یکی از مؤلفه های مهم اقتصاد مقاومتی، بُعد فرهنگی آن است. در این مقاله به بررسی این سؤال محوری می پردازیم که تحقق اقتصاد مقاومتی، نیازمند چه الگوی فرهنگ اقتصادی است؟ بنا به فرضیه مقاله، فرهنگ اقتصادی جهادی تنها فرهنگی است که می تواند زمینه تحقق اقتصاد مقاومتی را فراهم کند. به منظور اثبات این فرضیه با استفاده از روش تحلیلی، ضمن تبیین مؤلفه های عمومی و بخشی فرهنگ اقتصادی جهادی، به بررسی تأثیر آن بر تحقق اقتصاد مقاومتی پرداخته ایم. یافته های مقاله نشان می دهد که فرهنگ اقتصادی جهادی دارای مؤلفه های عمومی فعالیت اقتصادی در راه خدا، اولویت منافع جمعی بر منافع فردی، عدم پذیرش سلطه اقتصادی و تأکید بر مقاومت اقتصادی است. این مؤلفه های عمومی منجر به ایجاد مؤلفه های سخت کوشی برای کسب روزی حلال، همراه نهی از تنبلی و راکدگذاشتن اموال با تأکید بر تولید کالای داخلی در بخش تولید، مصرف طیب در سطح کفاف با اولویت کالای داخلی در بخش مصرف و توزیع عادلانه منابع و درآمد با تأکید بر بعد توانمندسازی در بخش توزیع می شوند. شواهد نظری و عملی حاکی از آن است که فرهنگ اقتصادی جهادی منجر به افزایش مقاومت اقتصادی می شود.
هدف: این مقاله می کوشد این واقعیت را بپذیرد که خط مشی گذاران در معرض سوگیری های مختلفی قرار دارند و این سوگیری ها را تبیین کرده است و در کنار آن، به ارائه راه کارهایی پرداخته است که از مسیر تلنگرزدنی، خط مشی گذار را قادر می سازد تا این سوگیری ها را اصلاح و بر آن ها غلبه کند. در همین راستا، بعد از تعیین سوگیری ها، تلنگرهای اصلاح کننده، احصا شده اند.
روش: در این پژوهش بر اساس یک روش ترکیبی، ابتدا ادبیات نظری بررسی و الگوهای ذهنی فهرست شد؛ سپس با استفاده از روش کیو و مطالعات تحلیل عاملی، نتایج استخراج شدند. در ادامه، داده ها در قالب جداول T مرتب شده و میانگین واریانس کل سوگیری ها و تلنگرها به دست آمد؛ سپس با استفاده از روش ماتریس هم بستگی و چرخش عوامل مبتنی بر فرایند واریماکس، عوامل مشخص شدند.
یافته ها: مطالعات نظری پژوهش نشان داد که خط مشی گذاران هم، مانند دیگر آحاد جامعه، در معرض خطاهای شناختی و سوگیری قرار دارند. بر اساس مطالعات انجام شده، 14 سوگیری در حوزه تصمیمات خط مشی گذاران شناسایی و این سوگیری ها در قالب سه الگوی تعیین کننده در دسته جداگانه قرار گرفت. در ادامه، دو مجموعه تلنگر، در قالب تلنگرهای آگاهی بخش و الهام بخش مشخص شد.
نتیجه گیری: به نظر می رسد از دیدگاه خبرگان، ابزارهای تلنگری می توانند جایگزین بخشی از تغییرات بنیادین در حوزه خط مشی گذاری و تصمیم سازی عمومی شوند. نتایج پژوهش نشان داد که در الگوی تلنگری الهام بخش، به خانه تکانی های اساسی، اصلاح قانون اساسی، رفرم های اداری و ایجاد فضای گفتمان و به وجودآوردن پیش فرض های جدید بیشتر اشاره شده است. در الگوی تلنگری آگاهی بخش، از 14 تلنگر ذکر شده، شبیه سازی و آینده پژوهی نتایج یک خط مشی، کلیشه های ذهنی، واقع بینی و تغییر الگوی ذهنی برجسته شده است.
