زمینه و هدف: فضاهای عمومی مهم ترین بخش های شهر را تشکیل می دهند که یکی از این فضاها خیابان های شهری هستند. خیابان های شهری تجلی گاه حیات مدنی شهر و محل رخداد وقایع و فعالیت های اجتماعی شهروندان در زندگی و حیات شهری است. هدف این تحقیق ارزیابی شاخص های سلامت خیابان شهری با تأکید بر مؤلفه های امنیت ادراکی ساکنان است. روش: این تحقیق از هدف کاربردی است و به لحاظ ماهیت روش از نوع پیمایشی است، و به لحاظ شیوه تحلیل داده ها، توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری شهروندان منطقه 4 شهرداری تهران و تعداد نمونه بر اساس فرمول کوکران، 250 نفر است که از نوع نمونه گیری تصادفی سیستماتیک سهمیه ای می باشد. اطلاعات از طریق پرسشنامه با طیف لیکرت جمع آوری گردید. روایی پرسشنامه بر اساس اعتبار محتوایی سنجیده شده است و به تائید اساتید و متخصصین حوزه مدیریت شهری و امنیت ادراکی رسیده و پایایی آن از طریق روش آلفای کرونباخ به میزان 0.756 تائید شد. تجزیه وتحلیل داده ها از طریق آزمون های تحلیل عاملی و رگرسیون و فریدمن با نرم افزارهای Spss ,Lisrel, انجام شد. یافته ها: از طریق آزمون تحلیل عاملی تأییدی مؤلفه های 8 گانه تحلیل سلامت خیابان های شهری با تأکید بر مؤلفه های امنیت ادراکی ساکنان منطقه 4 شهرداری تهران شناسایی شدند و با میزان بار عاملی بالای 0.4 تائید شدند. با آزمون رگرسیون و میزان ضریب تعیین تعدیل شده مشخص شد، شاخص های تحقیق به میزان 53% درصد واریانس امنیت ادراکی را پیش بینی می کند و بر اساس آزمون رگرسیون؛ مؤلفه ی آسایش بصری و محیطی بالاترین تأثیر را بر روی امنیت ادراکی ساکنان منطقه 4 دارد(beta=0.779). اولویت بندی های مداخله در تحلیل سلامت خیابان های شهری با تأکید بر مؤلفه های امنیت ادراکی ساکنان در منطقه 4 شهرداری تهران به ترتیب آزمون رتبه بندی فریدمن عبارت اند از:آسایش بصری و محیطی(1.28)، سرزندگی (1.87)، مؤلفه ی خوانایی(1.96) مؤلفه ی اندازه و فرم فضا(2.10)میزان سازگاری با محیط(2.59)،مؤلفه ی کالبدی(2.70) آلودگی های دیداری و شنیداری(2.83) احساس تعلق(2.94). نتیجه گیری: مؤلفه های آسایش بصری و محیطی، سرزندگی، خوانایی، اندازه و فرم فضا، میزان سازگاری با محیط، امنیت کالبدی آلودگی دیداری و شنیداری، احساس تعلق؛ بر امنیت ادراکی ساکنان و سلامت خیابان های شهری تأثیر مثبت دارند. می توان نتیجه گرفت با ارتقا هریک از این مؤلفه ها؛ امنیت ادراکی و به تبع آن سلامت خیابان های شهری منطقه 4 را افزایش می یابد.
