مقاله حاضر به بررسی و تحلیل دو کتاب آنتولی سولی می پردازد که با عناوین ""طراحی داخلی: اصول کانسپت"" و ""طراحی داخلی: نظریه و روند"" به چاپ رسیده اند. سولی فارغ التحصیل هنر و طراحی داخلی بوده و در طی سال های گذشته آثار بسیاری را در حوزه طراحی داخلی به اجرا رسانده است. او علاوه بر تدریس در انگلستان و امریکا، پیشتر دو کتاب دیگر نیز به رشته تحریر درآورده است.
تعادل، نظم، ترتیب، مقیاس و تناسب، روش های سازمان یافته ای هستند که اگر به شکلی مؤثر استفاده شوند منجر به وحدت می شوند.
عناصر بصری و اصول نظم دهنده هر دو ماهیتی ملموس از ایده ی طراح را ارائه می کنند.
آنتونی سولی در کتاب «طراحی داخلی: نظریه و روند» به تشریح اصول و چارچوب مطالعه این رشته پرداخته است، او با بهره گیری از رویکرد ارجاعات تاریخی مناسب، همانند مطرح کردن راه های ساخت کدها یا زبان هایی که به نظر وی در برابر راه حل های طراحی آشفته امروزی و در دسترس برای همگان مورد نیازند به این کار پرداخته است. وی تمامی مراحل روند طراحی را شرح می دهد و بخشی از آن روند، ایده هایی است که طراح را درگیر عناصر طراحی یک فضای داخلی می کند. واژه «ایده» کاربردهای متفاوتی دارد و در گفتگوهای مختلف مطرح می شود. در این کتاب از این ایده ها با عنوان کانسپت نام برده می شود.
استفاده معاصر از کانسپت به عنوان روش طراحی معمارانه از قرون گذشته تا به حال بسیار پیشرفت کرده و به شدت مدیون نظریه ای است که می گوید معماری (معماری داخلی)، همانند هنر، باید چیزی را فراتر از مادیت خودش ابراز کند.
کتاب های بسیاری در مورد طراحی داخلی، دکوراسیون داخلی و رشته های مرتبط با معماری هم چون طراحی مبلمان، محصولات و صنایع دستی نوشته شده است. اما از آن جایی که کسی تا به حال در مورد مفاهیم طراحی داخلی و یا اینکه این کانسپت ها چه هستند چیزی ننوشته است، سولی در کتاب خویش بررسی این موضوع را در اولویت قرار داده است.
در این مقاله ارتباط تغییرات گفتار و عمل کرد دولت های جمهوری اسلامی را با تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در طول سه دهه پس از انقلاب اسلامی بررسی کرده ایم. مسئله اصلی پژوهش، دگرگونی های دولت ها به گفتارهای مخالفشان است و پرسش این است که چگونه می توان این تحول ها را توجیه کرد. در پاسخ به این پرسش، روایت ها و تحلیل های تاریخی را با ارجاع به الگویی سه سطحی بررسی کرده ایم تا ساختار حکومت، ارتباط خرده نظام ها و روح کنش متقابل مرتبط شوند. در سطح بیرونی، تغییرات دولت ها را با روایت حسین بشیریه در ساختار سه گانه حکومت ایران پی گرفته ایم؛ در سطح میانی، به برداشت مسعودکوثری از نظریه پارسونز در آسیب شناسی چیرگی خرده نظام سیاسی و در سطح درونی، به تفسیر تنهاییو عبدی از کنش متقابل افراد و مفهوم مراحل تکامل جوامع هربرتمید توجه کرده ایم. به جای روی دادها، از روایت ها و تحلیل های موجود به عنوان شواهد الگو استفاده کرده ایم.
درنتیجه، تغییرات ایدئولوژیک دولت در بستری از چیرگی خرده نظام سیاسی، عامل مهمی در تحول اجتماعی ایران دانسته شده و کنش فردی، تعمیم نیافته ارزیابی شده است. با این نگاه، برای پیش گیری از تحولات اجتماعی واگرا، کم رنگ کردن نقش دولت در تحولات اجتماعی با سیاست زدایی از خرده نظام های دیگر و آزادسازی کنش های اجتماعی از ملاحظات ایدئولوژیک را پیش نهاد کرده ایم.