باغ ایرانی را می توان یکی از بزرگترین دستاوردهای فرهنگ و تمدن ایرانی به شمار آورد که در طول سالیان متمادی نماینده نوع نگاه انسان ایرانی به جهان پیرامون بوده و بخشی از هستی شناسی او را شکل داده است." باغ ایرانی محصول اصیل تعامل ذهن و زندگی ایرانیان در محیط طبیعی آنان است" (منصوری، 1384). ادراک انسان ایرانی از باغ، ادراک او از طبیعت و حاوی سلیقه زیبایی شناسانه وی نسبت به عناصر این جهان و مفاهیم آنهاست. تعاملات فرهنگی و سیاسی حاکم بر جوامع بشری باعث شده است این محصول بی بدیل از قرن ها پیش مورد توجه حاکمان، هنرمندان و اهل ذوق در دیگر تمدن ها قرار گیرد. از این رو می توان سطوح مختلفی از تأثیرات این شیوه از باغسازی را در هنر باغسازی و منظره پردازی اقوام و تمدن های مختلف جهان شاهد بود. "با مناقشات فرزندان تیمور، حکومت تیموریان در ایران دچار زوال شد، اما نوادگان تیمور و فرزندانش1، دولتى جدید در هندوستان تشکیل دادند که اروپاییان آن را مغول کبیر نامیدند" (انصاری، 1389). تیمور و جانشینان او علاقه زیادی به باغ ایرانی داشتند و وجود باغ های سمرقند گواهی بر این مدعاست. لذا پس از تسلط گورکانیان بر شبه قاره هند، باغ ایرانی به عنوان محصولی کامل همراه با حاکمان جدید وارد سرزمین هندوستان شد. حال با پذیرش این امر که باغ، پدیده ای آمیخته از طبیعت و فرهنگ است، این مسئله مطرح می شود که وجود تفاوت های اساسی میان میزبان جدید و پیشین در مؤلفه هایی همچون جهان بینی، فرهنگ، هنر و به خصوص اقلیم، باعث ایجاد تغییراتی در مفهوم باغ ایرانی شده و اصولاً میزبان جدید، ادراک متفاوتی نسبت به کل باغ ایرانی و اجزا و عناصر آن داشته است.سفر پژوهشی به هندوستان فرصتی را فراهم آورد تا پژوهشگران در مواجهه بی واسطه و برداشت های میدانی خود، وجوه مختلف باغ ایرانی ساخته شده در زمینه متفاوت هند را مورد بررسی قرار داده و دامنه تغییرات به وجودآمده در مفاهیم و شکل باغ را در مقایسه ای تطبیقی با نمونه های داخلی مورد ارزیابی قرار دهند. بر این اساس مصادیقی از باغ های ایرانی موجود در هند و عناصر سازنده آنها در یک رشته پژوهش های موازی و جداگانه مورد بررسی قرار گرفت تا در نتیجه آنها، تفکر و ادراک جدید از باغ مورد شناسایی قرار گیرد. نتایج به دست آمده میدانی از پژوهش های اولیه باعث شکل گیری یک فرضیه کلی شد که براساس آن نگرش کلی به باغ ایرانی در هند، آن را نه یک منظره پردازی طبیعت گرایانه، بلکه یک فضاسازی معمارانه تلقی می کند که زمینه نامنظم هند را نظم می بخشد و ساماندهی می کند. در ادامه و پس از تکمیل پژوهش ها که با استناد به منابع مکتوب همراه شده است، نتایج حاصله تحت یک نگاه واحد مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرد تا ابعاد روشن تری از "تغییر مفاهیم باغ ایرانی در زمینه هندوستان" به دست آید.
Iranian historical houses constitute a significant part of the architectural heritage of the country both qualitatively and quantitatively though due research is not conducted on them. This study investigates t0he physical evolution of Qajar House of Baqeri in Gorganand attempts to monitor life stream over its lifespan. The study also investigates the effect of external transformations on architectural evolutions in this house. The study adopted a combined approach and cited evidence both form the building and its periphery. The study revealed that the architecture of this house corresponds to the lifestyle, social milieu, economic conditions, technology, beliefs and tastes of its residents over the course of its history. Each of these factors was found to influence the creation of house atmosphere consistent with form, scale and proportions of the building.
