رژیم صهیونیستی به عنوان بازیگر اشغالگر در جنگ 22روزه، ابتدا هدف اصلی خود را نابودی حماس اعلام کرد؛ اما پس از مدت کمی، تحت تاثیر مقاومت در غزه، به تدریج با عدول اهداف اولیه، از بین بردن توان موشکی حماس را هدف خود دانست. این رژیم اهداف دیگری از قبیل تلاش برای تمدید آتش بس با جنبش حماس و احیای قدرت بازدارندگی خود پس از شکست در لبنان را نیز در سر می پروراند. بازیگران بین المللی از جمله آمریکا، اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد نیز به دنبال تامین منافع خود و امنیت رژیم صهیونیستی و تثبیت جایگاه منطقه ای آن بودند. مهم ترین پیامد این جنگ، شکست رژیم صهیونیستی در یک نبرد نامتقارن و نابرابر از یک گروه کوچک چریکی بود. این نتیجه موجب ارتقای جایگاه حماس و مقاومت از یک سو و پایان افسانه شکست ناپذیری رژیم صهیونیستی از جانب دیگر شد. در سطح بین المللی هم افول قدرت آمریکا محرز و ضعف ابزارهای این کشور در منطقه برای تثبیت هژمونی آن آشکار شد. جنگ غزه کاهش اعتماد به نهادهای مدافع امنیت بین المللی را به دنبال داشت و مرز بین ادعا و واقعیت، در نحوه عملکرد این نهادها شفاف تر شد.
در پی میآید تحلیلی بر نظریه هنجاری حاکم بر رسانههای کشورهای همسایة ایران است.
دادههای این گزارش به جز منابعی که در پینوشت آمدهاند، عمدتاً مبتنی بر پایگاه اطلاعاتی عظیمی است که دکتر محسنیانراد در تحقیق «ارتباط جمعی در کشورهای اسلامی» در دانشگاه امام صادق (ع) پدید آورده است. رویکرد نظری منتخب در این مقاله، برداشتی توسهیافته از نظریه هنجاری شش گانه دنیس مککوئیل، استاد هلندی رشته ارتباطات در دانشگاه آمستردام است.
مهمترین یافته این نوشته، آگاهی از سیاستهای رسانهای در کشورهای پیرامون ایران و درک چالشها، تهدیدها، فرصتها و راهبردهای مختلفی است که به تصور یک نظام سیاسی از خود و مخاطبان خود شکل میبخشند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه مهارت های حرکتی با مهارت های اجتماعی و رفتارهای چالشی کودکان با اختلال طیف اتیسم انجام شده است. روش پژوهش از نوع تحقیقات توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری، شامل کلیه کودکان پسر با اختلال مراکز ویژه اتیسم شهر تهران در سال 1396- 1395 است. از کل جامعه هدف، تعداد 50 پسر با اختلال طیف اتیسم در دامنه سنی 5 تا 14 سال به عنوان نمونه آماری به روش نمونه گیری خوشه تصادفی شدند. از فرم معلم مقیاس مهارت اجتماعی الیوت و گرشام (1999)، مقیاس تجدید نظر شده رفتارهای تکراری (2000) و مقیاس رشد حرکتی درشت اولریخ2 (2000) برای گردآوری اطلاعات استفاده شد. داده های گردآوری شده با استفاده از آزمون های آماری همبستگی پیرسون، رگرسیون، آزمون t تحلیل شدند. نتایج نشان داد مهارت های حرکتی با مهارت های اجتماعی همبستگی مثبت و معنادار (05/0 (p<و مهارت های حرکتی با رفتارهای چالشی رابطه منفی و معنادار (05/0 (p<دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان می دهد که زیرمقیاس های جا به جایی و کنترل شئ آزمون مهارت حرکتی48 درصد توانایی پیش بینی مهارت اجتماعی و 24 درصد توانایی پیش بینی رفتارهای چالشی را در کودکان با اختلال اتیسم دارند. با توجه به نتایج تحقیق، به نظر می رسد مهارت های حرکتی به عنوان یک عامل پیش بینی کننده توانایی ارتباط اجتماعی و کاهش رفتارهای چالشی می تواند به عنوان یک عامل مداخله ای و درمانی موثر برای بهبود و افزایش مهارت های اجتماعی و کاهش رفتارهای چالشی به کار برده شود.
