کلاهبرداری در قوانین بسیاری از کشورهای جهان جرم کیفری تلقی شده و در صورت اثبات، مرتکب آن علاوه بر بازگرداندن وجوه ناشی از کلاهبرداری، محکوم به جریمه مالی و حتی حبس می شود. علوه بر آن، کلاهبرداری، ریسکی جدی برای تمامی بخش های مالی، از جمله صنعت بیمه ایجاد کرده و زیان هایی که از طریق فعالیت های کلاهبرداری ایجاد میشوند، منافع بیمه گران و ثبات مالی آنان را تحت تأثیر قرار میدهد. کلاهبرداری در بیمه عبارت است از هرگونه عمل فریبکارانه به نیت به دست آوردن منافع غیرصادقانه برای کلاهبردار یا برای گروه های دیگر. در این تعریف سه دسته کلاهبرداری نمایان میشود: کلاهبرداری داخلی، کلاهبرداری بیمه گذار و دعاوی خسارتی و کلاهبرداری واسطه .بیمه گران باید آسیب پذیری خود را ارزیابی کنند و کنترل ها، روندها و سیاست های مؤثر و کارآمدی را برای پرداختن به ریسک کلاهبرداری بهکاربندند. یکی از راهکارهای مناسب برای مبارزه با کلاهبرداری در صنعت بیمه، استفاده از تجارب سازمان های بین المللی و نیز کشورهای پیشرفته در امر بیمه است. استفاده از این تجارب و رهنمود ها می توانند به ما کمک کنند تا محکوم به تکرار مجدد این تجارب نباشیم. در فصل اول این شماره از نشریه گزارش موردی که شامل رهنمود انجمن بین المللی ناظران بیمه جهت شناسایی و کاهش ریسک بالقوة کلاهبرداری است، ابتدا تعریف ریسک کلاهبرداری در بیمه ارائه شده و پس از تبیین انواع کلاهبرداری، به روندها و ضوابط سازمانی و نقش ناظران جهت مقابله با این امر پرداخته شده است. فصل دوم نیز گزارش نظرسنجی رهنمود فوق جهت بهبود و ارتقای روش های مبارزه با کلاهبرداری در صنعت بیمه است.
هدف این مقاله بررسی دیدگاهی است که افلاطون در رسالة جمهوری دربارة شعر و شاعران داشته است. کوشش بر آن است تا با خوانشی جزء به جزء از متن رساله و نیز با بهره گیری از اندیشة برخی مفسران تفسیری یک دست از اندیشة افلاطون و سازگار با آن در این مجال به دست دهیم. مطابق سنت اغلب مفسران که باتوجه به مضمون ده کتاب این رساله سنتی درست است، خوانش خود را بر کتا بهای دوم، سوم، و دهم متمرکز کرده ایم.
این پژوهش با الهام از دیدگاه سیستمی، رابطه رفتارهای سه گانه بخل، میانه روی و اسراف را با محیط مورد مطالعه و بررسی قرار داده است. بر اساس منابع، نتایج تحقیق بیانگر این است که از نظر رابطه با محیط بر بخل و بخیل منطق سیستم بسته بر میانه روی و میانه رو منطق سیستم باز حلقه بسته منفی و بر اسراف و مسرف منطق سیستم باز حلقه باز حاکم است به این صورت که ساختار بخل و رفتار بخیلانه به گونه ای عمل می کند که سیستم باز انسانی را از طریق نابودی تعاملات با سایر عناصر محیطی به سمت و سوی هر چه بسته تر شدن سوق می دهد. با توجه به اینکه اصل بقای آنتروپی مثبت بر آن صادق است به سوی بی نظمی و اضمحلال پیش می رود. میانه روی در زندگی فردی و اجتماعی نه تنها موجب شکل گیری و توسعه سیستمی باز می شود، بلکه از طریق تمرکز بر معیارها، این سیستم باز را به سیستم باز حلقه بسته منفی تبدیل می کند. در نتیجه با توجه به اینکه رفتارهای سه گانه در زمره عوامل سیستمی (ضعف قوت) قرار دارد، می توان از طریق افزودن حلقه بسته منفی به سیستم باز حلقه باز، اسراف (ضعف) را به سمت میانه روی (قوت) تعدیل کرد و از سوی دیگر از طریق باز نمودن سیستم بسته به روی محیط و افزودن حلقه بازخوران منفی به آن، بخل (ضعف) را به سمت میانه روی ارتقا داد.