هدف اصلی پژوهش حاضر مقایسه ی تأثیر روش آموزش مبتنی بر الگوی طراحی آموزشی دیک و کری و الگوی طراحی آموزشی گانیه بر انگیزش و یادگیری دانش آموزان سال اول دبیرستان در درس علوم بوده است. تحقیق حاضر از نوع شبه آزمایشی و طرح پیش آزمون- پس آزمون با 2 گروه است. جامعه ی مورد مطالعه ی این پژوهش را کلیه ی دانش آموزان دختر پایه ی اول دبیرستان شهر شیراز که در سال تحصیلی 93-92 مشغول به تحصیل بوده اند تشکیل می دهد. حجم نمونه در این پژوهش 54 نفر از دانش آموزان دختر پایه ی اول دبیرستان بودند که نمونه گیری به دلیل محدودیت اجرا به صورت نمونه گیری در دسترس انجام شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه ی انگیزش پیشرفت هرمنس (1977) و آزمون یادگیری محقق ساخته (1392) بود و به منظور محاسبه ی پایایی پرسش نامه ی انگیزش پیشرفت، از آلفای کرونباخ استفاده شد و میزان پایایی آن 87/. به دست آمد و به منظور محاسبه پایایی آزمون یادگیری، از کودرریچاردسون 20 استفاده شد و میزان پایایی آزمون یادگیری 73/. به دست آمد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون آماری کوواریانس استفاده شد و نتایج زیر به دست آمد: روش مبتنی بر الگوی گانیه و الگوی دیک و کری تفاوتی در میزان تأثیر بر انگیزش ندارند، اما مشخص شد که بین روش های آموزشی (گانیه و دیک کری) ازنظر میزان یادگیری تفاوت معنی داری وجود دارد و روش مبتنی بر الگوی گانیه، بر یادگیری دانش آموزان اثربخش تر است.
امروزه جدایی دو حوزه «جرم و مجازات» از «خطاهای مدنی» امری ضروری است و موجبات مسؤولیت، ناگزیر باید در یکی از این دو گروه طبقه بندی گردد و آثار آن ها نیز تابع قواعد عمومی آثار یکی از این دو باشد. از این رو، با ورود نهاد دیات به حقوق ایران، پرسش از چگونگی طبقه بندی آن در گروه نهادهای حقوقی یا مدنی مطرح شد. نظریه قائل به تلفیق دیات از عناصر هر دو گروه، برخلاف دو نظریه رقیب، می کوشد که به این وسیله همه عناصر و آثار آن را توجیه کند. قائلان به این نظریه جهت توجیه امکان برخورداری یک نهاد حقوقی از ماهیت دوگانه، به نهاد «خسارت های تنبیهی» در حقوق امریکا استشهاد می کنند. این نوشتار امکان برخورداری یک نهاد حقوقی – مانند دیه- از ماهیت دوگانه را مورد تأیید قرار می دهد و به میزان اشتراک و افتراق دیات و خسارت های تنبیهی می پردازد.
این پژوهش با هدف ارزشیابی محتوای کتاب زبان فارسی (1) پایه اول متوسطه از نظر دبیران شهرستان مبارکه در اصفهان انجام گرفته است. جامعه آماری با حجم نمونه یکسان و تعداد کل دبیران 64 نفر است. تحقیق حاضر توصیفی از نوع پیمایشی است که با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته انجام گرفته است. برای سنجش روایی سؤالات پرسشنامه از نظر کارشناسان مربوط و برای سنجش پایایی از فرمول آلفای کرانباخ استفاده شده که ضریب آن 88/0 بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین، واریانس و انحراف معیار) همراه با نرم افزار SPSS استفاده شده است. نتایج نشان داد که زمان تعیین شده برای تدریس، تناسب فعالیتها و خودآزمایی های کتاب با متن کتاب کمتر از حد متوسط است و در تدوین محتوای کتاب به توان ذهنی و فکری فراگیران، میزان تقویت خودارزیابی دانش آموزان، نیازهای روزمره دانش آموزان و ارتباط عمودی مطالب کتاب کمتر از سطح متوسط توجه شده است.
