از نگاه ایرانشهر راه رهایی ایران در متن سه انقلاب مهم نهفته بود: انقلاب در نظام سیاسی، انقلاب در عرصه ادبیات و انقلاب در حوزه افکار و عقاید. این مقاله درصدد بررسی تحلیلی زوایای اندیشگی مجله ایرانشهر در عرصه انقلاب فکری و تحول در باورها و نگرش های ایرانیان است. انقلابی که خواه ناخواه سبب دگرگونی در نظم سیاسی می شد و جامعه ایران برای تحقق آن نیازمند بسط علوم و معارف جدید در کنار نظام تعلیم و تربیت نوین بود تا در پرتو آن مبارزه ای گسترده با فساد اخلاقی صورت پذیرد؛ حیات مادی و معنوی زنان ایرانی متحول گردد؛ باورها، آموزه ها و اعتقادات مذهبی مورد بازنگری قرار گیرد و راه برای توسعه و پیشرفت ایران هموار گردد. با بررسی تحلیلی مسایل یاد شده، این مقاله می کوشد نگرش ها و چاره اندیشی های این مجله را برای نجات ایران در معرض قضاوت قرار دهد.
نحوه ی صدور کثرت از وحدت، از مسائل مهم و محوری در فلسفه بوده که از دو جنبه ی فاعلیّت الهی و پیدایش کثرت درعالم، مورد توجه حکمای اسلامی قرار گرفته است. ابن سینا1و سهروردی2 براساس قاعده ی الواحد به تبیین نظریه ی صدور پرداخته اند؛ در این زمینه علی رغم اختلاف در مبانی، هرکدام به روشی خاص عمل نموده چنان که ابن سینا برمبنای جهات دوگانه ی وجوب و امکان در عقول ده گانه و با فرض کثرت اعتباری عقل اول، به توجیه این نظریه می پردازد؛ درحالی که سهروردی با ناقص پنداشتن این دو جهت، تغایر بین نورالانوار و نوراول را مورد بررسی تفصیلی قرارداده و با استناد به جهات موسّع اشراق و مشاهده، به سلسله ی بی شماری از انوار طولی و عرضی قائل می شود. وی همچنین برمبنای قاعده ی امکان اشرف و با تأکید برعالم مثال، طبقه ی ارباب انواع را اثبات می کند که از این حیث تعامل دوسویه ی نورشناسی اشراقی را جایگزین ضرورت انعطاف ناپذیر و یک سویه ی وجودشناسی مشائی می سازد. سهروردی در باب آفرینش، با رد علم عنایی مشائیان، علم خداوند را از نوع اضافه ی اشراقی دانسته و فرایند شکل گیری عالم را به نظام شگفت انگیز انوار نسبت می دهد.
علاوه بر ضروری بودن اکتساب پیش نیازهای تفسیری، توجه به آرای متقدمان، درباره ی مساله پیش نیازهای تفسیر لازم است. در این جستار، آشکار می شود که غالب مفسران، به آنچه در مقدمه ی تفسیرشان در مبحث پیش نیازهای تفسیر بیان داشته اند، در مقام عمل مقید نبوده اند. همچنین درباره ی علوم پیش نیاز تفسیر، بحث شده است؛ این علوم به هفت دسته ی کلی تقسیم گردیده که هر کدام، از زیرشاخه هایی تشکیل یافته اند. علوم مزبور عبارتند از: علوم عربیت، شامل علم لغت، صرف، نحو و بلاغت؛ علم حدیث؛ علم اصول فقه؛ علم کلام؛ علوم قرآنی؛ علم تاریخ؛ علم قرائات.
