پژوهش حاضر با رویکردی کمّی سعی دارد تأثیر مؤلفه های سرمایه فکری بر قابلیت یادگیری سازمانی و نوآوری به عنوان متغیر میانجی و سپس ارتباط آن با عملکرد توسعه محصول جدید به عنوان متغیر وابسته اصلی پژوهش را آزمون کند؛ همچنین در این پژوهش بر تأثیر تعدیلی متغیر ایستایی دانش تأکید می شود. 10 فرضیه، تبیین کننده روابط این متغیرها است. برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS19 و SmartPLS2 استفاده شده است. جامعه موردمطالعه، شرکت های فعال در مراکز رشد واحدهای فناوری تهران است که نمونه ای 124 تایی به روش تصادفی انتخاب شد. پرسشنامه ای با طیف پنج گانه لیکرت که از منابع معتبر برای طراحی آن استفاده شده و روایی آن با نظر اساتید به تأیید رسید در این مؤسسه ها توزیع و به روش خود گزارشی تکمیل شد. پایایی ابزار مورداستفاده با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ برای بخش سرمایه فکری 910/0، قابلیت یادگیری سازمانی 916/0، نوآوری 896/0 عملکرد توسعه محصول جدید 881/0 و رکود دانش 517/0 به دست آمد که نشان دهنده مطلوبیت مناسب ابزار است. الگوی پژوهش با استفاده از روش الگوی معادلات ساختاری و با رویکرد حداقل مربعات جزئی آزمون شد. نتایج، ضمن برازش خوب الگو، همه فرضیه های پژوهش به جز یک مورد را تأیید کرد.
امروزه بیشتر شرکت های بیمه گر خدمات خود را از طریق وب سایت های رسمی ارائه می دهند. با توجه به نقش مهم کیفیت وب سایت در جلب نظر مشتریان، این پژوهش می کوشد تا با اتکا به الگوی ای کوال، کیفیت وب سایت «شرکت بیمه پارسیان» را از منظر کاربران آن تحلیل کند؛ بدین منظور پرسشنامه ای استاندارد از طریق پست الکترونیک برای 400 نفر از کاربران وب سایت شرکت ارسال شد. تحلیل داده های 232 پرسشنامه معتبر گردآوری شده نشان دهنده فاصله ای معنا دار بین وضع موجود و وضع آرمانی وب سایت از منظر کاربران بود. با توجه به نتایج تحلیل های رگرسیونی، پیشنهاد می شود برای دستیابی به سطح آرمانی موردنظر کاربران ابتدا بر قابلیت استفاده، سپس تعامل خدمات و درنهایت کیفیت اطلاعات وب سایت تمرکز شود؛ درضمن از تحلیل واریانس عاملی با اندازه های تکراری برای رتبه بندی عوامل مؤثر بر هر مؤلفه استفاده شد. نتایج این تحلیل نشان داد که در بُعد قابلیت استفاده عامل «سهولت استفاده» در رتبه نخست و عامل «جذابیت ظاهری» در رتبه انتهایی، در بُعد تعامل خدمات عامل «صداقت و پاسخگویی در ارائه خدمات» در رتبه نخست و عامل «امنیت تراکنش ها» در رتبه انتهایی و در بُعد کیفیت اطلاعات عامل «بهنگام بودن اطلاعات» در رتبه نخست و «قابل فهم بودن اطلاعات» در رتبه انتهایی قرار دارند
Many studies have examined the effect of different approaches to teaching grammar including explicit and implicit instruction. However, research in this area is limited in a number of respects. One such limitation pertains to the issue of construct validity of the measures, i.e. the knowledge developed through implicit instruction has been measured through instruments which favor the recipients of explicit instruction. The present study expands on the previous studies by exploring the effectiveness of explicit and implicit instructions through administering a timed GJT and an untimed GJT. Data were collected from three different groups: (a) the explicit group was presented with rules of verb complementation, (b) the implicit group received visually enhanced texts, and (c) the control group received no instruction of the target feature. The results of the mixed between-within subjects ANOVA test revealed that the learners in explicit group outperformed the learners in implicit and control groups in post-tests and delayed post-tests even in the case of the implicit measure. Furthermore, the results indicated the more durable effects of explicit instruction compared with implicit instruction. Taken together, the study provided evidence for the efficiency of explicit teaching compared to implicit teaching in the context of L2 development.
