ظهور شهر منطقه های دانش محور به موازات شکل گیری پارادایم اقتصاد دانش محور از پارادایم های مؤثر برای توسعه شهرهای پایدار آینده است. این مناطق با هدف ترکیب مؤلفه های عملکردی، کالبدی و نهادی خوشه های دانش با فعالیت های شهری در پی استفاده حداکثری از ویژگی های منحصربه فرد هر منطقه می باشند. پیش زمینه دستیابی به اهداف این مناطق در توسعه منطقه ای، برنامه ریزی فضایی-کالبدی آن ها و چگونگی سازماندهی فضایی فعالیت ها و عملکردهای آن ها در پهنه سرزمین است. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که مناطق ویژه ایران به طور عام، و منطقه ویژه یزد به طور خاص، برای دستیابی به توسعه پایدار چه ملاحظات فضایی-کالبدی را باید در نظر گیرند؟ با به کارگیری روش تحلیل ثانوی بر مبنای تجزیه وتحلیل محتوای طرح های مناطق ویژه در مقیاس جهانی و مناطق ویژه کشور مهم ترین اقدامات آن ها (فضایی کالبدی، حمل و نقل، مسکن و محیط زیستی) را شناسایی و ارزیابی می کند. تدقیق نتایج مطالعات در مناطق ویژه یزد در تطابق با دیگر مناطق ویژه ایران نشان دهنده پررنگ بودن وجوه اقتصادی برنامه ریزی آن ها، توجه نسبی به مسائل محیط زیستی و توجه حداقلی به زمینه هایی نظیر چگونگی سازمان یابی فضایی و ارتباط کانون های اصلی در ارتباط با شهر و منطقه، حمل و نقل و مسکن است. ارتباط سه جانبه «سیستم نوآوری و تولید»، «عرصه های تصمیم گیری و سیاستگذاری» و «منطقه دانش محور» همراه با توجه به ویژگی های منحصربه فرد هر منطقه، بازنگری در عملکرد و تعریف جایگاه قانونی آن ها در سلسله مراتب نظام برنامه ریزی کشور، تبیین اهداف و اولویت های توسعه در قالب برنامه ای جامع، به منظور تثبیت این مناطق در توسعه پایدار شهرها ضروری است.
هدف: تحلیل و مقایسه دیدگاه کاربران و کتابداران کتابخانه ملی درباره کیفیت خدمات اطلاعاتی در این کتابخانه. روش/ رویکرد پژوهش: این پژوهش از نظر هدف و نوع، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده ها پیمایشی است. یافته ها: از منظر کارکنان، کارکنان و کیفیت منابع کتابخانه توانسته است حداقل انتظارات مراجعان را برآورده سازد. کیفیت فضای کتابخانه در سطح واقعی (موجود) از حداقل انتظار کاربران بالاتر است. از منظر مراجعان، کارکنان کتابخانه نتوانسته اند به جز در موارد معدود، حداقل انتظارات آنان را برآورند، و کیفیت منابع کتابخانه در وضعیت فعلی از حداقل انتظار مراجعان پایین تر است. کتابخانه ملی از لحاظ بُعدهای مکان و فضا بهتر از دو بُعد تأثیرگذاری خدمات و کنترل اطلاعات است. نتیجه گیری: بین نگرش دو گروه مورد بررسی در مورد کیفیت در سطح حداقلی و حداکثر، تفاوت معناداری وجود دارد. از منظر مراجعان، کتابخانه نتوانسته است حتی حداقل انتظارات آنان را برآورده سازد و تا رسیدن به وضع مطلوب یا مورد انتظار آنان فاصله زیادی دارد.
تفسیری که ملاصدرا از داستان آدم(ع) در قرآن کریم عرضه کرده، بر پیش فرض ها و مبانی فلسفی و معرفتی خاصّی مبتنی است. بررسی زبان قرآن و مبانی فلسفی و معرفتی ملاصدرا در تفسیر، با محوریّت تفسیر قصّة آدم، از اهداف این مقاله است. از دیدگاه ملاصدرا، زبان قرآن در قصّة آدم، زبان معرفت بخش؛ و قصّه، مشتمل بر ویژگی های به ظاهر متضاد است. تفسیر باطنی با حفظ ظاهر، تمثیلی بودن در عین تاریخی نگری، از ویژگیهای تفسیر وی است. تفسیر فلسفی ملاصدرا، به لحاظ مبانی، قابل نقد و بررسی است. بعضی از نقدهای وارد بر تفسیر قصّة آدم عبارتاند از: آموزة انسان کبیر، که به صورت مشترک لفظی به کار رفته و به دو معناست: یکی نفس کلّی که جزو عقول است، و دیگری به معنای نفس سماوی؛ و نیز مبتنی است بر طبیعیات حکمت مشاء در تبیین حرکت مستدیر افلاک. از لوازم تفسیر صدرایی، سجدة گروهی از فرشتگان بر حضرت آدم است که با عمومیّت آیات سجدة فرشتگان هماهنگ نیست.
