در این مقاله، روشی برای ارزیابی و اندازهگیری میزان قدرت پیشبینی آینده جدولهایداده-ستانده به دست میدهیم. همچنین نتایج مطالعه تجربی بر روی جدول داده-ستانده سال1367 تهیه شده در بانک مرکزی ایران و جدول سال 1370 تهیه شده در مرکز آمار ایران که بااستفاده از این روش انجام شده است را برمیشماریم. در این مقاله، ابتدا سطرها و ستونهایجدولهای یادشده براساس طبقهبندی ISIC به 11 بخش عمده اقتصادی تقلیل داده شد و سپسبا استفاده از یک ماتریس تبدیل حاصل از جدول و اجزای اصلی تقاضای نهایی، ارزش افزوده11 بخش موردنظر برای یک دوره 4 ساله و یک دوره 9 ساله بعد از سال جدول، محاسبه شدهاست. مقایسه مقادیر پیشبینی شده با مقادیر واقعی، نشان میدهد که پس از گذشت 4 تا 6سال، هر دو جدول یادشده، از نظر پیشبینی آینده، قابلیت اطمینان کمتری خواهند داشت.بنابراین، پژوهشگران باید در استفاده از نظامهای داده-ستانده در پیشبینی ارزش افزوده برایبرنامهریزیهای اقتصادی، احتیاط لازم را به عمل آورند. به علاوه، در این مقاله میبینیم که هر دوجدول، در پیشبینی ارزش افزوده برخی از بخشها، نارساییهایی دارند، لیکن پدر مجموعپ،جدول سال 1370، در این مورد، از قابلیت اطمینان نسبی بیشتری برخوردار است.
توسعه شهری زمانی می تواند در جهت پایداری قرار گیرد که بتواند راهکارهایی مشخص، برای تامین مطلوب نیازهای خدماتی ساکنان ارائه دهد، لکن به علت نگرش بخشی، ضعف ساختاری مدیریت شهری و فقدان مشارکت مردمی، سازمان های خدمات رسان شهری نتوانستند به صورت کارا به توزیع فضایی عادلانه خدمات بپردازند. این پژوهش با هدف ارزیابی نقش توزیع فضایی خدمات شهری در توسعه پایدار شهر انجام شده است و در صدد است که توزیع فضایی خدمات شهری را در ارتباط با سطح برخورداری مناطق شهری تحلیل نماید، سپس نقش آن در پایداری شهری را مورد بررسی قرار دهد. روش مورد استفاده در این پژوهش از نوع توصیفی – تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق کل محدوده قانونی شهر تهران شامل مناطق 22 گانه آن است و داده های مورد بررسی که نشان دهنده ویژگی عملیاتی بودن شاخص های مختلف خدمات شهری است از منابع رسمی کشور همچون مرکز آمار ایران و شهرداری تهران گردآوری شده اند. برای انجام محاسبات، از تکنیک تاپسیس به منظور رتبه بندی مناطق و آنتروپی شانون در جهت وزن دهی شاخص ها استفاده شده است. نتایج نشان دهنده توزیع فضایی نامناسب خدمات شهری در مناطق 22 گانه شهر تهران است و اختلاف در سطح برخورداری یکی از مهمترین عوامل ناپایداری توسعه در مادر شهر تهران تشخیص داده شده است. بررسی های حاصل از این تحقیق نشان می دهد که، صرف وجود خدمات در یک شهر، حتی اگر که بیش از نیاز واقعی باشد و یا با سرانه استاندارد برابر باشد نمی تواند جوابگوی نیاز همه ساکنان شهر باشد و به پایداری شهر منجر شود؛ بلکه در کنار این مساله، باید این امر مهم مورد توجه ویژه قرار گیرد که این خدمات به چه شکلی توزیع شده اند و پراکندگی فضایی آنها از چه الگویی تبعیت می کند.
یکی از مواردی که در متون ادب فارسی مورد توجه قرارگرفته و به شیوه های مختلف بازتاب یافته، آیین دادخواهی و تظلّم است. زنجیرعدالت، قصه برداشتن، جامه ی سرخ پوشیدن، سر راه پادشاهان ایستادن، خاک بر سر کردن و... برخی از مشهورترینِ شیوه های دادخواهی بوده است. این شیوه های دادخواهی به دلایل مختلف از جانب حاکمان یا مردم ابداع شده است. برخی شیوه ها همچون زنجیر عدالت، عَلَم داد و جامه ی سرخ، به وسیله ی حاکمان ابداع شده اند. در مقابل، متظلّمان نیز از سر ناچاری و برای جلب توجه صاحبان قدرت، روش هایی خلق کرده اند. خاک بر سر کردن، دست در دامن زدن و سربرهنه کردن از این نوع اند. در ظاهر هرگاه کارکردهای یک شیوه، ضعیف و یا منسوخ می شده جای خود را به شیوه های جدیدتر می داده است. این شیوه ها در ادبیات فارسی بازتاب یافته و تا سال ها پس از کهنه شدن، به صورت های مختلف به حیات خود ادامه داده اند. برخی از شاعران با مقاصد تربیتی و اخلاقی به آن ها نگریسته اند؛ برخی به اصل آن آیین اشاره کرده اند و برخی دیگر آن ها را دست مایه ی مضمون سازی های شاعرانه قرار داده اند. بعضی از ملزومات آیین دادخواهی مانند تیراَمان، انگشتری زینهار و... را که در ادبیات هم منعکس شده اند؛ می توان از فروعات و ملحقات این آیین و رسوم دانست.
