روایت «الشؤمُ فی المرأهِ و الفَرَسِ و الدّارِ» روایت مشهوری است که تداعی کننده انگاره شومی زنان است. این روایت در منابع اهل سنت به پیامبر(ص) نسبت داده شده و در منابع روایی شیعه گاه از امام صادق(ع) و گاهی از پیامبر(ص) نقل شده است. نتیجه تحلیل انگاره «شؤم المرأه» و روایات تداعی کننده آن با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای به این قرار است که بخشی از این روایات، که «روایات مبنا» در ترویج این انگاره محسوب می شوند، در بوم مدینه شکل گرفته و برخی محدثان سرشناس مدینه عامل اصلی ترویج آن بوده اند. تفرّد مطلق در سه طبقه نخست راویان و تعارض محتوایی این روایات با نگرش کریمانه قرآن و پیامبر(ص) به زنان شاهدی بر ساختگی بودن آن هاست. تعدادی روایات پراکنده نیز وجود دارد که ناظر به «روایات مبنا» شکل گرفته و در حکم واکنش به این انگاره است. این واکنش ها را می توان در چهار دسته تقسیم کرد: واکنش های مشروط، واکنش های توضیحی و تعلیلی، واکنش های تقابلی-اصلاحی و واکنش های تقابلی-انکاری. تحلیل تاریخی و زبان شناختی این روایات نشان دهنده تأخر آن ها از روایات دسته نخست است.
صنعت هوانوردی در سراسر جهان با سرعتی بالا در حال رشد است و از ابتدای تولد این صنعت، کارایی شرکت های هواپیمایی مورد توجه بوده است. با این حال، با وجود افزایش درآمد آن، صنعت هوانوردی در چند سال گذشته در تخریب محیط زیست موثر بوده است. لذا این صنعت به شرکت هایی نیاز دارد که ضمن افزایش درآمد خود، تاثیر بر محیط زیست را کاهش دهند.یک مدل تحلیل پوششی داده های استوار دومرحله ای با برای ارزیابی عملکرد شرکت های هواپیمایی با توجه به ساختار داخلی آن ها با هدف افزایش درآمد نهایی سیستم و کاهش خروجی نامطلوب میزان پتانسیل گرمایش جهانی و عدم قطعیت در در پتانسیل گرمایش ارائه شده است. این مقاله بر ارزیابی کارایی 11 شرکت هواپیمایی در طی سال های 2010 الی 2019 متمرکز شده است. از طریق این مدل های، نتیجه گرفته شد که اکثر خطوط هوایی ایالات متحده، به طور نسبی کارا بوده و میانگین امتیاز کارایی کل آن ها بالای 0.8 می باشد. تنها دو شرکت Spirit و Allegiant دارای میانگین کارایی کل پایین تری می باشند. از سوی دیگر تمامی شرکت ها در مرحله اول نسبتا کارا و دارای میانگین امتیاز کارایی بالای 0.8 و به جز دو شرکت Spirit و Allegiant، در بخش پرواز نیز کارا و دارای میانگین تقریبا بالاتر از 0.9 هستند. عملکرد کلی شرکت ها بیشتر متاثر از عملکرد بخش پرواز آن ها می باشد.