در سند چشم انداز بیست ساله ی ایران بر دست یابی به جایگاه اول اقتصادی منطقه پافشاری شده است، اما رسیدن به این هدف نیازمند ایجاد بسترهای لازم با توجه به شرایط ویژه اقتصادی جهان در عصر حاضر است. یکی از مهم ترین بسترها برای رسیدن به رشد و توسعه اقتصادی مقوله ی آزادی فضای کسب و کار است. این مقاله با به کارگیری داده های سال 2010 و 2011 موسسه ی Doing Business وابسته به بانک جهانی، و با استفاده از تکنیک تاپسیس نخست به ترسیم نقطه ی آرمانی فضای کسب و کار در منطقه ی مورد نظر سند چشم انداز بیست ساله ی ایران پرداخته و سپس با استفاده از تکنیک آنتروپی، شاخص های فضای کسب و کار را بر اساس اهمیت هر یک از این شاخص ها در منطقه، اولویت بندی پرداخته است. در پایان با تعیین شکاف موجود میان وضعیت حاضر کشور با وضعیت آرمانیِ ترسیم شده در هر یک از شاخص ها و زیر شاخص ها به ارائه اصلاحات مورد نیاز برای رسیدن به وضعیت آرمانی در منطقه پرداخته تا به عنوان راهنمای عملی پیش روی متصدیان عالی رتبه ی کشور قرار گرفته و با بهبود فضای کسب و کار گام های بلندی در راستای فتح قله ی اقتصادی منطقه به منظور دست یابی به اهداف اقتصادی مندرج در سند چشم انداز بیست ساله، برداشته شود.
هدف نوشتار حاضر؛ بررسی این مساله است که جایگاه ترکیب بند محتشم کاشانی در هویت شیعه چه بوده و چه تاثیری در بسط هویت فرهنگی تشیع در جغرافیای آذربایجان و آران داشته است؟ روش؛ در این پژوهش ضمن کاربست روش تحلیلی به بررسی اسناد و نسخ تاریخی جهت تبیین مساله پرداخته شده است. یافته ها؛ دستاورد بحث نشان می دهد که ادبیات فارسی ضمن اتخاذ قالب بیانی و زبانی خاص(مداحی و روضه خوانی) به عنوان رسانه مهم فرهنگی جهت تبلیغ و ترویج آموزه های دینی- مذهبی توانست از هیجان اجتماعی نیز برای توسعه جغرافیای نفوذ و نشر خود بهره گیرد. به گونه ای که ترکیب بند محتشم کاشانی به سرعت به عنوان نماد هویت دینی- مذهبی در جغرافیای در آذربایجان و آران از جایگاه ویژه ای در جامعه برخوردار شد و نقش مهمی در ترویج و تبلیغ تشیع در قلمرو ایران فرهنگی ایفا کرد. نتیجه گیری؛ استفاده عمومی از این متن در مجالس سوگواری، نقش آن بر کتیبه های مساجد و تکایا، ترجمه آن به آذری از جلوه های مشهودی است که به عمومی شدن و بسط جغرافیایی این متن شیعی انجامیده است.
سلسله مقالاتی که زیر عنوان «اِشارات و تَنبیهات» منتشر می شود مجالی است برای طرح و تحریر جستارهای گونه گونِ انتقادی و کتابگزارانه و تُراث پژوهانه که هر یک از آن جستارها نوشتاری است کوتاه و مستقل در باب موضوعی مشخّص و ممتاز. بخش چهارم از این مقالات مشتمل است بر دو نوشتار انتقادی و کتابگزارانه. در مقاله «ملاحظاتی در باب مدخل جُزءِ لایَتَجَزّیٰ در دائره المعارف بزرگ اسلامی» پاره ای ملاحظات و انتقادات در باب مطالب مطرح در این مدخل بیان شده است. نوشتار «دو مجموعه مقاله نوانتشار درباره برهان جهان شناختیِ کلامی» نیز اشارتی است کوتاه به انتشار دو مجموعه مقاله تازه در خصوص مسائل جدید طرح شده درباره برهان حدوث و قدم و به ویژه تقریر نوین ویلیام لِین کرِیگ از آن.
