یکی از وظایف اصلی هر حسابدار و بخش حسابداری در یک فعالیت اقتصادی، جمع آوری و تجزیه و تحلیل مجموعه ای از اطلاعات و داده های مالی می باشد. در گذشته این امر صرفاً توسط حسابداران و با قلم و کاغذ و بدون کمک گرفتن از فناوری انجام می شد. با گسترش فناوری در همه عرصه های زندگی و کار، امروزه بسیاری از ابزارهای و فناوری های به کمک حسابداران آمده اند تا آنها بتوانند با سرعت و دقت بیشتری تحلیل های دقیقی بر فعالیتهای مالی موسسه خود داشته باشند و فعالیتهای تکراری خود را به رایانه واگذار کنند. یکی از برجسته ترین ابزارها در این فناوری هوش مصنوعی است. هوش مصنوعی یک اصطلاح علمی کامپیوتری است که توانایی رایانه را برای تکرار توانایی های یادگیری، ارزیابی، حل مسئله و تصمیم گیری انسان ها توصیف می کند، با استفاده از این فناوری در ساخت تجهیزات مختلف، می توان رفتارهای شبه انسانی را تقلید کرد و به این ترتیب، کارها را با سرعت بیشتری انجام داد، یا به عبارتی دیگر شبیه سازی ویژگی های انسانی از طریق سیستم های کامپیوتری می باشد. سیستم های خبره، الگوریتم ژنتیک، شبکه های عصبی و منطق فازی از مهمترین مباحث هوش مصنوعی است که در حسابداری مورد استفاده قرار می گیرند و در مقاله تلاش میشود پس از تعریف هوش مصنوعی و کاربردآن در حسابداری به این مباحث پرداخت.
یکی از مسائل مهم در ارتباط میان علم و دین، نوع تعاملی است که دو حوزه دین و علم تجربی با یکدیگر دارند. به منظور فهم بهتر این تعامل، لازم است نقش مفاهیم و آموزه های دین در روند حرکت علم ارزیابی گردد. این مقاله برآن است تا درباره آموزه هایی از دین سخن بگوید که نقش مثبتی در رشد و حرکت علم تجربی داشته است و القای این نوع مضامین به جامعه موجب ترغیب ایشان به علم تجربی می شود. بررسی این آموزه ها و مضامین دینی همچنین می تواند ما را در رسیدن به علمی که مطلوب دین است، راهنمایی کند. این آموزه ها در دو حوزه نظری و عملی ارزیابی خواهد شد. آموزه های نظری عمدتاً در قالب مبانی متافیزیکی علم تجربی در جریان حرکت علم اثرگذار بوده و آموزه های عملی عمدتاً در قالب امور انگیزشی به رشد علم کمک کرده است.
هدف: این پژوهش باهدف بررسی اثربخشی برنامه مداخله ایISTDP ،آموزش تن آگاهی وتلفیق این دو برافزایش نمره هوش انجام شد . روش:طرح این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون وپس آزمون با گروه کنترل بود که از مقیاس وکسلر برای سنجش هوش استفاده شداین مقیاس شش خرده مقیاس،استدلال ادراکی، حافظه ی فعال، سرعت پردازش،فهم کلامی،توانایی عمومی وچیرگی شناختی را شامل می شود ..جامعه آماری: جامعه پژوهش شامل ۲۰۷۶ نفر ازدانش آموزان دختر پایه نهم منطقه ۴ شهر تهران بود که در سال تحصیلی ۹۶-13۹۵مشغول به تحصیل بودند.نمونه آماری: در این پژوهش باز طریق فراخوان دعوت به شرکت در دوره های آموزشی، در مرحله ابتدایی ۶۰ نفر آزمودنی انتخاب که پس از مصاحبه تشخیصی اولیه ۴۵ نفر، به روش نمونه در دسترس مناسب جهت شرکت در دوره شناخته شدند در مرحله بعد افراد به صورت تصادفی در ۳ گروه آزمایش و۱ گروه کنترل جای گرفتند.