ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳٬۸۲۱ تا ۱۳٬۸۴۰ مورد از کل ۵۳۲٬۴۹۶ مورد.
۱۳۸۲۱.

راهبردهای مدیریت بحران برای حفاظت از آثار فرهنگی-هنری در فضای باز در برابر تهدیدات ناشی از جنگ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۰
جنگ به‌عنوان یکی از مخرب‌ترین بحران‌های بشری، تهدیدی جدی و فوری برای آثار میراث‌فرهنگی روباز محسوب می‌شود. آثار فرهنگی و هنری روباز، به‌عنوان میراث‌فرهنگی و عناصری هویت‌ساز، نقش تعیین‌کننده‌ای در منظر شهری و تقویت حافظه جمعی ایفاء می‌کنند. این آثار شاخص که عموماً حاصل خلاقیت هنرمندان برجسته هستند، اهداف زیبایی‌شناختی، فرهنگی و اجتماعی را در بافت شهر پیوند می‌زنند. این آثار به‌دلیل ماهیت پراکنده بودن در سطح شهرها، آسیب‌پذیری ذاتی و عدم امکان جابه‌جایی حین جنگ در معرض آسیب‌های مستقیم (مانند: بمباران یا برخورد ترکش‌ها و ریزش آوار) و غیرمستقیم (نظیر: لرزش ناشی از انفجار، ایجاد تَرک، ریزش و تغییر شرایط محیطی) و آسیب‌های انسانی قرار دارند. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به روش‌های مطالعاتی اخیر، به بررسی مهم‌ترین چالش‌های مدیریت بحران این آثار و ارائه راهبردهای عملی برای بهبود ظرفیت‌های حفاظتی می‌پردازد. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که مهم‌ترین چالش‌های پیشِ‌رو در مواجهه با جنگ عبارتنداز: عدم آگاهی عمومی نسبت به این آثار، نبود برنامه‌های مدون و تمرین‌شده مدیریت بحران اختصاصی برای این آثار، کمبود شدید بودجه و تجهیزات تخصصی، ضعف در هماهنگی بین‌سازمانی در شرایط بحرانی و نبود بانک اطلاعاتی دقیق و به‌روز برای تصمیم‌گیری‌های سریع. در پاسخ به این چالش‌ها، پژوهش حاضر یک چارچوب راهبردی چندمرحله‌ای (پیش از بحران، حین بحران و پس از بحران) ارائه می‌دهد. تدوین برنامه عملیاتی نجات شامل: اولویت‌بندی آثار، نقشه دسترسی و پروتکل‌های هماهنگی با نهادهای امنیتی و نظامی و سایر ارگان های مرتبط نیز از موارد مهم در این مقوله می‌باشد. نتیجه‌گیری این پژوهش حاکی از آن است که رویکرد پرواکتیو (فعال) به‌جای رویکرد ری‌اکتیو (واکنشی)، با سرمایه‌گذاری برروی آماده‌سازی، آموزش و فناوری‌های دیجیتال، تنها راه افزایش تاب‌آوری این میراث غیرقابل جایگزین در برابر ویرانی‌های احتمالی ناشی از جنگ است.
۱۳۸۲۲.

بررسی قابلیت اجرای قراردادهای حساب مجازی در نظام حقوقی ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۲۰
ما در دنیایی زندگی میکنیم که با تکنولوژی پر شده است و هر روز میلیون ها کاربر به دنیای مجازی مانند رسانه های اجتماعی،ایمیل ها و ...وارد میشوند و خود را در معرض دنیایی از اطلاعات بی نظیر قرار میدهند. از طریق حساب های آنلاین ما ایمیل مینویسیم، تصاویر، فیلم ها واسناد را ذخیره میکنیم. دارایی های دیجیتال به سرعت جایگزین نامه های فیزیکی، تصاویر و کتاب ها میشوند با توجه به رشد روز افزون فضای مجازی در زندگی ما لازم است خلاهای موجود در این زمینه پر شود تا در آینده بتوانیم پاسخ گوی نیازهای افراد جامعه باشیم.ماهیت فضای مجازی اولین چالش در این زمینه است. زیرا با روشن شدن این موضوع می توان گام های بعدی را آگاهانه تر برداشت. در حال حاضر، سه رویکرد برای تفسیر ماهیت حساب مجازی وجود دارد: حقوق مالکیت، حقوق قرارداد ها و حریم خصوصی. رویکرد قراردادی . طرفدارن رویکرد قراردادی به این دلیل که حساب مجازی به واسطه یک قرارداد بین شرکت های ارایه دهنده خدمات و کاربر به وجود می آید این عقیده را دارند که باید ان را تحت رژیم قانون قراردادها تفسیر نمود. ولی این نوع قرارداد ها به دلیل اینکه در زمره قراردادهای الحاقی قرار میگیرد و مخالف قانون و نظم عمومی و اخلاق حسنه میباشد قابلیت اجرا ندارند.
۱۳۸۲۳.

