پیش دانسته های فکری و از جمله آنها پیش فرض های مذهبی و عقیدتی، از آفات عمل فهم به شمار می روند که به صورت نامرئی در لایه های معنایی ترجمه نفوذ کرده و خود را در هیئت حقیقت به مخاطب معرفی می نمایند. در صورتی که همه مذاهب و فرق اعتقادی اسلامی بخواهند قرآن را بر پایه پیش فرض های خود، ترجمه نمایند، اختلاف در ترجمه ها پدید می آید. در این پژوهش سعی شده است تا ضمن تحلیل این مسئله، با بررسی سه نمونه از آیات قرآن کریم در باب «عدل الهی»، «امامت» و «وضو» از دیدگاه سه مترجم اهل سنت یعنی ابوالفضل رشیدالدین میبدی، شاه ولی الله دهلوی و نجم الدین محمد نسفی و سه ترجمه معاصر شیعه یعنی ترجمه آیت الله مکارم شیرازی، ترجمه مهدی الهی قمشه ای و ترجمه فولادوند، چگونگی تأثیر گذاری پیش فرض های عقیدتی بر ترجمه قرآن کریم تبیین گردد. نتیجه به دست آمده نشان می دهد که این پیش فرض ها به وضوح رنگ اعتقادی ترجمه های مذکور را تعیین و آشکار می نمایند.
نهاد توبه که از ویژگیهای حقوق اسلامی است، از دیدگاه قرآن و سنت فرصتی داده شده به مجرم است تا از رفتار خود پشیمان گشته و راه اصلاح در پیش گیرد. توبه به معنای بازگشت همراه با پشیمانی به سوی خدا و دوری از گناه و عزم بر عدم بازگشت به آن و نیز طلب مغفرت از خداوند و سعی و تلاش بر جبران گذشته است. این نهاد حقوقی در کنار آثار اخروی، آثار دنیوی نیز دارد. چون آثار آن در مجازاتهای دنیوی محل اختلاف حقوق دانان اسلامی است، بررسی کارکرد آن در مجازاتها ضروری می نماید. در این باب در حقوق اسلامی چند دیدگاه وجود دارد؛ ظاهریه معتقدند توبه مجرم در سقوط مجازاتهای دنیوی نقشی ندارد به این دلیل که پذیرش سقوط مجازات به وسیله توبه، به تعطیل شدن حدود الهی منجر می شود و توبه را تنها، مسقط مجازاتهای اخروی می دانند. حنفیه، مالکیه و شافعیه (در قول اظهر) بر این باورند که توبه تنها مجازات جرم محاربه را مشروط بر اینکه محارب پیش از سلطه قوای حکومتی توبه کرده باشد، ساقط می نماید و تأثیری در سایر مجازاتها ندارد؛ زیرا تنها نسبت به جرم محاربه نص صریح وارد شده است. امامیه در قول مشهور و همچنین حنابله و شافعیه در یکی از اقوال حسب مورد به استناد احادیث و قیاس سایر مجازاتها بر محاربه، معتقدند که توبه مجرم به طور کلی مسقط مجازات است. به نظر می رسد این دیدگاه که از نوآوریهای قانون مجازات اسلامی مصوب 1392ش است، بیشتر همسو با فلسفه اصلاحی تربیتی مجازاتها می باشد.