در سالهای اخیر، هنر عمومی روند جدیدی در فضاهای شهری به خود گرفته است به طوری که شهرها سرمایه گذاری زیادی روی طراحی و اجرای آثار هنری عمومی و ارتقای کیفیت بصری فضاهای شهری می کنند. این مقاله با هدف بررسی اثر انواع هنر عمومی در فضاهای شهری بر ارتقا نشاط درک شده جوانان ارائه شده است. تحقیق حاضر از نوع تحقیق بصری یا خوانش تصویری به شیوه پیمایشی انجام شده است. جامعه هدف جوانان بوده که به روش نمونه گیری احتمالی و از نوع تصادفی ساده از بین دانشجویان دختر و پسر در مقاطع تحصیلی کارشناسی و کارشناسی ارشد در رده سنی 35- 18 سال دانشگاه تبریز و موسسه آموزش عالی نبی اکرم (ص) تبریز انتخاب شدند. یافته های تحقیق نشان می دهد که از بین انواع هنرهای عمومی در فضاهای شهری هنر مبتنی بر نور، صدا و دیجیتال در فضاهای شهری برحسب سه معیار جنسیت، تحصیلات و سن بیشترین امتیاز را به جهت ایجاد احساس نشاط در بین جوانان و تمایل به استفاده از این نوع هنر در فضاهای شهری داشته است. و در رتبه های بعدی هنر متناسب با سایت نظیر آثار هنری تراشیده شده از دل کوه و هنر تعبیه شده در عناصر موجود در فضا همچون نقش برجسته های دیواری در بدنه ساختمان ها یا نیمکت های تعبیه شده در فضاهای شهری قرار گرفته است. هنر ایستای انتزاعی و مشاهیر نیز دارای کمترین امتیاز می باشد. همچنین در بین هنرهای تعاملی، هنر پویا- منفعل و هنر تعاملی ایستا بیشترین و هنر پویا - پویا کمترین احساس ایجاد نشاط وجود داشته است. بنابراین لازم است مدیران ، برنامه ریزان و طراحان فضاهای شهری و هنرهای عمومی برحسب سلیقه و خواست شهروندان در رده های سنی مختلف تصمیم گیری و اقدام نمایند تا حضور و مشارکت پذیری، تعامل، خلاقیت، نشاط، خاطره انگیزی و هویت بخشی در فضاهای شهری بیشتر و موثرتر باشد.
هدف مطالعه حاضر بررسی اثرات کینزیوتیپ تسهیلی و مهاری بر فعالیت و خستگی عضلات فلکسور آرنج بود. 17 آزمودنی فعال به صورت داوطلبانه در این مطالعه شرکت کردند. هر آزمودنی پروتکل خستگی را طی شرایط کینزیوتیپ مهاری، تسهیلی و پلاسبو اجرا کرد و فعالیت الکترومایوگرافی عضلات دوسربازویی و بازویی زنداعلایی حین اجرای پروتکل ثبت شد. برای محاسبه ی میزان فعالیت عضلات قبل و بعد از پروتکل خستگی و نرخ خستگی به ترتیب از جذر میانگین مربعات (RMS) و شیب میانه فرکانسی سیگنال الکترومایوگرافی استفاده شد. نتایج نشان داد تنها اثر زمان بر فعالیت عضلانی معنادار بود و اثر کینزیوتیپ بر فعالیت عضلانی و نرخ خستگی عضلانی معنادار نبود. یافته ها نشان میدهد، فعالیت عضلات در شرایط خستگی افزایش می یابد، اما تکنیک های مختلف کینزیوتیپ قادر نیستند در شرایط عادی یا خستگی، اثر معناداری بر میزان فعالیت عضلانی بگذارند؛ همچنین این تکنیک ها نمی توانند با تسهیل یا مهار فعالیت عضلانی، زمان وقوع خستگی را تغییر دهد.
در راستای مدل سازی صحنه نبرد، لانچستر یکی از افراد موفقی است که توانست با ارائه معادلات ریاضی و اثبات قانون 3 بر 1، برای مدتهای طولانی فکر طراحان عملیات و استراتژیستهای نظامی را به خود مشغول کند. این مقاله پس از ارزیابی معادلات خطی و مربع لانچستر نشان خواهد داد که این معادلات در زمینه هایی چون: 1- نادیده گرفتن عقب نشینی و حرکات به عقب 2- مبادله زمین و زمان 3- بازدهی نزولی 4- بی توجهی به پشتیبانی هوایی نیروها ناقص بوده و نیازمند حک و اصلاح می باشند. اما از آنجا که بحث در باره این معادلات مستلزم آشنایی مقدماتی خوانندگان محترم با آنها می باشد، لذا ابتدا این معادلات به طور مختصر تشریح شده و سپس نقائصی که به نظر می رسد بر این معادلات وارد می باشند، توضیح داده شده است. یادآوری این نکته ضروری است که این مقاله در صدد ردّ قطعی معادلات لانچستر نبوده و نویسنده معتقد است معادلات مذکور با اعمال برخی اصلاحات، هنوز هم می توانند برای مدل سازی صحنه عملیات مورد استفاده قرار گیرند.