واکاوی الزام های حقوقی- سیاسی کاربست انسداد تنگه هرمز از سوی ایران در جنگ خاکستری با اسرائیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۱
مقدمه: تنگه هرمز به عنوان یکی از حیاتی ترین گلوگاه های انرژی جهان، همواره از جایگاهی نمادین و راهبردی در معادلات امنیتی-اقتصادی خاورمیانه برخوردار بوده است. با توجه به جنگ و رقابت خاکستری فزاینده میان ایران و اسرائیل که در فضایی بین نه صلح و نه جنگ و با ابزارهایی مانند عملیات (نیروهای) نیابتی، سایبری و فشارهای دیپلماتیک جریان دارد تهدید انسداد تنگه هرم به عنوان اهرم بازدارندگی کلیدی در سیاست خارجی ایران مطرح می شود. این پژوهش با هدف اصلی واکاوی الزام های حقوقی و سیاسی کاربست این ابزار بازدارنده انجام شده و پرسش محوری آن این است که برای آنکه تهدید یا اقدام به انسداد تنگه هرمز در چارچوب جنگ خاکستری با اسرائیل، مشروع، مؤثر و کم هزینه باشد، چه ملزوماتی باید فراهم شود. هدف نهایی ارائه تحلیل تلفیقی میان رشته ای بود که شامل ترکیبی از مفاهیم حقوق بین الملل دریاها، ملاحظات راهبردی جنگ خاکستری و امنیت انرژی بود. روش: پژوهش از نظر هدف، کاربردی-توسعه ای و از نظر روش، کیفی است. رویکرد حاکم توصیفی-تحلیلی بوده و داده های مورد نیاز با روش کتابخانه ای-اسنادی گردآوری شده اند. بدین منظور، منابع دست اول (مانند متون معاهدات بین المللی شامل کنوانسیون حقوق دریاها، منشور ملل متحد و راهنمای سان رمو) و منابع دست دوم (شامل کتب تخصصی، مقالات علمی-پژوهشی، گزارش های تحلیلی اندیشکده های معتبر بین المللی و منابع معتبر اینترنتی) مورد مطالعه، استخراج و تحلیل محتوایی قرار گرفتند. چارچوب مفهومی (نظری) پژوهش نیز ترکیبی از نظریه های بازدارندگی، جنگ هیبریدی یا خاکستری، حقوق بین الملل دریاها و اقتصاد سیاسی انرژی است تا ابعاد گوناگون مسئله پوشش داده شود. یافته ها: یافته های پژوهش مؤید فرضیه اصلی است که موفقیت کاربست تهدید انسداد به عنوان ابزار بازدارنده، منوط به تحقق همزمان چهار شرط به هم پیوسته است. نخست، از منظر الزام های حقوقی بین المللی، رژیم عبور ترانزیتی حاکم بر تنگه های بین المللی طبق کنوانسیون حقوق دریاها، هرگونه انسداد یک جانبه را ممنوع می کند. تنها توجیه حقوقی ممکن، اقدام در چارچوب دفاع مشروع مطابق ماده ۵۱ منشور ملل متحد است که خود مستلزم اثبات حمله مسلحانه یا تهدید قریب الوقوع، رعایت اصول ضرورت و تناسب و گزارش فوری به شورای امنیت است. به علاوه مقررات محاصره دریایی (مانند راهنمای سان رمو ۱۹۹۴) شرایط سختی مانند اعلان رسمی، اثربخشی محاصره و رعایت تکالیف بشردوستانه را مقرر می دارد. پرونده تنگه کورفو نیز بر مسئولیت دولت ساحلی در پیشگیری از اختلال در کشتیرانی و لزوم ارائه هشدار تأکید دارد. با توجه به عدم تصویب کنوانسیون حقوق دریاها توسط ایران، ایجاد مشروعیت بین المللی برای هر اقدامی نیازمند مستندسازی حقوقی دقیق و ارائه شواهد معتبر از شرایط اضطراری است. دوم اینکه وضعیت ویژه حقوقی ایران ایجاب می کند که شکاف بین تعهدات بین المللی (حتی عرفی) و مواضع ملی کاهش یابد. هر ادعایی مبنی بر حق حاکمیت یا ضرورت امنیتی باید در قالبی ارائه شود که از نظر جامعه بین المللی قابل پذیرش باشد. سوم اینکه درواقع از نگاه الزام های سیاسی-راهبردی، بازدارندگی مؤثر نیازمند اعتبار و قابلیت اجرای باورپذیر تهدید است. اگرچه ایران از توانایی فنی-نظامی برای ایجاد اختلال موقت (مانند مین گذاری محدود، عملیات قایق های تندرو و حملات سایبری) برخوردار است، اما حفظ انسداد پایدار و بلندمدت به دلیل چالش های لجستیک، تدارکاتی و آمادگی برای مقابله با عملیات پاک سازی یک ائتلاف بین المللی، دشوار و پرهزینه ارزیابی می شود. کلید موفقیت در فضای جنگ خاکستری، مدیریت هوشمندانه ابهام و سیگنال دهی است. در حقیقت به گونه ای که تهدید معتبر جلوه کند بی آنکه لزوماً به اقدام کامل بیانجامد. این امر مستلزم هماهنگی کامل نهادی داخلی (قوای سه گانه و نهادهای نظامی) برای ارسال پیام واحد و اجرای دیپلماسی فعال پیش دستانه با بازیگران کلیدی بین المللی (به ویژه مصرف کنندگان بزرگ انرژی مانند چین، هند و اتحادیه اروپا) برای جلوگیری از شکل گیری سریع ائتلافی خصمانه است. همچنین برقراری کانال های ارتباطی و مکانیسم های کاهش تنش برای جلوگیری از تشدید ناخواسته ضروری است. درنهایت، اینکه تضمین منافع اقتصادی و ملی رکنی حیاتی است. هرگونه اختلال در جریان انرژی تنگه هرمز علاوه بر اثرگذاری بر اقتصاد جهانی، می تواند با شوک بازگشتی، درآمدهای نفتی ایران و ثبات اقتصادی داخلی آن را به مخاطره اندازد. پس هر اقدام یا تهدیدی باید با درنظرگیری دقیق تاب آوری اقتصادی داخلی، سطح ذخایر راهبردی و وجود برنامه های جایگزین برای تأمین درآمد همراه باشد. فقدان این محاسبات می تواند تهدید بازدارنده را به عاملی برای تضعیف داخلی و افزایش فشار بین المللی تبدیل کند. نتایج: در مجموع، انسداد تنگه هرمز در چارچوب جنگ خاکستری، ابزاری دوگانه و پرریسک است. در صورتی که کلیه الزام های چهارگانه حقوقی، سیاسی-راهبردی و اقتصادی به طور همزمان و دقیق فراهم آید، این ابزار می تواند به عنوان یک تهدید معتبر، هزینه اقدامات متقابل طرف مقابل را افزایش داده و نقش بازدارندگی مؤثری ایفا کند. با این حال، در غیاب هر یک از این ارکان و شروط، احتمال موفقیت به شدت کاهش یافته و اقدام مذکور می تواند به سرعت به یک خودزنی استراتژیک تبدیل شود که مشروعیت بین المللی ایران را خدشه دار کرده، اتحادی جهانی علیه آن شکل دهد، اقتصاد کشور را تحت فشار شدید قرار داده و در نهایت، موازنه قدرت در رقابت خاکستری را به زیان تهران تغییر دهد. بنابراین، تصمیم گیری در این زمینه نیازمند نگرشی کل نگر، محاسبه گری دقیق تمام هزینه ها و فواید و آمادگی برای مدیریت پیامدهای چندلایه و پیچیده است.
۱۳۸۲۴.

