زمینه: ویژگی های خاص بازی های حرکتی و فواید متعدد آن در رشد همه جانبه کودکان باعث توجه متخصصان به نقش بازی در آموزش شده است، اما آیا آموزش از طریق بازی های حرکتی می تواند کمکی به بهبود یادگیری ریاضی در دانش آموزان دیرآموز کند؟ هدف: پژوهش حاضر، به منظور بررسی تأثیر آموزش ریاضی از طریق بازی های حرکتی بر یادگیری مفاهیم ریاضی و علاقه به ریاضی دانش آموزان دیرآموز انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود و جامعه آماری آن را تمامی دانش آموزان دیرآموز پایه دوم ابتدایی شهر سنگر در سال تحصیلی 96-1395 تشکیل می دهند. نمونه شامل 30 نفر از این کودکان بود که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جای دهی شدند. گروه آزمایش برنامه محقق ساخته آموزش از طریق بازی های حرکتی (ابراهیمی، 1396) را طی 10 جلسه 45 دقیقه ای دریافت کردند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه توانمندی های یادگیری ریاضی پایه دوم (تبریزی، 1389)، آزمون هوشی وکسلر کودکان (وکسلر، 1949) و پرسشنامه علاقه به ریاضی (نعمتی، 1388) بود. یافته ها: نتایج حاصل از آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که بین گروه آزمایش و گواه در یادگیری مفاهیم ریاضی و تمامی مؤلفه های علاقه به ریاضی تفاوت معنادار وجود دارد، به طوری که نمره گروه آزمایش بیشتر از گروه گواه است ( 001/ 0 > P ). نتیجه گیری: آموزش ریاضی از طریق بازی های حرکتی باعث بهبود یادگیری مفاهیم ریاضی و افزایش علاقه به ریاضی در دانش آموزان دیرآموز شده است.
ممسنی یا مماسنی، طایفه ای از بومیان جنوب زاگرس بودند که به دامداری و کوچ روی اشتهار و مشغول بوده و بنا به روایت های مختلف و دلایلی چند از جمله همین کوچ رو و جنگجو بودن، به دنبال یافتن مرتع و جایگاهی درخورتر برای زندگی به منطقه شولستانات وارد شده، بومیان این منطقه را سرکوب کرده و خود بر این منطقه که امروزه به همین نام یعنی ممسنی خوانده می شود مسلط شدند. منطقه شولستانات (ممسنی امروز) در شمال غربی شیراز، و جنوب غربی استان فارس قرار دارد . و در هر دوره تاریخی قسمتی از آن جدا و زمیمه شهرستان یا استان مجاور می شده است. که در سال های اخیر نیز طایفه رستم در قالب شهرستانی مستقل تحت عنوان شهرستان رستم، از طایفه ممسنی جدا شد. ممسنی ها دارای آداب و رسوم خاص و فرهنگی مشترک با سایر همزبانان خویش مثل بختیاری ها و حتّی فارس ها هستند، لرهای فارس-نشین ممسنی و رستم بسیاری از رسم ها و آیین سنتی خویش را حفظ و حتّی امروزه نیز در مراسم هایی مثل عروسی، عزاداری، عید نوروز و ... آن ها را انجام می دهند. ممسنی ها شیعه مذهب ولی در آیین و شریعت دارای تسامح بسیار می باشند. زندگی روزمره را با دامپروری و کشاوری و نیز امروزه با اشتغال در برخی نهادهای دولتی و حکومتی در کنار تجارت و ... می گذرانند، این درحالی ست که در گذشته ای نزدیک، این مردم علاوه بر کشاورزی و دامداری، از راه غارت و راهزنی، شکار و ... نیز کسب معیشت می کردند؛ که این خود همواره باعث ضدیت ایشان با حاکمان و حکومت های وقت می شده است.
یکی از متون درخور توجه در سیره سیاسی امام علی7، مکاتبات حضرت با معاویه است. از سوی دیگر شماری از آیات قرآن درباره منافقان نازل شده که دارای سبک و ادبیاتی متفاوت با دیگر آیات است. این پژوهه کوشیده است تا با بررسی تطبیقی بین این دو منبع، میزان همسویی کلام امام علی7 خطاب به معاویه را با آیات قرآن درباره منافقان سنجیده و ارتباط آن دو را با رویکردی متن شناختی مورد ارزیابی قرار دهد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که در اکثر موارد سبک کلام امام علی7 موافق سبک کلام پروردگار بوده و تعابیر و مضامین به کار رفته در هر دو منبع، از هماهنگی قابل توجهی برخوردار بوده است. این سازگاری از یک سو، نشانگر پیوند تنگاتنگ قرآن و نهج البلاغه و در نتیجه وثاقت کلام امام علی7 است و از دیگر سو، گواه روشنی بر چهره منافقانه معاویه به شمار می رود.
فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی نوین از جمله رسانه های اجتماعی، سایت های شبکه های اجتماعی و محتوای تولید شده توسط کاربر، در حال تغییر چشم انداز گفتمان سیاسی در بحران ها و محیط های پس از درگیری هستند. کاربرد این ابزارها می تواند روش هایی که ایده ها گسترش می یابند و در درون جوامع منتشر می شوند را دگرگون کند. فناوری های نوین می توانند ارتباط موثر و پایدار بین افراد، اجتماعات، جنبش ها و افراد ذینفع درگیر در مدیریت بحران ها را تسهیل کنند. فرضیه پژوهش پیش رو این است که نقش آفرینی رسانه های نوین نظیر اینترنت، شبکه های اجتماعی (فیس بوک، توئیتر)، تلفن همراه (پیام دهی متنی)، وبلاگ ها، پست الکترونیکی و چت روم ها، عامل شکل گیری شیوه جدید مشارکت سیاسی در بین شهروندان (عمدتاً جوانان) این کشور بوده است. از منظر جامعه شناسی سیاسی، جوانانی که از مشکلاتی چون بیکاری، فساد و استبداد رنج می بردند و از فناوری های نوین ارتباطی استفاده می کردند، نقش مهمی در رهبری و مدیریت این انقلاب ایفا کرده اند و عملاً آغازگر موج اعتراضی مصر بوده اند.
در این پژوهش قصد داریم با توجه به مبحث فناوری اطلاعات و ارتباطات و نقش آن در کشور مورد بررسی یعنی مصر، به مقطع زمانی انقلاب ۲۵ ژانویه سال ۲۰۱۱ بپردازیم که در آن به واسطه نقش ابزارها و شبکه های ارتباطی نوین، میدان های عمل جدیدی برای کنشگری سیاسی فراهم شد. پس از آن با در نظرگرفتن ظرفیت محدود این پژوهش، به شرایط و اوضاع در حال تغییر این کشور می پردازیم و این موضوع را بررسی می کنیم که چگونه فرصت سیاسی ایجاد شده در این کشور در اثر حوادث و تحولات، دچار چالش شده است.
حداقل تأثیر عدم وجود نظام نظارت مالی، گرانی قیمت ها و عدم استفاده از منابع در جای نامناسب می باشد. این پژوهش به منظور بررسی رابطه نظارت مالی و مؤلفه های کاربردی آن (شامل مراحل انجام خرج، تعداد دستگاه های واگذار شده به ذیحسابان، وحدت رویه، توانمندی ذیحسابان، استقلال شغلی و مالی ذیحسابان، اعمال روش حسابداری تعهدی و نظارت بعد از خرج) انجام شده است. این تحقیق از روش توصیفی-همبستگی از نوع پیمایشی است و از نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل 133 نفر از ذیحسابان و معاونین ذیحساب دستگاه های اجرایی کشور و حسابرسان دیوان محاسبات و سازمان حسابرسی می باشد. نتایج تحقیق نشان داد که سطح کلی وضعیت نظارت مالی در جامعه آماری مورد تحقیق بالاتر از حد متوسط است. همچنین ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که میان نظارت مالی و عوامل اثرگذار برآن رابطه معناداری وجود دارد و نتایج رگرسیون گام به گام هم نشان داد که توانمندی ذیحسابان، استقلال شغلی و مالی ذیحسابان، واگذاری مسئولیت بیش از یک دستگاه به ذیحسابان به ترتیب دارای بیشترین اهمیت و تأثیر بر روی نظارت مالی می باشند. با توجه به نتایج این تحقیق پیشنهاد می شود که حسابداری تعهدی به جای حسابداری نقدی اعمال گردد و همچنین با شفاف سازی قوانین و مقررات مربوطه، زمینه استقلال شغلی و مالی ذیحسابان فراهم گردد و با کاهش تعداد دستگاه های واگذار شده به ذیحسابان نظارت مالی به نحو مؤثرتری اعمال گردد.