هدف مقاله حاضر بیان فرهنگ و آموزههای شهادت مبتنی بر متن کلام وحی قرآن کریم است. به تعبیر دقیق قرآنی هیچ تر و خشکی نیست، مگر اینکه در کتاب خداوند از آن ذکر شده است. «وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَیْبِ لاَ یَعْلَمُهَا إِلاَ هُوَ وَیَعْلَمُ مَا فِی الْبَرِ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَهٍ إِلاَ یَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَهٍ فِی ظُلُمَاتِ الاَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ یَابِسٍ إِلاَ فِی کِتَابٍ مُبِینٍ». بررسی و تحلیل و تدوین مفاهیم و آموزه های شهادت در سایه سار وحی و برگرفته از متن قران کریم برای واکاوی علمی ـ پژوهشی معانی متجلی شهادت در فرهنگ اسلامی امری است ضروری و شایسته و بایسته، این مقاله بهدنبال پاسخگویی به سوالاتی همچون دیدگاههای وحی در باب شهادت چیست؟ دیدگاههای قرآن کریم در باب شهادت، چه جنبه هایی را مورد توجه قرار میدهد؟ میباشد. روش تحقیق به صورت توصیفی- تحلیلی و با بهرهگیری از ابزار مطالعات کتابخانهای و انکشاف مفاهیم حاصله، از بستر تفاسیر قرآنی تدوین شده است. تدوین مدل فرهنگی آموزههای شهادت از منظر قرآن کریم هم از نظر بازتوجه و احیای ارزشهای اصیل اسلامی و هم به لحاظ معیارهایی که فرهنگ ما را بتواند به مفاهیم انسانی و آسمانی اسلامی شهادت نزدیکتر کند؛ واجد اهمیت شمرده میشود. نتایج حاصل از مقاله بیانگر امکان دستیابی به مدلی جامع در مورد آموزههای فرهنگی شهادت با بهرهگیری از متن قرآن کریم است.
در این مقاله به تبیین حذف حروف اضافه ی فضایی قبل از عناصر مکان نما در گونه ی محاوره ای فارسی معاصر تهران و مقایسه ی دو فرضیه ، در این خصوص می پردازیم. در فرضیه ی نخست، صرف وجود حشو معنایی بین حرف اضافه ی فضایی و عنصر مکان نما، عامل امکان حذف حرف اضافه ی فضایی انگاشته می شود. در فرضیه ی دوم، حذف حروف اضافه ی فضایی قبل از عناصر مکان نما به دو عامل وجود اشتراک معنایی بین حروف اضافه ی فضایی و عناصر مکان نما و همچنین طبقه ی معنایی فعل، وابسته است. در حمایت از فرضیه ی دوم، ابتدا نشان می دهیم که صرف وجود حشو معنایی بین حروف اضافه ی فضایی و عناصر مکان نما نمی تواند تمامی موارد حذف حروف اضافه را قبل از عناصر مکان نما تبیین نماید. آن گاه با استفاده از آرای تیلر و ایوانس (2007) و بر مبنای طبقه بندی معنایی سه گانه آن ها از عناصر فضایی، نشان می دهیم که امکان حذف این حروف اضافه قبل از عناصر مکان نما، علاوه بر وجود اشتراک معنایی بین حرف اضافه ی فضایی و عنصر مکان نمای بعد از آن، به طبقه ی معنایی فعل نیز وابسته است.
اهمیت نقش ارزش های توده (فرهنگ سیاسی) در گذار به مردم سالاری در سال های اخیر برجستگی خاصی یافته است. اگرچه دیرینه شناسی مفهومی حکایت از تأکید اندیشمندانی مانند ارسطو و افلاطون بر اهمیت نقش ارزش های شهروندان در سیاست دارد، اما در دهه های اخیر و به طور خاص با مطالعه ""فرهنگ مدنی"" آلموند و وربا بود که توجهات بیش از پیش به این سو رهنمون شد. مطالعه حاضر نیز در همان راستا، البته با طرح نظریات و تجربیات نوتر درباره ارزش ها انجام پذیرفته است. داده های مورد استفاده برای آزمون فرضیه اصلی تحقیق از مجموعه داده های پیمایش جهانی ارزش ها WVS ، موج پیمایش سال های 2005 تا 2008 اخذ شده است. این پیمایش در ایران در سال 2007 با 2667 نمونه آماری به انجام رسیده است. در این مجموعه داده ها، استان محل سکونت پاسخگو، در یکی از متغیرهای آن ثبت شده است، لذا امکان مقایسه میزان ارزش های رهایی بخش پاسخگویان به تفکیک استانی و البته قومی مهیا شده است. در این پژوهش استان هایی که تعداد نمونه آنها در مجموعه داده ها زیر 40 نفر بودند، حذف شدند و استان های خراسان جنوبی و شمالی نیز با استان خراسان رضوی ادغام گردیده و در کل با نام استان خراسان در تحلیل ها آمده اند. یافته های این پژوهش هم در بخش توصیفی و هم در بخش تحلیل، مطابق با انتظارات نظری نوشتار، حاکی از برتری نسل جوان در بروز ارزش های ابراز وجود و توسعه بیشتر فرهنگ دموکراتیک در میان این نسل است. جالب آنکه، این تفاوت در بروز ارزش های دموکراتیک تقریباً در همه سطوح بازتولید شده است؛ بدین معنا که علاوه بر سطح ملی، در سطوح فروملی بررسی شده؛ یعنی قومی و استانی و نیز به تفکیک جنسیت، تقریباً نتایج مشابهی به دست آمد؛ هرچند در سطح ملی، تفاوت بسیار آشکارتر و در سطوح فروملی با پیچیدگی هایی همراه بود.