ارتقاء اطلاعات کمی به بهبود پیش بینی پارامتر های برف کمک می کند. تاکنون تعاملات بین اندازه ی پیکسل به صورت محدود بررسی شده است. هدف از این تحقیق، بررسی اثر قدرت تفکیک مکانی بر روی پیش بینی عمق برف از طریق آزمون تجربی روابط بین مدل های رقومی ارتفاع و پارامترهای مؤثر در مدل سازی عمق معادل برف با قدرت تفکیک مختلف و با استفاده از مدل رگرسیون چندمتغیره می باشد. به همین منظور ابتدا با استفاده از روش هایپرکیوب محل 100 نقطه مشخص و طی یک عملیات صحرایی داده های عمق برف در نقاط مورد نظر و همچنین در 195 نقطه دیگر به صورت سیستماتیک و با نمونه بردار مدل فدرال برداشت گردید.. سپس یک مدل رقومی ارتفاع 10 متری به عنوان مبنا انتخاب گردید و از مدل رقومی ارتفاع مبنا تعداد 25 پارامتر مرفومتری استخراج و به عنوان ورودی شبکه ی عصبی ان تخاب و با استفاده از آنالیز حساسیت مهم ترین پارامترهای تأث یرگذار در مدل سازی ع مق برف مشخص شد. در مرحله ی بعد با استفاده از مدل رقومی ارتفاع مبنا 9 مدل رقومی ارتفاعی با اندازه ی پیکسل متفاوت استخراج گردید. سپس در ادامه پارامترهای مؤثر در عمق برف با استفاده از 10 مدل رقومی ارتفاع استخراج و بین آن ها و عمق برف نمونه برداری شده یک رابطه ی رگرسیونی ایجاد و عمق برف محاسبه گردید. جهت ارزیابی دقت مدل ها از پارامترهای RMSE، NMSE، MSE و MAE استفاده و در نهایت مدل رقومی ارتفاع 150 متر با مقادیر به ترتیب 75/24، 350/0، 975/612 و 97/18 بهترین مدل رقومی ارتفاع جهت مدل سازی عمق برف انتخاب گردید. این مسأله می تواند در کاهش هزینه ها و افزایش دقت برآورد عمق برف کمک بسیاری نماید.
ویژگی های مختلف جنگ های آینده از دیدگاه صاحب نظران داخلی و خارجی در 15 دسته گردآوری شده است که با مطالعات انجام شده، هشت مؤلفه کلیدی در جنگ های آینده در مأموریت های مهندس کاربرد زیادی خواهند داشت که این هشت مؤلفه شامل: سرعت عمل، گستردگی صحنه نبرد، نوآوری، اتکا به فناوری های نوین، برخورداری از سامانه های هدایتی هوشمند، قدرت انهدام بالا، سرعت بالای چرخش اطلاعات، اتکا به نیروی متخصص و حرفه ای احصا گردیده است. لذا تلاش برای رمزگشایی از جنگ های آینده با ماهیت جدید یکی از چالش های اصلی در برنامه ریزی دفاعی است. نوع تحقیق حاضر کاربردی و روش آن بررسی مستقیم همبستگی با روش جمع آوری اطلاعات به صورت میدانی و کتابخانه ای است. روش جمع آوری اطلاعات از نخبگان به صورت مصاحبه بوده و از تمامی افراد جامعه مصاحبه انجام شده است و در بخش افسران میانگین نمونه از فرمول کوکران و جدول مورگان از 150 نفر جامعه، 106 نفر بوده که در پرسش نامه طراحی شده (با طیف پنج گزینه لیکرت) شرکت کرده اند. تجزیه وتحلیل کیفی داده ها با روش شناسی تحلیل محتوا (تِماتیک) و تحلیل کمی، با تکنیک های آماری مبتنی بر روش مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی و با استفاده از نرم افزار Smart-Pls3 انجام شده است. یافته های این پژوهش با بررسی مستقیم همبستگی بین نیازهای دانشی جنگ های آینده و آموزش های مهندسی رزمی نزاجا نشان داد که مقدار میانگین همبستگی 2.9 بوده که از مقدار متوسط (3) کمتر است. لذا، برنامه های آموزش های مهندسی رزمی نزاجا با نیازهای دانشی جنگ های آینده چندان مناسب نیست.
