هدف از این تحقیق استفاده از رویکرد توسعه میان افزا به منظور توسعه آتی شهر مراغه و به دست آوردن پتانسیل های هر یک از محلات می باشد که از چندین شاخص از جمله نرخ فضای باز، کیفیت ابنیه، دسترسی و نفوذناپذیری، فشردگی و ریزدانگی و ... استفاده شده است. محدوده مورد مطالعه در این پژوهش شهر مراغه می باشد. روش تحقیق میدانی-اکتشافی می باشد که از روش های دیگر از جمله توصیفی-تحلیلی بهره گرفته شده است. نتایج نشان می دهد شهر مراغه 867 هکتار زمین بایر دارد. 56 درصد ساختمان های موجود در وضعیت تعمیری و تخریبی قرار دارند. هم چنین 70درصد از کل ساختمان ها به صورت یک طبقه می باشد. در نتیجه شهر مراغه دارای پتانسیل های زیادی در امر توسعه میان افزا می باشد. این ظرفیت بالقوه با استفاده از اصول رشد هوشمند شهری و علی الخصوص توسعه میان افزا می تواند در توسعه پایدار شهر موثر باشد.
از جمله خصایص بارز سبکی شعرای نامی سبک هندی، که شعرشان را از اشعار سبک های دیگر متمایزتر جلوه می دهد مخالف خوانی یا انحراف از نُرم است . منظور از مخالف خوانی، در اشعار شعرای سبک هندی آن است که شعرای این سبک، به جهت دست یافتن به «معنی بیگانه» و پروراندن معانی و مضامین بکر شعری و متفاوت از آن چه در هنجار دیرینه ی ادبی است، در مورد معانی و مضامین کلیشه ای و رایج در ادب فارسی و شخصیت ها و عناصر مشهور داستانی و قرآنی و اسطوره ای نظیر: آب حیات، خضر، اسکندر، جام جم، یوسف، ابراهیم، عیسی، سلیمان و... از زاویه ای غیر عرفی می نگرند و به خلاف آمدِ عادت در مورد آن به قضاوت می نشینند، یعنی به انتقاد از آن چیزی می پردازند که در عرف و هنجار دیرینه ی ادبی، به ستایش و نگرش مثبت پیرامون آن پدیده ی شعری پرداخته شده و یا به ستایش و نگرش مثبت نسبت به آن چیزی می پردازند که در عرف و هنجار دیرینه ی ادبی، با انتقاد و نگرش منفی با آن برخورد شده است. نگارنده در این پژوهش موارد مخالف خوانی را از اشعار بیدل استخراج و به ترتیب حروف الفبایی مورد بحث قرار داده است و از اشعار دیگر شعرای سبک هندی نیز هر جا که ضروری به نظر می رسید، بهره برده است. هدف از این تحقیق تعیین موارد مخالف خوانی و انحراف از نُرم در سبک هندی، در محدوده ی شعر بیدل دهلوی است. نتیجه ی تحقیق اینکه مخالف خوانی در شعر بیدل دهلوی، با تأسی از شعرای نامدار سبک هندی از بسامد بالاتری برخوردار است.
زمینه: پژوهش های مختلفی تاثیر تمرین های مقاومتی بر قدرت عضلات افراد با فلج مغزی را بررسی کرده اند، درحالی که پژوهشی با برنامه تمرین های ترکیبی و کودکان با فلج مغزی انجام نشده است. هدف این پژوهش تاثیر 8هفته تمرین های مقاومتی و تعادلی بر قدرت اکستنسورهای دست برتر و استقامت تنه 3پسر با فلج مغزی بود.
روش: این پژوهش روی 3پسر با فلج مغزی با میانگین سنی 5/6سال (2نفر 7سال و یک نفر 6سال) انجام شد. در این پژوهش از روش پژوهشی موردی با طرح ای-بی-ای استفاده شد. در پژوهش حاضر، پس از موقعیت خط پایه، مداخله آغاز و طی 24جلسه مداخله انفرادی، تمرین های مقاومتی و تعادلی به آزمودنی ها ارایه شد و هر 3آزمودنی یک ماه پس از پایان مداخله به مدت 2هفته پی درپی تحت آزمون پیگیری قرار گرفتند. قدرت اکستنسورهای شانه و استقامت تنه به ترتیب توسط دینامومتر و آزمون استقامت تنه اندازه گیری شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد که مطابق با تحلیل دیداری نمودار داده ها براساس شاخص های آمار توصیفی و تحلیل دیداری ، مداخله موردنظر برای اکستنسورهای دست برتر و استقامت تنه برای هر 3شرکت کننده موثر بود.