هدف پژوهش حاضر مقایسه و بررسی توجه انتخابی میان مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی و افراد غیر مبتلا می باشد.. این پژوهش در قالب طرح علی مقایسه ای انجام شده است پژوهش حاضر بر روی ۶۰ نفر از بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی و ۶۰ نفر افراد غیر مبتلا اجرا شد. شصت آزمودنی مبتلا به اختلال شخصیت مرزی شامل ۳۴ مرد و ۲۶زن و به شیوه در دسترس انتخاب شدند و شصت آزمودنی غیر مبتلا شامل ۳۱ مرد و ۲۳ زن با گروه هدف همتا گردیدند. برای جمع آوری داده ها از آزمون تئودور میلون 3، آزمون D2، آزمون STB ،پرسشنامه اختلال کم توجهی – بیش فعالی بزرگسالی استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چند متغیره و آزمون تعقیبی بون فرنی تحلیل گردیدند. نتایج نشان دادند که تفاوت معنی داری در زمینه توجه انتخابی بین دو گروه وجود دارد. افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی نسبت به افراد غیر مبتلا نمرات بالاتری در خطاهای نوع 1،2 (خطای حذف و خطای از چشم انداختن) و گستره تغییر بدست آوردند اما گروه مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی نمرات پائین تری در برآیند کل توجه انتخابی،میزان توجه و کارامدی خالص نسبت به گروه غیر مبتلا کسب کردند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، در مقایسه با افراد غیر مبتلا دارای اختلال بیشتری در توجه انتخابی هستند.
طی چند دهه اخیر گردشگری روستایی به عنوان ابزاری برای دستیابی به رشد اقتصادی، ایجاد تنوع و ثبات در اشتغال، پویایی تجارت و صنعت، ایجاد بازارهای جدید برای محصولات کشاورزی در نظر گرفته می شود؛ اما رشد سریع صنعت گردشگری فشار روزافزونی را بر محیط زیست در پی داشته است. بررسی ها حاکی از آن است که اولویت دادن به منافع اقتصادی ناشی از توسعه عنان گسیخته صنعت گردشگری موجب خدشه دار شدن اصول توسعه پایدار در مناطق مختلف شده و محیط زیست را با خطرات روزافزونی مواجه کرده است. با توجه به اهمیت محاسبه ظرفیت تحمل محیط، در پژوهش پیش رو، ظرفیت تحمل محیطی در روستای گردشگری کنگ مورد ارزیابی قرار گرفته است. روش تحقیق به شیوه توصیفی و تحلیلی است و از سه نوع ظرفیت پذیرش فیزیکی، واقعی و مؤثر باتوجه به مهم ترین عوامل محدود کننده گردشگران (ساعات شدید آفتابی، تعداد روزهای یخبندان، بالاترین بیشینه دما بیش از 30 درجه و بالاترین کمینه دما زیر 5 درجه)، به عنوان عوامل محدودیت های اصلی منطقه برای توسعه گردشگری در نظر گرفته شده است. یافته های تحقیق نشان داد ظرفیت تحمل فیزیکی روستای کنگ برابر با 1536000 نفر در سال، ظرفیت تحمل واقعی 522440 نفر در سال و ظرفیت تحمل مؤثر برابر با 303015 نفر در سال می باشد. به این ترتیب می توان نتیجه گرفت که روستای کنگ از نظر ظرفیت تحمل فیزیکی برای ورود گردشگران در شرایط مطلوبی قرار ندارد.