مدلسازی صحیح فرآیند بارش-رواناب به دلیل گستردگی عوامل موثر بر بارش و رواناب یکی از پیچیدگی های علم هیدرولوژی است. هدف از این پژوهش استفاده از روش های پیش پردازش زمانی از جمله رف ع نویز موجکی و تبدیل موجک برای پیش بینی سری های زمانی ماهانه رواناب در دشت اردبیل می باشد. ش بیه س ازی ب ارش – روان اب ب ا اس تفاده از مدل جعب ه س یاه شبکه عصبی مصنوعی برای سه ترکیب داده های بارش و رواناب دشت اردبیل انج ام گردید. ترکیب اول و دوم داده ها از داده های خود ایستگاه در زمان های گذشته استفاده می کند و ترکیب سوم داده ها از داده های ایستگاه های بالادست (ایستگاه های گیلانده و کوزه تپراقی) برای پیش بینی رواناب خروجی دشت (ایستگاه سامیان) استفاده می کند. نتایج نشان داد ک ه اعم ال روش های پیش پردازش زمانی رف ع نویز م وجکی و استفاده از تبدیل موجک در ش بیه س ازی بارش-رواناب ب ا مدل شبکه عصبی مصنوعی به ترتیب بطور متوسط باع ث بهب ود 4 و 39 درصدی در مرحل ه آزمایش مدل شده است.
هدف این مطالعه، سنجش تناسب اراضی مستعد کشت چغندرقند به منظور رشد و افزایش تولید محصولات و مدیریت و توسعه روستایی با استفاده از AHP و GIS می باشد. بدین منظور، داده های رقومی لایه های بارش سالیانه، بارش دوره رشد، دمای سالیانه، دمای دوره رشد، دمای دوره جوانه زنی، نقشه لایه های توپوگرافی، ارتفاع، شیب، جهت شیب و نوع خاک، پوشش گیاهی، کاربری اراضی، نواحی روستایی و راههای ارتباطی جمع آوری شد. با استفاده از تکنیک AHP وزن دهی نقشه لایه های رقومی انجام شد و به کمک تابعOverlay در ArcGIS نقشه لایه ها با هم تلفیق و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که، اگرچه 18% از اراضی منطقه برای کشت چغندرقند در وضعیت خیلی مناسب و مناسب قرار دارند، اما در صورت بهره برداری صحیح از منابع آب و خاک همین مقدار هم می تواند در تثبیت و کاهش مهاجرتهای روستایی منطقه نقش آفرینی کند.
قوع پدیده های طبیعی (زلزله، سیل و ...) و غیر طبیعی ممکن است موجب بروز حوادث ناگهانی و ناگوار شودکه در این میان عوامل تهدید کننده جان و مال انسان، چهره واقعی تری پیدا می کندو موجب از دست رفتن جان تعدای از انسانها نیز می شود. در این مواقع باید تمام تمهیدات لازم و ویژه را به کار بست تا از گسترش احتمالی خرابی های بعدی و بیشتر جلوگیری نموده و جان عده ای را ازتهدیدات بعدی نجات داده مجروحین و مصدومان را تحت مداوا قرار داد، نیازهای عمومی و خدمات اساسی مورد نیاز مردم را برای محافظت از نابودی عرضه نموده، ابنیه و ساختمانهای تخریب شده را بازسازی یا دوباره بنا کرد و بالاخره سریعاً و بدون فوت وقت به یاری جامعه شتافت. خوشبختانه هنگام بروز حادثه، مردم و سازمانهای مسئول بلافاصله وارد عمل می شوند و با انجام اقدامات سریع واکنشی، خطر را کم رنگ می کنند. افراد، گروهها و سازمانهای محلی سریعاً وارد صحنه می شوند و شاید اقدامات انجام شده آنها همیشه از موفقیت و کارایی لازم برخوردار نباشد، اما می تواند در اسرع وقت، نیاز قربانیان فاجعه و حوادث غیر مترقبه را تأمین کند. ارائه آموزشهای لازم و داشتن دانش کافی از آنچه که واقعاً هنگام حدوث یک فاجعه روی می دهد، به تنظیم اقدامات مناسب برای مقابله با آن کمک می کند که در این میان نیازهای مدیریت بحران باید به خوبی شناخته شوند. وظیفه اصلی و شناخته شده واحد مدیریت بحران، ایجاد هماهنگی بین فعالیتهای مختلف دولت محلی در ارتباط با کاهش اثرات فاجعه، آمادگی پیش از وقوع، واکنش به موقع در شرایط اضطراری و جبران خسارت وارده است. هدفی که این مقاله دنبال میکند، این است که میخواهد آنچه را که معمولاً هنگام وقوع حوادث روی می دهد تشریح و مشکلاتی که بر اثر بروز فاجعه گریبانگیر مردم بلازده می شود ترسیم و شیوه هایی برای سازماندهی و هماهنگ کردن فعالیتها به منظور حل این مشکلات ارائه کند و در نهایت پیشنهاد تکمیل آن به صورت مدون و جامع در قالب یکی از مباحث مقررات ملی توسط سازمانهای ذی ربط تهیه و در اختیار عموم و کلیه مسئولین قرار گیرد.