مسکن به عنوان یک نیاز اساسی و به عنوان نمودی از ایفای نقشهای اساسی انسان، پدیدهای جغرافیایی بوده و نقش مهمی نیز در توسعه جوامع انسانی دارد. هدف اصلی این پژوهش، سنجش و تحلیل فضایی وضعیت ساخت و ساز مسکن در سطح استان های کشور(31 استان) است. با استفاده از تحلیل فضایی و برآورده شدن یک دید فضایی می توان در سطح کشور، استانهایی که وضعیت برخوردار یا محرومی در مورد ساخت و ساز مسکن دارند را شناسایی و تحلیل کرد، تا بدانیم آیا استانهای کشور از لحاظ وضعیت ساخت و ساز مسکن متعادل می باشند و کدام استانهای کشور دارای وضعیت نزدیک به هم هستند. در پژوهش فوق با استفاده از نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال96 استانهای کشور، 37متغیر نرمال شده به کار گرفته شد. این متغیرها با روش تحلیل عاملی به 8 عامل کاهش یافت و در مولفه های معنی دار قرار داده شد. سپس استان های کشور با مدل تحلیل خوشه ای به 4 گروه همگن تقسیم شدند. نتیجه تحقیق نشان داد که استان تهران به تنهایی بالاترین سطح برخورداری در ساخت و ساز مسکن را داشته و در سطح اول یعنی بسیار برخوردار می باشند و 22 استان کشور در پایین ترین سطح(محروم) قرار دارند.
هدف این مطالعه از یک طرف بررسی تاثیر سرمایه فکری بر نسبت ارزش افزوده اقتصادی به سود حسابداری و از سوی دیگر تاثیر سرمایه فکری بر نسبت ارزش افزوده بازار به سود حسابداری در بورس تهران است. سرمایه فکری شرکت های بورس اوراق بهادار تهران بر اساس مدل ارزش ناملموس محاسبه شده است. این پژوهش درخصوص 69 شرکت به روش رگرسیون پانل دیتا انجام گرفته است.نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها حاکیازآن است که سرمایهفکری تاثیر مثبت و معناداری بر نسبتارزشافزودهاقتصادیبهسودحسابداری دارد. همچنین، نتایج نشان داد که تاثیر سرمایهفکری بر نسبتارزشافزودهبازاربهسودحسابداریمثبت و معنادار است. با توجه به مقادیر ضریب تعیین بالاترشاخصارزشافزودهاقتصادیبهسودحسابداری از توان تبیین بهتری نسبت، به شاخصارزشافزودهبازاربهسودحسابداریبرخوردار است This study aims at the investigation of the impact of intellectual capital on ratio Economic Value Added to Earning (EVA/Earning) on the other hand it investigates the impact of intellectual capital on ratio Market Value Added to Earning (MVA/Earning). The intellectual capital of companies listed in Tehran Stack Exchange was calculated based on the intangible value model. The research is related to the companies listed in Tehran Stock Exchange; and 69 companies were selected. The data was analyzed through regression in EXCEL spreadsheet, SPSS and Eviews8 software. The results of this study confirmed that there is a significant positive relationship between CVI and EVA/Earning. Regarding the second hypothesis, the significant positive effectiveness of CVI - MVA/Earning was confirmed. According to quantities of high determination coefficient of index EVA/Earning can be better explained, to index MVA/Earning.