در نظام فعلی سرمایه داری، پول و بهره جایگاه خاصی را در اقتصاد کلان به خود اختصاص داده اند و نقش عمده ای در هدایت سیاست های پولی و تعیین سطح فعالیت های اقتصادی ایفا می نمایند. مکتب کلاسیک نرخ بهره را پدیده ای واقعی دانسته، اما از نظر کینز، نرخ بهره یک پدیده کاملاً پولی است. سیلویو گسل علت اصلی وجود بهره را ناشی از ماهیت پول رایج می داند و نظام پول آزاد را مطرح می کند، که در آن پول بدون بهره نیز در گردش مبادلات قرار می گیرد. ماهیت پول آزاد به گونه ای است که متناسب با مدت زمان احتکار آن نزد افراد، مالیات اخذ شود. هدف این مقاله نشان دادن ناتوانی سیاست پولی (بالا بردن انتظارات تورمی) در رهایی از دام نقدینگی و تأثیر مالیات گسل است. بنابراین، با استفاده از نرم افزار Mathematica9 و کالیبره کردن الگوی کینزی جدید برای اقتصاد ایران، پویایی های الگو مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از پژوهش بیانگر این است که در شرایط دام نقدینگی، افزایش نرخ تورم هدف تأثیری بر رهایی از دام نقدینگی نخواهد داشت. در نتیجه، اگر نرخ بهره پولی بر اساس قاعده ای (مالیات گسل) همواره کمتر از نرخ بهره اسمی نگهداشته شود، اقتصاد هرگز در تعادل کران پایین (دام نقدینگی) قرار نخواهد گرفت.
افراد به طور معمول با محیط پیرامون خود به مذاکرة هویت می پردازند و با انباشتی از یافته های حاصل از این مذاکره ها، هویت خود را شکل می دهند. در شرایطی که فرد در زندگی خود تغییراتی مثل مهاجرت یا روی آوردن به دینی جدید را تجربه کند، این مذاکرات به منظور انطباق با شرایط جدید شدت می یابد و به انتخاب راهبردهایی برای سازگاری با این تغییرات و رسیدن به هویت جدید منجر می شود. حال سؤال این است که تازه مسلمانان ساکن در ایران در خصوص مؤلفه های هویتی ای چون نام گذاری، حجاب، تفریح و سرگرمی، ارتباطات (با دوستان و اقوام)، احکام و عبادات و مسائل مالی، چه راهبردهایی را برای دستیابی به هویت جدید خود انتخاب می کنند؟ هویت تازه مسلمانانة آنها چه وجوه متمایزی نسبت به هویت قبل از اسلام آنها پیدا کرده است، در چه ابعادی هویت سابق خود را استمرار داده اند و چه ابعاد خاص گرایانه ای دارند؟ در این تحقیق طی دو مرحله مصاحبه هایی با مجموعه ای از این افراد صورت گرفته است که با مقوله بندی این مصاحبه ها، راهبردهای نه گانه ای در خصوص مذاکرة هویت تازه مسلمانان با جامعة ایران استخراج شده است.
پیشینه روند اسلام گرایی در سرزمین های آسیای جنوب شرقی اغلب به دهه های نخست قرن بیستم میلادی، یعنی دوران مبارزات استقلال طلبانه مسلمانان بر ضد استعمارگران اروپایی برمی گردد. در بیش تر این سرزمین ها به دلیل روی کار آمدن حکومت های غیردینی پس از کسب استقلال سیاسی، مبارزات اسلام گرایان همچنان ادامه یافت و در قالب جنبش هایی اسلامی با هدف تأسیس حکومت اسلامی نمایان شد. یکی از مهم ترین و اثرگذارترین این جنبش ها، نهضت دارالارقم مالزی است که در دوران حیات خود ضمن اثرگذاری بر رشد اسلام گرایی در منطقه جنوب شرق آسیا، کوشید با احیای سبک زندگی پیامبر(ص) و دوران صدر اسلام، الگوی نوینی از یک حکومت اسلامی ارائه دهد. این نوشتار با تکیه بر پژوهش های دستِ اول در این حوزه، کوشیده است سیر تحولات و فعالیت های نهضت دارالارقم برای تأسیس حکومت دینی در مالزی، نقش و جایگاه این نهضت در توسعه روند اسلام گرایی در مالزی و کشورهای همسایه آن، و سرانجام چرایی براندازی آن از سوی حکومت مالزی را بررسی کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که نهضت دارالارقم با هدف ایجاد حکومتی اسلامی و حفظ هویت اسلامی مسلمانان مالزی در مقابل تغییرات حاصل از توسعه اقتصادی و سکولارسازی ساختار سیاسی حاکم شکل گرفت و سرانجام به دلیل تبدیل شدن به تهدیدی سیاسی برای حکومت مالزی و ترویج برخی عقاید انحرافی، از سوی حکومت این کشور منحل شد.