امروزه یکی از مقولاتی که برای اداره کنندگان یک جامعه بسیار حائز اهمیت است، موضوع اعتماد سیاسی است. طبق یک تعریف، اعتماد سیاسی نگرش مثبت به نظام سیاسی، نهادهای سیاسی و کنشگران سیاسی یا متصدیان اقتدار در جامعه است. افزایش اعتماد سیاسی موجب حمایت و پشتیباتی مردم از مسئولان، رعایت قوانین و مقررات توسط آنها، افزایش مشارکت سیاسی و اجتماعی، اعتماد به سازمان ها و نهادهای دولتی و در کل موجب افزایش مشروعیت سیاسی نظام می شود. ازجمله اقشار بسیار تاثیرگذار در تمامی جوامع، قشر معلمین می باشند که سنجش دیدگاه های آنان در خصوص نظام، با توجه به ارتباطی که با دانش آموزان دارند، می تواند اثرات مهمی در جامعه پذیری آنها داشته باشد. از جمله عوامل موثر بر این اعتماد سیاسی، رسانه های جمعی می باشند. تحقیق حاضر به روش پیمایشی با نمونه 390 نفر از شهروندان شهرستان سبزوار و با استفاده از نظریه کاشت، در پی پاسخ به این سوال بوده که اعتماد سیاسی شهروندان سبزوار به چه میزان بوده و تاثیر برخی رسانه جمعی بر اعتماد سیاسی چگونه است. نتایج حاکی از رابطه معکوس و منفی میان رسانه هایی مانند ماهواره و فیس بوک و توییتر و اعتماد سیاسی معلمان می باشد.
بازآفرینی شهری به عنوان بینش عملیاتی و رویکردی جامع و یکپارچه، به دنبال ارتقاء شرایط اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و محیطی جامعه ی شهری است که در معرض تغییر قرار گرفته اند؛ به گونه ای که در نهایت به یک پیشرفت و بهبود پایدار اقتصادی، کالبدی، اجتماعی و محیطی منجر گردد. در این بین، یکی از مشکلات مستمر سکونتگاه های انسانی مخاطرات بیولوژیکال و بیماری های همه گیر همچون مالاریا، آنفولانزا و کرونا (ویروس کووید 19) بوده که مناطق مختلف جهان به ویژه شهرها را در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و غیره با چالش های عدیده ای روبه رو ساخته است. بنابراین نیاز است که چارچوب رویکردهای برنامه ریزی و بازآفرینی شهرهای آینده در راستای مواجهه با اینگونه مخاطرات باشند. بدین منظور، تحقیق حاضر با هدف توسعه ی دانش کاربردی در شناسایی عوامل تأثیرگذار بر تحقق بازآفرینی شهری پایدار تبریز در عصر پساکرونا نگارش شده است. بنابراین روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت تحلیلی و اکتشافی بوده و تجزیه و تحلیل اطلاعات با بهره گیری از روش دلفی (15 نفر از نخبگان و مدیران) و کاربست تکنیک تحلیل اثرات متقاطع در نرم افزار Micmac صورت گرفته است. بر اساس نتایج به دست آمده بیشترین اثرگذاری در بین مؤلفه های مورد بررسی در راستای بازآفرینی شهری پایدار تبریز در عصر پساکرونا مربوط به مؤلفه های تحقق مدیریت فناوری اطلاعات در سازمان های متولی امور شهری و تأکید بر دانش محوری و مدیریت دانش بنیان، تأکید بر حکمروایی شهری و یکپارچه سازی نظام مدیریت شهری، ایجاد سازوکاری در راستای تحقق مشارکت شهروندان، نهادهای خصوصی و سازمان های دولتی در نظام مدیریت شهری و تحقق دیدگاه کل نگرانه در مواجهه با مسائل پیچیده ی شهرها می باشد.