نتیجه گیری: انجام تمرین های مقاومتی و تعادلی می تواند باعث افزایش قدرت اکستنسورهای دست برتر و استقامت تنه افراد با فلج مغزی شود که احتمالا عامل اصلی افزایش قدرت عضلات کودکان با فلج مغزی می تواند به عوامل عصبی مرتبط باشد.
با خیزش بیداری اسلامی در مصر و سقوط رژیم مبارک، بسیاری از تحلیل گران، به قدرت رسیدن محمد مرسی را فصل تازه ای در ساختار داخلی و خارجی این کشور می دانستند؛ اما دیری نپایید که همگان شاهد سقوط حکومت مرسی با کودتای نظامیان بودند. در این میان رهبر معظم انقلاب در سخنرانی های متعددی به جنبه های مختلف جنبش های مردمی تحت عنوان بیداری اسلامی پرداختند. این مقاله بر آن است تا به واکاوی علل ناکامی دولت مرسی از منظر رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران بپردازد. معظم له در نخستین همایش بیداری اسلامی، درخصوص علل تکوین، رشد و آسیب شناسی جنبش های اسلامی اخیر منطقه غرب آسیا، مطالبی بیان فرمودند که در این مقاله به آن پرداخته خواهد شد.
مسئلة زمان و چیستی آن از جذاب ترین و پیچیده ترین مسائل فلسفی است. در طول تاریخ، فلاسفه برای کشف حقیقت زمان، آن را به دقت و تفصیل بررسی کرده اند. فیلسوفان یونان و ایران باستان، متکلمان، عارفان، فیزیک دانان و دیگر متفکران به این مسئله توجه کرده اند. نوشتار حاضر نگاهی است اجمالی به آرای مختلف دربارة حقیقت زمان که سعی دارد با بیان دیدگاه های گوناگون متفکران از سویی، و با توجه به نتایج به دست آمده از نظریات جدید در علم فیزیک از سوی دیگر، حقیقت و چیستی زمان را تا حدی روشن سازد.
عباراتی پیچیده و مشکل در نظم و نثر ادبیات فارسی وجود دارد که به شرح و توضیح محتاج است . اشعار حافظ و خاقانی و مولوی و حتی سعدی و نثر کلیله و دمنه و مرزبان نامه و تاریخ بیهقی این مشکل را در بعضی جایها دارند. شرح دهندگان برداشتهای نادرست عرضه داشته اند و چون این معانی خطا به کتابهای درسی هم راه یافته بر خود لازم دانستم که معنای حقیقی عبارات را آنچنانکه گوینده اراده کرده و گفته است یادآوری کنم و از این راه وظیفه خودم را به ابیات کشورم ادا نمایم. مقاله ذیل بخشی از این روشنگری است .
هدف: پژوهش حاضر، میزان کاربردپذیری استاندارد توصیف و دسترسی به منبع( آر.دی.ای.) را در کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی بررسی نموده است.
روش/ رویکرد: پژوهش به روش پیمایش توصیفی انجام پذیرفته و دادهها از طریق سیاهه وارسی، گردآوری شده است. جامعه این پژوهش شامل 156 عنصر کاربرگه فهرست نویسی اسناد تاریخی مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی است که برای دستیابی به اهداف پژوهش، تنها تعداد 56 عنصر توصیفی موجود در کاربرگه مذکور، با مشورت و نظرخواهی از متخصصان، مورد توجه بوده که در نهایت دادههای این پژوهش با استفاده از آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
یافتههای پژوهش: میزان مطابقت کاربرگه فهرست نویسی اسناد تاریخی مجلس شورای اسلامی و عناصر هسته استاندارد توصیف و دسترسی به منبع(آر.دی.ای.)، تنها 22.1درصد است به بیان دیگر ، تعداد 27 عنصر از کاربرگه مذکور، با 122 عنصر هسته استاندارد توصیف و دسترسی به منبع(آر.دی.ای.) انطباق دارد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که کاربرگه فهرست نویسی اسناد تاریخی مجلس شورای اسلامی بیشتر به بحث سیستمی و تحلیلی(موضوعی) توجه داشته و تعداد عناصر توصیفی آن بسیار کمتر است. در واقع، استاندارد توصیف و دسترسی به منبع(آر.دی.ای.)، در مقایسه با کاربرگه فهرست نویسی اسناد تاریخی مجلس شورای اسلامی، پوشش جامعتری برای فهرست نویسی توصیفی منابع آرشیوی دارد، و نیز مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی به جهت بهبود توصیف و سازماندهی منابع خود میتواند، 49 عنصر پیشنهادی را که برگرفته از عناصر هسته استاندارد توصیف و دسترسی به منبع(آر.دی.ای.) است، در کاربرگه خود بگنجاند.