پیش بینی تغییرات و جابجایی های کلی و حتی جزئی الگوی رودخانه، از عمده ترین مباحث مربوط به ژئومورفولوژی رودخانه ای به شمار می رود. به همین علت، تحقیقات متعددی توسط محققین، خصوصاً ژئومورفولوژیست ها در خصوص موضوع فوق صورت گرفته است. در این جهت، تغییرات مورفولوژی رودخانه های بابل و تحول آن در جلگه ساحلی خزر بررسی شد. که هدف تعیین مناطق در حال فرسایش و یا پایدار رودخانه مذکور بوده است . برای نیل به این هدف، تغییرات رودخانه در مقطع زمانی 39 ساله با روش های تغییرات زمانی و مکانی ( معادلات ریاضی )، روش گرافیکی و روش میدانی موردبررسی قرارگرفته است و سعی شده براساس این روش ها، تغییرات بستر و الگو و جابجایی مسیر رودخانه بابل تعیین و پیش بینی گردد. جهت انجام این بررسی، از عکس های هوایی سال های 1334 و 1373 برای بررسی تغییرات الگوی رود و نیز داده های هیدرولیک جریان و پارامترهای هندسی کانال برای تحلیل تغییرات بستر و مورفولوژی رود استفاده شده است . نتایج این بررسی نشان می دهد که رودخانه بابل در قسمت علیای جلگه در وضعیت تقریباً ناپایدار بوده و از نظر دینامیکی فعال است. در مقابل، در بخش انتهایی هیچ گونه تغییری در الگوی رودخانه در فاصله زمانی موردمطالعه مشاهده نشده است و نشان دهنده پایداری نسبی الگوی رودخانه در مقطع زمانی 39 ساله بوده است .
رشد روز افزون فرایند جهانی شدن اقتصاد و چگونگی رویارویی با آن یکی از دغدغه های اساسی کشورهای دنیا به ویژه کشورهای در حال توسعه است. آگاهی از مزیتها و عدم مزیتهای صنایع داخلی می تواند در پیوستن به فرآیند جهانی شدن و شناخت تواناییهای کشورها کمک شایانی کند. در این مقاله سعی شده تا توان رقابتی و مزیت نسبی صنعت پتروشیمی با تأکید بر مجتمع پتروشیمی تبریز مورد بررسی قرار گیرد. اندازه گیری توان رقابتی و مزیت نسبی مجتمع پتروشیمی تبریز از طریق شاخص نسبت هزینه واحد نشان می دهد که مجتمع مورد نظر با احتساب هزینه فرصت سرمایه دارای توان رقابتی در بازارهای داخلی و خارجی است. اما با الحاق ایران به سازمان تجارت جهانی توان رقابت با رقبا را نخواهد داشت. با احتساب هزینه فرصت سرمایه این مجتمع نه در بازارهای داخلی و نه در بازارهای خارجی دارای توان رقابتی و مزیت نسبی است. بررسی انحرافات قیمتی به عنوان یکی از عوامل مؤثر در توان رقابتی بنگاهها در داخل کشور نشان می دهد که سیاستهای دولت در جهت حمایت از این بنگاه بوده و باعث افزایش توان رقابتی به میزان 33 درصد شده است.
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر کیفیت زندگی درمانی بر مؤلفه های سرمایه روان شناختی (خود کارآمدی، امیدواری، تاب آوری وجهت گیری به زندگی) در دانشجویان دخترانجام شد. روش پژوهش آزمایشی و جامعه آماری، دانشجویان دختر روان شناسی عمومی دانشگاه پیام نور شهرضا بودند که از بین آن ها به صورت تصادفی ساده 40 نفر (20 نفر گروه آزمایش و 20 نفر گروه گواه) انتخاب و سپس به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. طرح پژوهش آزمایشی دو گروهی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. گروه آزمایش طی هشت جلسه تحت آموزش کیفیت زند گی درمانی قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسش نامه سرمایه روان شناختی(مک گی، 2011)بود وداده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری(MANCOVA) تحلیل شد. نتایج نشان داد که در پس آزمون پس از کنترل پیش آزمون، بین گروه آزمایش و گواه درامیدواری، تاب آوری و جهت گیری به زندگی تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که در پیگیری پس از کنترل پیش آزمون در خودکارآمدی، امیدواری و در جهت گیری به زندگی بین گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری وجود دارد.