در سال های اخیر، بحث بومی سازی علوم انسانی در محافل و مجامع علمی و دانشگاهی ما بسیار مورد توجه قرار گرفته است. این مقاله، با تأمل در مبانی انسان شناسی، به موضوع بومی سازی علوم انسانی پرداخته است و از آنجا که بومی سازی علوم انسانی بدون بازتعریف انسان شناسی و مبانی آن امری ناممکن خواهد بود در این مقاله کوشیده شده است که این موضوع، به عنوان درآمدی بر بحث بومی سازی علوم انسانی، مورد کنکاش قرار گیرد. از نظر نگارنده، علوم انسانی موجود که غالباً محتوای آن، در برخی از رشته ها، تقلیدشده از سنت دانشگاهی غرب است بر پایه هایی از انسان شناسی استوار گردیده است که با عنوان اومانیسم شناخته می شود و با تحولات به وجود آمده در غربِ بعد از رنسانس سازگار و با ساختارهای جامعه دینی ما ناسازگار است. بنابراین، بحث از بومی سازی علوم انسانی در ایران، بدون بازنگری در مبانی انسان شناسی غربی و عدول از آن امکان پذیر نخواهد بود زیرا، بر اساس اندیشه اومانیستی، انسان موجودی است که تعریف آن، از لحاظ زیستی، بیشتر با اندیشه داروین و، از لحاظ سیاسی اجتماعی، با اندیشه های هابز و، از لحاظ اقتصادی، با اندیشه های لیبرالیستی و مارکسیستی سازگار است. لذا، این مقاله بحث انسان شناسی اسلامی را، که محور بومی سازی علوم انسانی است، مورد تأکید قرار داده و ابعاد گوناگون آن را، بر اساس برداشت اسلامی، تبیین نموده است.
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر باورهای مذهبی بر تاب آوری دانش آموزان دختر متوسطه اول ناحیه (1) شیراز بود. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول ناحیه (1) شیراز در سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 9200 نفر بود که از بین آن ها و به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، تعداد 360 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش، پرسشنامه های باورهای مذهبی گلاک و استارک (2003) و تاب آوری ساموئلز (2004) بود که روایی و پایایی آن ها به ترتیب با استفاده از روش های تحلیل گویه و آلفای کرونباخ محاسبه و تأیید شد. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون) استفاده شد. نتایج حاکی از آن بود که بین باورهای مذهبی و تاب آوری، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین باورهای مذهبی پیش بینی کننده معنی دار تاب آوری دانش آموزان بود. باورهای مذهبی 36 درصد از واریانس تاب آوری دانش آموزان را پیش بینی کرد. همچنین ابعاد اعتقادی، عاطفی، پیامدی و مناسکی مجموعاً 5/36 درصد واریانس تاب آوری دانش آموزان را تبیین می کنند. مقدار بتای ابعاد اعتقادی، عاطفی، پیامدی و مناسکی معنادار است و به صورت مثبت می توانند تاب آوری دانش آموزان را پیش بینی کنند. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که دین و آموزه های دینی در افزایش تاب آوری و ایجاد آرامش و امنیت نقش چشم گیری دارد. در این راستا، تقویت جاذبه های دینی با برگزاری برنامه های آموزشی، مذهبی و فرهنگی جهت ارتقاء نگرش دینی دانش آموزان پیشنهاد می گردد.