تحلیل رمان هزار خورشید تابان در پرتو جرم شناسی جنسیت محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۷
مطالعات جرم شناسی انتقادی ریشه اصلی ارتکاب جرم را در توزیع نابرابر قدرت در جامعه جست وجو می کنند. رویکردهای جنسیت محور به عنوان یکی از شاخه های مهم جرم شناسی انتقادی، به بررسی نقش جنسیت در فرآیند ارتکاب جرم، مجازات و برخورد دستگاه عدالت کیفری می پردازد. این پژوهش درصدد است با بررسی رمان «هزار خورشید تابان»، نظریات و اندیشه های جرم شناسی جنسیت محور را موردبررسی و ارزیابی قرار دهد. بدین منظور، برای دستیابی به معنا و خوانش عمیق متن، از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده می شود. یافته ها نشان می دهد که جرائم علیه زنان در رمان، پدیده ای است برساخته که به منظور اعمال سلطه جنسیتی شکل می گیرد. جرائم قدرتمندان به عنوان بزهکاران صاحب منصب و امین نادیده گرفته می شود و در مقابل با جرائم فرودستان و به ویژه جرائم زنان با تسامح صفر برخورد می شود. حکومت طالبان در رمان برخی از آداب ورسوم زنانه را مورد جرم انگاری قرار می دهد و با جنایی سازی فرهنگ، بستری را برای ارتکاب جرائم مقاومتی پدید می آورد. همچنین، فرهنگ دفاع از ناموس و کنترل زنان، موجب وقوع قتل های ناموسی و خشونت های خانگی می شود که در جامعه به عنوان امری عادی نهادینه شده است. بزهکاری زنان در چنین ساختاری، به دلیل وابستگی اقتصادی، فشار فرهنگی و هژمونی مردانه رخ می دهد؛ بنابراین، راهکار پیشگیری از جرائم زنان، اصلاح ساختارها و سالم سازی فرهنگی است.
۱۳۸۲۵.

نقش و جایگاه فلسفه در آموزش پرستاری: یک مقاله ی مروری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۶
مقدمه: پرس تاری ی ک رش ته ی مبتنی بر مبانی فلس فی اس ت و چش م ان داز فلس فی پرس تار ب ر عملک رد آموزشی، پژوهشی و حرفه ای وی تأثی ر م ی گ ذارد. از انجایی که مبانی فلسفی آموزشی در پرستاری، بر روی نحوه تربیت پرستاران تاثیر می گذارد، این مقال ه، با هدف بررسی نقش و جایگاه فلسفه در آموزش پرستاری با استفاده از مطالعات مرتبط انجام شده اس ت. روش ها: این مقاله بر اساس یک مطالعه مروری انجام شده است. جس تجوی متون با استفاده از کلیدواژه های فارسی فلسفه، پرستاری و آموزش پرستاری و انگلیسی philosophy, nursing and nursing education در پای گاه ه ای اطلاعات ی Scholar Google ، wos ، Scopus ، PubMed و Magiran ، Ovid و SID در ب ازه زمان ی 2013 ت ا 2023 انج ام ش د. در مجم وع 55 مقال ه بدس ت آم د ک ه از ای ن بی ن 12مطالع ه م ورد بررس ی ق رار گرف ت. یافته ها: مرور مقالات منتخب، نشان داد که به کارگیری فلسفه در دو حوزه ی آموزش بالینی و نظری پرستاری می تواند در ارتقای کیفیت مراقبت از مددجو نقش داشته باشد. این بررسی هم چنین به درک بهتر از نقش فلسفه در بهبود و توسعه آموزش و عملکرد پرستاری کمک می کند. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که ادغام فلسفه در آموزش پرستاری، چه در حوزه بالینی و چه در حوزه نظری، می تواند به بهبود کیفیت مراقبت از بیماران و توسعه دانش پرستاری کمک کند. فلسفه با ارتقای تفکر انتقادی و انسانی تر کردن رویکردهای مراقبتی، به پرستاران کمک می کند تا در تصمیم گیری های بالینی و آموزشی آگاهانه تر و مؤثرتر عمل کنند. بنابراین، توجه بیشتر به فلسفه در طراحی و اجرای برنامه های آموزشی پرستاری می تواند به عنوان راهکاری مؤثر برای بهبود عملکرد حرفه ای و ارتقای سطح سلامت جامعه به کار گرفته شود.
۱۳۸۲۶.

Halal Tourism and Sustainable Development in Makran(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۶۳
In recent decades, the tourism industry has emerged as one of the most significant catalysts for economic growth and social development worldwide. Given its rich cultural and natural endowments, Iran possesses the potential to become a premier destination for halal tourism. Halal tourism appeals not only to Muslim travelers but also to those seeking a healthy and ethically oriented lifestyle. This study aims to investigate the opportunities and challenges of developing halal tourism in the Makran region, employing an applied, descriptive, and analytical research design. Data were gathered through simple random sampling and analyzed using factor analysis. The findings reveal that the current framework for halal tourism in Makran lacks the requisite efficiency. Widening gaps in legal, economic, social, environmental, and institutional domains pose significant barriers. Key challenges include inadequate infrastructure, insufficient training of human resources, poor resource management, and a lack of coordination among relevant institutions. Moreover, water scarcity and non-compliance with environmental conservation principles further impede the progress of halal tourism in the region. This research proposes that sustainable development of halal tourism in Makran can be achieved by enhancing infrastructure, improving human resource training, increasing transparency and accountability, and fostering collaboration among stakeholders. Such an approach would not only drive economic growth in the region but also facilitate greater cultural and social exchange. Ultimately, adopting innovative tourism models and leveraging the region’s unique assets could enhance the efficacy of tourism management.
۱۳۸۲۷.