به منظور تحلیل داده های جمعیت شناختی پژوهش حاضر در آمار توصیفی از شاخص هایتوصیفی(فراوانی، درصد فراوانی، فراوانی تجمعی، میانگین وانحراف معیار) با نرم افزار SPSS و در آمار استنباطی به منظور بررسی رابطه متغیرهای پژوهشی از تحلیل واریانس بااندازه گیری های مکرر استفاده شد. یافته های حاصل از تحلیل برروی نمرات پیش آزمون وپس آزمون بین دوگروه آزمایش وکنترل نشان داد که برنامه های آموزش یدن آگاهی،برنامه مداخله ای istdp وتلفیق این دو باعث افزایش نمره هوش درهر سه گروه آزمایش در نمرات پس آزمون وپیگیری شده است بنابرابن از این مداخلات می توان به عنوان بهبود دهنده مهارت های شناختی در دانش آموزان بهره برد
درمان آدلری نوعی رویکرد روانی– آموزشی، حال- آینده محور و کوتاه مدت است که به طور نظری سازگار، یکپارچه و به نوعی ترکیبی است و آشکارا ادراک های شناختی و سیستمی را یکپارچه می کند. هم چنین ویژگی ها و مفروضه های روان شناختی آن با ارزش های فرهنگی بسیاری از گروه های قومی و نژادی هم خوان است و برای استفاده در جمعیت های گوناگون فرهنگی قابلیت های بالایی دارد. درمانگر آدلری مراجع را به عنوان فردی دلسرد، و نه به عنوان بیمار می بیند. به همین دلیل آدلرگرایان به دنبال \"درمان\" چیزی نیستند، بلکه به بیان دقیق تر، درمان را نوعی فرآیند\" دلگرمی\" می دانند. روان شناسی آدلری برای بیش از 55 سال مبانی و اصول و شیوه های دلگرمی را تشریح و از آنها استفاده کرده اند. هدف از نگارش این مقاله بررسی روان درمانگری آدلری و تاثیر آن بر ارتقاء تاب آوری و عزت نفس دانش آموزان دارای اختلال یادگیری می باشد که با روش کتابخانه ای (تحلیلی– اسنادی) و با استفاده از کتاب ها و منابع الکترونیکی و بانک اطلاعاتی انجام شد. بسیاری از رویکرد های روان شناختی تلاش کرده اند تبیین های دقیقی درباره شخصیت ارایه دهند. دانش آموزان با اختلال خواندن مشکلاتی از قبیل بیش فعالی، مشکلات توجه، مشکلات حرکتی، مشکلات ادراک دیداری، مشکلات ادراک شنیداری، مشکلات زبانی، مشکلات رفتاری هیجانی- اجتماعی، مشکلات جهت یابی، مشکلات تحصیلی، کاستی شناختی را دارند. بسیاری از رویکرد های روان شناختی تلاش کرده اند تبیین های دقیقی درباره شخصیت ارایه دهند. یکی از این رویکردها روان شناسی فردی آلفرد آدلر است. روان شناسی فردی در اوایل قرن بیستم کارخود را شروع کرد و بر منحصر به فرد بودن افراد و رفتار کردن آن ها در جامعه به صورت منحصر به فرد تاکید می کند. در نظریه آدلر یک دانش آموز نسبت به مدرسه احساس تعلق می کند، بنابراین نمی تواند خارج از این رفتارها در مدرسه رفتار کند. او خودش را براساس این ارتباطات و احساس تعلق تنظیم می کند. به عبارت دیگر، احساس تعلق و ارتباط با دیگران باعث می شود که دانش آموز بطور پیوسته به تلاشش ادامه دهد. به مدارس توصیه می شود که به دانش آموزان احترام بگذارند و او را درک کنند. مدارس باید به دانش آموزان برای ایجاد سبک زندگی درست که موجب رشد علاقه اجتماعی می شود، کمک کنند.
