تحقیق حاضر به بررسی تاثیر سه فن پیش تغییر تفصیلی واژگانی به نامهای افزودن توضیح میان دو هلالی (یا توضیح واژگانی توجیهی)، مثال دار و بازگویی پرداخته است. این بررسی به منظور یافت تفاوتهای موجود میان تاثیر این سه فن بر درک مطلب (خواندن) دانشجویان فنی صورت گرفته است. فنون مطرح در سه متن علمی عمومی اعمال شدند که بر اساس معیارهای میزان قابلیت خواندن و عملکرد دانشجویان در آنها انتخاب شده بودنــد. نهایتاً چهـار صورت از متن ها، شامل سه متن از پیش تغییر یافته و متن اصلی از 171 دانشجوی ESP دانشگاه علم و صنعت ایران و دانشگاه اسلامی کار امتحان گرفته شدند . شایان ذکر است، دانشجویان به وسیله امتحان PET (آزمون مقدماتی زبان انگلیسی) دانشگاه کمبریج تعیین سطح و تقریباً همگون شده بودند. نتایج بیانگر تفاوت معنـی دار و عملکرد بهتر در درک مطلب دانشجویان در متون تغییر یافته افزودن توضیح میان دو هلالی و مثال دار بود. از سوی دیگر، تفاوت معنی دار میان درک مطلب دانشجویان در متن اصلی و متن تغییر یافته با کمک فن بازگویی واژگانی وجود نداشت. کاربرد نتایـج ایـن تحقیق بـرای نویسنـدگان مطالب آموزشی علمــی بااهداف ویـژه ESP -EST - EAP بوده که مایلند متون علمی ساده تری را جهت ارتقاء درک مطلب و ترجمه درون زبانی دانشجویان به منظور افزایش توانایی در خواندن مطالب در اختیارشان قرار دهند.
دو تیزر تبلیغاتی که جوایز برتر جهانی رابه خود اختصاص داده اند، مورد بررسی قرارگرفته است. درتیزر اول، به بررسی روایت در تبلیغات می پردازد، ودرتیزردوم، به بررسی اسطوره درتبلیغات می پردازد.
این هردونگاه یعنی""روایت""و""اسطوره"" اکنون درجهان غرب تاثیر شگرفی بر دنیای تبلیغات گذاشته اند؛ چراکه توانسته اندازمرز خودآگاه به نا خودآگاه مخاطب نفوذ کنندودرفروش و بازاریابی مؤثرترباشند.
لیبر برای دسته بندی عناصر واژی هفت ذره معنایی («ماده»، «پویا»، «وجرا» (وضع/ جایگاه رویدادی استنباطی)، «مکان»، «مقید»، «ساختمند» و «درجه پذیر») و یک اصل به نام اصل هم نمایگی ارائه کرده است. در این نظریه هر عنصر واژی یک اسکلت معنایی (مرکب از یک/ چند مؤلفه معنایی و یک/ چند موضوع) و یک بدنه معنایی (مجموعه اطلاعات گویشور درباره آن عنصر واژی) دارد. اصل هم نمایگی موضوع های عناصر را به هم گره می زند و عنصری مرکب یا اشتقاق به دست می دهد. هدف این پژوهش بررسی و دسته بندی اجزای کلام زبان فارسی برپایه نظریه معنایی لیبر است. این پژوهش به پیروی از لیبر برپایه مؤلفه های «ماده» و «پویا» مقوله معنایی ماده/ شیء/ جوهر در زبان فارسی را به چهار گروه و برپایه مؤلفه های «پویا»، «وجرا» و «مکان» مقوله معنایی موقعیت را به شش گروه و برپایه مؤلفه های «وجرا» و «مکان» مقوله معنایی روابط را به چهار گروه دسته بندی می کند. نتایج پژوهش نشان می دهد که در زبان فارسی نیز مقولات نحویِ متفاوت، برای نمونه، فعل و حرف اضافه یا اسم و فعل دارای مؤلفه های معنایی مشترک هستند و دسته بندی معنایی نظریه لیبر را تأیید می کنند.
تأهل در برخی مشاغل از گذشته تا حال، به عنوان شرطی از شروط استخدامی ها از طرف سازمان ها در نظر گرفته می شود. این وضعیت در حالی است که مشروعیت شرط تأهل در برخی استخدامی ها مورد مناقشه جدّی است. با توجه به منابع فقه و همچنین با لحاظ اصول حاکم بر استخدام در حوزه ی حقوق اداری که شعبه ای از حقوق عمومی به حساب می آید، پیش بینی شرط تأهل به طور مطلق و حتی به صورت شرط اولویت، در شرایطی، مشروعیت نداشته و به مثابه ی تضییع و تضییق حقوق عمومی مردم می باشد. گنجاندن شرط تأهل به طور مطلق و در مورد اولویت در شرایطی که دلیلی آنرا ایجاب نکند، مخدوش کننده اصل آزادی در نکاح و حقوق خصوصی و اصل تساوی در استخدام و حقوق عمومی می باشد. آنچه ضرورت بحث را افزایش می دهد، پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی پیش بینی شروط نامعقول، غیر ضروری و حاشیه ای استخدامی هاست. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی، با استفاده از منابع کتابخانه ای- اینترنتی و استناد به منابع فقه، اصول حاکم بر حقوق عمومی و استخدام و مواد قانونی آن، حداکثر استفاده ی شرط اولویت را، در مورد متأهلین نموده است، لذا مقتضی است که قانونگذار محترم با لحاظ این موارد، خلأها و زوائد قانونی موجود را، برطرف سازد.
در این تحقیق، به بررسی رابطه بین توسعه بخش مالی و کاهش فقر در اقتصاد ایران طی دوره 1386-1352 پرداخته شده است. جهت کشف رابطه بلندمدت بین متغیرهای وارده در مدل، از روش باندهای مرزی پسران و همکاران، منتشر شده در سال 2001 استفاده گردیده و جهت کشف رابط علیت بین توسعه بخش مالی و کاهش فقر، از روش علیت دولادو و لوتکپول استفاده شده است.
در این مقاله، جهت نشان دادن توسعه مالی، سه شاخص جایگزین و جهت نشان دادن شاخص کاهش فقر، منتشر شده در سال 1996، هزینه مصرفی خصوصی سرانه به کار برده شده است.
نتایج حاصل از این تحقیق حاکی از وجود رابطه بلندمدت بین متغیرهای وارده در مدل است. نتایج آزمون علیت دولادو و لوتکپول نیز نشان می دهد که توسعه مالی نتوانسته است بر کاهش فقر مؤثر باشد.