تأثیر دیپلماسی ورزشی بر کسب کرسی های بین المللی با نقش میانجی رفتار سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۴
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر دیپلماسی ورزشی بر کسب کرسی های بین المللی با نقش میانجی رفتار سیاسی بود. مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر دیپلماسی ورزشی بر کسب کرسی های بین المللی با نقش میانجی رفتار سیاسی بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و از نوع تحقیقات آمیخته کیفی- کمی با رویکرد اکتشافی است. بدین منظور جامعه آماری پژوهش دو بخش است. در بخش کیفی شامل مدیران و خبرگانی است که در زمینه مدیریت ورزشی تخصص علمی، اجرایی و یا هر دو را دارند. در بخش کمی نیز شامل مدیران میانی ستادی وزارت ورزش و جوانان (150 نفر)، رؤسای فدراسیون های ورزش های المپیکی (33 نفر)، رؤسای هیأت های ورزشی های المپیکی (1023 نفر) است. نمونه آماری در بخش کیفی به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در بخش کمی نیز به تعداد قابل کفایت جهت مدلسازی معادلات ساختاری در محیط نرم افزار PLS از فرمول کوکران استفاده شد که تعداد 384 نفر به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شد. برای گردآوری داده های خام در بخش کیفی از پرسشنامه های محقق ساخته دیپلماسی ورزشی، کسب کرسی های بین المللی کشاورز و همکاران (1396) و رفتار سیاسی تانا (2016) استفاده شد. در بخش کیفی، برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش تجزیه وتحلیل داده ها به شیوه گلیزر استفاده شد. برای بررسی و پاسخ به پرسش های پژوهش و رسم و تدوین مدل اندازه گیری و مدل ساختاری از نرم افزارهای SPSS نسخه 26، Smart PLS نسخه 0/2 استفاده شد. یافته ها: در بخش کیفی، شاخص های دیپلماسی فرهنگی استخراج شد، در بخش کمی نیز مدل پژوهش به تأیید رسید، بنابراین نتایج نشان داد که دیپلماسی ورزشی بر کسب کرسی های بین المللی با نقش میانجی رفتار سیاسی تأثیر دارد. نتیجه گیری: استفاده از نمایندگان ورزشی به عنوان دیپلمات یا سفیران کشورها نمونه ای از روابط ورزش و محیط بین المللی است که می توانند نقش سازنده ای در روابط بین المللی کشورها بازی کنند. یافته ها: نتایج نشان داد که دیپلماسی ورزشی بر کسب کرسی های بین المللی با نقش میانجی رفتار سیاسی تأثیر دارد. نتیجه گیری: بنابراین پیشنهاد می شود استفاده از نمایندگان ورزشی به عنوان دیپلمات یا سفیران کشورها نمونه ای از روابط ورزش و محیط بین المللی می باشند که می توانند نقش سازنده ای در روابط بین المللی کشورها بازی کنند.
۱۳۸۲۸.

Religious State and Political Participation; a Qur'anic Approach to the Theory of Conditional Maximal Political Participation (Delegative-Agential)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۰۹
The main question of the article is what approach to political participation is the existing or desired approach in Qur'anic thought. The research hypothesis, using the Jane Hampton model in theories of the state as a theoretical framework, is that in religious state, political participation and competition within the political regime are not against or solely for it, and among the delegative and agential approaches; the desired approach of the Qur’an is closer to what can be called "conditional maximum" or de-agential approach, which is conditional in the emergence and survival of religious state; a participation that is original as a causal element but is conditional and bound to some prior conditions and circumstances. The research approach in the two categories of verses of Shūrā and Bayʿah clearly has some differences with some other interpretative perspectives, and in the stage of choosing a leader, despite accepting the divine text and appointment, it also considers the political participation of the people to be relevant. In the research, in addition to the verses of Shūrā  and Bayʿah, other verses such as the verses of keeping the contract, enjoining what is right and forbidding what is wrong, public speeches of the Qur’an, caliphate and trust, etc. have been compared with political and agency participation. Accordingly, the validity of the political contract between the ruler and the people, the requirement of the Shūrā  institution in the public arena, active political participation as enjoining what is right and forbidding what is wrong and interfering in determining destiny, the right to choose and general selection of the people, the caliphate as a kind of doubt from God in line with the right to participate, and also the right to leave the government to the worthy as a trust are among the findings of the research as components and pillars of the "Conditional Maximum" (delegative- Agential) political participation approach.
۱۳۸۲۹.

گذار از آرمان گرایی به واقع گرایی؛ واکاوی دیپلماسی ایران در قبال ترکیه در دوره هاشمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۳
فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد، نظم ژئوپلیتیک خاورمیانه و اوراسیا را دگرگون ساخت و فصل نوینی را در روابط ایران و ترکیه گشود. پژوهش حاضر با هدف تبیین تحول روابط دو کشور در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی (۱۳۶۸-۱۳۷۶)، به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه دو همسایه با وجود رقابت های ایدئولوژیک، توانستند سطح همکاری های خود را ارتقا دهند. این پژوهش با عبور از تحلیل های صرفاً فردمحور و با بهره گیری از چارچوب نظری «رئالیسم نئوکلاسیک + پراگماتیسم سیاسی »، استدلال می کند که اگرچه «نیاز ساختاری ترکیه به انرژی» و «نیاز ایران به مسیرهای ترانزیتی» پیشران اصلی روابط بود، اما دستگاه دیپلماسی دولت سازندگی توانست با اتخاذ راهبرد «تفکیک حوزه ها»، موانع سیاسی را مدیریت کند. یافته ها نشان می دهد که طرفین با درک واقع بینانه از جبر جغرافیایی، رقابت در آسیای مرکزی را از حوزه همکاری های اقتصادی جدا کردند. این رویکرد منجر به شکل گیری نوعی «وابستگی متقابل» شد که اوج آن در قراردادهای راهبردی انرژی نمود یافت؛ رخدادی که نشان دهنده غلبه منطق «منافع ملی» بر ملاحظات صرفاً ایدئولوژیک در آن مقطع تاریخی بود.
۱۳۸۳۰.