در این نوشتار، منابع معرفتی فلسفه های اگزیستانس بررسی می شود. بدین منظور ابتدا به اختصار پیشینه نظرات درباره ارزش معلومات بشری از یونان باستان تا دوره معاصر و فلسفه قرن بیستم بیان می گردد. و در خلال تبیین این سیر تاریخی، اندیشه پدیدارشناسی و درون ماندگاری به عنوان یکی از منابع معرفتی فلسفه های اگزیستانس رصد می شود. در این بخش شیوه انتقال این اندیشه از کسانی همچون لامبرت و کانت در دوره جدید به نیچه، سارتر و دیگران در دوره معاصر و فلسفه اگزیستانسیالیسم مورد توجه قرار می گیرد. و نقش حلقه واسط این جریان فکری یعنی شوپنهاور، به عنوان شاگرد باواسطه کانت و استاد بی واسطه نیچه برجسته می گردد. سپس جایگاه پدیدارشناسی در میان دانش های همگنش یعنی هستی شناسی، معرفت شناسی، اخلاق و منطق تشریح، و مشخص می شود. که پدیدارشناسی نمی تواند گرایشی در برابر دانش های همگنش باشد؛ زیرا پدیدارشناسی یعنی شناخت پدیده ها و با این وصف جزو دانش شناخت به شمار می آید، نه در مقابل آن. سپس مفهوم لغوی و اصطلاحی، تعریف، ادوار و موضوع پدیدارشناسی واکاوی می شود. و این نتیجه به دست می آید که ارائه تعریف ثابت و یقینی برای پدیدارشناسی، ناممکن است. در پایان، دیدگاه (پدیدارشناسی به مثابه مبنای معرفت شناختی اگزیستانسیالیسم) نقد و بررسی می گردد.
نظام مدیریت روستایی در ایران از گذشته تا کنون با چالش های ساختاری و مسائل و مشکلات کارکردی عدیده ای مواجه بوده است. به نظر می رسد عملیاتی شدن مدیریت مناسب روستایی و هدایت آنها در جهت مثبت، نیاز به بر قراری هماهنگی میان نیروها و عوامل بیرونی و درونی موثر در توسعه روستایی از طریق بکارگیری یک رویکرد سیستمیک و معتبر است. این پژوهش می کوشد با بررسی خبرگان و پژوهشگران حوزه روستایی، مهمترین نقاط قوت، ضعف فرصت ها و تهدیدهای فراروی روستاهای ایران را شناسایی نموده و در چارچوب برنامه ریزی استراتزیک راهبردهای مناسب را برای هدایت و توسعه نظام مدیریت روستایی ایران تدوین نماید.پژوهش پیش روی از نوع پژوهشهای پس کاوی است و روش انجام مطالعات در این پژوهش با توجه به ماهیت کار مبتنی بر روشهای توصیفی- تحلیلی و پیمایشی می باشد. روش گردآوری داده ها و اطلاعات مورد نیاز طرح ترکیبی از روشهای اسنادی و میدانی می باشد.نتایج این بررسی نشان می دهد که استراتژی توانمندسازی و ظرفیت سازی مدیران روستایی و نهادهای محلی (دهیاری ها و شوراهای اسلامی و سایر نهادهای و مدیران محلی) و استراتژی سازماندهی و باز آفرینی ساختاری- نهادی و مدیریتی مدیریت روستایی کشوردر اولویت های اول و دوم برای سازماندهی نظام مدیریت روستایی کشور می باشد.
مردم نگاری شهری به مثابه ی یکی از روش های تحقیق کیفی است که بر آن است که برای مطالعه ی شهر باید از رویکرد انسان گرایانه استفاده کرد، زیرا این انسان ها هستند که شهر را می سازند. در واقع، مردم نگاری به مشاهده ی جهان بر اساس چارچوب مرجع افراد مورد بررسی می پردازد و محقق به گونه ای فعال در زندگی افراد و موقعیت مورد مطالعه مشارکت می کند؛ مشاهده ی وقایع عادی و فعالیت های روزمره به گونه ای که در محیط های طبیعی رخ می دهد. افزون بر آن، وقایع غیرعادی نیز مورد مشاهده قرار می گیرد و محقق به طور مستقیم در زندگی افراد مورد مطالعه مشارکت می ورزد و شخصاً فرایند زندگی اجتماعی روزمره را در محیط و میدان تحقیق تجربه می کند. تاریخچه ی مردم نگاری شهری از شهر شیکاگو آغاز می شود. تامس نخستین چهره ی برجسته و بنیانگذار مکتب شیکاگو بود که تحقیقات اجتماعی خود را در زمینه ی مشکلات شهر شیکاگو بویژه موضوع هایی چون مهاجران، زنان، اقلیت گروه های قومی، انحرافات اجتماعی و غیره پیش از جنگ جهانی اول آغاز کرده بود. در واقع او بر آن بود که برای مبارزه با انحرافات اجتماعی و مشکلات زندگی شهری چاره ای جز شناخت دقیق سازوکارهای آنها و تحلیل این سازوکارها وجود ندارد. آنچه به نظر وی اهمیت داشت این بود که برداشت و نگرش افراد را نسبت به موقعیتی که در آن قرار گرفته اند بشناسیم تا بتوانیم جهت گیری های ذهنی آنها در جامعه را درک کنیم.