زمین لرزه ها عامل ویرانی بسیاری از سکونتگاه های انسانی مخصوصاٌ بافت های فرسوده و قدیمی در طول تاریخ بشر بوده-اند. این قبیل بناها به ویژه در برابر مخاطرات لرزه ای آسیب پذیر هستند. نخستین گام برای کاهش خطر زمین لرزه شامل درک خطر لرزه ای موجود و ارزیابی راهبردهای احتمالی برای کاهش آن است. در این پژوهش از یک روش مبتنی بر نمایه آسیب پذیری برای ارزیابی خسارت مورد انتظار در بافت های فرسوده شهر اردبیل استفاده شده است. واکاوی خطرپذیری برای سناریوهای زمین لرزه تعریف شده توسط شدت های مهلرزه ایV ، V-VI ، VI ، VI-VII و VII برای طراحی برنامه های اضطراری لرزه ای انجام شده است. اوج شتاب اولیه زمین برای یک دوره بازگشت 475 ساله 0.04g است که مربوط به شدت VII می باشد. بنابراین، ضمن کمی سازی آسیب فیزیکی، تأثیر آن بر جمعیت و سایر مقادیر مانند آوار و هزینه اقتصادی بررسی شده است. علی رغم خطر لرزه ای متوسط تا زیاد در اردبیل، نتایج نشان می دهد که به دلیل قدمت زیاد، گونه شناسی بنایی تقویت نشده (یا غیر مسلح) و تقویت شده (مسلح) ساختمان های واقع در بافت های فرسوده و آسیب پذیری محیط ساخته شده، خطر بسیار زیاد است و آسیب پذیرترین بافت ها در مناطق یک و دو شهری واقع گردیده-اند.
یکی از مسائل مهم منطقه ای، عدم توجه به توان های درونی منطقه و درنتیجه وابستگی آن ها به مناطق هم جوار است، درحالی که خود دارای توان و ظرفیت های محیطی برای فعالیت هایی مانند گردشگری می باشند. گردشگری پایدار ابزاری قوی برای توسعه مناطق و تعادل بخشی آن ها محسوب می شود. هدف این پژوهش بررسی چگونگی استفاده از پتانسیل های گردشگری پایدار منطقه در ترکیب با نظریه برنامه ریزی مرکز-پیرامون برای سنجش و ایجاد تعادل منطقه ای است. بدین منظور با استفاده از روش فرا تحلیل، مدل مفهومی پژوهش و شاخص ها تدوین گردیده و در ادامه با استفاده از دو روش تحلیل عاملی و تحلیل نمایی شهرستان های خراسان رضوی سطح بندی شده و تعادل منطقه ای بر مبنای توان گردشگری پایدار سنجیده شده است و با استفاده از نرم افزار GIS بر روی نقشه استان نمایش داده شده است. نتایج تحقیق شامل ارائه مدل مفهومی در سنجش تعادل منطقه یا توجه به توان گردشگری پایدار است. یافته های پژوهش در نمونه مطالعه نشان می دهد که استان خراسان رضوی از تعادل منطقه ای در استفاده از پتانسیل های پایدار گردشگری برخوردار نیست.
این پژوهش با هدف شناسایی مهارت های مدیریتی فرماندهان رده عملیاتی ارتش جمهوری اسلامی ایران انجام شده است. نوع پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت داده ها کیفی و رویکرد آن استقرایی است که با روش نظریه پردازی داده بنیاد انجام شده است. مشارکت کنندگان در پژوهش، کلیه مدیران و فرماندهان خبره یکی از یگان های ارتش ج.ا.ا بودند که با بهره گیری از روش نمونه گیری غیراحتمالی هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده جهت جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان بود. تحلیل داده ها با استفاده از سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. بر اساس نتایج به دست آمده از تحلیل داده ها 127 کد باز شناسایی شد که در قالب 29 مقوله فرعی و 13 مقوله اصلی و 6 طبقه اصلی شامل شرایط علی، پدیده محوری، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها دسته بندی، و بر این اساس مهارت های مدیریتی فرماندهان رده عملیاتی بدین شرح تعیین شدند: مهارت های فنی با دو مؤلفه مهارت های شغلی و نتیجه گرایی (مدیریت عملکرد)، مهارت های انسانی با چهار مؤلفه مدیریت افراد، هوش اجتماعی، رهبری تغییر و پایداری و پاسخگویی و مهارت های ادراکی با دو مؤلفه قابلیت های تصمیم گیری و مهارت های بینشی. به کارگیری الگوی ارائه شده در این تحقیق می تواند در تعیین نیازهای آموزشی، ارزیابی عملکرد و انتصاب و ارتقا فرماندهان رده عملیاتی استفاده شود.