رویکرد نظریه بازسازی گرایی به حقوق کیفری مردم سالار با نگاهی به نظام عدالت کیفری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۹
مقاله حاضر با اتخاذ رویکردی تحلیلی - تطبیقی و با اشاره ای گذرا به نظام عدالت کیفری ایران، به واکاوی ظرفیت های نظریه بازسازی گرایی کلاینفلد در تبیین موانع ساختاری تحقق عدالت کیفری مردم سالار می پردازد. در این چارچوبِ نظری که عدالت را به مثابه ارتباطْ مفهوم پردازی می کند،گذار از پارادایم سنتی «حقوق کیفری به مثابه کنترل» به معماری نهادی مبتنی بر سه اصل مشارکت، شفافیت و توازن نهادی، راهبرد بنیادین برای بازسازی اعتماد عمومی و ترمیم گسست های هنجاری تلقی می گردد. یافته های پژوهشْ حاکی از آن است که این اصول سه گانه در نسبت دیالکتیکی با یکدیگر قرار دارند، به گونه ای که فقدان یا ضعف هر یک، کارکرد کلی نظام عدالت کیفری را با اختلال مواجه می سازد. در نهایت، تحلیل تطبیقی انجام شده مؤید این گزاره است که مشروعیت در عصر کنونی نه بر مبنای کارآمدی فنی، که بر پایه عادلانه بودن فرایندهای تولید، اجرا و نظارت بر قدرت کیفری استوار گردیده است.
۱۳۸۳۱.

واکاوی تاریخی جایگاه اجتماعی ابن سینا با تأکید بر دانش پزشکی (428- 370 ق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۹
موقعیت اقشار مختلف در طول تاریخ ایران به دلیل فراز و فرود ساختار اجتماعی حاکم و تأثیرپذیری آن از عوامل گوناگون، متغیر بوده است. در همین راستا هدف تحقیق حاضر، فهم عوامل مؤثر بر جایگاه اجتماعی پزشکان در قرون 4 و 5 ق با تأکید بر جایگاه ابن سینا به عنوان یک پزشک صاحب نام است. این پژوهش به روش توصیفی– تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای به ویژه تاریخ رجال و حکماء قرون مذکور انجام شده است. یافته های تحقیق بیانگر نقش و تأثیر عواملی مانند نوع و نحوه تعامل اجتماعی، نوع ارتباط با دربار، نوع و کیفیت تخصص پزشکی، کسب مهارت ها و معارف فراپزشکی، شهرت و مقبولیت، باورها و اعتقادات، موقعیت خانوادگی و فرهنگ عمومی جامعه در تعیین جایگاه اجتماعی ابن سینا هستند. هر چند عامل «نوع و میزان تعامل با دربار»، برتری نسبی در مقایسه با دیگر عوامل مذکور دارد.
۱۳۸۳۲.

طراحی مدل نیمه تاریک رفتارهای شهروندی سازمانی در صنعت بیمه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۵۵
این پژوهش با هدف طراحی مدل نیمه تاریک رفتارهای شهروندی سازمانی (OCB) در صنعت بیمه ایران با استفاده از رویکرد فراترکیب و تحلیل مضمون انجام شد. در بخش فراترکیب، مطالعات داخلی و خارجی مرتبط با OCB و جنبه های تاریک آن از پایگاه های داده معتبر استخراج و با استفاده از روش فراترکیب تحلیل شدند. برای استخراج کدها در نهایت پس از غربال مقالات استخراج شده، از 35 مقاله خارجی و 27 مقاله داخلی استفاده شد. در گام دوم، با بهره گیری از نتایج فراترکیب پرسشنامه ای نیمه ساختارمند استخراج شد و با استفاده از تحلیل مضمون به تحلیل یافته های آن پرداخته شد. در بخش تحلیل مضمون، داده های کیفی از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان صنعت بیمه ایران (10 نفر) جمع آوری و با نرم افزار MAXQDA تحلیل شد. پس از ادغام و تکمیل یافته های فراترکیب، با استفاده از روش تحلیل مضمون نتایج این بخش چهار مضمون فراگیر (سازمانی، شغلی، محیطی- اجتماعی و فردی) و 19 مؤلفه (کاهش سرعت فرایندها، بروز رفتارهای مخرب سازمانی، نتیجه منفی بر مقولات سازمانی، ساختار سازمانی، رهبری ناکارآمد، نظام های پاداش ناکارآمد، عدم تطابق سیستم های فناوری، امنیت داده ها، اختلال در ایفای نقش شغلی، اختلال در بازده نقش، تعاملات حرفه ای و ارتباطات سازمانی، بروز احساس و ادراک منفی، فرهنگ، مشتری مداری و تعاملات نامناسب با مشتریان، انتظارات محیطی، تأثیرات ادراکی و روانی بر فرد، تأثیرات بر سلامت و رفاه فردی، شخصیت منفی کارکنان، انگیزش منفی) را شناسایی کرد. مدل پیشنهادی با تلفیق یافته های فراترکیب و تحلیل مضمون، چارچوبی جامع ارائه داد که بر ضرورت تمرکز بر شناسایی جنبه های نیمه تاریک OCB تأکید دارد.
۱۳۸۳۳.