انسان مدرن امروز در کلانشهر زندگی می کند، لذا طراح شهر بایستی بصورتی واقع بینانه و زمینه گرا، این بستر را بشناسد. این پژوهش نیز بر این مبنا، "فرایند شناختی" کلانشهر را از دریچه "تجربه" فردِ در حین "حرکت" و با دید از پایین به بالا و در متن زندگی عامه مورد توجه قرار داده است. این نوع شناخت، تجربه محور و تا حدی نسبی می باشد و با توجه به مختصات ویژه ی خود، رویکردی تفسیری- انتقادی را می طلبد. رهیافت این جریان دائمی شناختی، رسیدن به معنا و فهم کلانشهر است. معنا با فرایند طراحی شهری از طریق یک مدل شناختی تحلیلی ارتباط می یابد که محصول این پژوهش است. این مدل، مکملِ فرایند طراحی شهری، بر مبنای فهم انسان مدرن است و سعی در غنی سازی شناخت کلانشهر از دریچه ی معنا، بصورتی سازمان یافته دارد. مدل شناختی- تحلیلی، نگاهی تکمیلی به فرایند طراحی شهر دارد و تجربه ای جدید از فرایند را مطرح می کند.
امروزه آمادگی و امنیت در برابر حوادث غیر مترقبه امری ضروری و بسیار مهم تلقی می شود . لذا بنظر می رسد ایجاد تشکیلات مناسب و واحد برای ایجاد هماهنگی و انسجام در مدیریت بحران از اولویت برخوردار باشد . سرمایه اجتماعی ، یکی از راهکارهای کاهش مشکلات اجتماعی و عاملی برای موفقیت برنامه های رفاه اجتماعی و ارتقای سلامت فردی و اجتماعی است . هدف اصلی این تحقیق تعیین ارتباط بین سرمایه اجتماعی شهروندان و مدیریت بحران شهر بوده است . در این تحقیق مولفه های اصلی سرمایه اجتماعی شامل اعتماد اجتماعی ، مشارکت اجتماعی ، حمایت اجتماعی ، اطمینان اجتماعی و احساس امنیت و ارزش زندگی است و مولفه های مدیریت بحران پیشگیری از بحران ، آمادگی در برابر بحران ، بازسازی می باشد . این تحقیق از بعد هدف ، کاربری و از نظر روش ، توصیفی همبستگی می باشد.ابزار جمع آوری اطلاعات فیش برداری و روش میدانی استفاده از پرسشنامه بوده است . حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 381 نفر براورد شده است . نتایج یافته ها حاکی از آن است که بین مولفه های سرمایه اجتماعی ( اعتماد ، مشارکت , حمایت ، اطمینان ، احساس امنیت و ارزش زندگی ) و مدیریت بحران های اجتماعی از متغیرهای ( پیشگیری ، آمادگی ، مقابله و بازسازی ) ارتباط معناداری وجود دارد .
هدف این پژوهش، بررسی نقش واسطه ای خودپنداشت تحصیلی در رابطه بین ذهن آگاهی و رفتار غیرمولد تحصیلی بود. شرکت کنندگان 209 دانش آموز (113 پسر و 96 دختر) دوره متوسطه اول بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند و مقیاس رفتار غیرمولد تحصیلی ریمکوس (2012)، مقیاس ذهن آگاهی دروتمن و همکاران (2018) و سیاهه خودپنداشت تحصیلی چن و تامپسون (2004) را تکمیل کردند. به منظور پاسخ گویی به فرضیه های پژوهش از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها نشان دادند که اثر مستقیم ذهن آگاهی بر رفتار غیرمولد تحصیلی معنادار نبود؛ اما اثر مستقیم ذهن آگاهی بر خودپنداشت تحصیلی و اثر مستقیم خودپنداشت تحصیلی بر رفتار غیرمولد تحصیلی معنادار بود؛ همچنین، اثر ذهن آگاهی بر رفتار غیرمولد تحصیلی با واسطه گری خودپنداشت تحصیلی معنادار بود. به طور کلی یافته های این پژوهش، نقش ذهن آگاهی و خودپنداشت تحصیلی را در تبیین رفتار غیرمولد تحصیلی نشان می دهند. بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که به منظور کاهش رفتار غیرمولد تحصیلی دانش آموزان، باید به ذهن آگاهی و خودپنداشت تحصیلی آنها توجه شود.