انسان در سنت اسلامی موجودی میانی و مرزی تعریف شده است؛ به این معناکه انسان موجودی است در میانه حیوان و فرشته و در مرز میان آن دو، که هر لحظه امکان سقوط یا عروج وی به یکی از این مراتب هستی وجود دارد. در این مقاله کوشش شده تا براساس تصویر قوه خیال در فلسفه فارابی و کانت، تبیینی فلسفی از این وضعیت میانی و مرزی انسان صورت بگیرد؛ بنابراین مسئله خاص این نوشتار این است که ببینیم چگونه نزد این فیلسوفان، معرفت شناسی، بستری برای ارائه تبیینی هستی شناسی از موقعیت مرزی انسان می شود. این مقاله صرفاً مطلع و گامی نخست برای این مسئله است. ازآنجاکه اهمیت و جایگاه قوه خیال نزد کانت در ضمن بحث استنتاج استعلایی به شکل برجسته ای خود را نشان می دهد، ابتدا تلاش می شود تا استنتاج استعلایی در همان مسیری که قوه خیال نقش خودش را آشکار می کند، پِی گرفته شود و بر دوسطح خیال مولد و بازتولیدی تأکید شود. در گام بعدی سعی می شود تا بدون تطبیق سازی خام یا ایجاد این همانی میان دو فیلسوف، همین دو سطح خیال در اندیشه های فارابی پیگیری، و با اتکاء به روش تحلیلی، بنیاد انسان شناسی ای برحسب قوه خیال، در اندیشه این دو فیلسوف جست وجو شود. نقش میانجیگری خیال در تحقق معرفت نزد دو فیلسوف امکان پِی ریزی چنین ایده ای را فراهم آورد.
گردشگری تفریحی - ورزشی و فعالیت های تفریحی، به واسطه تأثیرات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بیشماری که بر جامعه دارند، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف پژوهش حاضر تدوین برنامه راهبردی توسعه گردشگری تفریحی- ورزشی منطقه آزاد قشم با استفاده از تحلیل SWOT بود. روش این پژوهش توصیفی و از لحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی است. جامعه آماری تحقیق را کارشناسان و صاحب نظران در زمینه گردشگری ورزشی تشکیل می دادند. به منظور جمع آوری داده ها از منابع کتابخانه ای و مرور ادبیات و پیشینه تحقیق، مصاحبه و پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. برای تحلیل موقعیت راهبردی از تحلیل SWOT در جهت بررسی عوامل داخلی (قوت ها و ضعف ها) و خارجی (فرصت ها و تهدیدها) استفاده شد. با توجه به نمرات نهایی ماتریس ارزیابی عوامل داخلی (53/2) و ارزیابی عوامل خارجی (11/3)، مشخص شد که موقعیت راهبردی توسعه گردشگری ورزشی در شهر قشم در منطقه SO (تهاجمی) قرار دارد. از این رو به جهت قرارگیری در این ناحیه پیشنهاد می گردد تمرکز راهبردهای توسعه بر راهبردهای تهاجمی باشد.