مطالعه در مورد ساختار حرفه ایِ معماری از مسایل مهم مورد بررسی در دو دهه اخیر بوده است. ساختار عام نظام حرفه ای ساختمان در ایران متکی بر دفاتر نظام مهندسی است که بخش مهمی از نیروی کار در آنها را کاردان های معماری و ساختمان تشکیل می دهند، کسانی که همواره در پژوهش ها و برنامه ریزی ها در حاشیه مانده اند. این پژوهش برای تبیین موقعیت کاردان های معماری، جایگاه دقیق شغلی آنها و میزان تأثیر آنها در طرح های معماری طراحی شده است. در بخش نخست، با راهبرد تفسیری تاریخی، به بررسی تطورات مفهوم تکنسین طراحی از دوره باستان تاکنون در ایران و جهان پرداخته می شود. در بخش دوم نیز با تحلیل منطقی وضعیت معاصر تعاریف شغلی کاردان ها در جهان، مدلی عمومی از این جایگاه به دست داده می شود. در بخش سوم با استفاده از مردم نگاری نیروی انسانی رده میانی دفاتر نظام مهندسی قم (با تکنیک های مشاهده طولانی، مصاحبه عمیق و مصاحبه عینی)، سعی شده است که وضعیت موجود با یافته های دو بخش قبلی مقایسه و نتیجه گیری شود. بررسی حاضر نشان دهنده آن است که در سیر تاریخی تطوّر جایگاه کاردان ها، وضعیت از تقسیم کار مبتنی بر مراتب تخصّص ها (حالت کارآموزی و شاگردی سنّتی) به سمت تقسیم کار مبتنی بر مراتب اجتماعی متمایل شده است. در نهایت چهار مدل اصلی از وضعیت اشتغال کاردان ها در جهان به دست رسیده است. تمایز این مدل ها در مستقیم یا غیرمستقیم بودن واسطه گری کاردان میان طراح معمار و عوامل دیگر مؤثر در طرح (کارفرما، عوامل قانونی، مهندسین دیگر و عوامل اجرایی) است. در مورد دفاتر ایران، مطالعه موردی در نظام مهندسی شهر قم، حاکی از آن است که وظایف دفتری، ارتباط با کارفرما و طراحی برخی پروژه ها، سه موضوعی است که در واقعیت رواج دارد، اما در حیطه رسمی شغل این افراد و آموزش آنها تعریف نشده است. این امر بازنگری در آموزش و الگوی شغلی این گروه را طلب می کند.
این پژوهش مبتنی بر فلسفه لذت و رنج بنتام، لذت را برابر شادی و رنج را برابر با فقر در نظر گرفته است و درپی ارزیابی رنج ناشی از فقر بر لذت ناشی از برابری شادی است. فقر نسبی و مطلق می تواند منجر به نابرابری شادی گردد؛ به طوری که حرکت خط فقر نسبی به سمت دهک های بالای درآمدی منجر به شکاف شدیدتر شادی در بین دهک های فوق خواهد شد. به این ترتیب، این پژوهش با استفاده از روش مارکوف سوئیچینگ، در دوره 1391-1364 به ارزیابی تاثیر فقر مطلق بر نابرابری شادی و در دوره 1358-1391 به ارزیابی تاثیر فقر نسبی بر نابرابری شادی در اقتصاد ایران پرداخته است. نتایج حاصل از برآورد مدل های پژوهش نشان داد که فقر مطلق و نسبی تاثیر مثبت و معنادار بر نابرابری شادی در جامعه ایران داشته است.
نظریه معرفت ابن عربی با شریعت پیوند ناگسستنی دارد. وی شریعت را یگانه طریق برای رسیدن به حقیقت می داند. شریعت به مثابه میزان شناخت، منبع معرفت و تأمین کننده یقین مضاعف، از دیگر نقش های شریعت در نظریه معرفت اوست. شریعت در هر دو ساحت نظر و عمل، میزان است؛ در حوزه نظر، هم در معارف عقلی و هم در معارف شهودی، میزان محسوب می شود که می توان آن را به دو صورت باواسطه و بدون واسطه فهم کرد. سالک طریق حقیقت با الگو قرار دادن دیناللهی و تقلید از آن، واجد سه گانه های عدالت، حکمت و ادب خواهد شد. تحقق این صفات در ساحت وجودی او، ضرورت توجه به اسباب و علل ثانوی را به همراه دارد. ابن عربی چکیده این اسباب و علل ثانوی را با عنوان «هویت» آدمی نام می برد و آن را اگرچه حجاب و مانع می داند؛ حجابی که گریزی از آن نیست و حکمت، حرمت نهادن این حجاب را اقتضا دارد.