هدف از این مطالعه ی دو مرحله ای با روش ترکیبی اکتشافی این بود تا به ساخت پرسشنامه ای مناسب جهت اندازه گیری راهبردهای نگارش بپردازد. بدین منظور ،ابتدا راهبردهای نگارش به کار گرفته توسط پنج تن از دانشجویان ممتاز کارشناسی ارشد رشته ی آموزش زبان انگلیسی از طریق تکنیک تفکر گویا استخراج شدند. سپس، بر آن اساس، پرسشنامه ای 52 سؤالی توسط محققین ساخته و در میان نمونه ا ی 100 نفری پایلوت و پویایی آن محاسبه شد (α=0.85) که می توان آن را به عنوان شاهد همبستگی برای روایی سازه ی پرسشنامه نیز در نظر گرفت. در مرحله دوم، همان پرسشنامه به نمونه ای 60 نفری از همان دانشجویان ارشد آموزش زبان انگلیسی داده شد. نتایج این مطالعه نشان دهنده ی همبستگی مثبت و معنا دار (49.=r) بین نمرات دانشجویان در درس نگارش پیشرفته و راهبردهای بکارگرفته توسط آنان بود. نتایج نشان داد که دانشجویانی که درک بهتری از راهبردهای فراشناختی دارند در نگارش به زبان انگلیسی موفق ترند. بنابراین، فرآیند شناختی مهارت نگارش با بکارگیری راهبرد هایی با همان ماهیت تقویت می شود.
هدف این پژوهش، تعیین ثأثیر سامانه مدیریت دانش بر توسعه حرفه ای معلمان بود. این پژوهش، از نوع نیمه آزمایشی با (طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل) بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل 110 نفر از معلمان پایه ششم شهرستان بیرجند بودند.40 نفر به عنوان نمونه پژوهش به روش هدفمند (بر اساس پایه تحصیلی، سابقه کار، میزان آشنایی با کامپیوتر) انتخاب شدند. 20 نفر در گروه آزمایش و 20 نفر در گروه کنترل در معرض پیش آزمون قرار گرفتند، بعد از 4 ماه اعمال متغیر مستقل، پس آزمون برای گروه آزمایش و کنترل به اجرا درآمد. جهت تجزیه وتحلیل داده های جمع آوری شده از روش های آماری توصیفی و استنباطی (تحلیل مانکوا) استفاده شد. برای سنجش وضعیت توسعه حرفه ای معلمان، از پرسش نامه ساخته شده بر اساس استانداردهای دانشگاه مریلند استفاده شد. روایی صوری پرسشنامه، مورد تأیید متخصصان قرار گرفت و روایی سازه نیز در پژوهش ایوبی (1393) مورد تأیید قرار گرفته است. پایایی ابزار با استفاده از آلفای کرونباخ برای کل پرسش نامه0/93 به دست آمد. از سامانه مدیریت دانش، به عنوان عامل مداخله گر استفاده شد و سامانه مدیریت دانش به طور خاص برای معلمان پایه ششم طراحی گردید. نتایج پژوهش نشان داد که سامانه مدیریت دانش به طورکلی باعث افزایش توسعه حرفه ای معلمان شده، و همچنین این سامانه به طور مجزا بر هر نه مؤلفه توسعه حرفه ای شامل: «طراحی آموزشی، دانش تخصصی، همکاری و تشریک مساعی، اجرای تدریس، فناوری آموزشی، ارزیابی، تحقیق محوری، محیط یادگیری و رشد و بالندگی معلمان» تأثیر مثبت داشته است.