یکی از مهم ترین اهداف سیاست های عمومی هر جامعه ای، بهبود کیفیت زندگی آن جامعه می باشد. این مقاله به بحث درباره کیفیت زندگی درسطح مناطق روستایی می پردازد. تحقیق به دنبال پاسخ به این سوال است که مناطق روستایی بخش مرکزی شهرستان اسلام آبادغرب تا چه اندازه از شاخص کیفیت زندگی برخوردارند. ارزیابی کیفیت زندگی در سه شاخص اجتماعی، اقتصادی و کالبدی و با13 مؤلفه صورت گرفته است. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق آزمونT تک نمونه ای انجام گرفته-است. براساس یافته های تحقیق، محاسبه میانگین برخورداری نشان داده که دهستان شیان با47/33درصد مطلوب ترین کیفیت زندگی و دهستان حومه شمالی با 43/28درصد پایین ترین سطح رضایت از کیفیت زندگی را دارمی باشند. بنابراین برای بهبود کیفیت زندگی در نواحی روستایی مورد مطالعه، برنامه ریزی درهمه شاخص های اجتماعی،اقتصادی و کالبدی لازم است که این مهم از طریق خدمات دهی و ساماندهی به روستاها به ویژه روستاهای کم برخوردار می تواند تأثیرگذار باشد. واژگان کلیدی: شهرستان اسلام آبادغرب، روستا،شاخص های اجتماعی،اقتصادی و کالبدی، کیفیت زندگی
عمده زنان در جریان مهاجرت های خانوادگی به عنوان مهاجر تبعی شناخته می شوند و نقش آنان در فرایند تصمیم گیری مهاجرت مغفول مانده است. مطالعه حاضر به دنبال بررسی نقش زنان در جریان مهاجرت های خانوادگی به استان تهران است. جامعه آماری همه زنان مهاجری است که در دوره 1385 تا 1395 وارد استان تهران شده اند. با استفاده از تکنیک پیمایش و ابزار پرسش نامه تعداد 500 نفر زن مهاجر دارای همسر در شهرهای تهران و ملارد پیمایش شدند. یافته ها از آن حکایت دارد که هر اندازه زنان از محل سکونت خود (شهر/ روستا) ناراضی بوده اند، در تصمیم گیری مهاجرت به استان تهران مشارکت بیشتری کرده اند. با افزایش قدرت زنان در خانواده، مشارکت آنان در جریان مهاجرت خانواده بیشتر شده است. زنان بیشترین مشارکت را به ترتیب در مهاجرت های زن محور، فرزند محور و شوهر محور ایفا کرده اند. مطالعه حاضر نشان می دهد که زنان مهاجرت را راهبردی فردی برای رهایی از محدودیت های مبدأ و نیز راهبردی خانوادگی برای بهبود وضعیت معیشت خانواده و تأمین آینده ای بهتر برای فرزندان خود می بینند. با ادامه روند بهبود وضعیت اجتماعی زنان، انتظار می رود نقش و مشارکت آنان در مهاجرت خانوادگی نیز بیشتر شود.
