"مقالة حاضر بر اساس پژوهشی که نگارندهگان در اواخر سال 1385 در مرکز تحقیقات صداوسیما انجام دادهاند تهیه شده است.
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر میزان تماشای تلویزیون بر موافقت یا مخالفت مخاطبان با ایدههای مطرح شده در برنامههای (سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، ورزشی و مذهبی) بوده است. از نتایج جالب پژوهش میتوان به این موارد اشاره کرد:
ـ با افزایش میزان تماشای برنامههای ورزشی بر مخالفت بینندگان با ایدهها و قضاوتهای مطرح شده در این برنامهها افزوده میشود.
ـ با افزایش پایگاه اقتصادی و اجتماعی مخاطبان بر مخالفت آنان با ایدههای اقتصادی، سیاسی و مذهبی مطرح شده در برنامهها افزوده میشود.
دادههای این پژوهش با استفاده از روشهای آماری آزمون T ، تحلیل واریانس یک طرفه، همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیره تحلیل شدهاند.
" نگرش/ طرز فکر، تأثیر رسانه، برجستهسازی، کاشت، میزان تماشا.
کتاب مثنوی شریف، معنویت و شرافت خود را مدیون عوامل مختلفی است که شاید استفادهها و استنادهای متنوّع و هنری صاحب مثنوی از قرآن کریم، در رأس آن عوامل قرار داشته باشد. یک دسته از بهرههای معنوی و درسهای معرفتی و پربسامد مولانا از کتاب حق تعالی نیز بیگمان از راه دقّت و تأمّل در احوال و اقوال پیامبران الهی حاصل آمده است. نوشتار حاضر میکوشد برخی از این درسها و نکتهیابیهای عرفانی-اخلاقی مولانا را، با محور و موضوع اتّحاد و همانندی انبیا، در حد مجال و مقال، کشف کند و تبیین نماید. از این رو، نگارنده در بخش اول مقاله به معرفی و دستهبندی مباحث مربوط به اتّحاد و همانندی انبیا در قرآن، به عنوان مأخذ نظری و اصلی مولانا در این باره پرداخته است، با عناوینی مثلِ اتّحاد و همانندی انبیا در مبدأ دعوت، اهداف و وظایف مشترک در بعثت و پیام انبیا، و همانندی یا اتّحاد قرآن با کتابهای پیشین؛ و سپس، تجلّی و تأثیر همین موضوع در مثنوی، در بخش دوم یا متن مقاله بازنمایی میگردد، با عناوینی مثلِ همانندی در شخصیت، همانندی در دعوت و همانندی در هدف انبیا، که هرکدام در بخشهای کوچکتر، به همراه نمونههای مشخّص بررسی و تبیین شده است. سخن تازه این گفتار آن است که مخاطبان کتاب مثنوی، میتوانند با پیروی از شیوه معنوی و معرفتی مولانا در استفاده از کتاب الهی، به «سرّ صحف» واقف آیند، و با کشف و درک همانندیها و همسانیهای(دعوتی و شخصیتی) انبیای الهی، به عوامل و دلایل مهم و با استحکامی جهت تقریب مذهبی و تفاهم بینالادیانی دست پیدا کنند، و با این معرفت حیاتبخش، ریشه بسیاری از اختلافات و جنگهای دینی و عقیدتی در جهان خاکی را شناسایی و رفع سازند، و در نهایت به زندگی مسالمتآمیزتر، انسانیتر و الهیتری دست پیدا نمایند.
شاید هیچ گوینده و متفکری چون حکیم عمر خیام نیشابوری، مورد توجه و اقبال جهانیان نبوده است و هیچ اثری چون رباعیات وی موضوع گفتگوها، بحث ها،پژوهش ها، ترجمه ها و نقدهای جهان شرق و غرب قرار نگرفته است. اعتقاد بنده این است که تبیین اندیشه خیامی جز از اخلال رباعی ها مقبول الاصاله وی میسر نیست و آن چه اصالت هر رباعی را تایید می کند، سازگاری و توازن مفاهیم آن است....