در چارچوب حق های بشری، می توان با تکیه بر معنای «فاعلیت هنجاری» از مفهوم مبهم کرامت ذاتی پرده برداشت و بر مبنای نقش حق های بشری در پاسداری از «شخص بودن» انسان، به سوی فهم چیستی حق های بشری و تعیین مصادیق آن راهی گشود. همچنین در چارچوب حقوق شهروندی با تکیه بر اهمیت نقش سیاسی متمایزکننده ی افراد جامعه در شکل دادن و حمایت از زندگی جمعی، آن ها می توانند شرایط حاکم بر زندگی اجتماعی را به شکل برابر تعیین کنند. این موقعیت، نه تنها حق برابر به منظور بهره مندی از خیرهای جمعی ناشی از مشارکت سیاسی را تضمین می کند؛ بلکه تکالیف برابری را به منظور حمایت و تقویت آن ها در برمی گیرد. در این رابطه، شهروندی «حق بر داشتن حق ها» را شکل می دهد و از این منظر که این توانایی را به خود شهروندان واگذار می کند تا تصمیم بگیرند خواهان چه حق هایی هستند و چطور اعمال می شود؛ متمایز از حقوق بشر تلقی می شود.
آنچه قابلیّت مقایسة آرای کرکگور و غزالی را فراهم میسازد، رویکرد معترضانة این دو الهیدان به تفسیر رایج از دین؛ و به طور خاص، به مسئلة معقولیّت باور دینی است. مخالفت کرکگور با نظامهای فلسفی پیش از خود، خصوصاً نظام هگلی مشهور است. دغدغة او، بیشتر متوجّه تأثیر نامطلوب این نظامها بر فهم زمانه از دین است. او، در مواجهه با مسئلة عقل و ایمان، با تکیه بر مبانی فلسفة وجودی خود، به ویژه اینهمانی حقیقت و انفسیّت، جانب ایمان را میگیرد. او تمام تلاشهایی را که سعی در معقول نشان دادن باورهای دینی و کشاندن دین به حوزه پژوهشهای آفاقی دارند، بیحاصل و حتّی مضر به حال دین و دینداری میداند. لذا میتوان کرکگور را یک ایمانگرای افراطی دانست.
اما رویکرد غزالی به مسئلة عقل و ایمان، تقریباً با بسیاری از نظریههای توجیه قابل تطبیق است. او، گاه یک عقلگرا، حتی در حوزة تصوف، است؛ و گاه چنان جانب ایمان را میگیرد که صرف تصدیق جازم را در حصول ایمان نجاتبخش میداند. نگاه او، ناشی از توجّه خاصّ به تفاوت میان آدمیان است. او برای انسانها مراتبی قائل است که هر فرد از هر مرتبه، با توجّه به ظرفیّت و شاکلة وجودی خود، طریقی را برای رسیدن به ایمان و باور دینی برمیگزیند. ازاین رو، ایمان عوام را به همان اندازه معقول و نجاتبخش میداند که ایمان اهل فلسفه و تصوّف چنان است.
مسائل هستی شناسی، معرفت شناسی، مفاهیم و روان شناسی ازجمله مباحثی است که در باب رابطه بین اخلاق و دین از دیدگاه علامه طباطبایی قابل تحلیل و بررسی است.
علامه به استقلال اخلاق در سه زمینه مفاهیم، ثبوت و روان شناسی معتقد است و در مرحله اثبات به شرعی و عقلی بودن گزاره های اخلاقی معتقد است.
ایشان با طرح دیدگاه های خود در این حوزه بین اخلاق، دین و فطرت پیوند معناداری برقرار کرده و دو اصل مبدأ و معاد را ضامن افعال اخلاقی می دانند.
هدف از این پژوهش بررسی وضعیت تحصیلی قهرمانان تیم های ملی کشور است که بدون شرکت در آزمون سراسری وارد دانشکده های تربیت بدنی کشور می شوند. در این تحقیق وضعیت تحصیلی 103 قهرمان مرد از مجموع 239 نفر معرفی شده به دانشکده ها با 103 دانشجوی عادی مقایسه و اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از روش های مناسب آمار توصیفی و آمار استنباطی تجزیه و تحلیل شد.
نتایج این تحقیق نشان می دهد که معدل کل دانشجویان قهرمان (13.88) با دانشجویان عادی (14.66) تفاوت معنی داری دارد. معدل درسی دانشجویان عادی بهتر از قهرمانان است. (P<0.05) در بررسی دروس عملی به رغم این اندیشه که وضعیت قهرمانان در دروس عملی به مراتب بهتر از سایر دانشجویان است تفاوت معنی داری میان معدل دروس عملی این دو گروه مشاهده نشد (P<0.05) اما در دروس عمومی پایه نظری اختصاصی و اختیاری تفاوت معنی داری بین دو گروه مشاهده شد. دانشجویان عادی وضعیت بهتری از قهرمانان داشتند هر چند که تفاوت این دو گروه در دروس تربیتی معنی دار نبود. بر اساس یافته های این تحقیق می توان اظهار داشت که به طور کلی وضعیت تحصیلی دانشجویان عادی بهتر از قهرمانان است
طلاق یا جدایی زن از مرد به وسیله صیغه مخصوصی جاری میشود که با مفاهیمی همچون فسخ، اظهار فقد، و جدایی متفاوت است. حق طلاق با استناد به روایات و دلایلی مثل مسئولیت های اقتصادی مرد و تفاوت های طبیعی و جنسی بین زن و مرد به دست مرد سپرده شده است. دلایل طلاق را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: یکی عدم پایبندی به تعهدات، از جمله تعهد نسبت به معاشرت متعارف، ارضای نیاز جنسی، پرداخت نفقه؛ و دیگری عدم تفاهم میان زوجین که فاصله عاطفی، کراهت، بیعفّتی، بیاعتنایی به دین یا ارتکاب بزهکاری و اعتیاد از جمله مصادیق آن است. با اینکه در اسلام از طلاق به شدت نکوهش شده است، اما گاهی به دلیل پایبند نبودن زن و مرد به وظایف خود و به خطر افتادن فلسفه ازدواج، آن را امضا کرده و در بعضی مواقع لازم شمرده است.
هدف اصلی این نوشتار، ارائه تحلیلی اخوانی گرایانه از سیاست خارجی دولت قطر در قبال انقلاب های عربی سال 2011م است. کنش گری قطر با اقتباس از گفتمان اسلام سیاسی اخوانی، ترکیبی از کنش های عمل گرا و اخوانی گرا را در سیاست خارجی این امیرنشین در جریان خیزش های مردمی جهان عرب، به تصویر می کشد. بدین ترتیب، نوشتار حاضر، نخست سیمایی کلی از سیاست خارجی قطر، بر مبنای اخوانی گرایی و ارائه هویتی نو ترسیم و سپس، شاخص های آن را در عمل گرایی قطر مورد کندوکاو قرار داده و در نهایت، جایگاه گفتمان اسلام سیاسی اخوانی در سیاست خارجی قطر را در وقوع و تکوین انقلاب های عربی بررسی می کند.