ادبیات داستانی، به سبب گیرایی و جذابیت خاص، جایگاه ویژه ای دارد و از فنون مهم ادبی به شمار می آید. از مهم ترین وظایف داستان این است که فضیلت های اخلاقی و معنوی را از سوی شخصیت ها و قهرمانان داستان ترویج کند و با پلیدی ها و بی عدالتی ها به مبارزه برخیزد. از این رو، داستان نویس متعهد باید سعی بر آن داشته باشد که علاوه بر سرگرم کردن خواننده، از هدف نهایی خود، که همانا تعلیم دادن و آگاه کردن خواننده است، غافل نباشد. نجیب کیلانی، ادیب و داستان نویس برجسته معاصر، می کوشد با گنجاندن شخصیت های مختلف داستانی، رسالت دینی خود را به انجام رساند و سبک زندگی صحیح اسلامی را برای نسل جوان بازگو کند؛ در این مقاله، سعی شده که شخصیت پردازی زن در این سه رمان، که به ترتیب درون مایه های اجتماعی، تاریخی و اسلامی دارند، بررسی شود. نگارندگان در این مقاله از روش توصیفی و تحلیلی بهره برده و در نتایج پژوهش دریافته اند که نویسنده در شخصیت پردازی های خود از شیوه های مستقیم و غیر مستقیم استفاده کرده و از هر نوع شخصیتی، اعم از ایستا، پویا، مثبت، منفی و...، سود جسته است. شخصیت های زنانه در هر سه رمان شخصیت فرعی اند که کیلانی با مهارت کامل توانسته از رهگذر آن ها به اهداف اصلی خود، که اعتلای فرهنگ اسلامی است، دست یابد.
معنای زندگی یکی از مهم ترین مسائل فلسفی است که تمام افعال و افکار انسان ها با آن مرتبط است. ازآنجاکه شناخت معنای زندگی، متوقف بر شناخت خود انسان است؛ درنتیجه نوع نگاه هر فرد به خود، تأثیر زیادی در پاسخ او به چیستی معنای زندگی خواهد داشت. گرچه صدرالمتألهین به طور مستقیم از معنای زندگی سخن نگفته است؛ ولی با بررسی انسان و ویژگی های آن به هدف از زندگی که یکی از معانی «معنای زندگی» است، پرداخته و معتقد است که انسان دارای هدفی است که باید آن را کشف کند و تمام اعمال و رفتار و نیات خود را برای رسیدن به این هدف به کار ببندد. در این نوشتار به روش تحلیلی توصیفی به دست می آوریم که حقیقت انسان به نفس ناطقه خویش است که دارای دو قوه عقل نظری و عقل عملی است؛ درنتیجه کمال حقیقی انسان به تکامل مرتبه عقلی آن است. با توجه به حقیقت انسان و کمال حقیقی آن، انسان دارای دو هدف میانی و نهایی در زندگی خواهد بود. قرب الهی هدف نهایی از زندگی انسان است که با تحقق آن، انسان به حیات و سعادت حقیقی می رسد.
زمان سنجی بازار اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری با یک استراتژی معاملاتی مکانیکی براساس برخی معیارهای اقتصاد کلان است. در این تحقیق، شاخص احساسات سرمایه گذار و شاخص های اقتصاد کلان نظیر تورم، نرخ ارز، رشد اشتغال و تولید ناخالص حقیقی متغیرهای نماینده برای زمان سنجی بازار به منظور پیش بینی جهت و بازده شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران مورد استفاده قرار گرفت. در این راستا از چهار مدل رگرسیون لجستیک، لسو، ستیغی و الستیک نت با استفاده از داده های ماهانه در دوره زمانی 1395 تا 1399 استفاده شد. به منظور توسعه شاخص احساسات، با بهره گیری از مدل تحلیل عاملی اکتشافی، از شش متغیر احساسی مختلف استفاده شد که در نهایت، سه متغیر نسبت سهام در سبد صندوق های سرمایه گذاری، شاخص قیمت و شاخص ۵۰ شرکت برتر برگزیده شدند. خروجی مدل رگرسیون لجستیک به منظور پیش بینی براساس تک شاخص با مقدار پیش بینی براساس دیگر شاخص ها مقایسه گردید که نتیجه حاکی از برتری پیش بینی لجستیک براساس همه متغیرها نسبت به پیش بینی لجستیک براساس تک شاخص داشت. مقایسه سه مدل لاسو، ستیغی و الستیک نت، برای پیش بینی نشان داد که قدرت و دقت مدل رگرسیون ستیغی بیشتر از دو مدل دیگر بود به علاوه دو مدل لسو و الستیک نت تقریبا دقت برابری داشتند. نتایج این تحقیق می تواند برای شرکت های سرمایه گذاری و سبدگردان، تحلیل گران و سرمایه گذاران مفید باشد.