یتشکل النص السردی من شبکه من العلاقات السردیه القایمه علی أساس الراوی ودوره الرییس فی تبلورها. یتفق النقاد الیوم علی أن الراوی کاین الخطاب فی النص السردی والقوه المکونه له وهو الذی یقوم بفعل الحکی أو السرد ویعد حلقه الوصل بین المروی والمروی له فمن ثم نجد فی کل نص سردی حضورا ممیزا للراوی. فی الروایه الجدیده یتقلص حضورالروای فیما نری حضورا واسعا له فی الحکایات والقصص القدیمه حتی فی الروایه التقلیدیه. إن حضوره فی الروایه الجدیده غالبا ما یکون بسیطا وحیادیا لکنه فاعل ومتمیز بین المکونات السردیه. نسعى فی هذه المقاله إلی تحلیل موقف الراوی فی روایه "قالت ضحی" لبهاء طاهر ونتحدث عن موقعه وتجلیاته فی النص السردی علی ضوء المنهج الوصفی-التحلیلی. قد أفادت هذه الدراسه من آراء عدد من الباحثین فی السردانیه کجیرار جینیت، وتودورف، وعبدالرحیم الکردی وتوصلت إلی أن الراوی فی هذه الراویه یعد شخصیه دینامیه تتطور بفعل الأحداث وتتعرض لصیروره بین الهیمنه وعدمها والحیادیه واللاحیادیه والراوی هو نفس شخصیه الموظف المثقف الصغیر الذی یروی الأحداث بالاعتماد علی التبییر الداخلی وبمعونه شخصیات کضحی، وسید، وحاتم الذین لهم دور بارز فی تنسیق السرد
یکی از مباحث عمده ادیان، پاسخ گویی به مسئله نجات است و این مسئله از مهم ترین دغدغه های دو دین ابراهیمی اسلام و مسیحیت، به شمار می رود. نجات در اسلام به معنای رهایی از گناه و ناخشنودی خداوند و نیل به قرب و رضای الاهی است که در پرتو ایمان به خداوند و انجام اعمال نیکو تحقق می یابد، اما در مسیحیت «نجات» به معنای رهایی از گناه نخستین و پیامدهای آن است که تنها به مدد فیض الاهی و قربانی شدن حضرت عیسی مسیح میسّر می شود. این مقاله مهمترین مسائل مربوط به آموزه نجات را - بر اساس قرآن کریم و کتاب مقدس- بررسی می کند.
اکثر بناهای صنعتی که حامل میراثی ارزشمند از معماری و صنعت دوران گذشته اند به طور عمده بدون استفاده رها شده اند. جهت حفاظت از این آثار گران بها، در برخی از این بناها به دلیل منسوخ شدن عملکرد اولیه، کاربری های جدیدی جریان دارد که می توان به کاربری های عمومی اشاره کرد. سؤال اصلی این است: چه عواملی در تغییر کاربری بناهای صنعتی به بناهای عمومی تأثیرگذار است؟در پژوهش فوق ابتدا در ادبیات موضوع به جمع آوری مؤثرترین عوامل انطباق پذیری پرداخته می شود که شامل پنج بخش است، سپس دو نمونه را که دارای یک نوع عملکرد هستند، براساس بخش های دوم و سوم ادبیات موضوع ارزیابی می شوند. پژوهش فوق در تلاش است تا با بازبینی دقیق تر در چالش ها و فرصت ها علاوه بر حفظ ارزش ها، باعث تجدید کاربری سازگارتر میراث صنعتی شود. پژوهش فوق پژوهشی کاربردی و از نوع مطالعه موردی و پیمایشی است. براساس نمونه های مورد مطالعه با در نظر داشتن بخش دوم و سوم معیارهای جمع آوری شده در بخش ادبیات موضوع، از افراد غیرمتخصص و متخصص پرسش هایی می شود، پاسخ به سؤالات با توجه به مؤلفه های بخش دوم و سوم پیشینه تحقیق تحلیل می شود. نتیجه تحقیق فوق برآن است که گالری موزه زمان شیراز نسبت به موزه حیات وحش هفت چنار تطابق بیشتری با معیارهای جمع آوری شده داشته است، انتخاب رویکرد طراحی مناسب رابطه متقابلی با حفاظت ، اصالت بخشی و جنبه های زیبایی شناختی در تجدید کاربری در بنا دارد.