چگونه زمانِ گریزان، ناملموس و پنهان را در روایت داستانی تجربه می کنیم؟ در این مقاله، از منظر معنی شناسی شناختی، شیوه مفهوم سازی زمان در قلمروی زبان شناسایی می گردد و پس از بازتعریف روایت از نگاه متمایز شناختی و آگاهی از نقش زمان در روایت داستانی، سازوکار عنصر زمان در رمان چشم هایش از بزرگ علوی مورد مطالعه قرار می گیرد. در بین جنبه های گوناگون زمان در روایت، در این اثر، ساختار زمان براساس رویدادهای داستان و نحوه پیوندخوردن این رویدادها در زنجیره زمان مورد توجه است. با اتکا به نظریه فضاهای ذهنی و گونه متأخر آن یعنی آمیختگی مفهومی به بررسی این دو مسأله در رمان یادشده می پردازیم. نتیجه به دست آمده از اعمال این دو نظریه معناشناختی بر روایت داستانی این است که فضاهای روایی در یک مسیر زمانی براساس سه عنصر زاویه دید، کانون و رویداد ساختارمی یابند و هر یک از این فضاها بر پایه اجزای درونی خود و با توجه به الگویی مفهومی به یکدیگر پیوند می خورند و زنجیره رویدادهای داستان را شکل می دهند. بدین سان، این مقاله درصدد تبیین نحوه ساخت و پیدایش معنا، در سطح گفتمان است.
فیلسوفان اسلامی، فلسفه را علم به وجود دانسته و پرسش محورین آن را پرسش از وجود معرفی می کنند. در این میان، صدرالمتالهین با نگاه ویژه ای به مسئله وجود نگریست و آن را بنیاد فلسفه خود قرار داد. اما این مسئله، در مغرب زمین روی به فراموشی نهاد و از صحنه فلسفه کنار رفت یا دست خوش تفسیرهای نادرست قرار گرفت و عملاً کارایی معرفتی خود را از دست داد. این پرسش، بار دیگر در سده اخیر توسط هایدگر، به عنوان بنیادی ترین پرسش فلسفی مطرح گردید. با بررسی آثار این دو فیلسوف، می توان دریافت که با وجود تفاوت های اساسی، هر دوی آنها با گذر از موجود به وجود؛ و همچنین با گذر از مفهوم وجود به حقیقت عینی وجود، راه خود را از فلسفههای رایج جدا کرده و مسیری نو پیموده اند. تمایز اساسی این دو دیدگاه را باید در این نکته جست وجو نمود که هایدگر معتقد است برخی از احکام مفهوم وجود، زمینه را برای پیش داوری فیلسوفان گذشته در باب شناخت وجود فراهم آورده و رهزن از پاسخ صحیح به پرسش هستی شده است. او بر این باور است که این مفهوم، راه به شناخت وجود نمی برد و تنها راه علم به وجود، واکاوی پدیدارشناسانه وجود است. اما ملاصدرا، در عین گذر از مفهوم وجود به حقیقت وجود، برای این مفهوم ارزش معرفتی قائل است و آن را روزنی برای علم به وجود تلقی می کند، و در عین حال، نقد های هایدگر به فیلسوفان گذشته، بر او وارد نیست.