دانشگاه و انتقال ایده به جامعه: خوانشی جامعه محور از سازوکارهای درون سازمانی در دانشگاه های دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۶
هدف: تقویت نقش دانشگاه در خلق، کسب و انتقال مؤثر ایده ها به جامعه به عنوان یکی از مأموریت های اساسی آن، نیازمند بازنگری و بازسازی در ساختارهای سنتی و رفع محدودیت های انحصاری آن است. لذا هدف پژوهش حاضر طراحی و تبیین مدلی برای بازآفرینی سازوکارهای درونی دانشگاه به منظور انتقال ایده های دانشگاهی به جامعه بود. روش: این پژوهش از نوع پژوهش های کیفی پدیدارشناسی بوده و شرکت کنندگان در پژوهش به صورت هدفمند و بر پایه موارد مطلوب از بین اعضای هیئت علمی دانشگاه های کشور انتخاب شدند. در مجموع بعد از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با 15 نفر از جامعه هدف، اشباع نظری حاصل شد. برای حصول اطمینان از روایی پژوهش از معیارهای چهارگانه لینکلن و گوبا استفاده شد؛ و در نهایت برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش توصیفی-پدیدارشناسی کلایزی بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که انتقال مؤثر ایده ها مستلزم چهار تحول ساختاری در دانشگاه است: (الف) بازطراحی ساختار سازمانی بر پایه مدل های حرفه ای، شبکه ای، بدون مرز و پروژه محور برای بازگرداندن دانشگاه به هویت دانشی خود؛ (ب) ایجاد واحدهای تخصصی برای هدایت جریان ایده از شناسایی مسائل و فرصت ها تا ترجمان به بسترهای اجتماعی، اقتصادی و صنعتی؛ (ج) استقرار نظام مأموریتی شفاف و ساختارمند برای نهادینه سازی انتقال ایده به عنوان یکی از کارکردهای اصلی آموزش عالی؛ و (د) ایجاد اکوسیستم حمایتی پایدار فنی–مالی برای تسهیل خلق و گسترش ایده های نوآورانه. این تحولات از ۷۱ کد باز و ۱۴ مقوله محوری استخراج شدند. نتیجه گیری: پژوهش نشان داد که دانشگاه باید از نهادی منفعل به عامل راهبردی در تعامل دانشگاه–جامعه تبدیل شود. ایفای این نقش مستلزم رویکردی باز و محیط محور و تحول بنیادین در ساختار سازمانی است تا بتواند رهبری جریان فناوری در جامعه را بر عهده گیرد. برای تحقق این هدف، بازآفرینی ساختارهای نوین، ایجاد واحدهای تخصصی مدیریت ایده، تبیین مأموریت های روشن و استقرار نظام های حمایتی مؤثر ضروری است.
۱۳۸۳۴.

مطالعه ی وجوه متفاوت ویژگی اغواگری در شخصیت پردازی زنان شاهنامه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۱۷۷
زنان شاهنامه ویژگی های شخصیت پردازانه ی متنوعی دارند گاه مادرانی صبور و وفادار و خردمندند و گاهی زنانی زیبا و دارای صفاتی همچون دلاوری، نیرومندی حیا و شرم و... هستند و در پاره ای از مواقع این زنان معشوقه های اغواگر و افسونگر با زیبایی جادویی اند زنانِ شاهنامه تأثیرگذار بر سرنوشت مردان هستند. فردوسی بادقت بسیار سعی بر آن داشته است تمامیِ ابعاد شخصیت زنان را در اثر خود بازتاب دهد و اغواگری و افسونگریِ زنان با وجوه متفاوت در شاهنامه بروز می یابد. هدف از این پژوهش بررسی و مطالعه ی ابعاد متفاوت ویژگی اغواگری در زنان منتخب از شاهنامه و مقایسه آنها با یکدیگر است روش پژوهش توصیفی- تحلیلی در نظر گرفته شده است و شیوه ی گردآوری اطلاعات اسنادی است همچنین برگزیدن نمونه ها به شیوه ی انتخابی- هدفمند است از میان زنان شاهنامه چهار زن برگزیده شده اند که در ویژگی شخصیت پردازانه ی آنها صفت اغواگری مشخص و متمایز است. سودابه، گردآفرید، شیرین و روشنک نمونه های مورد نظر هستند با مطالعه و دقت بر ابعاد شخصیت این زنانِ منتخب می توان وجوه متفاوت ویژگی اغواگری و نتایج مثبت و منفی آن را دریافت. در سودابه اغواگری در جهت امیال کامجویانه و قدرت طلبی است که منجر به ویرانی و تباهی می شود در گردآفرید این ویژگی در جهت دفاع از موقعیت خویش و دژسپید و جلوگیری از تجاوز به خاک ایران است در شیرین در راستای دستیابی به عشق و قدرت و در روشنک به سبب حفاظت از اقتدار و فرهنگ و تمدن ایران بروز می یابد.
۱۳۸۳۵.

الگوی نسبت تربیت یافتگی سیاسی با تربیت یافتگی دینی و اخلاقی در اندیشه و منش زمامداری شهید سلیمانی (مبتنی بر آموزه های قرآنی با تأکید بر دیدگاه امام علی (ع))(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۶۷
هدف پژوهش حاضر، ارائه الگوی نسبت تربیت یافتگی سیاسی با تربیت یافتگی دینی و اخلاقی در اندیشه و منش زمامداری قاسم سلیمانی - به مثابه یک حاکم و زمامدار الگو - با نظر به شاخصه های زمامدار تربیت یافته مبتنی بر آموزه های قرآنی با تأکید بر دیدگاه امام علی (ع) است؛ بدین منظور، ابتدا ابعاد تربیت یافتگی سیاسی، دینی و اخلاقی شخصیت مورد پژوهش از منابع معتبر درباره وی با روش تحلیل مضمون، استخراج، کدگذاری و تبیین گردیده اند؛ سپس در یک نگاه جامع، الگوی نسبت تربیت یافتگی سیاسی قاسم سلیمانی با تربیت یافتگی دینی و اخلاقی ایشان، با مفهوم بنیادین کنش ورزی سیاسی و زمامداری در پرتو دین داری و اخلاق گرایی بیان شده است. نتایج تفکیکی پژوهش نشان می دهد که بُعد سیاسی زمامداری شخصیّت مورد پژوهش، مشتمل بر شاخصه هایی اساسی چون بیداری و حضور در صحنه و میدان اجتماع، عملکرد فراجناحی، ظلم ستیزی، عدالت ورزی، و ... با بستر زیستِ پاک سیاسی است. بُعد دینی زمامداری ایشان، دربردارنده مؤلّفه هایی مانند برخورداری از اعتق ادات و باورهای اصیل معنوی و زیست ایمانی در پرتو آنهاست. بُعد اخلاقی زمامداری او، حاوی شاخصه هایی چون تقیّد به اعمال صالح و فضایل اخلاقی؛ متأثر از دیدگاه امام علی (ع) که مبتنی بر آموزه های قرآنی است. نتایج با هم نگری ابعاد تربیت یافتگی زمامداری قاسم سلیمانی نشان می دهد که در الگوی تربیت یافتگی وی، زیست ایمانی و اخلاقی عمیق و اصیل ایشان، بنیاد و اساس زیست سیاسی و زمامداری او بوده است؛ چنانچه گویی حضور و کنش در میدان و اجتماع برای او، منطبق با باورهای عمیق دینی و اخلاقی بوده است.
۱۳۸۳۶.