هدف: صمیمیت فرایند تعاملی که در آن افراد تلاش می کنند به یکدیگر نزدیک شوند و شباهت ها و تفاوت هایشان در احساسات، افکار و رفتارشان را کشف کنند. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ی بین الگوهای ارتباطی با صمیمیت زناشویی و همدم طلبی و دوری گزینی بود. روش: روش این تحقیق توصیفی- مقطعی بود، نمونه پژوهش شامل 100 نفر زن و مرد متأهل بود که از جامعه کارمندان متأهل دانشگاه تربیت معلم (خوارزمی) در سال 1391 به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه ی صمیمیت واکر و تامپسون (1983)، پرسشنامه های الگوهای ارتباطی کریستنسن و سولاوای (1984) و پرسشنامه ی همدم طلبی- دوری گزینی برنشتاین و همکاران (1985) استفاده شد. داده های پژوهش با روش همبستگی پیرسون، رگرسیون همزمان و تحلیل واریانس یک راهه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که ارتباط مثبت و معنادار بین صمیمیت زناشویی و همدم طلبی، صمیمیت زناشویی و الگوی ارتباطی سازنده متقابل، همدم طلبی و الگوی ارتباطی سازنده متقابل وجود دارد، و ارتباط منفی و معنادار بین صمیمت زناشویی و الگوی ارتباطی زن توقع/ مرد کناره گیری، همدم طلبی و الگوی ارتباطی زن توقع/ مرد کناره گیری، همدم طلبی و الگوی ارتباطی مرد توقع/ زن کناره گیری، همدم طلبی و الگوی ارتباطی اجتناب متقابل وجود داشت. همچنین نتایج نشان داد متغیرهای همدم طلبی، ارتباط سازنده متقابل و ارتباط توقع/ کناره گیری صمیمیت زناشویی را به صورت معناداری پیش بینی می کند. نتیجه گیری: اگر ارتباط بین زن و شوهر یک ارتباطی سازنده و متقابل باشد، میزان همدم طلبی و صمیمیت بین آن ها افزایش پیدا کند و دوری گزینی بین آن ها کاهش می یابد.
این نوشتار به دنبال اثبات عقلانی بودن قضایای حسن و قبح و ردّ عقلایی بودن آنهاست. ابتدا دیدگاه حکمایی همچون فارابی، ابن سینا و محقق طوسی مطرح شده که قضایای حسن و قبح را از مشهورات دانسته اند. سپس به دو تفسیر از دیدگاه حکما اشاره شد: حکیم لاهیجی قضایای حسن و قبحْ را یقینی و حتی بدیهی می د اند، اما محقق اصفهانی این بحث را از مشهورات بهشمار می آورد. حق آن است که از کلمات حکما، عقلانی بودن قضایای حسن و قبح در کنار عقلایی بودن آنها فهمیده می شود؛ چه آنکه یک قضیه ممکن است از یک جهت جزو یقینیات باشد که صدقش با برهان اثبات گردد و از لحاظی دیگر، جزو مشهورات باشد که واقعیتی جز شهرت و تطابق آرای عقلا نداشته باشد. در ادامه، به بررسی ادلة محقق اصفهانی پرداختیم. این دلیل را که چون قضایای حسن و قبح بدیهی نیستند پس مشهوری اند، نپذیرفتیم؛ چون نمی توان از عدم بداهت، عدم عقلی بودن را نتیجه گرفت. دربارة دلیل دوم که عقلا صرفاً به سبب حفظ نظام اجتماعی به حسن و قبح حکم می کنند، روشن شد که عقلا در اعتبار احکام به مصالح و مفاسد واقعی توجه دارند، از این رو حکم آنها منشأ عقلانی دارد و صرفاً برخاسته از اعتبار نیست.