با توجه به گسترش روزافزون مشکلات زیست محیطی، شرکت ها هزینه های سنگینی را در خصوص مسئولیت اجتماعی متحمل می شوند. در این پژوهش، داده های مربوط به 141 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1397-1388 گردآوری شده و چرخه عمر شرکت ها به سه دسته شرکت های در حال رشد، بالغ، و در حال افول تقسیم شده است. نتایج رگرسیون لجستیک مدل پژوهش بیان می کند که بین مسئولیت اجتماعی و محدودیت مالی در مرحله رشد شرکت رابطه منفی و معناداری وجود دارد و در بین مسئولیت اجتماعی و محدودیت مالی در مرحله بلوغ و افول شرکت رابطه منفی و معناداری وجود دارد. همچنین، نتایج نشان می دهد که شرکت های وابسته به دولت هیچ اثر معناداری در رابطه بین مسئولیت اجتماعی و محدودیت مالی ندارند. پژوهش حاضر دارای پیشنهادهای اجرایی و پژوهشی است.
سرزندگی سازمانی در تحقق اهداف سازمان ها اهمیت بسزایی دارد و شناسایی ابعاد گوناگون آن می تواند به سازمان ها کمک کند تا آن را به وجود آورند و تقویت نمایند. با توجه به منطقی بودن مدل سه شاخکی در بررسی و مطالعه پدیده ها، این پژوهش با هدف "ارائه چارچوب سه شاخکی سرزندگی سازمانی" انجام شده است. در این پژوهش، از روش کیفی فراترکیب برای دست یابی به شناخت عمیق پیرامون سرزندگی سازمانی استفاده شده است. ابتدا با مبنا قرار دادن پروتکلی با 4 معیار به جستجوی مقالات درزمینه سرزندگی سازمانی و عوامل سازنده آن اقدام شده و سپس با روایی سنجی مقالات انتخابی، نهایتاً 29 مقاله نهایی شده و نسبت به استخراج عوامل سازنده سرزندگی سازمانی در آن ها اقدام شده است و درنهایت به سازمان دهی عوامل سازنده سرزندگی سازمانی در سه بعد رفتاری، ساختاری و زمینه ای اقدام شده است. ابعاد ساختاری سرزندگی سازمانی مواردی چون بهبود قوانین و مقررات کاری، بهبود ساختار سازمان و ساختارهای منعطف تر، سازوکارهای ساختاری بالنده محور، مدیریت راهبردی منابع انسانی و عملکرد و بهره وری بالای کارکنان است. ابعاد محتوایی (رفتاری) سرزندگی سازمانی ابعادی چون خوش بینی نسبت به آینده، برون گرایی، سلامت جسمی و روانی، اعتماد بین مدیران و کارکنان، مدیریت تعارضات، مثبت اندیشی، افزایش سطح تعلق خاطر کاری کارکنان و به کارگیری ساختاری منعطف است و نهایتاً ابعاد زمینه ای سرزندگی سازمانی شامل فرهنگ تعامل پذیری سازمانی، تلاش برای تغییر فرهنگ سازمانی با رویکرد شادی افزایی و پویایی، تناسب فرهنگ کارکنان با فرهنگ سازمان، فرهنگ انعطاف و تطابق و علاقه به کار شناسایی شده اند. این چارچوب می تواند پس از اعتباریابی و آزمون در میان سازمان های مختلف، به عنوان یک چارچوب جدید درزمینه چارچوب سه شاخگی (زمینه، محتوا و ساختار) سرزندگی سازمانی مورد استفاده قرار گیرد.