آموزش های علمی- کاربردی کشاورزی که وظیفه ارتقای مهارت های عملی دانشجویان را توأم با آموزش های نظری برعهده دارد می تواند با توسعه مهارت های شغلی در برنامه های آموزشی در جهت تقویت برخی ویژگی ها، توانایی ها ومهارت ها گام های اساسی بردارد. به این منظور تحقیق حاضر با هدف بررسی میزان کسب و توسعه مهارت های شغلی دانشجویان علمی -کاربردی کشاورزی استان آذربایجان غربی در سال1389در چارچوب کلی پژوهش های پیمایشی به اجرا در آمد. جامعه آماری این تحقیق 645 نفر از دانشجویان علمی- کاربردی بودند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران به تعداد 160 نفر محاسبه شد که با استفاده از نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسشنامه بود. روایی ابزار تحقیق بر اساس نظرات گروهی از اساتید دانشگاه تهران، تربیت مدرس و متخصصین دوره های علمی - کاربردی کشاورزی مورد تایید قرار گرفت. اعتبار این پژوهش نیز از طریق محاسبه ضریب الفای کرونباخ برای کلیه متغیرهای پرسشنامه82/0 بدست آمد که بیانگر مناسب بودن ابزار تحقیق بود. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS win تجزیه و تحلیل گردید. نتایج حاصل از همبستگی اسپیرمن نشان داده است که بین سطح تحصیلات پدر، درآمد ماهیانه خانواده و بکارگیری روشهای آموزش کارآفرینی با کسب و توسعه مهارت های شغلی دانشجویان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. بنابراین پیشنهاد می گردد با عنایت به اهمیت آموزش های علمی- کاربردی کشاورزی و نیاز بخش کشاورزی به دانش آموختگاتی توانمند برای کسب و توسعه مهارت های شغلی،با بر گزاری کارگاه های آموزشی به عنوان موثرترین روش آموزشی و با اولویت قرار دادن محتوای دروس تخصصی در سطوح مختلف دانشی و مهارتی در سر فصل های کتب آموزشی و آموزش تخصص های حرفه ای، دانشجویان را برای احراز شغل، حرفه و کسب و کار در مشاغل گوناگون آموزش داده و تحویل جامعه دهند.
إنّ للمعلَّقات مکانةً مرموقةً فی الأدب العربی، فضلاً عن أهمیتها فی العلوم المختلفة التفسیریة، واللغویة، والنحویة واحتوائها علی کثیر من الألفاظ الجاهلیة وغریبها، ولهذا فقد اهتمّ بها کثیر من الشرّاح، وقد أبدوا آراءهم النقدیة ضمن شرحهم هذه القصائد النفیسة.ومن هذا المنطلق یحاول هذا البحث استخلاص المنهج النقدی الذی تمیّز به الشرّاح فی شرح المعلَّقات مستخدماً المنهج التوصیفی ـ التحلیلی. وانسیاقاً من هذا تقوم الدراسة علی خطة تنهض علی محورین بارزین هما: المقام والمقال.
وقد اتّضح من البحث أن الشرّاح اهتمّوا بالنقد فی شروحهم وإن لم یکونوا مکثرین منه، وظهرت آراؤهم النقدیة فی المستویات المختلفة منها المستوی الفنیّ (المعجم، والصوت والإیقاع، والنحو والبلاغة)، والمستوی الدلالیّ.
ژرار ژنت را می توان بزرگ ترین نظریه پرداز در زمینة بررسی «زمان در روایت» دانست. ژنت برای سنجش شتاب روایت، شمار صفحات رمان را بر زمان تقویمی بازنمایی شده در متن تقسیم می کند و نتیجه را معیار بررسی قرار می دهد. زمان در شازده احتجاب گلشیری پیشروی بسیار کندی دارد، اما در ذهن شازده و دیگر شخصیت های آن، با شتابی وصف ناپذیر در حال پیشروی و پسروی است. در لایة بیرونی رمان که زمان تقویمی بازتاب بیشتری دارد، می توان پیشروی کندی در زمان داستان احساس کرد که با الگوی ژنت همخوانی دارد. در بررسی شتاب روایت در این رمان، چه همة زندگی شازده را خط اصلی روایت بدانیم و چه شب پایانی زندگی او را خط اصلی و دیگر بخش های رمان را گذشته نگری بشماریم، عوامل کاهنده و افزایندة شتاب روایت یکسان است؛ اما با هریک از این دو رویکرد، اندازه تأثیرگذاری این عوامل دگرگون می شود. شتاب روایت در رویکرد نخست، بسیار تند و در دوم، بسیار کند است.