زمینه و هدف: یادگیری زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم، فرایند پیچیده ای بوده و میزان کسب موفقیت در یادگیری آن به متغیرهای زیادی وابسته است. هدف پژوهش حاضر تدوین برنامه آموزش ضرب المثل های انگلیسی مبتنی بر کاریکاتور و بررسی اثربخشی آن بر اضطراب یادگیری زبان دوم و جهت گیری یادگیری زبان بود. روش: روش پژوهش حاضر، طرح پژوهشی آمیخته اکتشافی (کیفی- کمی) بود. جامعه آماری در بخش کیفی پژوهش شامل متخصصان آموزش زبان انگلیسی و متخصصان روان شناسی بودند که 10 نفر از آنان به روش گلوله برفی به عنوان نمونه انتخاب شدند و در بخش کمّی جامعه آماری شامل تمامی یادگیرندگان زبان انگلیسی در مؤسسه آموزش زبان انگلیسی امیر واقع در منطقه سه شهر تهران در سال ۱۳۹۸ بود که30 نفر از آنان به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه ۱۵ نفری آزمایش 1 و 2 جایدهی شدند و به مدت 5 هفته تحت آموزش ضرب المثل های انگلیسی قرار گرفتند. آموزش برای گروه آزمایش 1 با استفاده از کاریکاتور و اسلاید آموزشی و برای گروه آزمایش 2 بدون کاریکاتور و اسلاید بود. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های محقق ساخته ارزیابی اعتبار بسته آموزشی، هیجان های تحصیلی پکران و همکاران (2002) و جهت گیری یادگیری زبان نولز و همکاران (2000) بود. تحلیل داده های پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس یک متغیری و چند متغیری و با نرم افزار spss26 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان دادند که برنامه آموزش ضرب المثل های انگلیسی با کاریکاتور بر اضطراب یادگیری زبان دوم در یادگیرندگان زبان دوم مؤثر بوده است (0/05<p) و در هر دو گروه بین نمرات اضطراب یادگیری زبان دوم در پس آزمون تفاوت معنادار وجود داشته است (در سطح 0/001)؛ همچنین موجب تفاوت معنادار در نمرات بی انگیزگی و جهت گیری بیرونی بین گروه آزمایش 1 و 2 شد (0/05>p )، اما تأثیرات طی زمان پایدار نبود (0/05<p). در نمرات جهت گیری درونی بین گروه آزمایش 1 و 2 تفاوت معناداری حاصل شد و پایداری نمرات در مرحله پیگیری نیز برقرار بود ( 0/05>p ). نتیجه گیری: نتایج نشان دادند که این روش آموزشی در کاهش اضطراب یادگیری زبان دوم به صورت پایدار و درونی کردن جهت گیری یادگیری زبان دوم در یادگیرندگان انگلیسی مؤثر بوده است و برنامه ریزان آموزش زبان های خارجی می توانند از این روش آموزشی استفاده کنند.
پس از صدور حکم ورشکستگی قواعد عمومی برهم می ریزد؛ از جمله ورشکسته اختیار مداخله در اموال را ندارد و اقامه دعوی درخصوص دیون، مطالبات و اموال وی به طرفیت مدیر تصفیه و پاسخ به دعاوی نیز توسط وی صورت می گیرد. همچنین امکان ادامه تجارت ورشکسته توسط دیگران نیز متصور است. مجموع مقررات حاکم بر ورشکستگی یکی از پرسش های مهمی که ایجاد می کند، چگونگی توجیه حقوقی رابطه تاجر و طلبکاران با اموال و نیز وضعیت حقوقی دیون و مطالبات است. نظریات مختلفی در پاسخ مطرح شده است که یکی از مهمترین آنان که در حقوق آمریکا مورد توجه واقع شده، نظریه اعطای شخصیت حقوقی به دارایی (اموال، دیون و مطالبات) ورشکسته در زمان صدور حکم ورشکستگی است. به موجب این نظریه توجیه «قاعده منع مداخله»، «موقعیت حقوقی نهاد مدیرتصفیه»، «امکان ادامه تجارت ورشکسته پس از صدور حکم ورشکستگی بدون ایجاد تعارض با حقوق طلبکاران» و «سقوط دیون مازاد بر دارایی» امکان پذیر می شود. بررسی قواعد ناظر بر ورشکستگی در حقوق ایران و آمریکا نشان می دهد، که گرچه برخی از قواعد حقوقی بر مبنای این نظریه قابل توجیه هستند ولیکن از طرف قانونگذار مورد پذیرش واقع نشده است.
