ادبیّات تطبیقی برخلاف تصوّر برخی از مخاطبان عام - و حتّی برخی از پژوهشگران این حوزه - فقط به بیان جنبه های تأثیر و تأثّر و مقایسه های نقدی محتوایی و ساختاری و... نمی پردازد، بلکه ماهیّت و ذات این دانشِ پویا «بینافرهنگی» است؛ در حقیقت، رابطه ادبیّات تطبیقی و فرهنگ، رابطه ای «دیالکتیک» و دوسویه است که این رابطه، بیشتر در چارچوب «پژوهش های میان رشته ای» و «مطالعات فرهنگی» تجلّی می یابد. افزون بر این، ادبیّات تطبیقی، ضمن بررسی «گفتمان های فرهنگی» حاکم بر جامعه، راهی برای شناخت «هویّت فرهنگیِ» ملّت ها، فصلی تازه در «روابط و تعاملات فرهنگی»، ابزاری برای «تکامل فرهنگ انسانی» و آغازی برای حضور سودمندانه در صحنه «فرهنگ جهانی» و احترام به «تعدّد و تکثّر فرهنگی» به شمار می آید؛ امّا آنچه ادبیّات تطبیقی و مطالعات فرهنگی مرتبط با آن را در معرض تهدید جدّی قرار می دهد، مسأله «خودبرتربینی فرهنگی و غرب محوری» آن است. این موضوع که به «نقد پسااستعماری» نیز معروف است، نه تنها موجب «شناخت و غنای فرهنگی متقابل» نمی شود، بلکه از ابزارهای گسترش «ناسیونالیسم و امپریالیسم فرهنگی» نیز به شمار
می آید. این جستار، چرایی و چگونگی رابطه ادبیّات تطبیقی را در این دو رویکرد متفاوت فرهنگی؛ یعنی گسترش «تعاملات فرهنگی» و مسأله «استعمار فرهنگی» بررسی می نماید.
هدف از این پژوهش بررسی عوامل و انگیزه های موثر در ورود دختران به دانشگاه (پس از اجرای سیاست بومی گزینی در دانشگاهها) نسبت به پسران، در بین دانشجویان دانشگاه آیت ا... العظمی بروجردی می باشد. این پژوهش با روش پیمایشی به انجام رسیده است. حجم نمونه این پژوهش با بهره گیری از فرمول کوکران شامل 250 نفر (100مرد و 150 زن) برآورد گردیده که به روش نمونه گیری طبقه ندی انتخاب شده اند. داده های این پژوهش با استفاده از آزمون های مناسب و با بهره گیری از نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج بدست آمده نشان می دهند که انگیزه های اقتصادی- سیاسی (عاملی مهم برای پسران)، و پایگاه اقتصادی و اجتماعی، ازدواج و جاذبه محیط دانشگاه در بین دختران به نسبت پسران عوامل مهم تری برای ادامه ی تحصیل (ورود به دانشگاه) می باشد.
اوقات فراغت اشاره به زمانی فارغ از کار و اشتغال دارد که افراد می توانند به دور از مشغله های کاری و بنا بر میل خود از آن استفاده کنند. نحوه گذران اوقات فراغت تأثیر فراوانی بر ابعاد مختلف زندگی فردی دارد که پیامدهای اجتماعی مهمی به بار می آورد، ازجمله نشاط اجتماعی که میزان آن بسته به نحوه گذران اوقات فراغت می تواند کم یا زیاد شود. مقاله حاضر به بررسی رابطه بین اوقات فراغت و نشاط در شهر اصفهان می پردازد. در اینجا اوقات فراغت در ابعاد فردی فعال، فردی غیرفعال، جمعی فعال و جمعی غیرفعال و نشاط نیز با استفاده از پرسشنامه استاندارد نشاط آکسفورد مورد سنجش قرار گرفته است. در مبنای نظری – تحلیلی بررسی از بحث های ساکتیول، لو و آرگایل، و کانمان و همکارانش استفاده شده است. بر اساس بحث های ساکتیول (2012) اوقات فراغت دارای چهار بعد جمعی/فردی و فعال/غیرفعال است و مطابق با نظر کانمان و همکارانش (2006) و لو و آرگایل (1993) اوقات فراغت جمعی و فعال اثرات بیشتری بر نشاط دارد. روش انجام پژوهش، پیمایش است و جامعه آماری آن را ساکنان شهر اصفهان تشکیل می دهند. بر مبنای فرمول نمونه گیری کوکران 1200 نفر به عنوان نمونه تعیین و به شیوه تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. نتایج نشان می دهد که بین اوقات فراغت و نشاط و نیز رضایت از گذران اوقات فراغت بانشاط رابطه معناداری وجود دارد؛ با افزایش رضایت از اوقات فراغت بر میزان نشاط نیز افزوده می شود. همچنین شیوه فعال گذران اوقات فراغت نسبت به شیوه غیرفعال آن، همبستگی قوی تری بانشاط دارد و در شیوه غیرفعال، شکل جمعی آن رابطه قوی تری بانشاط دارد.
در این مقاله چگونگی تاثیرپذیری معیار کلی حمایت به عنوان شاخص اندازهگیری میزان حمایت از بخش کشاورزی از متغیر نرخ ارز به صورت تئوریک مورد توجه قرار گرفته و تاثیر بیش ارزشگذاری ریال بر میزان و ساختار حمایت از بخش کشاورزی ایران طی سالهای 1380 تا 1384 اندازهگیری شده است. نتایج این مقاله بیانگر آن است که ارزشگذاری بیش از حد ریال، سبب بیشبرآوردی معیارکلی حمایت در سالهای 1381 و 1383 و در مقابل کمبرآوردی آن در سالهای 1380، 1382 و 1384 شده است. این امر نشان میدهد که برآیند اثر سیاست قیمتگذاری نرخ ارز بر میزان حمایت داخلی از محصولات کشاورزی نه تنها متاثراز شیوهی اعمال حمایت داخلی (غلبهی حمایت قیمتی از محصول بر نهادهای یا بر عکس) است بلکه از میزان تغییر در حمایتهای قیمتی و نهادهای ناشی از انحراف نرخ ارز نیز تاثیر میپذیرد.