سبک زندگی می تواند به عنوان یک الگوی شناخته شده در هر محل، منطقه، یا کشور باشد، که البته بر اساس نظر برخی از صاحب نظران، نمادی فردی یا اجتماعی است که عوامل گوناگونی بر آن تأثیرگذار هستند. امروزه و با پیشرفت های گوناگون علمی و فناورانه، تجهیزات و فناوری های جدیدی در زندگی شخصی و اجتماعی افراد وارد شده و ارتباطات و تبادلات روزمره را دگرگون نموده است. در بین این فناوری های نوین، رسانه های اجتماعی نقش بسزایی را در بخش های گوناگون زندگی ایفا می کنند و تأثیرهای زیادی نیز بر افراد و جوامع گذاشته اند. این پژوهش با روش توصیفی و با توجه به شاخص های مهم سبک زندگی مانند: پوشاک، طرز رفتار، تغذیه، برخورد و... نقش رسانه های اجتماعی در زندگی اجتماعی و فردی اعضای کتابخانه های عمومی استان فارس را با استفاده از تحلیل سوات[1] مورد بررسی قرار می دهد و هدف آن تعیین و شناسایی میزان تأثیر آنها در کم یا زیاد کردن و یا بهبود و ارتقاء و یا تنزل سبک زندگی و نظم و امنیت در شاخص های ذکرشده و همچنین در پایان راهکارهایی جهت ارتقای سبک زندگی با استفاده از رسانه های اجتماعی، ارائه شده است.
این پژوهش برای شناخت وضعیت کنونی ساختار سازمانی نظام بانکداری کشور از منظر سطح و درجه پیچیدگی ، رسمیت و تمرکز در حوزه پنج بانک تجارت ، سپه ، صادرات ، ملت و ملی صورت گرفته است . جامعه آماری پژوهش را این پنج بانک تشکیل می دهد که از نظر تعداد شعب و تعداد کارکنان حدود 80% پوشش صفت تحت مطالعه را دارند . نوع پژوهش براساس هدف ، توسعه ای ، براساس روش توصیفی علی مقایسه ای و اقدام پژوهی است ...
چکیده
دنیای اجتماعی از دیدگاه هومنز متضمن افرادی کنشگری است که درحال مبادله پاداش است. نظریه مبادله این کنشگری را مبتنی بر دو خصلت کلی "" خوش گرایی و درد گریزی"" و "" خردگرایی"" انسان فرض کرده است. هومنز بر اساس این اصول کلی، شش قضیه را مطرح کرده است که مبین ابعاد نظریه مبادله است. در این مقاله با این باور که مطالعه پدیده اجتماعی است و انسان نیز موجودی محاسبه گر و معقول اندیش است، به کاربست اصول بنیادین نظریه مبادله و کنش مطالعه پرداخته شده است. همچنین علاوه بر طرح هریک از قضایای شش گانه هومنز با استناد به هریک از قضایا وضعیت مطالعه جامعه، تفسیر شده و در نهایت برای بکارگیری بهتر نظریه مبادله در توسعه فرهنگ مطالعه سه گام اساسی توصیه شده است.
نتایج ارزیابی عملکرد اشتغال ایجاد شده در سالهای اخیر بیانگر عدم تحقق اهداف برنامه سوم توسعه درخصوص سیاستهای اشتغالزایی است و این امر در شرایطی رخ داده که نرخهای رشد تولید و سرمایهگذاری طبق هدف برنامه تحقق یافته است. نقد مدلهای تقاضای نیروی کار در برنامه سوم توسعه به منظور شناسایی نقاط ضعف آنها در پیشبینی سطح اشتغال و ارائه مدلهای مناسب گام مؤثری در جهت بهبود پیشبینی اشتغال در برنامه چهارم توسعه خواهد بود. مدلهای توابع تقاضای نیروی کار از جنبه دادههای آماری مورد استفاده، مدلسازی و شیوه برآورد دچار اشکالات قابل توجهی بوده که در این مطالعه موارد مذکور شناسایی و تحلیل شده است. در ادامه بحث پس از رفع اشکالات مدل برنامه سوم توسعه، مدل مناسب برای برآورد توابع تقاضای نیروی کار بخشی ارائه شده که این مدل از نوع پویا بوده، و متغیرهای ارزش افزوده، دستمزد واقعی و اشتغال با وقفه را در مدل وارد نموده است. در پایان، با استفاده از مدل مذکور برآوردی از درصد تحقق سیاستهای اشتغالزایی در چهار سال اول برنامه سوم توسعه ارائه شده است. براساس نتایج به دست آمده از مطالعه حاضر، حدود 70 درصد هدف برنامه از نظر سیاستهای اشتغالزایی تحقق یافته است.