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین ویژگی های آنتروپومتریکی با آسیب های شایع دانش آموزان دونده شهرستان بجنورد بود. پژوهش حاضر از نوع توصیفی و همبستگی بوده که داده های آن به صورت میدانی و اندازه گیری های کمی جمع آوری شد. جامعه آماری این پژوهش را تمامی دوندگان دانش آموز دختر در سال تحصیلی 1400-1401 تشکیل دادند که 60 نفر از آن ها که در رشته های سرعت (30نفر)، نیمه استقامت (15 نفر) و استقامت (15 نفر) فعالیت داشتند به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت اندازه گیری و جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه اسماعیلی و همکاران (1393)، متر نواری، ترازو دیجیتال، کولیس، گونیامتر و همچنین از خط کش استفاده شد. برای بررسی نحوه توزیع داده ها از آزمون کولموگروف- اسمیرنف استفاده شد. در این بین با توجه به توزیع غیرطبیعی و طبیعی متغیرهای مختلف از آزمون های خی دو و ضریب همبستگی پیرسون برای بررسی ارتباط بین متغیرها استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل آماری از نرم افزار SPSS21 استفاده شد (p<0/05). نتایج نشان داد که بین وزن با پلانتارفاشییت و سن با تاندونیت آشیل در دوندگان ارتباط معنی داری وجود دارد. از سوی دیگر بین طول ران با کشیدگی همسترینگ نیز ارتباط معنی داری مشاهده شد. ولی بین سایر ابعاد آنتروپومتریک با آسیب های دوندگان ارتباط معنی داری مشاهده نشد. نتیجه گیری می شود مربیان و معلمان ورزش دانش آموزان دونده را از ابعاد آنتروپومتریک و همچنین آسیب های شایع در ورزشکاران دونده، آگاه کنند و برای تمرین اصولی و صحیح و پیشگیری از آسیب، دانش آموزان را با کارگاه های آموزشی توجیه کنند
این پژوهش با هدف شناسایی موانع تحقق اهداف برنامه درسی فرآیند محور علوم تجربی دوره ی راهنمایی تحصیلی از دیدگاه معلمان انجام پذیرفته است. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی، جامعه آماری معلمان درس علوم تجربی دوره ی راهنمایی تحصیلی شهرستان تبریز، و نمونه آماری با محاسبه فرمول کوکران به تعداد 140 نفر بوده است؛ و برای نمونه گیری از روش تصادفی خوشه ای استفاده گردید. برای گردآوری داده ها از دو نوع پرسشنامه ی محقق ساخته که بر اساس طیف لیکرت طراحی شده بودند استفاده شد که یک پرسشنامه برای گردآوری داده ها در خصوص موانع، و پرسشنامه ی دیگر به نگرش سنجی اختصاص داشت. هر دو پرسشنامه از روایی و پایایی قابل قبولی برخوردار بودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آماره های توصیفی و آزمون t تک متغیره استفاده گردید. نتایج تحلیل نشان داد: 1- معلمان عدم همخوانی درونی برنامه درسی و نیز عناصر روش های تدریس و فعالیت های یادگیری، زمان، و ارزشیابی را جزء موانع قوی برای تحقق اهداف درس علوم تجربی برشمرده اند. ضمن این که نتایج آزمون t تک نمونه ای نیز تفاوت معنی داری را در مقایسه با میانگین فرضی نشان می دهد و همچنین عنصر امکانات و منابع یادگیری جزء موانع متوسط ارزیابی گردید. 2- معلمان نسبت به برنامه درسی فرآیند محور علوم تجربی نگرش منفی نداشته اند و نمی توان آن را به عنوان مانع تحقق اهداف آموزشی تلقی نمود.