امروزه رویکرد جدید مدیریت بحران تاب آوری اجتماعات شهری است. یکی از ابعاد مهم تاب آوری، بعد اجتماعی است. هدف از این مقاله اولویت سنجی عوامل مؤثر بر تاب آوری اجتماعی در برابر زلزله می باشد؛ در این راستا با روش اسنادی و کتابخانه ای شاخص های مطرح اجتماعی جمع آوری گردید، سپس با روش دلفی فازی به غربالگری شاخص ها پرداخته شد از پنجاه شاخص شناسایی شده بیست ونه شاخص در هفت معیار کلی طبقه بندی گردید. جهت اولویت سنجی معیارهای هفتگانه با تکنیک تحلیل شبکه ای توسط خبرگان ارزش وزنی آنها به دست آمد. نتایج حاکی از آن است که از معیارهای مؤثر در تاب آوری اجتماعی جهت تقابل با زلزله، سرمایه اجتماعی با بیشترین وزن (216/.) در رتبه اول و در مراحل بعدی سرمایه انسانی (184/.)، ویژگی جمعیتی (168/.)، ویژگی فردی (123/.)، کیفیت زندگی (126/.)، امنیت اجتماعی (112/.) و آمادگی روانی جامعه با وزن (058/.) در رتبه آخر قرار دارد.
حروف اضافه و ضمایر دو مقوله واژگانیِ کاملاً متفاوت و مجزا در زبان ها محسوب می شوند. پژوهش حاضر به بررسی واژه «خود» در گونه گفتاری کرمان می پردازد که از یک سو، مانند فارسی معیار، کارکرد ضمیر انعکاسی و تأکیدی را دارد و از سوی دیگر معادل حرف اضافه «با» در فارسی معیار است. درواقع، با دو واژه «خود» در این گونه گفتاری مواجه هستیم. داده های مورد بررسی در این پژوهش برگرفته از تعدادی از منابعی است که به ضرب المثل ها و اصطلاحات رایج در گونه گفتاری کرمان پرداخته اند. از میان این ضرب المثل ها، مواردی که در آنها واژه «خود» به کار رفته، استخراج شده است. در تعدادی از این ضرب المثل ها واژه «خود» کارکرد حرف اضافه دارد و در تعدادی کارکرد ضمیر انعکاسی و تأکیدی. این واژه در کارکرد حرف اضافه در گونه گفتاری کرمان توزیع نحویِ کاملاً مشابهِ حرف اضافه «با» در فارسی معیار را داراست و در کارکرد به عنوان ضمیر انعکاسی و تأکیدی نیز کاملاً مشابه فارسی معیار عمل می کند. نتایج پژوهش حاکی از این است که رابطه معناییِ هم نامی میان دو واژه «خود» در این گونه گفتاری برقرار است و دلیل این هم نامی پدیده زبانیِ دستوری شدگی در زبان هاست.
اهداف پژوهش حاضر با هدف مقایسه صفات شخصیتی و آسیب روانی در مادران سه گروه کودکان مبتلا به اختلالات اضطرابی، اختلال وسواسی جبری و گروه بهنجار انجام شد. مواد و روش ها طرح پژوهش حاضر توصیفی و علّی مقایسه ای و از نوع مقطعی بود. شرکت کنندگان در این پژوهش 93 نفر از مادران (35 نفر گروه اضطرابی ، 27 نفر گروه وسواسی و 31 نفر گروه بهنجار) بودندکه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای اندازه گیری متغیرها از مصاحبه بالینی ساختارمند ( SCID-I ) و پرسش نامه شخصیتی نئو فرم کوتاه ( NEO-FFI -60 ) استفاده شد. داده ها با روش آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره و آزمون کروسکال والیس با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه20 تحلیل شدند. یافته ها نتایج پژوهش نشان داد بین مادران سه گروه کودکان بهنجار، گروه وسواس و گروه اضطرابی از لحاظ آسیب روانی تفاوت معناداری (001/0 >P ) وجود دارد. آسیب روانی در مادران گروه اضطرابی و وسواس به طور قابل توجهی بیشتر از گروه بهنجار است. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد بین سه گروه مادران در متغیرهای روان رنجورخویی، برون گرایی و گشودگی به تجربه تفاوت معنی داری وجود دارد. نتایج آزمون تعقیبی شفه نیز نشان داد بین میانگین مادران گروه بهنجار با مادران گروه اضطرابی و وسواس از لحاظ متغیرهای روان رنجورخویی و گشودگی و بین مادران گروه وسواسی با مادران گروه اضطرابی و بهنجار از لحاظ صفت گشودگی به تجربه تفاوت معنادار وجود دارد. بین میانگین سه گروه مادران از لحاظ متغیر برون گرایی تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری با توجه به یافته های پژوهش تفاوت معناداری از آسیب روانی و صفت روان رنجورخویی در مادران دو گروه کودکان اضطرابی و کودکان مبتلا به وسواس در مقایسه با گروه بهنجار به دست آمد. نتایج این مطالعه نشان می دهد توجه به آسیب روانی و ویژگی های شخصیتی مادران در درمان و پیشگیری اختلالات اضطرابی و وسواسی در کودکان می تواند اهمیت زیادی داشته باشد.