جایگاه اصل سازواری در استدلال اخلاقی و تبیین عقلانیت آموزه های آن از منظر سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۶
این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی به بررسی کاربرد اصل سازواری در استدلال های اخلاقی و توجیه عقلانیت آموزه های اخلاقی در آثار سعدی پرداخته است. سازواری شرط لازم در درستی و موجه بودن دیدگاه های اخلاقی است، ساده ترین راه اثبات غیراخلاقی بودن کردارها و خصلت های افراد، نشان دادن تناقض یا ناسازواری در آن هاست که گاهی از آن به «یکی نبودنِ» ظاهر و باطن تعبیر می شود. انسان اخلاق مدار به کسی گفته می شود که ساحت های درونی یعنی اندیشه ها، احساسات و خواسته های او با ساحت های بیرونی وجود او یعنی کردارها و گفتارهای وی تناقض نداشته نباشد. سعدی به منظور استدلال و توجیه آموزه های اخلاقی خود، گاهی به صورت صریح و گاه با اشاره، به موضوع سازواری و نیز عدم سازواری در ساحت های وجودی انسان پرداخته است. بررسی و تحلیل آثار او نشان دهنده بهره گیری وی از این اصل در نسبت های ممکن میان این ساحت هاست. توجه به این سازواری ها و ناسازواری ها می تواند شاخصه مهمی در تشخیص بسیاری از کاستی های تربیتی، بیماری های روانی و مشکلات اخلاقی باشد و ملاک های عقلانی و جهان شمولی را در حیطه آموزه های اخلاقی در اختیار مخاطب قرار دهد. همین ویژگی ها موجب شده است که استدلال های اخلاقی سعدی فراتر از محدودیت ها و ویژگی های مکاتب مختلف، برای همه ملت ها و در همه اعصار قابل عرضه و پذیرش باشد.
۱۳۸۳۷.

روایت ملیت در شرکت نفت ایران و انگلیس (1332-1287 ش/1953-1908 م)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۱۰۲
در چرخه صنعت نفت، سرمایه گذاری بر روی نیروی انسانی و امور مربوط به جذب کارکنان هدف گذاری شده است و همواره به صورت جزئی جدایی ناپذیر، این صنعت را تحت تأثیر قرار می دهد. با کشف نفت در مسجدسلیمان (۱۲۸۷ ش/۱۹۰۸ م) و ساخت پالایشگاه در آبادان، مسئله استخدام گسترده نیروی کار، به یکی از جدی ترین چالش های پیش روی شرکت نفت ایران و انگلیس بدل شد. این امر، موجب اشتغال زایی و حضور جمعیتی متشکل از اقوام و ملیت های گوناگون با جایگاه های اجتماعی و شغلی متفاوت در حوزه های نفتی جنوب ایران شد. نیروهای ایرانی که با صنعت نفت آشنا نبودند، پس از استخدام، در مشاغل غیرفنی شرکت نفت و به موازات نیروهای ایرانی، خارجی ها با شرایط بهتر، در مشاغل فنی و نیمه فنی مشغول به کار شدند. با افزایش به کارگیری نیروهای غیرایرانی، موضوع ایرانی شدن نیروی کار که در امتیازنامه دارسی نیز آمده بود، مطرح و با تمدید قرارداد در سال ۱۳۱۲ ش/۱۹۳۳ م. با جدیت بیشتری پیگیری شد. اساس این نوشتار بر این محور است که به شیوه توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و اسناد معتبر، به ملاحظه در خاستگاه اجتماعی و هویّت ملی کارکنان شرکت نفت ایران و انگلیس در سالهای ۱۳۳۲-۱۲۸۷ ش/۱۹۵۳-۱۹۰۸ م. بپردازد؛ یافته های پژوهش، بیانگر این است که هویّت ملی کارکنان شرکت نفت ایران و انگلیس، با مواد قرارداد دارسی مغایر بوده و در پی اعتراضات و آموزش متخصصین ایرانی، به ایرانی سازی تدریجی نیروی کار منتج شد.
۱۳۸۳۸.

ارتباط اعتیاد به گوشی هوشمند و افکار خودکشی با میانجی گری نگرش های فرهنگی در جوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۲۰۴
پژوهش حاضر، با هدف تدوین مدل ساختاری نقش اعتیاد به گوشی هوشمند بر افکار خودکشی با میانجی گری نگرش های فرهنگی در جوانان انجام گرفت. روش این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی به شیوه معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز در سال 1403 است که طبق آمار 20785 نفر بودند. حجم نمونه 200 نفر، براساس قواعد معادلات ساختاری که تعداد 10 الی 20 نفر برای هر مؤلفه است، به صورت نمونه گیری دردسترس با روش پرسشنامه برخط انتخاب شد. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه اعتیاد به گوشی هوشمند کوه هی (2009)، مقیاس سنجش افکار خودکشی بک (1961) و پرسشنامه نگرش های فرهنگی هافستد (1984) است. داده های گردآوری شده با استفاده از روش معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد که اثر مستقیم اعتیاد به گوشی هوشمند بر افکار خودکشی، (271/0)b، اثر غیر مستقیم اعتیاد به گوشی هوشمند با میانجی گری نگرش های فرهنگی، (078/0)b و اثر کل، (349/0)b است و این رابطه به صورت مثبت و مستقیم معنی دار است. همچنین، متغیرهای اعتیاد به گوشی هوشمند و نگرش های فرهنگی به طور هم زمان قادر به تبیین 7/23 درصد از واریانس افکار خودکشی هستند. بنابراین، مدل نظری نقش میانجی گری نگرش های فرهنگی در رابطه بین اعتیاد به گوشی هوشمند با افکار خودکشی در دانشجویان در سطح 05/0 و با احتمال 95% تأیید می گردد و شیوع افکار خودکشی قوی مورد بررسی بالینی در دانشگاه آزاد تبریز 5/19 درصد محاسبه شد.
۱۳۸۳۹.