سازمان تأمین اجتماعی از سال 1354 فراز و فرودها و پیشرفت ها و عقب گردهای فراوانی را از لحاظ اجرای علمی مقررات بیمه ای ناشی از قانونگذاری های مختلف تجربه کرده و بارها توسط قوانین و مقررات مختلف تحت تأثیر قرار گرفته است. هرچند این قوانین در پاسخ به نیازهای روز وضع شده، بعضاً بدون مشارکت مالی دولت بار مالی زیادی را به دوش این سازمان گذاشته است که در نتیجه، مشکلات نظام بیمه اجتماعی در ایران در طی این سال ها به معضلی پایدار تبدیل شده است. با توجه به اینکه درک صحیح از میزان و اندازه بار مالی تحمیل شده بر سازمان می تواند در جلوگیری از اعمال قوانین جدیدِ دارای بار مالی و نیز ایفای تعهدات دولت مؤثر باشد، این مقاله هدف برآورد بار مالی قوانین تأثیرگذار بر قانون تأمین اجتماعی مصوب 1354 را دنبال می کند. در این راستا، ارزش فعلی (سال 95) بار مالی قوانین بازنشستگی پیش از موعد بر اساس نرخ تنزیل 15درصدی و دستمزد (مقداری که بر مبنای آن حق بیمه پرداخت نشده است)، مستمری و مزایای جانبی (مقداری که به واسطه بازنشستگی زودهنگام دریافت شده است) محاسبه و بر مبنای پارامترهای مختلف تحلیل شده است. بر این مبنا به قیمت سال 1395، بالغ بر 537 هزار میلیارد ریال ارزش بار مالی این قوانین محاسبه شده است. لغو کلیه قوانین مغایر با اصول بیمه ای نخستین گام در راستای پایدارسازی مالی سازمان تأمین اجتماعی است.
سهروردی در نظام حکمت اشراق، از خود و خودآگاهیِ شهودی اش ره می سپرد و به خدا می رسد. او از یک سو، هویتِ خود و مبادی نوری اش را «حضورِ نزد خود» می یابد و از دیگر سو، فاعلیت (مبدئیت) و دیگرآگاهیِ انوار جوهری را با اضافه اشراقی تبیین می کند. از عباراتی که در هر یک از آثار تعلیمی او به تبیینِ چیستی و تعیینِ جایگاه اشراق و شهود در دو سپهر هستی و شناخت اختصاص یافته اند، می توان این همانیِ «هستی» و «حضور» را نتیجه گرفت و کلیتِ ضروری این معادله را در خودآگاهی و دیگرآگاهیِ نورالانوار به اثبات رساند؛ رهیافتی که به نحو نظام مند، هر گسستِ ممکن بین هستی شناسی و شناخت شناسی را مرتفع می کند. در واقع، سهروردی با بازبُردِ علم حصولی (باواسطه) به علم حضوری (بی واسطه) و با پی افکندنِ شناخت انسانی بر ضرورت و یقینِ شهودی، چالش احرازناپذیریِ مطابقت بین معلومِ بالذات (امر ذهنی) و معلوم بالعرض (امر عینی) را پشت سر می نهد و نحوه احرازِ این همانیِ شخصی را تبیین می کند.
The article sketches a nexus between philosophy, art (poetry) and critique with a particular emphasis on the contribution of classical Muslim philosophers. At the same time, it demonstrates how luminaries such as Omar Khayyam and Ibn Sina, contributed to the renewal of philosophy as a freedom seeking exercise and as a means to pursue happiness through knowledge. In the second part of the article this discussion is geographically de-located to include critical theories from mainland Europe. The conclusion focuses on the comparability of these contemporary critical theories with the philosophies of the “east”.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالش ها و موانع اجرای برنامه ی درسی مبتنی بر تفاوت های فردی درس «دین و زندگی» در نظام آموزش و پرورش ایران انجام شده است. در این پژوهش با استفاده از روش پدیدارشناسی و نمونه گیری هدفمند ملاک محور، دیدگاه بیست و سه نفر از متخصصان و دست اندرکاران حوزه ی تربیت دینی با ابزار مصاحبه نیمه ساختار یافته مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج مطالعه بیان گر آن است که اجرای این رویکرد با چالش هایی قبل و حین اجرا مواجه استاست. چالش-های قبل از اجرا عبارتند از ضعف در سیستم آموزشی و برنامه های درسی دانشگاه فرهنگیان، ضعف سیستم تربیت معلم در جذب و تربیت معلمان برخوردار از شایستگی حرفه ای، «کنکور» عاملی برای یکسان سازی، انعطاف ناپذیری اهداف و عدم استقلال معلم در انطباق دادن اهداف با تفاوت های فردی دانش آموزان، حاکمیت رویکرد موضوع محوری در طراحی برنامه درسی، تمرکز محوری در تهیه محتوا و عدم توجه به مؤلفه های بوم شناختی، عدم تناسب محتوا با نیازهای گوناگون دانش-آموزان، و چالش های حین اجرا نیز عبارتند از محدودیت در استفاده از مواد یادگیری متنوع آموزشی، ضعف دانشی و عملی معلمان در شیوه های تدریس، عدم «جذابیت و برانگیزانندگی» محیط یادگیری، عدم اختصاص زمان کافی به معلمان، تعداد زیاد دانش آموزان در کلاس درس، عدم امکان استفاده کافی از فرصت های یادگیری برون مدرسه ای، ضعف ارتباط میان خانواده و مدرسه، محدودیت امکانات و تجهیزات آموزشی فن آورانه و روزآمد و حاکمیت شیوه ارزشیابی شناخت محور. همچنین جهت مقابله با این چالش ها راهکارهای مقتضی ارائه شده است.