شاهنامه، آیینة تمام نمای فرهنگ، حکمت و اندیشة ایرانیان و تجلیگاه باورها، آداب و رسوم اجتماعی آنان است که آن را میتوان با رویکردهای گوناگون واکاوید.این اثر سترگ مهمترین سند به جای مانده از فرهنگ منظوم ایران باستان است.
فردوسی که ستایشگر باورهای فرهنگی از جمله آزرم و ادب است، آن را زیبندة زنان میشمارد و در موارد بسیار مردان را نیز بدان میستاید.
بیگمان استاد توس در پرداختن به فرهنگ ایران کهن، برخوردار از منابع و مآخذی خود بوده است. او در پراهمیت جلوه دادن این شاخص فرهنگی به آثار پهلوی پیشِ رو، نظر داشته است؛ ازجملة آنها باید از رساله هایی چون: دینکرد، مینوی خرد، ارداویراف نامه، اندرزنامة بزرگمهر، اندرز آذرپادمارسفندان و...نام برد.
در این پژوهش کوشیده میشود به بررسی جایگاه رفیع آزرم و ادب در فرهنگ ایران باستان از دیدگاه شاهنامه و متون پهلوی پرداخته شود و بر این نکته تأکید گردد که فردوسی در پرداختن به این موضوع صرف نظر از علقه ها و باورهای فرهنگی خویش تحت تأثیر متون پهلوی بوده است.
ارزش ها طی فراگرد اجتماعی شدن به افراد منتقل و درونی می شوند. ارزش ها بر نهادهای اجتماعی اثر گذاشته، مهمترین ابزار جامعه برای برقراری انتظام اجتماعی هستند. از این رو، نظریه پردازان توسعه، به ویژه توسعه روستایی، تحول ارزش ها و گرایش ها را شرط اساسی توسعه دانسته، بر این اعتقادند که مهم ترین وظیفه مجریان توسعه رخنه در رفتار اجتماعی افراد و گروه هایی است که همکاری آ نها در فراگرد توسعه اساسی است. به طور کلی، تغییرات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی رخ داده در کشور باعث متحول شدن نظام ارزشی جامعه روستایی گردیده است. هدف این تحقیق، شناسایی مهمترین ارزش های اجتماعی جوانان روستایی و عوامل مؤثر بر آن است. جامعه آماری، شامل افراد 18 تا 30 ساله ساکن مناطق روستایی استان اصفهان هستند. در انجام این پژوهش، از دو روش اسنادی و پیمایشی استفاده شد. برای جمع آوری داده های میدانی تحقیق با 544 جوان روستایی که با استفاده از روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب گردیدند، مصاحبه به عمل آمد. نتایج: 8/65 درصد جوانان روستایی از عام گرایی زیادی برخوردارند. از نظر ارجحیت جنسی برای 3/83 درصد پاسخگویان جنسیت فرزندشان تفاوتی نمی کند. 7/55 درصد جوانان روستایی تمایل کمی به زندگی در روستا دارند. بین خودپنداری طبقاتی و نگرش نسبت به طبقه مطلوب پاسخگویان تفاوت وجود داشته، در حالی که 6/34 درصد آنان خود را متعلق به طبقه پایین می دانند، 4/2 درصد تعلق به این طبقه را مطلوب ارزیابی نموده اند. 75 درصد اعتقاد کمی به وجود عدالت در جامعه دارند. بیشتر از 8/92 درصد جوانان روستایی دارای غرور ملی بوده، به ایرانی بودن خود افتخار می کنند. پاسخگویان از اعتماد کمی به دوستان خود برخوردار بوده، فقط 25 درصد پاسخگویان اعتماد زیادی به دوستان خوددارند. میانگین انگیزه پیشرفت جوانان روستایی بالاتر از حد متوسط و تقدیرگرایی کمتر از حد متوسط است. رضایت از زندگی، سطح تحصیلات، شرایط اقلیمی و استفاده از رسانه های جمعی عواملی هستند که به طور مستقیم و سن، جنسیت، وضعیت تاهل، وضعیت اقتصادی، ارتباط با مراکز شهری و قابلیت دسترسی روستا به طور غیرمستقیم بر ارزش های اجتماعی مؤثر هستند.