هدف : هدف کلی این پژوهش دستیابی به چارچوب بهسازی حرفه ای معلمان مبتنی بر درس پژوهی بود. روش : طرح پژوهش، مطالعه موردی کیفی چندگانه بود. رویکرد تحلیلی در تدوین چارچوب براساس رویکرد بافت آفرینی است. مشارکت کنندگان بالقوه پژوهش متشکل از 17 نفر از اعضای هیأت علمی متخصص در درس پژوهی، مدرسین درس پژوهی و معلمان مجری درس پژوهی بودند که با رویکرد نمونه گیری هدفمند و تکنیک معیار انتخاب شدند. کفایت تعداد مشارکت کنندگان براساس اشباع نظری تعیین گردید. ابزار گرد آوری داده های کیفی پژوهش، مصاحبه نیمه ساختمند بود. اعتباریابی داده های کیفی نیز از طریق دو معیار اعتبارپذیری و اعتمادپذیری و با استفاده از تکنیک همسوسازی داده ها صورت گرفت. با توجه به روش کیفی پژوهش از شیوه تحلیل مضمون (شامل مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر) با استفاده از نرم افزار N-Vivo برای تشکیل شبکه مضامین بهسازی حرفه ای معلمان استفاده شد. یافته ها : نتایج پژوهش، بیانگر وجود 51 مضمون پایه و سه مضمون سازمان دهنده (دانش، نگرش و مهارت) در حوزه بهسازی حرفه ای معلمان مبتنی بر درس پژوهی بود. بر اساس چارچوب طراحی شده، می توان دوره های درس پژوهی را بر مبنای دانش ها، مهارت ها و نگرش های کسب شده به وسیله معلمان ارزشیابی نمود.
اختلال افسردگی اساسی، یکی از چالش های مهم در حیطه سلامت روان محسوب می شود.. هدف پژوهش حاضر بررسی کیفی نقش رواندرمانی مبتنی بر قرآن کریم بر روند بهبودی افسردگی در یک نمونه افسرده بود. روش پژوهش، کیفی از نوع «مطالعه موردی» و بر اساس طرح خط پایه -مداخله-پیگیری بود. مورد انتخاب شده خانم 60 ساله ی متأهل ساکن تهران، دارای تحصیلات لیسانس و خانه دار بود که به روش نمونه گیری هدفمند از جامعه آماری زنان دارای تشخیص اختلال افسردگی اساسی ساکن شهر تهران در سال 1402، در دامنه ی سنی 19-60 سال انتخاب شد و طی 10 جلسه، تحت فرایند درمان افسردگی با رویکرد قرآنی قرار گرفت. ابزارهای پژوهش شامل مصاحبه بالینی ساختاریافته تشخیصی (SCID)، پرسشنامه افسردگی بک (BDI-II) و مقیاس افسردگی مبتنی بر قرآن بود؛ نمرات فرد در مقیاس های مذکور در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری یک ماهه، مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان داد نمرات فرد در مقیاس افسردگی بک و مقیاس قرآنی در مرحله پس آزمون به نسبت پیش آزمون کاهش قابل توجهی داشته و پس از پیگیری یک ماهه نیز اثرات درمان حفظ شده بود. در مجموع نتایج حاکی از آن بود که روان درمانی مبتنی بر رویکرد قرآنی در کاهش علائم ناشی از اختلال افسردگی و بهبود این اختلال مؤثر بوده است.
یکی از مهمترین رویکردها که منجر به ایجاد مزیت های متنوعی برای بنگاه های اقتصادی می باشد، ناحیه بندی مناطق به مکان های سرویس دهی و واحد های متقاضی می باشد که باعث افزایش سطح دسترسی مشتریان جهت دریافت خدمت می باشد. به طوری که می تواند در طراحی مجدد و ناحیه بندی مجدد شرکتها نیز مورد استفاده قرار گیرد. از طرف دیگر مسیریابی وسایل حمل و نقل جهت ارائه محصولات به مشتریان در صورتی که در مناطق ناحیه بندی شده انجام پذیر می تواند منجر به برنامه ریزی هر چه بهتر در سرویس دهی به مشتریان گردد. با این حال در هیچ یک از تحقیقات انجام گرفته شده در حوزه طراحی شبکه زنجیره تامین، مسیریابی وسایل حمل و نقل در نواحی طبقه بندی شده مورد بررسی قرار گرفته نشده است. از اینرو در این تحقیق یک مدل ریاضی دو هدفه ارائه شده است تا بصورت همزمان ناحیه بندی مناطق، مکانیابی-تخصیص تسهیلات، اشتراک گذاری خدمت و انتقال خدمت درون منطقه ای و مسیریابی وسایل حمل و نقل به صورت توامان انجام پذیرد. تابع هدف اول به دنبال کمینه نموده مجموع هزینه های شبکه زنجیره تامین می باشد. تابع هدف دوم به دنبال حداقل نمودن حداکثر حجم تقاضای مازاد سرویس دهنده ها می باشد.همچنین رویکرد بهینه سازی استوار به منظور لحاظ نمودن عدم قطعیت در برخی از پارامترهای مدل ارائه شده بکار گرفته شده است. به علاوه یک مطالعه موردی در صنعت نفت و گاز مورد بررسی قرار گرفته شده است.