پژوهش حاضر به منظور ارائه مدلی جهت سنجش برندکارفرما و نیز سنجش برندکارفرما در شرکت زرین غزال طراحی گردیده است. بدین صورت که با مرور ادبیات و پیشینه موضوع، به برآورد ابعاد برندکارفرما مبادرت و سپس به سنجش برندکارفرمای شرکت مذکور می پردازد. پژوهش حاضر از نظر هدف در زمره تحقیقات توسعه ای و نیز تحقیقات کاربردی قرار گرفته و با توجه به نحوه گردآوری داده های لازم، پیمایشی و از نوع توصیفی می باشد. داده های لازم توسط پرسشنامه بومی سازی شده متناسب با مدل پژوهش، از کارکنان و متقاضیان استخدام در شرکت زرین غزال جمع آوری گردیده و نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی، حاکی از این است که برندکارفرما را می توان در ابعاد پنجگانه اقتصادی با سه شاخص، کارکردی با پنج شاخص، اجتماعی با یازده شاخص، توسعه ای با پنج شاخص و پیام رسانی با هفت شاخص، مورد سنجش قرار داد. محاسبه میانگین و انحراف معیار پاسخ ها گویای این امر است که در یک ارزیابی کلی وضعیت برندکارفرما در شرکت زرین غزال نسبتأ مناسب و از نظر ابعاد مختلف برندکارفرما نیز بالاترین میانگین را در بعد اقتصادی و پایین ترین را در بعد اجتماعی کسب می کند.
بحث ازدواج در عده، از مباحث کتاب النکاح، ذیل بحث حرمت ابدی مطرح شده است. مشهور فقها در فرض علم یا دخول، به حرمت ابدی فتوا داده اند. چهار دسته از روایات در این مسأله مطرح است: 1. روایات دال بر نفی حرمت ابدی مطلقاً؛ 2. روایات دال بر حرمت ابدی مطلقاً؛ 3. روایات دال بر اختصاص حرمت ابدی به فرض علم؛ 4. روایات دال بر اختصاص حرمت ابدی به فرض دخول. برای حل تعارض روایات، دو وجه جمع می توان بیان کرد: اشتراط علم یا دخول، و اشتراط مجموع علم و دخول. اما هیچ یک از این دو جمع به خودی خود، بر دیگری ترجیح ندارد، و از همین رو نیازمند شاهد جمع و قرائن دیگر هستیم. صحیحه حلبی شاهد جمعی است که در آن تصریح به اعتبار یکی از علم و دخول در ترتب حرمت ابدی شده است. به علاوه، روایاتی از عبدالله بن سنان و حمران نیز مؤید جمع اول است و مشهور قریب به اتفاق فقها نیز همین نظر را پذیرفته اند. لذا، جمع اول متعین خواهد بود. البته صحیحه دیگری از عبدالله بن سنان معارض با جمع اول است و صریحاً بر جمع دوم، یعنی اعتبار مجموع علم و دخول دلالت دارد؛ اما احدی از فقها طبق این روایت فتوا نداده است.