کشورهای صاحب نفت در جهان سوم که از دهه 1950 به بعد هر یک به شکلی درگیر مبارزه با کمپانی های بزرگ نفتی بودند، با تأسیس «اوپک» در سپتامبر 1960 در صدد استفاده از نفت به عنوان سلاحی برای نیل به اهداف اقتصادی و سیاسی برآمدند؛ برای نمونه، اوپک در سال های 1973 و 1974 قیمت های نفت را به صورت بی سابقه ای افزایش داد. نیکسون نیز تحت ِ تأثیر فرآیند سیاست گذاری خارجی، افکار عمومی آمریکا و شرایط بین المللی، سیاست جدیدی را در مورد خلیج فارس در پیش گرفت که مبتنی بر سپردن مسؤولیت حفظ ثبات و امنیت منطقه به دولت های منطقه ای بود و به «دکترین نیکسون» مشهور شد. در این شرایط و به ویژه تحت تأثیر دکترین نیکسون ، هدف سیاست خارجی ایران تحقق نقش ژاندارمی منطقه بود و به همین علت به خرید بیشتر تسلیحات از آمریکا روی آورد. بنیانِ مقاله، تبیین تأثیرپذیری سیاست نفتی ایران در دهه 1350 از دکترین نیکسون با استفاده از مدل پیوستگی «روزنا» است.
نوشتار حاضر با تکیه بر کتاب تاریخ بیهقی موضوع سفیر و سفارت را در عصر غزنوی بررسی می کند. در تاریخ بیهقی دوره اول حکومت غزنوی (366 ـ 432ق) به ویژه عصر حکومت سلطان مسعود غزنوی (421ـ432ق) بسیار زنده و دقیق به تصویر کشیده شده است. قلم شیوای خواجه ابوالفضل بیهقی با دیدگاه خاص تاریخ نگاری اش، بسیار روشنگر است. یکی از ویژگی های این اثر سترگ، توجه به جزئیات امور است. یکی از موضوع هایی که بیهقی به توصیف جزئیات آن توجه ویژه ای داشته، مسئله سفیر و سفارت یا به تعبیر مرسوم روزگارش «رسول» و «رسالت» است. وی در این عرصه بسیاری از زوایای دیپلماسی آن عصر و آداب مربوط به آن را به روشنی و به شیوه ای زیبا در مقایسه با دیگر تاریخ نگاران تبیین می کند. در این نوشتار با روش توصیفی و تحلیلی برخی از ویژگی های مقوله سفیر و سفارت در عصر غزنوی به تصویر کشیده شده است.
رهیافت مسلط در حوزه مطالعات حقوق بشر، نگرش حقوقی است.نگرش حقوقی بیش از هرچیز بر شناسایی و به رسمیت شناختن حقوق بشر توسط دولت ها متمرکز است.در عین حال، دولت ها خود بزرگترین ناقضین هنجارهای حقوق بشری می باشند. با وجود شکاف میان تعهدات حقوقی دولت ها و جهان واقعی، تحلیل حقوقی از این شکاف ممکن نیست. لذا، در عصر تورم حقوق به تعبیر هنکین، نیازمند گذار از رهیافت مبتنی بر توجیه به حفاظت از حقوق بشر هستیم. علوم اجتماعی بویژه جامعه شناسی سیاسی می تواند، در شناخت موانع تحقق حقوق بشر در جوامع مختلف و عملیاتی کردن آن بکار آید. با توجه به اینکه موضوع اصلی جامعه شناسی سیاسی ""بررسی رابطه میان دولت و جامعه"" می باشد، دانش تولیدی در حوزه جامعه شناسی سیاسی می تواند در شناخت عوامل ناتوانی دولت ها دراستقرار هنجارهای حقوق بشری و راهکارهای رفع آن موثر واقع شود. براین اساس، می توان گفت، وظیفه جامعه شناسی سیاسی حقوق بشر عبارت است از: بیان چگونگی پیش برد حقوق بشر در یک اجتماع مفروض و نهادینه کردن و تثبیت آن در درون کلیه روابط و فرآیندهای سیاسی جامعه.