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اهمیت، ضرورت مجلات دسترسی آزاد و عوامل مؤثر و موانع استفاده از این منابع از دیدگاه کتابداران کتابخانه های دانشگاه های برتر ایران بود. روش شناسی: این پژوهش با روش پیمایشی انجام شد. جامعه پژوهش حاضر، کتابداران کتابخانه های مرکزی دانشگاه های برتر کشور بودند. حجم نمونه (176 نفر) با استفاده از فرمول حجم نمونه کوکران تعیین شد و با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی، نمونه گیری انجام شد. داده های لازم برای پاسخگویی به پرسش های پژوهش با پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شد. روایی صوری و محتوایی ابزار گردآوری داده ها با استفاده از نظر اساتید رشته علم اطلاعات و دانش شناسی و پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ سنجیده شد و میزان آلفای حاصل (87%) نشانگر داشتن پایایی مناسب بود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که کتابداران میزان اهمیت به مجلات دسترسی آزاد، تأثیر توجه به مجلات دسترسی آزاد بر جذب کاربران و ضرورت استفاده از مجلات دسترسی آزاد را نیز بیش از حد متوسط بیان کردند. از میان عوامل مؤثر در استفاده از مجلات دسترسی آزاد، صرفه جویی در هزینه ها با میانگین رتبه 7/6 در مرتبه نخست اثرگذاری و دسترسی به اطلاعات روزآمد در استفاده از مجلات دسترسی آزاد با میانگین رتبه 43/4 در مرتبه آخر قرار گرفتند. از میان عوامل بازدارنده در استفاده از مجلات دسترسی آزاد، عوامل زیرساختی در رتبه نخست اثرگذاری قرار داشت. نتایج: نتایج این پژوهش بیانگر شناختی است که کتابداران در خصوص اهمیت و ضرورت استفاده از مجلات دسترسی آزاد به دست آورده اند. از مهمترین عوامل مؤثر در استفاده از مجلات دسترسی آزاد صرفه جویی در هزینه ها، مهمترین عوامل مؤثر در عدم استفاده از آن ها اعتبار محتوای مجلات دسترسی آزاد است.
هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط ساختاری طرحواره های هیجانی و اجتناب تجربی با رفتارهای خودآسیب رسان با نقش میانجی اعتیاد به تلفن هوشمند می باشد. پژوهش از نوع همبستگی و تحلبل مسیر و جامعه مورد بررسی کلیه زنان و مردان بین ۱۳ تا ۳۰ سال ساکن شهر اهواز و در مرداد تا مهرماه سال 1400بوده است که از بین آنان نمونه ای با حجم 250 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردید. ابزار پژوهش شامل سیاهه رفتار خودآسیب رسان (SHI، سانسون و همکاران، 1998)، پرسشنامه اعتیاد به تلفن همراه (سواری، 1392)، پرسشنامه اجتناب تجربی (AISS، آرنت، 1994) و پرسشنامه طرحواره های هیجانی (LESS، لیهی، 2002) بود. یافته های پژوهش نشان داد همه ضرایب مسیر مربوط به مدل نهایی و اثرات مستقیم و غیرمستقیم (به جز مسیر طرحواره های هیجانی سازگار به رفتارهای خودآسیب رسان) در سطح 05/0 P≤معنی دار هستند و مدل از برازش مطلوبی برخودار بود. می توان نتیجه گرفت طرحواره هیجانی و اجتناب تجربی از طریق اعتیاد به تلفن همراه هوشمند باعث رفتارهای خودآسیب رسان در افراد می شود.