یکی از احکامی که در قرآن مجید در دو مورد به آن اشاره شده است حکم عدم جواز تضییق، تشدید و تحت فشار قرار دادن زن توسط شوهر برای ابراء یا بازگرداندن بخشی از مهریه و طلاق خلع است. مستفاد از آیه «وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَیْتُمُوهُنَّ إِلّا أَنْ یَأْتِینَ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ» و ظهور نهی در حرمت، آن است که تحت فشار قراردادن زن توسط شوهر برای بخشیدن مهر حرام بوده و طلاق واقع شده نیز طلاق خلع نخواهد بود، لکن یک فرض از تحت این حکم عام خارج شده است و آن موردی است که زن مرتکب فاحشه مبینه گردد. اینکه مراد از فاحشه در آیه مذکور چیست و آیا می توان آن را به تمام روابط نامشروع زوجه تسری داد و آیا این عنوان نیازمند وجود دلیل بر اثبات و حکم دادگاه است یا خیر محل بحث و نظر است لزوم اکتفای به قدر متیقن، حرمت اکل مال به باطل، حرمت عضل، از جمله دلایل محدود کردن استثناء به قدر متیقن است.
قاچاق کالا در حقوق کیفری ایران هم تخلف است، هم جرمی اقتصادی. یکی از اقسام این جرم، قاچاق از طریق ارائه اسناد یا اظهار خلاف واقع است. پیچیدگی و تخصصی بودن امور اقتصادی، عدم بررسی پژوهشی دقیق این نوع قاچاق از منظر حقوقی و جدید التصویب بودن قوانین کیفری اقتصادی، تحلیل حقوقی در مورد ارکان این جرم را اجتناب ناپذیر نموده است. این مقاله با روش تحلیلی و براساس تفسیر لفظی و مفهومی مواد مربوط به جرم قاچاق کالا از طریق ارائه اسناد یا اظهار خلاف واقع در قوانین مختلف به بررسی ارکان آن می پردازد. همچنین از آراء قضایی داخلی و رویه حقوقی برخی کشورها جهت تبیین بیشتر تحلیل های ارائه شده استفاده گردیده است. این مطالعات نشان می دهد که عنصر قانونی این جرم، به صورت پراکنده در قوانین مختلف یافت می شود. همچنین این جرم، مطلق بوده و با فعل مادی و ترک فعل انجام می پذیرد. خلاف واقع بودن سند یا اظهار، ارائه آن به مقام صلاحیت دار، کالا یا وسیله نقلیه بودن موضوع قاچاق و احتمال ضرر به دولت ازجمله شرایطی است که در تحقق این جرم باید مورد توجه قرار گیرد. همچنین مادی بودن این جرم، آن را از اثبات عنصر روانی بی نیاز می کند.
رئالیسم جادویی همچون بومی سازی در ایران هنوز در پیچ و خم تعریف است. در سال های اخیر بحث پیرامون بومی سازی نظریه های ادبی داغ بوده و در این بین عطشی هم برای تولید، تعریف و تشریح رئالیسم جادویی وجود داشته است. کتاب بومی سازی رئالیسم جادویی در ایران نوشته محمد حنیف و محسن حنیف تلاشی است ارزشمند در راستای بازشناساندن رئالیسم جادویی به داستان نویسان ایرانی از ورای نظریات متأخر در این باب، و همزمان استفاده از این مبحث به عنوان معبری برای ارائۀ راهکاری عملی برای بومی سازی این گونۀ ادبی در ایران. در مقالۀ حاضر کتاب بومی سازی رئالیسم جادویی را از لحاظ قوام محتوای ادبی و موفقیت در ارائۀ نمونۀ عملی بومی سازی نظریۀ ادبی واکاوی می کنیم.