کشتی ورزش پر برخوردی است که خطر بروز آسیب در آن بسیار بالا است. شناسایی عوامل خطر می تواند به پیشگیری از بروز آسیب کشتی گیران کمک نماید. اطلاعات اندکی درزمینه نقش حس عمقی و تعادل در پیش بینی آسیب های ورزشی وجود دارد. لذا هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه بین تعادل پویا و حس عمقی زانو و میزان بروز آسیب های کشتی گیران است. 72 نفر از کشتی گیران لیگ برتر جوانان استان تهران در این مطالعه شرکت کردند. قبل از شروع فصل، حس عمقی مفصل زانو در زاویه های هدف 30، 60 و90 درجه به صورت فعال اندازه گیری شد. برای اندازه گیری تعادل پویا از دستگاه تعادل سنج بایودکس استفاده شد. آسیب های کشتی گیران به مدت 9 ماه در فرم ثبت آسیب ثبت گردید. نتایج آزمون رگرسیون لجستیک رابطه معناداری میان حس عمقی مفصل زانو در زاویه های 30، 60 و 90 درجه و تعادل پویا و وقوع آسیب ها در کشتی گیران جوان را نشان نداد. استفاده از آزمون های تعادل و حس عمقی اجراشده در این مطالعه به عنوان آزمون های غربالگری برای پیش بینی آسیب های کشتی گیران جوان توصیه نمی گردد.
جهانی شدن به عنوان فرآیندی که بیشترین تأثیر را بر تعاملات و روابط انسانی بر جای می گذارد، موجب گردیده تا نقش و جایگاه فرد انسانی و حقوقی که بر آن مترتب است، از توجه ویژه ای در نزد افکار عمومی مردم، و دولتها و سازمانهای بین المللی برخوردار گردد، به گونه ای که شاهد جهانی شدن حقوق بشر در راستای قواعد آمره شدن آن هستیم. بر این اساس، جهانی شدن حقوق بشر با تعدیل اصل حاکمیت و عدم مداخله زمینه مداخله نظامی در امور داخلی کشورها را تحت عنوان مداخلات بشر دوستانه و مسئولیت حمایت از حقوق نقض شده فرد انسانی فراهم ساخته است. در این بین، بحران سوریه و وقایعی که از آن تحت عنوان نقض حقوق بشر نام برده می شود، لزوم شناخت و بررسی میزان مطلوبیت و مشروعیت مداخله بشر دوستانه در این کشور را امری ضروری می سازد. شناخت و بررسی که می تواند نشان دهد که حقیقت واقعی مداخله در سوریه و نقض حاکمیت آن تحت عنوان مداخله بشر دوستانه نمی تواند برگرفته از تحولات جهانی حقوق بشر در فرآیند جهانی شدن به ویژه در راستای حمایت از حقوق انسان، جایگاه وی و نقض حقوقی که بر وی مترتب است، باشد؛ بلکه انگیزه های سیاسی با توجیه نقض حقوق بشر در پشت صحنه بحران سوریه آشکار می باشد.