سیستم اقتصادی یک کشور به میزان قابل توجهی به تصمیم گیریهای مدیریت راهبردی در واحدهای اقتصادی بستگی دارد. بدیهی است این تصمیم گیریها نقش تعیین کننده ای در میزان درآمد های اقتصادی و ثمر بخش بودن فعالیتهای تعیین شده و استفاده بهینه از امکانات تولیدی و خدماتی مؤسسات انتفاعی و غیرانتفاعی کشور دارند. درمحیط های رقابتی ضروری است تا مدیران با استفاده از فرایند ارزیابی عملکرد به هدایت صحیح امور در مسیر پیشرفت کار و در جهت اهداف و استراتژی های مورد نظر سازمان به شیوه ای آگاهانه بپردازند. با توجه به تغییرات و تحولات سریع و افزایش توان و قابلیتهای رقابتی شرکتها وسازمانها در جهان امروز میزان مطلوبیت عملکرد تک تک اجزای کاری سازمان و مجموع آن می تواند به عنوان معیار سنجش مؤفقیت یک سازمان برای مدیران بسیار حائز اهمیت باشد و با استفاده از آنها می توانند به سنجش ارزیابی وضعیت موجود طرحه ای استراتژیک و راهبردی سازمان و بررسی عملکرد اجزای کاری آن پرداخته و برای ارتقا و بهبود اثربخشی و کارآیی آنها اقدام کنند. گسترش رقابت موجب شده تا مدیریت ارشد در بسیاری از سازمانهای نوین در به دست آوردن موقعیت مناسب در بازار و حفظ آن تمرکز یابد. مدیران دریافته اند بسیاری از سیستم های سازمانی که انتظار می رود برای پیشبرد عملیات مفید واقع شود در جهت عکس اهداف سازمان حرکت می کند و موجب عقب ماندگی می شود. در این راستا حسابرسان و حسابداران با تکنیک های اجرائی نوین و با رعایت استانداردهای روز می توانند در جهت بهبود و تقویت این سیستم ها نقش مهم و ارزنده ای را ایفاء کنند. در نتیجه حساب خواهی مطلوب بخش دولتی و خصوصی هنگامی ایجاد می شود که با برنامه ریزی و عملکرد واحدها بر اساس بیان آشکار اهداف و نتایج مورد انتظار مورد رسیدگی قرار گیرد، بنابراین حسابرسی داخلی و حسابداری بیان واضحی از رعایت صرفه اقتصادی، کارآیی و اثربخشی در عملکرد تمامی سازمان های بزرگ و کوچک است.
هدف پژوهش حاضر، بررسی و مقایسه عوامل مؤثر بر فعالیت های پژوهش اعضای هیأت علمی گروه آموزشی علوم پایه و علوم انسانی دانشگاه پیام نور استان فارس بود. این تحقیق، تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری (120-N) و نمونه آماری به روش سرشماری انجام شده است. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. اعتبار محتوایی پرسشنامه بر اساس نظر متخصصان حوزه تحقیق و پژوهش و پایایی پرسشنامه با محاسبه ضریب آلفای کرانباخ برابر 84% بدست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون دو متغیره، آزمون یومان ویتنی و آزمون تحلیل واریانس یک راهه استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که متغیرهای مرتبه علمی، وضعیت استخدامی، میزان فعالیت اشتراکی، مسئولیت اجرایی، دسترسی به پایگاه ها و منابع اطلاعاتی، میزان تسلط بر روش تحقیق، مهارت های رایانه ای، تسلط بر زبان انگلیسی و زمان اختصاص داده شده به فعالیت های غیرعلمی رابطه معنی دارى با میزان فعالیت های علمی – پژوهشی دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که به ترتیب وضعیت استخدامی، مرتبه علمی، میزان تسط بر روش تحقیق، مهارت های رایانه ای، زبان انگلیسی، زمان اختصاص داده شده به فعالیت های غیرعلمی، میزان فعالیت اشتراکی و میزان دسترسی به پایگاه و منابع اطلاعاتی بیشترین تا کمترین ضرایب بتا را با میزان فعالیت های علمی پژوهشی اعضای هیأت علمی دارند.
یکی از مفاهیم مهم در ارتقاء کیفیت محیط شهری و انسانی حس تعلق به مکان است. هدف پژوهش حاضر، استخراج مؤلفه های کالبدی جهت ارتقاء حس تعلق به مکان و بررسی و سنجش آن ها در محله آبشوران شهر کرمانشاه است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و نوع آن کاربردی است. همچنین، از مطالعات اسنادی، مشاهده میدانی و ابزار پرسشنامه جهت گردآوری اطلاعات بهره گرفته شده است. جامعه آماری تمام ساکنین محله آبشوران شهر کرمانشاه است که در این میان 285 نفر به عنوان حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان انتخاب شده اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که میان تمامی شاخص های کالبدی و حس تعلق به مکان رابطه معناداری وجود دارد. بدین صورت که چهار متغیر«تنوع و جذابیت»، «تمایز»، «توجه به زمینه»، «ساختار فضایی و شکل مناسب فضا» نسبت به شاخص های دیگر همبستگی بیشتری با حس تعلق به محله آبشوران دارند. علاوه بر این، نتایج آزمون رگرسیون بیانگر آن است که میزان همبستگی میان متغیرهای کالبدی و حس تعلق به مکان با میزان 0.782 در سطح بالایی است. مضاف بر آن، ضریب تعیین بیانگر آن است که 0.611 درصد از تغییرات متغیر حس تعلق به مکان مربوط به متغیرهای شاخص کالبدی است.