اعتیاد یک بیماری مزمن و عودکننده است که همواره مورد توجه دیدگاه های مختلف روان شناختی بوده است. نظریه های روان تحلیلی برای درمان های مدرن اعتیاد، بنیادین هستند. همان طور که در ساختار و فرایند این نظریات، تغییراتی را در گذر زمان شاهد هستیم، آنها در تبیین مفهوم اعتیاد هم دچار تغییراتی شده اند. طبق نظریات کلاسیک، سوءمصرف مواد معادل خودارضایی و مکانیزمی دفاعی در مقابل تکانه های اضطرابی یا تظاهری از پسرفت دهانی (وابستگی) است . همچنین از دیدگاه نظریه پردازان روابط موضوعی، مواد، موضوع دارای اهمیتی بالا برای فرد معتاد است. فرمول بندی های روان تحلیلی جدید نیز مصرف مواد را بازتاب اعمال مختل ایگو معرفی می کنند. روش پژوهش حاضر از نوع مروری است و هدف این است که اعتیاد را از دیدگاه های مختلف روان تحلیلی همچون رویکرد روانکاوی کلاسیک، روانشناسی روابط موضوعی، روانشناسی خود، روانکاوی ارتباطی و روان درمانی روان پویشی کوتاه مدت مورد بررسی قرار دهد. طبق تحقیقات انجام شده در رابطه با وجود انواع اختلالات شخصیت در افراد دچار سوءمصرف مواد، این افراد نیازمند درمان های تخصصی همچون درمان های روان تحلیلی هستند که بر روی سازه های شخصیت کار می کنند. با این وجود، تحقیقات مربوط به این حیطه درمانی در رابطه با اعتیاد محدود هستند. عدم توجه به این موضوع می تواند از دلایل شکست بسیاری از تلاش ها در رابطه با درمان سوءمصرف مواد باشد. بنابراین می توان گفت ادبیات پژوهشی اعتیاد نیازمند افزایش به کارگیری و بررسی این رویکرد درمانی است. همچنین امید است که در مراکز درمانی اعتیاد، استفاده بهتر و بیشتری از یافته های جدید در این حیطه در راستای کمک به این قشر صورت گیرد.
زمینه و هدف: سوء مصرف مواد و شیوع آن یکی از اصلی ترین دغدغه های جوامع امروزی به شمار می رود و سالانه هزینه های زیادی صرف درمان افراد معتاد می شود. به همین دلیل شناسایی شیوه های مختلفی که بتوانند در درمان معتادان اثرگذاشته یا آن را سرعت ببخشند، ارزشمند است. در این راستا پژوهش حاضر قصد دارد اثربخشی معنادرمانی به شیوه گروهی را بر ارتقاء سرمایه روان شناختی و مؤلفه های آن در افراد معتاد مورد بررسی قرار دهد. روش: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا، از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل اس ت. جامعه پژوهش شامل معتادان مرکز متادون درمانی ترک اعتیاد شهرستان قروه (نیکو سلامت) در سال 1392 به تعداد 120 نفر است که از بین آن ها 90 نفر به دلیل دارا بودن شرایط تحصیلی به عنوان نمونه انتخاب و سپس بر اساس نمرات پرسش نامه سرمایه روان شناختی (آلفای کرونباخ 85/0)، 30 نفر از این افراد که پایین ترین نمره را گرفتند انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه ای معنادرمانی به شیوه گروهی را دریافت کردند، اما گروه کنترل تحت هیچگونه آموزشی قرار نگرفتند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس سرمایه روان شناختی (PCQ) و برای تحلیل آماری داده ها از تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها و نتایج: پژوهش نشان داد که میانگین نمرات سرمایه روان شناختی و مؤلفه های خودکارآمدی، تاب آوری، امیدواری و خوش بینی، در پس آزمون گروه آزمایش به طور معناداری از میانگین نمرات پس آزمون در گروه کنترل بالاتر است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که معنادرمانی به شیوه گروهی به طور معناداری در ارتقا میزان سرمایه روان شناختی و مؤلفه های آن در افراد معتاد مؤثر است.