اهداف این پژوهش به منظور بررسی اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس ادراک شده، نشخوار فکری و دشواری تنظیم هیجانی زنان مبتلا به دیابت نوع ۲ انجام شد. مواد و روش ها این مطالعه شبه آزمایشی با استفاده از طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل و یک مرحله پیگیری انجام شد. از میان همه بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ عضو هیئت ورزش های همگانی استان خراسان شمالی در سال ۱۳۹۶، ۳۰ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. بیماران گروه آزمایش در ۸ جلسه ۱۲۰ دقیقه ای در هفته درمان شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی شرکت کردند. داده ها با مقیاس استرس ادراک شده، سبک پاسخ دهی نشخواری و مقیاس دشواری تنظیم هیجان جمع آوری شدند. یافته ها نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر نشان داد شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی باعث کاهش معنادار نمره های بیماران در نشخوار ذهنی (۰/ ۰۱ ≥P) و دشواری تنظیم هیجانی به جز خرده مقیاس آگاهی (۰/ ۰۱ ≥P) در پیگیری سه ماهه و استرس ادراک شده (۰/ ۰۱ ≥P) تا پس آزمون شده است. نتیجه گیری شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در کاهش نشخوار ذهنی، استرس ادراک شده و دشواری تنظیم هیجانی به جز خرده مقیاس آگاهی در زنان مبتلا به دیابت نوع ۲ مؤثر است.
اتحاد استراتژیک ایران و سوریه از جمله اتحادهای دیرپای منطقه ای در خاورمیانه محسوب می شود. اما فاصله زمانی 2003 تا2011 یعنی از حمله امریکا به عراق در مارس 2003 تا شروع نا آرامی ها در مارس 2011 در سوریه، روابط استراتژیک جمهوری اسلامی با سوریه گسترش بیشتری یافته است. در همین راستا هدف اصلی این پژوهش پاسخگویی به این سوال محوری است که چرا ایران در فاصله زمانی مارس 2003 تا مارس 2011 در مقایسه با سال های 2003- 1979،گرایش بیشتری به تعمیق روابط استراتژیک خود با سوریه داشته است؟ یافته های این پژوهش بر این مبنا است که فشارهای سیستمیک به عنوان یک متغیر مستقل، از جمله یک جانبه گرایی امریکا در نظام بین الملل، اشغال عراق توسط امریکا در سال 2003 و مسئله هسته ای ایران، متغیرهای اساسی در تمایل ایران به گسترش روابط استراتژیک با سوریه در بازه زمانی 2011- 2003 می باشد. تاثیرگذاری این متغیرها بدون واسطه نبوده بلکه فشارها و تهدیدهای سیستمیک از طریق متغییرهای سطح واحد به خصوص ادراک نخبگان از نظام بین الملل، منجر به تمایل ایران به گسترش روابط استراتژیک با سوریه در این فاصله زمانی شده است. روش تحقیق در این نوشتار توصیفی- تحلیلی بر مبنای روش کیفی و روش گردآوری داده ها، منابع کتابخانه ای و اسنادی است.
نظم منطقه ای را می توان سازماندهی الگوهای رفتاری میان واحدها و کنشگران موجود در یک منطقه تعریف کرد که در نتیجه آن هدف های سامانه منطقه ای محقق شود. برخلاف نظم قدیمی که در آن ویژگی های ژئوپلیتیک نقش اصلی را دارد؛ نظم جدید حالت چندبعدی دارد. در واقع با افزایش سطح ارتباطات میان کنشگران در سیستم بین الملل نوع جدیدی از نظم بر مبنای اشتراک های فرهنگی، سیاسی- امنیتی و اقتصادی شکل گرفته است که برخلاف نوع قدیمی نظم در سیستم بین الملل حالت جغرافیایی صرف نداشته و ارتباطات و اشتراک ها در آن نقش اصلی را ایفا می کنند. در نظم جدید، مناطق به عنوان حلقه هایی در نظر گرفته می شوند که گره هایی آن ها را به یکدیگر وصل می کند. پرسش نوشتار این است که با تمرکز بر منطقه خاورمیانه و آسیای مرکزی این نوع از نظم چه ویژگی هایی دارد؟ نتایج نشان می دهد که در قالب برداشت جدید از نظم، منطقه خاورمیانه و آسیای مرکزی دیگر مناطقی جدا از هم نیستند؛ بلکه در قالب یک منطقه تصور می شوند که ویژگی های مشترک اقتصادی دارند همچون تولیدکننده مواد خام در نظام بین الملل، حاشیه ای شدن در نظم اقتصادی بین المللی، شکننده و آسیب پذیربودن در پیوندهای راهبردی خود با مناطق مرکزی، وابستگی سیاسی - نظامی به مناطق مرکزی و قرارگیری تحت سیاست های کنترلی نظام مرکزی. هدف این نوشتار تبیین ویژگی های ژئواکونومیک نظم پیوندی خاورمیانه و آسیای مرکزی است. روش نوشتار نیز روش توصیفی- تحلیلی خواهد بود.
بیان مسئله: بناهای آرامگاهی در میان دیگر ابنیه عمومی از جایگاه ویژه ای برخوردارند؛ از همین رو این گونه بناها پس از مساجد، رایج ترین بنای عمومی در ایران بوده و در فرهنگ ایران ریشه دوانیده است. هویت آرامگاهی گروه بی شماری از شخصیت ها به ویژه عالمان و عارفان معلوم نیست و حتی در بسیاری موارد تاریخ فوت و محل فوت هم مورد توجه قرار نگرفته است. بنای هارونیه در شهر کهن توس از جمله بناهایی است که در مورد کارکرد دقیق و تاریخ ساخت آن ابهام فراوانی وجود دارد. هدف و روش : مبحث اصلی در این مقاله رفع این ابهام ها و شناخت بنای هارونیه، با بررسی منابع مکتوب و غیر مکتوب (کتابخانه ای-اسنادی و میدانی) و مطالعه تطبیقی و مقایسه آن با سایر آثار مشابه و همزمان است. نوع پژوهش در این مقاله از نوع توصیفی- تحلیلی و محتوای تاریخی است. نتیجه گیری : از کلیت مطالب می توان به این جمع بندی رسید که هارونیه، بنایی است که در سده 8 ه .ق و در دوره حکومت شیعه مذهب سربداران، به منظور دفن یکی از شیوخ و دراویش گمنام این سلسله ساخته شد. کشمکش های سیاسی و رقابت های قدرت طلبانه و سقوط زودهنگام سربداران در سده هشتم هجری، منجر به ناتمام ماندن بنا شد و پس از مدتی نیز نشانه های تاریخی و مذهبی آن توسط حکومت های بعدی از بین رفت و در افواه عوام و بدون هیچ گونه پشتوانه تاریخی به هارونیه شناخته شد. واژگان کلیدی: خراسان، توس، آرامگاه، هارونیه، سربداران.
از پایه ای ترین و مهم ترین مسائل روش شناسی که پیوند تنگاتنگی با معرفت شناسی دارد این مسئله است که پارادایم ها، به معنای مبانی، چه نقشی در معرفت و دستیابی به واقعیت دارند؟ آیا مبنایی بر دیگر مبانی یا پارادایم ها برتری دارد و می توان بر پایه این برتری آن را بر دیگر پارادایم ها ترجیح داد؟بدین سان، در این پژوهش، با تأکید بر نادرستی آموزه چهارچوب و نامعقول بودن آن، تمایز میان چهارچوب ذهنی و مبنا و نیز ویژگی های شان را وامی کاویم و امکان پذیرش پارادایم ها به معنای مبانی را بررسی می کنیم و به پژوهش در این مسئله می پردازیم که پارادایم ها، به معنای مبانی، چه نقشی در معرفت و دستیابی به واقعیت دارند. در پایان، گونه های پارادایم (مبنا) را بررسی می کنیم. مهم ترین دستاورد این اندیشه ورزی این است که از هر مبنایی ویژه، دیدگاهی متناسب با آن برمی خیزد. مبانی، به ویژه مبانی معرفت شناختی، نقشی ژرف در نظریه های ما دارند. آیا پیامد این تکثر، شکاکیت در روش شناسی علوم است؟ در این وضعیت، کدام شیوه پژوهش را برگزینیم؟ پایان بخش این نوشتار کاوش و تلاش برای یافتن راه حل این مسئله دشوار است.
کهن الگوها در تجربه های نخستین آدمی ریشه دارند و به این دلیل، در ناخودآگاه فردی و جمعی نوع بشر جای گرفته اند و به صورت پیدا و پنهان در همه شؤونات زندگی انسانی بویژه ادبیات (حماسی) که انعکاس دهنده ناخودآگاه فردی و جمعی است، حضور و بروز دارند. بر این پایه، موضوع تحقیق حاضر، نگاهی به شخصیت کوش پیل دندان بر اساس کهن الگوهای مورد نظر یونگ از جمله پیر خردمند و ولادت دوباره است. یونگ برای این دو کهن الگو، مؤلفه هایی را در نظر گرفته که نمودهای آن در زندگی کوش بازتاب داشته است. مهم ترین نتایج تحقیق حاضر که به روش توصیفی- تحلیلی صورت گرفته است، نشان می دهد که هم سو با آراء یونگ، با ظهور کهن الگوی پیر خردمند، شخصیت اصلی داستان یعنی کوش پیل دندان، دچار تحولات معنوی گسترده ای گردیده و در اثر رهنمودهای پیر فرزانه و روشن گری های او، به فردی اخلاق مدار و پای بند به امور روحانی بدل شده است، به طوری که گویی از نو زنده شده و حیات مجددی را تجربه کرده است. اگرچه کوش در ابتدا شخصیتی ضدقهرمان بوده، اما تحت تأثیر تعالیم پیر دان ا، بر تاریکی های درونی خود غلبه کرده و پادشاه و قهرمانی مردمی شده است. با توجه به مؤلفه های کهن الگوهای یادشده در داستان، مراحل زندگی کوش ب ه سه دوره پیش از ت حول، آماده سازی برای تحول و نوزایی شخصیتی تقسیم می شود.
افراد جامعه بزه دیدگان واقعی جرایم علیه منافع عمومی محسوب می شوند و بدون شک حمایت کیفری از منافع عمومی به مثابه حمایت از افراد جامعه است. با این وجود موضوع بزه دیدگی در جرایم علیه منافع عمومی از مسائل بحث برانگیز نظری وعملی است؛ زیرا از یک سو آثار این جرایم با گذشتِ مدت زمان طولانی نمایان می شود و عموماً فاقد بزه دیده مستقیم هستند و از سوی دیگر تعیین افراد در معرض آسیب به طور دقیق ممکن نیست و آسیب ناشی از آنها با پراکندگی در جامعه می تواند متوجه هریک از شهروندان شود. علاوه بر این، دشواری های مربوط به اثبات عنصر معنوی و رابطه سببیت، محدودیت های مربوط به پذیرش شکایت و طرح دعوی از ناحیه سازمان های غیر دولتی ( سمن یا ngo) و شهروندانِ در معرض آسیب به عنوان بزه دیدگان بالقوه و همچنین غیر عینی و غیرملموس بودن برخی آسیب ها نیز به چالشی مبدل شده است. به همین جهت برخی کشورها با توسل به سازوکارهای حمایتی از قبیل، پذیرش دعاوی گروهی، به رسمیت شناختن حق حضور برای شهروندان، اعطای سمت به سازمان های غیر دولتی و نیز تئوری مسئولیت مطلق، در صدد بر طرف نمودن این گونه چالش ها برآمده اند.
توضیحات درباره اینکه چرا سیاست ها و خط مشی های مشابه، در سراسر دنیا اتخاذ می شوند فراوان هستند. اجماع کلی وجود دارد که حدی از تأثیر چند ملیتی در کار است و انتشار و انتقال سیاست یک توضیح مهم برای اتخاذ و اقتباس سیاست های مشابه در سراسر کشورها است. بازیگران بین المللی می توانند اتخاذ سیاست ها و سیاست های داخلی را به شیوه های مختلف تسهیل کنند که به کانال انتشار و انتقال بستگی دارد. سه کانال انتشار و انتقال تأثیرات بین المللی در این تحقیق که به آن پرداخته شده است شامل: مشروطیت- رقابت، تقلیدِ سیاست، یادگیری و ترغیبِ سیاست می باشد. نتایج تحقیق نشان می دهد که ترغیب و یادگیری -با درس آموزی و بومی سازی- از طریق کاوش در برنامه های اثربخش سایر کشورها و ارزیابی آینده نگرانه آن، به انتخاب مناسب ترین گزینه برای حل مشکل عمومی منجر می شود. هم چنین استفاده از مکانیزم های انتشار و انتقال سیاست و استفاده از تجربه و مقایسه های بین الملل در تدوین سیاست ها، نقش قابل توجهی دارد.
گسترش مبانی جامعه شناختی زبان و نقش مؤثر مؤلفه های مرتبط با بافت در آموزش زبان دست اندکاران آموزش زبان های خارجی در جهان را در سال های اخیر، به سوی رویکردهای مرتبط با «بومی سازی آموزش زبان های خارجی» سوق داده است. در این میان، برطرف کردن نواقص و کمبودهای آموزشی موجود در متدهای همگانی آموزش زبان های خارجی از جمله بی توجهی آن ها به بافت و نیازهای زبان آموزان جامعه هدف، سبب تقویت مبانی نظری و راهکارهای عملی در حوزه بومی سازی شده است. پژوهش حاضر نیز در پی مطالعه مفهوم و سازوکار بومی سازی آموزش زبان فرانسه در مدارس ایران متناسب با بافت اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و آموزشی و با تبعیت از رویکرد بینافرهنگی در کشور است. این پژوهش در پی پاسخ دادن به این دو پرسش اساسی است: بومی سازی آموزش زبان فرانسه در مدارس ایران چه ضرورت ها و چه سازوکاری را به دنبال دارد و اینکه آموزش فرهنگ در کتب درسی آموزش زبان فرانسه چگونه و تا چه میزانی اعمال شده است. این تحقیق از نظر ماهیت، کاربردی بوده و از نظر نوع روش، توصیفی تحلیلی است که با روش تحلیل محتوای کیفی در پی پاسخ به پرسش های اصلی پژوهش است. نتایج این پژوهش مؤید این مطلب است که آموزش زبان فرانسه در ایران در سه سطح کلان (بومی سازی آموزشی)، میانی (بومی سازی برنامه درسی) و خُرد (بومی سازی کتاب های درسی) قابل اجراست. از سوی دیگر، تحلیل محتوای هفت کتاب درسی آموزش زبان فرانسه از به کارگیری مؤلفه های هویت ملی و مؤلفه های فرهنگ فرانسه به صورت نابرابر و نامتوازن و نادیده گرفتن رویکرد بینافرهنگی خبر می دهد.
بنیاد نظری پدرسالاری قانونی، شماری از رویکردهای خاص معرفت شناختی، نظریه های اخلاقی و سیاسی است. وجود طیف وسیعی از انواع پدرسالاری هم چون پدرسالاری نرم، سخت، موسّع، مضیق، قوی، ضعیف، مبتنی بر رفاه، اخلاقی، خالص و ناخالص سبب شده است تا نگرش های مختلفی درباره پدرسالاری مطرح شود. پذیرش پدرسالاری همچون اصلی جرم انگار مستلزم نوعی نظام کیفری بالا به پایین و تضعیف حق انتخاب شهروندان است. مقاله با نقد مبانی معرفتی، اخلاقی و سیاسی پدرسالاری، رویکردهای پدرسالارانه در قلمرو جرم انگاری را تنها در موارد کاملا استثنایی قابل پذیرش می داند. برابر یافته های این پژوهش، پدرسالاری به شرط عدم نقض آزادی کامل انسان ها و ضرورت حفظ نظم اجتماعی و همچنین در مورد افراد محجور مانند کودکان و دیوانگان، پذیرفتنی است.