هر متنی از یک جهان اصلی و جهان های زیرشمول متعددی تشکیل شده که در تشکیل معنا و مفهوم متن اصلی سهیم است و به خوانش بهتر و جامع تر متن توسط خواننده می انجامد. بر پایه نظریه «جهان متن» از «پُل ورث»، یک متن را از دیدگاه شعرشناسی شناختی و از طریق محور جهان گفتمان، جهان متن و جهان زیرشمول می توان بررسی و تحلیل کرد. سطح سوم این نظریه «جهان زیرشمول» یا «جهان های فرعی» نام دارد که خود از سه زیرمجموعه برخوردار است که عبارتند از جهان زیرشمول اشاری، نگرشی و معرفت شناختی. در این مقاله تلاش می شود با استفاده از مبانی نظریه «جهان متن» «پُل ورث» و با تکیه بر سطح سوم این نظریه یعنی جهان-زیرشمول، قصه یوسف در سوره ای به همین نام را بحث و بررسی کرد. هدف و ضرورت پژوهش فهم و شناخت تکثر گرایانه و شناختی قصه بدیعقرانی است و به نقش جهان های فرعی می پردازد که در متن نادیده گرفته می شود اما سهم بسزایی در جهان بینی متن دارد. . نتیجه نشان می دهد که روایت پردازی در قصه یوسف از ظرفیت ها و امکانات جهان های زیرشمول برای تکثر معنا، پویایی و پیشبرد روایت، دیالوگ محوری (بین یوسف و برادران و مخالفان) و انعکاس صداهای خاموش و در حاشیه (از هم بندیان و دیگر همراهان گمنام یوسف «ع») بهره گرفته و مهمترین مقاصد و درون مایه های قرانی نظیر قضا و قدر، قطعیت وقوع احکام الهی، تقابل خیر و شر، ایجاد گشایش و عزت بعد از سختی و ذلت با ساخت این جهان های زیرشمول متکثر انجام گرفته است.
این مقاله، مقاله ای نظری است که به تجزیه و تحلیل راهبردهای غالب توسعه اقتصادی برای کشورهای در حال توسعه می پردازد، هدف این مقاله نقد دو راهبرد جایگزینی واردات و تعدیل ساختاری از چشم انداز ساختارگرایی جدید است، ساختارگرایی جدید برآمده از تجربه های موفق حوزه پاسیفیک و چین، ویتنام و هند به ترتیب از 1978، 1986 و 1991 است. هم این طور ساختارگرایی جدید تحت تاثیر تجربه های ناکام گذار اقتصادی نیز قرار دارد. لذا این مقاله به سوالاتی از این قبیل نیز پاسخ می دهد که چرا گذار چین به اقتصاد بازار با مووفقیت همراه بوده است اما گذار شوروی به بازار شکست خورده است. یافته های این مقاله نشان می دهد که بر طبق ساختارگرایی جدید، کشورهای فقیر، از قابلیت هایی نهفته و مزیت هایی برخوردارند که در صورت بالفعل شدن آنها، این دولت ها قادر به نرخ رشدهای شتابان و بستن شکاف عقب ماندگی اند، در این مقاله این مزایا و چگونگی بالفعل شدن آنها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است، روش تحقیق در این مقاله تبیینی و شیوه گردآوری داده ها نیز کتابخانه ای است.