هدف این مقاله بررسی عملکرد انتخاب پورتفولیوهای مبتنی بر ریسک تحت شرایط مختلف بازار می باشد.در این مطالعه عملکرد چهار استراتژی مبتنی بر ریسک: 1-وزن دهی برابر (EW)، 2- وزن دهی بر اساس ریسک برابر(ERC)، 3- بیشترین تنوع بخشی (MDP) و4-کمترین میانگین واریانس (GMV) برای دوره زمانی 1388-1395 و 30 شرکت برتر بورس اوراق بهادار مورد مقایسه قرار گرفته است. بدین منظور شرایط مختلف بازار ازجمله صعودی، نزولی و بازارهایی که دارای خاصیت بازگشت به میانگین هستند طبقه بندی می شوند. موضوع مورد بررسی در این مقاله این می باشد که آیایک استراتژی خاصی می تواند در تمامی شرایط بر سایر استراتژی ها برتری داشته باشد یا خیر. همچنین این استراتژی ها با شاخص بازار به عنوان نماینده سرمایه گذاری بازار و محبوبترین روش ساخت پورتفولیو مقایسه شد. برای رسیدن به این هدف از نسبت های شارپ پورتفولیوها، سورتینو و امگا استفاده شد و همچنین اختلاف نسبت شارپ که تفاوت نسبت شارپ هر یک از پورتفولیو های مبتنی بر ریسک با نسبت شارپ شاخص بازار است عملکرد آنها را با هم مقایسه کرد. برای بررسی ریسک نامطلوب استراتژی ها از معیارهای سنجش ریسک نامطلوب مانند VaRو CVaR استفاده شد. نتایج بدست آمده بیانگر این می باشد مدل GMV کمترین ریسکنامطلوب را در بین استراتژی ها داشته باشد. This study evaluates the performance of risk-based portfolios under different market conditions. We compare four strategies, namely, the equally weighted portfolio (EW), the global minimum variance portfolio (GMV), the most diversified portfolio (MDP) and the equal risk contribution portfolio (ERC) for the 2009 - 2016 period and 30 top companies of the stock exchange. No single strategy consistently dominates the others, under different market conditions. As expected, the GMV has the least downside risk. Although there is no clear winner among the risk-based portfolios, there is evidence that they generally outperform the market capitalization based portfolio. These strategies are also compared with market index as market capitalization and the most popular way of making the portfolio. To achieve this goal, the portfolios of the portfoliosortinoand omega are used, as well as the difference between Sharpe ratios each of the risk - based portfolios with Sharpe ratio of the market index. To evaluate the adverse risk of strategy risk measurement measures such as VaR and CVaR were used. The results show that the GMV model has the least adverse risk among strategies. Keywords: Risk-based portfolio, Most diversified portfolio, Equal risk contribution, Minimum variance portfolio, Sharpe ratio. JEL Classification : G11, E22, L25, C33
خط شکسته، از خطوط زیبای جهان اسلام، سومین گونه از خطوط خوش نویسی ایرانی است که در اوایل قرن یازدهم هجری ابداع شد و در سیر تکامل، توسط درویش عبدالمجید طالقانی به کمال رسید. از شیوۀ درویش و پیروان او امروز با عنوان سبک و شیوۀ قدیم قلم شکسته یاد می شود. با گذشت چند قرن و پس از رخوت صد سالۀ اخیر، یدالله کابلی خوانساری به این قلم جان تازه ای بخشید. در شیوۀ او هر اثر، فرم، فضا و ترکیب خاص خود را پیدا کرد و همین تنوع و تازگی باعث نام گذاری سبک جدید (معاصر) قلم شکسته شده است. هدف اصلی این مقاله، مطالعۀ تطبیقی ساختار خط شکسته در آثار درویش عبدالمجید طالقانی، یدالله کابلی خوانساری؛ منتخب هنرمندان دو سبک قدیم و معاصر است. در جهت نیل به این هدف سعی بر آن است که به این سؤال پاسخ داده شود که چه وجوه تشابه و تمایزی در ساختار خط شکستۀ درویش عبدالمجید و یدالله کابلی وجود دارد؟ جامعۀ آماری این پژوهش مجموعۀ آثار این دو خوش نویس است که به صورت تصادفی و بر اساس نمونه های منتشرشدۀ در دسترس انتخاب شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که ساختار خط شکسته در آثار این دو هنرمند، ضمن دارا بودن وجوه مشترکی مانند تنوع شکل حروف و کلمات، جویده نویسی در فضای کشیده ها و استفاده از مرکب های رنگی، تفاوت هایی با یکدیگر دارند که قانون مندی بیش تر حروف و کلمات، ترکیب بندی های خوانا و به دور از پیچش های نامتعارف در آثار درویش و اعمال سلیقه بیش تر و نقاشی گونه تر کردن قطعه در آثار کابلی از جملۀ آن هاست.