امکان سنجی بهره گیری از فناوری های نوین هوش مصنوعی در بهبود فرایندهای حسابرسی در کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۵ تعداد دانلود : ۱۴۹
هدف: حسابرسی، به عنوان رکنی اساسی در تضمین قابلیت اطمینان، اعتبار و شفافیت اطلاعات مالی شرکت ها، در سلامت اقتصاد نقش کلیدی ایفا می کند. با پیشرفت فناوری اطلاعات، روش های سنتی حسابرسی متحول شده اند و اجرای مؤثر فرایندهای حسابرسی، بدون بهره گیری از این فناوری ها، تقریباً ممکن نیست. ظهور هوش مصنوعی (AI)، به ویژه با بهبود کیفیت و سرعت پردازش داده ها، فرصت ها و چالش های جدیدی را در حسابداری و حسابرسی ایجاد کرده است. با وجود پژوهش های گسترده در کشورهای توسعه یافته درباره نقش هوش مصنوعی در حسابرسی، مطالعات در این حوزه در کشورهای در حال توسعه، از جمله ایران، همچنان محدود است. این پژوهش با هدف ارزیابی و تحلیل ظرفیت هوش مصنوعی در بهبود فرایندهای حسابرسی، به شناسایی نقش این فناوری در ارتقای کارایی و کیفیت حسابرسی در محیط های اقتصادی متنوع می پردازد. روش: این پژوهشِ کاربردی، از رویکرد ترکیبی (کیفی و کمّی) استفاده کرده است. در بخش کیفی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۲ خبره حسابرسی و هوش مصنوعی، شامل اعضای انجمن حسابداران رسمی ایران و استادان دانشگاهی، به صورت هدفمند انجام شد. داده های مصاحبه ها با روش نظریه داده بنیاد و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. نرم افزار مکس کیودا برای تحلیل دقیق و سریع داده های متنی به کار رفت. در بخش کمّی با رویکرد پیمایشی، نمونه ای شامل ۲۰۰ حسابرس شاغل در مؤسسه ها و سازمان های حسابرسی ایران انتخاب شد. مدل پیشنهادی با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و نرم افزار اسمارت پی ال اس اعتبارسنجی شد تا شاخص های برازش مدل تأیید شوند. یافته ها: هوش مصنوعی با پردازش کارآمد حجم عظیمی از داده های مالی، شناسایی الگوها و تشخیص ناهنجاری ها، کیفیت حسابرسی را بهبود می بخشد. نتایج کیفی، شش دسته اصلی عوامل مؤثر بر پذیرش هوش مصنوعی در حسابرسی را شناسایی کرد: شرایط علّی (مشوق ها و الزامات محیطی، ویژگی های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کشور و فشارهای بین المللی)، شرایط زمینه ای (محیط شرکت، محیط حسابداری و مالی و مشوق های مالی)، پدیده محوری (فناوری هوش مصنوعی به عنوان عنصر کلیدی)، راهبردها (ایجاد سیستم های کنترل داخلی، آموزش هوش مصنوعی، تعیین نهاد مسئول، تدوین استانداردها و ترویج فناوری های مدرن)، پیامدها (بهبود کیفیت گزارشگری مالی، افزایش اعتماد اجتماعی، توسعه بازارهای سرمایه و تقویت حرفه حسابرسی) و شرایط مداخله گر (ساختار شرکت، حاکمیت شرکتی، رقابت صنعت و رفتارهای مدیریتی). این دسته ها چارچوب مدل پژوهش را شکل دادند. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که هوش مصنوعی با خودکارسازی فعالیت های روزمره حسابرسی، مانند ورود داده ها و تطبیق حساب ها، ضمن ارتقای دقت و کیفیت حسابرسی، به حسابرسان امکان می دهد تا بر تحلیل های پیچیده تمرکز کنند. ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی با پیش بینی مالی در زمان واقعی، تشخیص ناهنجاری ها و کاهش خطاها، فرایند حسابرسی را بهبود می بخشند. این فناوری همچنین با تحلیل داده های تاریخی، قابلیت هایی مانند پیش بینی مالی، بودجه بندی و شناسایی حساب های مشکوک را فراهم می کند. این پژوهش با شناسایی مزایا و چالش های پیاده سازی هوش مصنوعی، برای حسابرسان و مدیران، راه کارهای عملی ارائه می دهد تا تصمیم گیری های استراتژیک آگاهانه ای در پذیرش این فناوری داشته باشند. با توجه به نقش هوش مصنوعی در کاهش ریسک و ارتقای دقت، این مطالعه چارچوبی کاربردی برای ارزیابی و بهینه سازی استفاده از این فناوری نوین ارائه می دهد و به درک بهتر پتانسیل های عملیاتی و چالش های پیاده سازی آن در حسابرسی کمک می کند.
۱۳۸۴۰.

بررسی تاثیر آموزش فلسفه برای کودکان بر انگیزش تحصیلی و درگیری تحصیلی دانش آموزان دارای نارسایی ویژه یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تاثیر آموزش فلسفه برای کودکان بر انگیزش تحصیلی و درگیری تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص انجام شد. روش: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت داده ها نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش عبارت بود از تمامی دانش آموزان دوره دوم ابتدایی دارای اختلال یادگیری خاص ناحیه 1 شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1403-1402. از میان جامعه آماری تعداد 26 دانش آموز دارای اختلال یادگیری خاص به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب، و به شیوه نمونه گیری تصادفی در دو گروه آزمایش (13نفر) و کنترل (13 کنترل) گمارش شدند. گروه آزمایش طی 12 جلسه 50 دقیقه ای تحت آموزش فلسفه برای کودکان قرار گرفتند. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه انگیزش تحصیلی AMS والراند (1992) و پرسشنامه درگیری تحصیلی ریو (2013) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد .یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش فلسفه برای کودکان بر انگیزش تحصیلی و درگیری تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص موثر است (۰1 /۰>P). به بیان دیگر انگیزش تحصیلی و درگیری تحصیلی دانش آموزان در نتیجه رویکرد آموزشی مربوطه بهبود معناداری داشته است. نتیجه گیری: نظر به نتایج به دست آمده از پژوهش حاضر می توان گفت که آموزگاران، مشاوران و والدین دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص می توانند از برنامه آموزشی فلسفه برای کودکان برای افزایش انگیزش و درگیری تحصیلی استفاده کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان