معرفت شناسی ذاتیِ شهید صدر;، پس از طرح مراحل دلیل استقرا و یقین آوری آن، به ترسیم نظام مبناگروی خود بر اساس آن پرداخته است. در باب گزاره نظری، درجه احتمالی با ملاک صدقِ «قناعت استنباطی» و درجه تصدیق یقینی در این گزاره ها نیز با ملاک صدق «هماهنگی با سایر یقین ها» مورد نقد است. در گزاره های بدیهی، با عبور از یقینی بودن وجدانیات به نحو پیشین و ناکارآمدی راه استقرا در آن، گزاره اولی و امکان اجرای دلیل استقرا در تلازم بین موضوع و محمول، مورد بررسی قرار گرفت و نتیجه آن شد که محکی گزاره های اولی، اعم از گزاره های مقدر و خارجی- به شرط اثبات وجود موضوع در خارج- است و دلیل استقرا امکان اجرا بر محکی آن ندارد. در صورت اجرا نیز با ملاکی روان شناختی روبه روست. از طرفی هم ملاک صدق بدیهی اولی در نظر شهید صدر;، هماهنگی و عدم تناقض با سایر تصدیقات یقینی عنوان شده که انسجام گرایی را تداعی می کند. تبیین پایه های معرفتی (احتمالی و یقینی) در مبناگرایی معتدل شهید صدر; و نیز نقد آن، بر بی نیازی دلیل استقرا به اصل علیت عقلی به نحو پیشین، نقطه عطف این نوشتار در ارزیابی دیدگاه صدری است.
این پژوهش با هدف تحلیل عوامل مؤثر بر مشارکت دانشجویان دانشگاه ایلام در فعالیت های فوق برنامه به اجرا درآمده است. حجم نمونه پژوهش 150 نفر بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای با انتساب متناسب تعیین شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ای بود که روایی آن بر اساس نظر جمعی از صاحبنظران و پایایی آن نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد. مقدار آلفای کرونباخ به دست آمده برای گویه ها 78 درصد به دست آمد که نشاندهنده قابل قبول بودن پایایی انجام شد و SPSS پرسشنامه ها برای انجام پژوهش بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار از معیارهایی مانند میانگین و تحلیل عاملی استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین متغیرهای جنسیت، وضعیت تأهل، محل تولد با میزان مشارکت دانشجویان در فعالیت های فوق برنامه هیچ گونه رابطه معنی داری وجود ندارد. اما بین میزان درآمد ماهانه دانشجویان و میزان مشارکت آنان در فعالیت های فوق برنامه رابطه ا ی منفی (معکوس) و معنی دار وجود دارد همچنین چهار عامل شخصیتی روانی، ماهیتی، ارتباطی زمانی و عامل مدیریتی به عنوان عوامل مؤثر بر مشارکت دانشجویان دانشگاه ایلام در برنامه های فوق برنامه استخراج شدند.
مسئله منتقم و ظهور قائم آل محمد صلی الله علیه وآله؛ جزء بنیادی ترین و پویاترین مسائل دینی، اعتقادی و سیاسی روز است. به طوریکه؛ می توان گفت، گفتمان اثربخش مهدویت و رویکرد نوین آن در عصر حاضر تنها راه برون رفت انسان از انزوا و غربت از خود می باشد. نقش افتخارآفرین حضرت مهدی (عج) به عنوان منتقم اهل بیت (ع) در ادبیات متعهّد، از دیرباز کانون توجه شاعران زیادی درحوزه ادبیات شیعه بوده و هست که این موضوع خود مرهون تأثیری می باشد که قرآن کریم بر اندیشه شاعران داشته است. در تبیین رسالت خطیرآن حضرت مضامینی چون انتقام از دشمنان جبهه حق، رهبری امّت اسلامی در عصر غیبت، برپایی حکومت عدل و مدینه فاضله با استعانت از گفتمان دینی و احتجاجات قرآنی خود، از بسامد بالایی برخوردار است، به طوریکه؛ تبلور این حسّ معنوی در وجود شاعران که طبعی لطیف تر دارند، نیز جلوه گر شده است. در این میان مهدی جناح الکاظمی به عنوان شاعر آئینی معاصر، کوشیده است تا با اقتباس عناصر زیبا شناسی و تصاویر هنری و ادبی از تفاسیر آیات و روایات متواتر، به وصف حضرت مهدی (عج) بپردازد و به شعر خویش جامه تأثیر پذیری و ماندگاری ببخشد. در این پژوهش، پس از ارائه تعاریفی از مبحث منتقم و جایگاه آن در شعر متعهّد عربی، به تشریح مبانی بنیادی این مفهوم و انواع مضامین یاد شده پیرامون این مبحث در شعر مهدی جناح الکاظمی پرداخته می شود.
«فلسفه تصمیم» از مباحث مطالعاتی جدید است. در همین راستا، ارائه تحلیل منسجم و یکپارچه از «فرایند اثرگذاریِ گرایش های فطری در تصمیم گیری»، مبحثی نو و حایز اهمیت است. مسئله پژوهش حاضر این است که: از نظرگاه علامه طباطبائی، گرایش های فطری در تصمیم گیری انسان چه نقشی ایفا می کنند؟ مبتنی بر روش تحلیل محتوا و اسنادی، بررسی آثار علامه طباطبائی ما را به این نتایج رهنمون می کند که از منظر توصیفی، این گرایش ها، با واسطه کشش هایی که در فرد ایجاد می کنند، در تصمیم گیری انسان ها اثرگذارند. دو متغیر «میزان ظهور» و «میزان حضورِ» گرایش ها – با تأثیر ذومراتب و مشکک- در این زمینه تعیین کننده اند؛ ارائه مدل مفهومیِ «مؤلفه های تأثیر تشکیکیِ یک گرایش فطری در تصمیم گیری» ماحصل این تحلیل است. از منظر توصیه ای، این گرایش ها، «سنجه» برای تصمیم گیری هستند. در بررسی مصداقی، کارکردهای چند نمونه از گرایش ها (گرایش به حقیقت، گرایش به کمال مطلق و گرایش به زیبایی) مورد تحلیل قرار گرفته اند. به فراخور بخش های پژوهش، از مدل های مفهومی و همچنین نمادگذاری های متعدد در جهت ارائه تحلیلی دیدگاه ها بهره گیری شده است.
این مقاله به بررسی راهکارهای واجی زبان ترکی آذربایجانی برای برطرف کردن التقای واکه ها می پردازد. از آنجا که زبان ترکی، جزء زبان های پیوندی محسوب می شود، در این زبان ها، افزودن وندها به دنبال هم امری طبیعی است؛ بنابراین در حین افزودن وندهای مختلف به ستاک و همچنین افزودن پسوند ها به دنبال هم و ایجاد واژه های مرکب، ممکن است التقای واکه ها صورت بگیرد. برای تحلیل این فرایند، داده های متناسب از زبان ترکی آذربایجانی (گویش مشگین شهری) گردآوری شده است و در چارچوب رویکرد واج شناسی بهینگی مورد تحلیل قرار گرفته است. بررسی داده ها نشان می دهد که در این زبان برای برطرف کردن التقای واکه ها، روش های متفاوتی بر اساس شرایط واژی، واجی و معنایی بکار بسته می شود. در فرایند واژه سازی از نوع ترکیب، حذفV1، در حین افزودن پسوند متشکل از یک واج (یک واکه) به ستاک یا پسوند قبلی، فرایند درج همخوان میانجی، در حین افزودن پسوند متشکل از چند واج با واکه دارای مشخصه ]+افراشته[ حذف V2(واکه پسوند) و در نهایت با افزودن پسوند متشکل از چند واج با واکه دارای مشخصه]-افراشته[ درج همخوان میانجی صورت می گیرد. یافته های این تحقیق نشان می دهد که در این زبان جایگاه آغازه ستاک نسبت به پایانه برجسته محسوب می شود. بنابراین حذف از جایگاه آغازه ستاک مجاز نیست و همچنین اگر پسوند متشکل از یک واج (یک واکه) باشد، برای حفظ ویژگی های معنایی و دستوری حذف واکه پسوند صورت نمی گیرد.
هوش اخلاقی، توانایی درک درست از نادرست، داشتن اعتقادات قوی اخلاقی و رفتار در جهت صحیح است. با توجه به اهمیت تربیت هوش اخلاقی از مقطع کودکی و نیاز به اندازه گیری خط پایه، تدوین و اجرای برنامه های مداخله ای و در نهایت سنجش تاثیر برنامه ها در بهبود هوش اخلاقی کودکان هدف از پژوهش حاضر ساخت و اعتبار یابی پرسشنامه هوش اخلاقی کودکان بود. به این منظور از بین کودکان مراجعه کننده به مهدها و پیش دبستانی های شهر شاهرود تعداد 300 کودک با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب و به ابزارهای پژوهش پاسخ دادند. به منظور تعیین ساختار عاملی پرسشنامه از تحلیل عاملی و به منظور بررسی روایی همگرا و واگرا از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. پایایی پرسشنامه نیز با استفاده از ضریب آلفای کرانباخ بررسی شد. نتایج تحلیل عاملی همسو با مبانی نظری نشان داد پرسشنامه هوش اخلاقی کودکان (CMIQ)، از یک ساختار 6 عاملی شامل وجدان، خویشتنداری، همدلی، بردباری، عدالت و احترام برخوردار است. اعتبار همگرای CMIQ، از طریق اجرای همزمان آن با "پرسشنامه هوش هیجانی کودکان کجباف نژاد" و اعتبار واگرای آن از طریق "پرسشنامه مشکلات رفتاری کودکان پیش دبستانی شهیم"، بررسی و تائید شد. نتایج آلفای کرانباخ نیز نشان داد که CMIQ از ضرایب پایایی رضایت بخشی برخوردار است (پایایی کل برابر با 92/0) و می توان در پژوهش های روانشناختی به منظور سنجش هوش اخلاقی کودکان 4 تا 6 سال (مهد کودک و پیش دبستان) از آن بهره گرفت.
شرط مکتوب بودن ابراز اراده یکی ازشروط استاندارد به ویژه در قراردادهای تجاری است. به موجب این شرط، ابراز اراده در رابطه طرفین از قبیل تغییر، تمدید یا اصلاح قرارداد به شکل خاص ومعمولا کتبی منحصر شده، ابراز غیر کتبی اراده نامعتبر اعلام می گردد. اعتبارو اثر شرط، مسایل این تحقیق است. دلیل و هدف شرط ممانعت از اصلاح شفاهی نیست، بلکه ممانعت از ادعای تغییر نا معمول و بی پایه و تضمین قابلیت پیش بینی و اطمینان وتسهیل اثبات است.این شرط گاه به عنوان شکل انحصاری ابراز اراده های طرفهای قرارداد تلقی می شود که در این صورت، یکی از طرفها نمی تواند به نحو دیگری اراده ی خود را ابراز نماید؛ البته طرف ها می توانندباتوافق صریح یا ضمنی شرط را ساقط نمایند وابراز غیر کتبی را معتبر سازند. گاه این شرط تنها یک شرط اثباتی است وبه عنوان اماره ای بر عدم توافق تلقی می شود که خلاف آن قابل اثبات است. ممکن است طرفها همواره مطابق قرارداد مکتوب عمل نکنند. برخی تغییرات وتخلفات به ویژه در قراردادهای مستمر، ممکن است مورداعتراض طرف مقابل قرارنگیرد، این ضرورتاً به معنی اصلاح و تغییر قرارداد نیست. شرط درنظامهای بررسی شده معتبر ودارای یکی از دوماهیت فوق می باشد، اما همواره توافق بعدی طرفها برپذیرش ابراز غیر مکتوب، برتوافق قبلی حاکم است. در برخی از نظامها به استنادقاعده ی منع رفتار معارض واتکای یکطرف به رفتار طرف دیگر، حسن نیت، عدالت و انصاف، ابراز غیرکتبی اراده ی یکطرف با وجود شرط مکتوب بودن نیز معتبر است.
مثنوی معنوی مولوی مهم ترین منظومه عرفانی زبان و ادب فارسی است. اقبال مخاطبان بسیار موجب شد شرح نویسی بر این منظومه پس از درگذشت مولوی آغاز شود و تاکنون نیز ادامه داشته باشد. در شرح نویسی بر آثار فارسی روش و شیوه مشخصی برای تبیین نکات رعایت نمی شود؛ در شروح مثنوی نیز رویه ای مشخص و یکسان و الگویی منظم برای چگونگی توضیح مفاهیم و نحوه شرح پیچیدگی های ابیات وجود ندارد؛ ازاین رو روش شناسی و ارزیابی کارآمدبودن شیوه شارحان نیز میسّر نیست. بدین ترتیب، ضرورت دارد الگویی مبتنی بر مهم ترین مؤلفه های شکل دهنده ابیات مثنوی طراحی شود تا بتوان شرحی متناسب با نیاز مخاطبان فراهم آورد؛ همچنین شروح مثنوی را ازنظر روش و شیوه شرح ارزیابی کرد. در این مقاله برای طراحی الگوی روش شرح مثنوی کوشش می شود ابیات مثنوی با شیوه آماری «نمونه گیری طبقه بندی»، بررسی و مهم ترین مؤلفه های شکل دهنده آن شناسایی شود. به کمک این الگو می توان متناسب با نیاز مخاطبان شرحی روشمند نوشت و نیز شیوه تبیین توضیحات در شروح مثنوی را ارزیابی کرد
تعیین جایگاه مناطق مختلف در تقسیم کار فضایی و شناخت ساختار صنعت در سطح کشور اهمیت ویژه ای دارد. یکی از مهم ترین عناصر ساختار صنعت، تمرکز جغرافیایی است. با توجه به اینکه در بیشتر مطالعات مربوط به توسعه منطقه ای، موضوع تمرکز جغرافیایی و تخصصی شدن منطقه ای صنایع همواره در کنار هم مطرح شده اند، هدف این مقاله نیز تحلیل نقش تمرکز فضایی صنایع و تخصصی شدن منطقه ای در شکل گیری تقسیم کار فضایی در ایران در بازه زمانی 1390 –1376 است. روش پژوهش کمّی و رویکرد آن توصیفی- تحلیلی است. برای دستیابی به هدف، روش های تحلیل کمّی شامل ضریب جینی تمرکز، ضریب جینی تخصصی شدن و ضریب مکانی به کار رفته است. درنهایت با بهره گیری از ضریب پیرسون، همبستگی بین تخصصی شدن و تمرکز جغرافیایی در بخش های صنعتی مختلف ایران سنجیده شده است. نتایج یافته ها نشان می دهد متوسط تمرکز در دوره مدنظر 21 درصد افزایش یافته است که حاکی از گرایش صنایع به تمرکز جغرافیایی است؛ این تمرکز عمدتاً در استان های تهران، اصفهان و آذربایجان شرقی بوده است؛ اگرچه در پایان دوره به سمت استان هایی مانند خراسان، یزد و خوزستان نیز گرایش یافته است؛ همچنین نتایج یافته های این پژوهش نشان می دهد بین تخصصی شدن منطقه ای و تمرکز جغرافیایی صنعت در ایران رابطه معنا داری وجود دارد و استان های با تمرکز جغرافیایی بیشتر تخصصی هم شده اند؛ از این رو تقسیم کار فضایی در بعضی مناطق ایران شکل گرفته است.
ﻣﺮوزه ﺗﻼش ﺟﻬﺖ ﺗﺤﻘﻖ ﺗﻮﺳﻌﻪ اﻧﺴﺎﻧی، ﺳﻨﺠﺶ و ﺗﻌییﻦ ﻓﻘﺮ ﺷﻬﺮی ﻣﻮﺿﻮﻋی اﺳﺖ ک ﻪ در ﺳیﺎﺳﺘﮕﺰاری و مدیریت ﺗﻮﺳﻌه اﻧﺴﺎﻧی در ﺑﺴیﺎری از کﺸﻮرﻫﺎی ﻣﻮاﺟﻪ ﺑﺎ آن دﻧﺒﺎل ﻣی ﺷﻮد و ایﻦ اﻣﺮ ﻧیﺎزﻣﻨﺪ اﺗﺨﺎذ روش های ﻋﻠﻤی ﺑﻪ ویﮋه در ﺗﻌییﻦ ﺟﻐﺮاﻓیﺎیی ﭘﻬﻨﻪ ﻫﺎی ﻓﻘیﺮﻧﺸیﻦ ﺷﻬﺮی از ﻃﺮی ﻖ کﺎرﺑﺮد روش های آﻣﺎری و ﺗﻌﺮیﻒ ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎی ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺟﻬﺖ ﺗﻌییﻦ اﺑﻌﺎد ﻣﺘﻔﺎوت ﻓﻘﺮ ﺷﻬﺮی اﺳﺖ. نوع تحقیق حاضر کاربردی می باشد و در تدوین این تحقیق از روش های توصیفی-تحلیلی و اسنادی-پیمایشی استفاده شده است. داده های مورد استفاده از بلوک های آماری سال 1390 مرکز آمار ایران به دست آمده است. برای استخراج و طبقه بندی داده های این پژوهش از نرم افزار GIS و از ابزارHot Spot Analysis برای تحلیل الگوهای فقر استفاده شده است. شاخص های مورد استفاده در این پژوهش در سه بعد اقتصادی، اجتماعی و کالبدی بررسی شده است. نتایج یافته ها در بعد اقتصادی نشان داد که محدوده های شمالی غربی و جنوب شرقی شهر از فقر گسترده ای رنج می برند. در این مناطق بیش از 23 درصد جمعیت شهر در شرایط فقر نسبی و 7/1 درصد جمعیت در شرایط فقر مطلق هستند. در بعد اجتماعی بیش از 36 درصد از مساحت شهر در فقرنسبی و مطلق هستند که حدود 9/29 درصد از جمعیت شهر در این مناطق زندگی می کنند. در بعد کالبدی فقر حاشیه های جنوبی و شمال شرقی شهر همچون ابعاد اقتصادی و اجتماعی در شرایط نامساعد کالبدی قرار دارند. از نظر فضایی غالب محلات 19، 18 و 11 در شرایط فقرکالبدی هستند. در الگوی نهایی فقر نتایج نشان داد پهنه های فقر در شهر بابل جمعیتی بالغ بر 47140 نفر را در خود جای داده اند که 2/35 درصد از جمعیت کل شهر را تشکیل می دهد این پهنه ها غالباً در محدوده های حاشیه ای شمال شرقی و جنوبی شهر قرار دارند.
جلب محبت خداوند از جمله اهداف بعثت پیامبران و اوصیاء ایشان است، که معلول عوامل فراوانی از جمله رشد فضائل اخلاق فردی است. عقل ورزی به عنوان یکی از فضائل اخلاق فردی، امروزه برای بهره گیری از شناخت جهان هستی ضرورت دارد. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و منابع کتابخانه ای- نرم افزار و استناد به آیات قرآن و روایات معصومان(ع) و تأکید بر نظرات آیت الله جوادی آملی در بررسی نقش عقل ورزی بر جلب محبت خداوند به این نتایج دست یافته است که تبعیت از اوامر الهی و معصومان(ع)، در دعوت به تدبر در مورد جهان هستی، عامل مهم دستیابی به محبت و معرفت خداوند است، که با افزایش آن ایمان واقعی حاصل می شود. لذا عقل ورزی سرمایه ای الهی برای تدبیر در امور زندگی و اصلاح امور آخرت است، که منجر به بروز ایمان واقعی و پذیرش حق به عنوان تنها محبوب حقیقی می شود.
طایفۀ دره شوری یکی از طوایف ایل قشقایی است. در ساختار سیاسی قدرت، کلانتر به صورت رسمی مسئولیت ادارۀ آن طایفه را عهده دار بود. کلانتران علاوه بر تیره های وابسته به خود، گروهی از عوامل اجرایی را در خدمت داشتند که با عناوینی چون «دؤیربَر» و «اَدآرَ» مورد خطاب قرار می گرفتند. نگارندگان این مقاله بر آن اند تا نسبت و رابطۀ میان قدرت کلانتران دره شوری و وظایف کارگزارانشان را آشکار کنند. سؤال این است که چرا و چگونه کلانتران دره شوری از کارگزاران استفاده می کردند؟ این پژوهش به صورت میدانی بر مبنای انجام مصاحبه ها و با مکمل قرار دادن منابع کتابخانه ای، با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که کلانتران طایفۀ دره شوری برای انجام امور خانوادگی و برقراری نظم در تیر ه ها، در کنار افرادی چون کدخداها از کارگزارانشان استفاده می کردند. آن ها به عنوان بازوی اجرایی، صرفاً مسئولیت هایی را در خانۀ کلانتران برعهده نداشتند، بلکه عده ای از کارگزاران در خارج از خانۀ کلانترها نیز انجام وظیفه می کردند. کارگزاران ضمن مهارت در امور اجرایی، افرادی جنگجو بودند که کلانتران از آن ها برای سرکوب افراد و تیره های متمرد و پیشبرد اهدافشان در کنار تیره های وفادار به خود استفاده می کردند.
العلاقات الإنسانیه لاتتوقف عند حدود الکلمات المنطوقه، بل تتعداها باستخدام الحرکات الجسدیه. وهناک تتفق لغهُ الجسد مع اللغه المنطوقه لنقل المعنی التعبیری فتفردت هذه اللغه بهذا المهام حیث أخذت الدراسه هذه تغور بلغه الجسد فی الأبیات التی ترکها بدر شاکر السیاب، وحاولت الکشف عن مدی غایه هذه اللغه فی أشعار الحب عنده معتمده علی المنهج التوصیفی التحلیلی. اختیرت الأمثله الشعریه من دیوانه "أزهار وأساطیر" الذی احتوی علی نسبه کبیره من تغنیات الحب لهذا الشاعر العراقی. بما أنَّ لغه الجسد بحد ذاتها متشعبه الفروع، فأخذ الباحثون منها سته تقسیمات: لغه العیون، ولغه الیدین، ولغه الوجه، ولغه الشفاه، ولغتا العِطر والشَعر کترکیز یلائم أشعار الحب عند السیاب. استنتج البحث أنَّ لغه الشاعر فی هذا المجال، کانت غالباً ما تترجم ملکات الجسد، وکأنها إلهام لقصائده؛ کانت لغه العیون عنده بمثابه السحر والجمال، ولغه الیدین التی لها أکثر استخداماً فی دیوانه،کأنَّما کان الشاعر یستکمل عباراته بحرکه الید حتی یعبر عن شعوره، ولغه الشفاه فکانت هذه اللغه المستخدمه فی أبیاته مکبوته بتعابیر عتابیه، ولغه الوجه عند الشاعر فاضحه فشت له أسرار الوجوه التی ازدحمت فی عالم خیاله. وإنّ هناک تناسقاً وترابطاً وثیقاً بین لغه العِطر ولغه الشَّعر وتضافر إحداهما مع الأخری حیث ینقص المعنی فی کلتا اللغتین إذا اعتُبرتا کلغتین منفصلتین: لغه العطر تفشی سر الجنون المخبوء فی خصلات لغه الشعر، کضفائر معطره مسترسله من أعلی قصائد الشاعر.
در دهه اخیر، تفکر طراحی بهعنوان رویکردی نوین جهت نوآوری و حل مسئله، توجه بسیاری از پژوهشگران حوزههای مختلف را به خود جلب کرده است. امروزه سازمانها و افراد بسیاری در حال بهره بردن از تفکر طراحی میباشند، چراکه آنها به دنبال استفاده از مهارتها و فرآیندهای طراحان جهت دستیابی به راهحلهایی برای مشکلات پیچیده و یا ایجاد فرآیندهایی هستند که نتایج را بهینه میکنند و شرایط را بهبود میبخشند. بااینحال، در حوزه پژوهشی اجماعی در مورد ویژگیهای اساسی، کاربردی و تعاریف تفکر طراحی وجود ندارد. برای روشن کردن دانش این حوزه و مفهومسازی تفکر طراحی و نقش آن بهعنوان سازهای شناختی در ادبیات کارآفرینی، این پژوهش به مرور جامع 106 مطالعه مفهومی و تجربی از مجموع 2037 مقاله در سال 1985 تا 2019 پرداخته است. این مطالعه از نوع توصیفی و از لحاظ روش اجرا مطالعه مرور ادبیات سیستماتیک تلقی میگردد. شناسایی مفهومسازیهای متفاوت از تفکر طراحی، ابزارهای تقویتکننده تفکر طراحی، مدلهای مطروحه در این زمینه و ارتباط این مفهوم با کارآفرینی از نتایج این پژوهش است.