین مسایل ارزیابی این نوع منابع تبدیل کرده است. این پژوهش با هدف ارزیابی و سنجش تولیدات علمی نویسندگان نشریه جغرافیا و برنامه ریزی در سال های 1394-1396 صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد که در این سه سال 186 مقاله به چاپ رسیده است. حدود 55 درصد مقالات توسط اعضای هیات علمی دانشگاه ها و با مشارکت و همکاری گروهی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد میانگین ضریب مشارکت در این سه سال 59/0 بوده است که نشان دهنده میزان همکاری گروهی بین نویسندگان این نشریه می باشد. همچنین تعداد 97 مقاله با مشارکت نویسندگان همکار از یک دانشگاه تالیف شده و در 69 مقاله، نویسندگانی از دانشگاه های مختلف همکاری نمودند و این نشان می دهد نویسندگان این نشریه بیشتر به مشارکت درون موسسه ای گرایش دارند. دانشگاه تبریز، دانشگاه تهران و دانشگاه تربیت مدرس و دانشگاه پیام نور بیشترین همکاری را در تولید مقاله این نشریه دارند.
سیل یکی از پدیده های ویرانگر طبیعی است که همه ساله سبب خسارت های جانی و مالی بسیاری در مناطق شهری می شود. با توجه به مسئله فوق، مقاله حاضر در تلاش است که به هدف تحقیق یعنی یافتن میزان ارتباط میان هر یک از متغیرهای دلبستگی به مکان، ادراک خطر و رفتارهای پیشگیرانه بر یکدیگر، در جهت کاهش خسارات ناشی از سیلاب بپردازد. جامعه آماری پژوهش، شهروندان شهر بابل و حجم نمونه آماری 148 نفر می باشد. روش تحقیق در پژوهش حاضر پیمایشی از نوع علی و مبتنی بر مطالعه اسنادی و پرسشنامه و انجام آزمون های رگرسیون سلسله مراتبی و چند متغیره و آزمون پیرسون در Spss می باشد. همچنین از مستندات مربوط به پژوهش های بارز و جدید در زمینه مورد مطالعه و مطالعات میدانی به منظور شناخت بیشتر موقعیت محل و بررسی مسائل کالبدی و اجتماعی و زیست محیطی استفاده شده است. نتایج آزمون رگرسیون سلسله مراتبی نشان می دهد که دلبستگی به مکان با ضریب استاندارد 472/0 تأثیر معناداری بیشتری بر ادراک خطر دارد. نتایج آزمون رگرسیون چند متغیره نیز نشان می دهد که دلبستگی به مکان بر ادراک خطر با توان 1، ارتباط بیشتری نسبت به دلبستگی به مکان بر رفتار پیشگیرانه با توان 97/0، دارد. نتایج آزمون همبستگی پیرسون، نشان داد که متغیرهای دلبستگی به مکان و ادراک خطر با ضریب472/0 بیشترین همبستگی را دارند. بنابراین جهت کاهش خسارات ناشی از سیلاب، می توان از طریق تأثیر مثبت مولفه دلبستگی به مکان که عامل مهمی در جهت افزایش ادراک خطر می باشد، شهروندانی را که بیشتر در معرض خطر سیلاب قرار دارند، به آمادگی و انجام رفتارهای پیشگیرانه ترغیب نمود.
یکی از عمده ترین چالش های آموزشی در محیط کلاس، درس و مدرسه بی رمقی، کم میلی و کاهلی دانش آموزان به امورات تحصیلی است که عموماً ناراحتی و ابراز نارضایتی دست اندرکاران تعلیم و تربیت را به همراه دارد. از این رو، هدف اصلی مقاله حاضر پرداختن به درگیری تحصیلی دانش آموزان بر اساس سرمایه های اجتماعی و روان شناختی است. جامعه آماری شامل دانش آموزان متوسط اول و دوم شهرستان دهلران در سال تحصیلی 1398-1397 با حجم نمونه 321 نفر و با روش نمونه گیری خوشه ای است. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های استاندارد درگیری تحصیلی ریو(2013)، سرمایه روان شناختی لوتانز(2007) و پرسشنامه سرمایه اجتماعی است و اعتبار و پایایی آن از طریق دیدگاه های اساتید متخصص مورد بررسی قرار گرفت و میزان پایایی(آلفای کرونباخ) نیز 86/0 حاصل شد. یافته ها نشان دادند میانگین هر سه متغیر درگیری تحصیلی، سرمایه های اجتماعی و روان شناختی در وضعیت متوسط بودند. آزمون همبستگی پیرسون نشان داد سرمایه های اجتماعی(54/0=r و 000/0p≤) و روان شناختی(62/0=r و 000/0 p≤) با درگیری تحصیلی دارای رابطه مستقیم و معناداری هستند. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان دادند که سرمایه روان شناختی و اجتماعی توانستند با ضریب بتای 40/0 و 34/0 به ترتیب متغیر درگیری تحصیلی را پیش بینی نمایند. مضافاً هر دو متغیر توانستند به میزان 43/0 تغییرات واریانس متغیر ملاک را پیش بینی کنند. بر اساس نتایج حاصل شده می توان گفت سرمایه های دوگانه مذکور قادر به اثرگذاری بر درگیری تحصیلی دانش آموزان هستند و از این رو باید به تقویت این دو در نظام آموزش و پرورش توجه ویژه شود.
اسناد تعبیرهایی است که افراد برای رویدادها دارند و بخش برجسته ای از تجربه ذهنی فرد از رویدادها هستند. اسناد نه تنها روی احساس افراد درباره پیوندشان تأثیر می گذارد، بلکه رفتارشان را هم تحت تأثیر قرار می دهد. لذا با توجه به این تعبیر و اسناد ها، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اسنادهای ارتباطی دختران بازمانده از ازدواج انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل همه دختران بازمانده از ازدواج شهر کازرون در سال ۱۳۹۶ با تعداد 363 نفر بود. نمونه این پژوهش شامل ۳۰ نفر از دختران بازمانده از ازدواج شهر کازرون بود که نمونه گیری از آنان به روش نمونه گیری در دسترس انجام شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه فینچام و برادبوری (۱۹۹۲)، استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با به کارگیری نرم افزار اس پی اس اس-23 و آزمون تحلیل کوواریانس (آنکووا) انجام شد. نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیری نشان داد که اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اسنادهای ارتباطی تائید گردید. بدین ترتیب که درمان پذیرش و تعهد موجب کاهش اسنادهای ناکارآمد شده است. ازاین رو مطابق یافته های این پژوهش مداخله پذیرش و تعهد به دختران بازمانده از ازدواج توانسته است اسنادهای آنان را در مورد ارتباطات بهبود دهد.