با توجه به تفاوت مفهوم پیشرفت متناسب با مبانی معرفتی و فلسفی، نگرش های فکری گوناگونی در ایران نسبت به صورت بندی این مسئله مبادرت ورزیده اند. بر این اساس مقاله حاضر با استناد به نگرش های فوکو، هگل و درنهایت نگرش های بومی به بررسی صورت بندی مفهوم پیشرفت در رویکردهای هگلی و پست مدرن و اسلامی ایرانی پرداخته و در تلاش برای پاسخ به این سؤال است که چه ارتباطی میان رویکردهای هگلی و پست مدرن با الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت وجود دارد؟ نگرش های هگلی در ایران، نگاهی خطی به پیشرفت داشته و تنها الگوی ثابت در این امر را اخذ تجربه غرب می داند، در حالی که نگرش های پست مدرن، دیدگاهی غیرخطی (گسست تاریخ) به پیشرفت داشته و الگوی معیار در امر پیشرفت را الگوهای غیر خطی می داند. نگارندگان بر این باورند که الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، علی رغم تلاش برخی برای ارتباطش با رویکرد پست مدرن، ارتباط چندانی با این رویکرد به مفهوم پیشرفت نداشته و رویکردی مبتنی بر هستی شناسی، انسان شناسی و معرفت شناسی متفاوت را ارئه می دهد."
زمان روی کارآمدن قاجارها، هیچگونه سیستم ارتباطی منظمی در کشور وجود نداشت. کشور از یک دوره نسبتاً طولانی جنگ و کشمکش های نیروهای سیاسی برای دست یابی به قدرت، آسیب جدی دید بود و بسیاری از زیرساخت های ارتباطی شبکه حمل و نقل خصوصاً چاپارخانه ها نابود شده بود. در زمان نادرشاه، حتی سربازان شاغل در این مراکز به میدان های جنگ فراخوانده شده بودند؛ در نتیجه هیچ سازمان رسمی جهت فرستادن اطلاعات از یک بخش به بخش دیگر از کشور، حتی بین والیان و دولت مرکزی وجود نداشت. اصلاحات عمیق دامنه دار و وسیعی در خطوط ارتباطی و شبکه حمل و نقل در دوره پهلوی ایجاد شد. راههای شوسه ساخته شد بنابراین ساختمان پست مرکزی در تهران و برخی از نواحی شهری بزرگ ساخته شد. هدف پژوهش حاضر، بررسی روند چگونگی شکل گیری و گسترش نهاد نوین پست در دوره قاجار و پهلوی ایران بود. روش این پژوهش تاریخی از نوع تحلیلی است که بر پایه مطالعات و بررسی های کتابخانه ای و اسناد آرشیوی است. گردآوری داده ها پس از نقد و بررسی آنها مورد تفسیر و تحقیق قرار گرفت.
This research aimed at reporting two consecutive studies on the effects of extensive reading on reading comprehension and attitudes of Ethiopian second cycle primary school students . An intervention and a control group, selected from two intact grade 8 sections, were included in each study. The intervention group was exposed to extensive reading for 6 weeks and 12 weeks in the first and second study respectively. To collect data, reading comprehension tests and attitude questionnaires were used. The results revealed that there was no significant difference between the intervention and the control group in reading comprehension and attitudes toward reading when the time was restricted and only reading was used in the intervention. However, the intervention group scored significantly better than the control group in reading comprehension and attitudes toward reading when the time for reading was extended and motivating activities were included. Implications are deduced for time allocation and use of motivating activities in the implementation of an extensive reading programme in input-poor EFL settings like Ethiopia.
امروزه با توجه به این که دولت ها از تمام امکانات و ابزارهای قدرت برخوردار بوده و عدم کنترل آن ممکن است موجب بروز مفسده و سوء استفاده از قدرت گردد.به منظور ایجاد توازن بین موقعیت افراد جامعه و شهروندان با ابزار وامکانات اعمال قدرت حاکمه،وجود اصول حقوقی در دفاع از افراد و شهروندان جامعه در مقابل حاکمیت و قدرت عمومی،ضروری به نظر می رسد. از سوی دیگر محدود کردن حاکمیت ممکن است زمینه سوء استفاده را برای بر هم زنندگان نظم جامعه فراهم نمایید، به همین دلیل می بایست به گونه ای وضع قاعده نمود که تامین کننده هر دو هدف باشد. اصل برائت به عنوان اصل اساسی، ضامن آزادی ها و حقوق شهروندی مشروع و قانونی افراد جامعه نقش بسیار مهمی در تأمین حقوق شهروندی و آزادی های فردی و همچنین حفظ کرامت و حیثیّت شهروندان در برابر متعرضان و افراد مغرض دارد.
مقدمه: گفتار مؤثرترین ابزاری است که انسان ها برای انتقال اطلاعات از آن استفاده می کنند. گوینده در خلال گفتار خویش علاوه بر واژگان و دستور زبان اطلاعاتی همچون سن، جنسیت و حالت هیجانی خود را منتقل می کند. پژوهش های فراوانی با رویکردهای گوناگون پیرامون هیجان در گفتار هیجانی انجام شده است. این پژوهش ها نشان می دهند که هیجان ضمن پیام در گفتار هیجانی از طبیعتی پویا برخودار می باشد. این پویایی، مطالعه کمّی هیجان در گفتار هیجانی را با دشواری همراه می سازد. این پژوهش به ارزیابی هیجان ضمن پیام از طریق پردازش گفتار هیجانی با استفاده از ویژگی های ضرایب کپسترال فرکانس مِل ( MFCC ) و تبدیل فوریه زمان کوتاه ( STFT ) پرداخت. روش کار: داده های ورودی، پایگاه داده استاندارد گفتار هیجانی Berlin شامل هفت حالت هیجانی خشم، کسلی، انزجار، ترس، شادی، غم و حالت خنثی می باشد. با استفاده از نرم افزار MATLAB ابتدا فایل های صوتی خوانده شدند. در مرحله بعد نخست ویژگی های MFCC و سپس ویژگی های STFT استخراج شدند. بردار های ویژگی برای هر کدام از ویژگی ها بر اساس هفت مقدار آماری کمینه، بیشینه، میانگین، انحراف معیار، میانه، چولگی و کشیدگی محاسبه شدند و به عنوان ورودی شبکه عصبی مصنوعی مورد استفاده قرار گرفتند. در انتها، بازشناسی حالت های هیجانی با استفاده از توابع آموزشی مبتنی بر الگوریتم های مختلف انجام شد. یافته ها: نتایج بدست آمده نشان داد میانگین و صحت بازشناسی حالت های هیجانی با استفاده از ویژگی های STFT نسبت به ویژگی های MFCC بهتر است. همچنین، حالت های هیجانی خشم و غم از نرخ بازشناسی بهتری برخوردار بودند. نتیجه گیری: ویژگی های STFT نسبت به ویژگی های MFCC هیجان ضمن پیام در گفتار هیجانی را بهتر بازنمایی می کنند.