هدف: پژوهش حاضر با هدف آزمون نقش میانجیگر هیجانات پیشرفت و استرس تحصیلی ادراک شده در رابطه باورهای خودکارآمدی تحصیلی و بهزیستی تحصیلی در بین دانشجویان انجام شد. روش: 339 دانشجوی مقطع کاشناسی (142 پسر و 140 دختر) به پرسشنامه باورهای خودکارامدی تحصیلی (ASEBQ، زاژاکوا، لینچ و اسپنشادا، 2005)، پرسشنامه استرس تحصیلی ادراک شده (زاژاکوا و همکاران، 2005)، نسخه کوتاه پرسشنامه هیجانات پیشرفت (عبدلله پور، 1394)، فهرست مشغولیت تحصیلی (SEI، سالملا آرو و آپادایا، 2012) و سیاهه فرسودگی تحصیلی (SBI، سالملا آرو، کیورا، لسکینن و نورمی، 2009) پاسخ دادند. در مطالعه همبستگی حاضر، به منظور آزمون روابط ساختاری بین منابع اطلاعاتی چندگانه در مدل های مفروض از روش آماری مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که الگوهای مفروض واسطه مندی نسبی هیجانات پیشرفت مثبت و منفی و استرس تحصیلی ادراک شده در رابطه بین باورهای خودکارآمدی تحصیلی و بهزیستی تحصیلی برازش مطلوبی داشتند. علاوه بر این، نتایج نشان داد که در هر دو مدل واسطه مندی هیجانات پیشرفت مثبت و منفی، تمامی وزن های رگرسیونی از لحاظ آماری معنادار بودند و در مدل واسطه مندی هیجانات مثبت و استرس تحصیلی به ترتیب 33 و 22 درصد از پراکندگی مشغولیت تحصیلی و فرسودگی تحصیلی و در مدل واسطه مندی هیجانات منفی و استرس تحصیلی به ترتیب 33 و 20 درصد پراکندگی مشغولیت تحصیلی و فرسودگی تحصیلی تبیین شد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که بخشی از پراکندگی مشترک بین حلقه های مفهومی باورهای خودکارآمدی تحصیلی و بهزیستی تحصیلی از طریق هیجانات پیشرفت مثبت و منفی و استرس تحصیلی ادراک شده قابل تبیین است.
هدف پژوهش حاضر بررسی اثر 12 هفته تمرین راه رفتن روی سنگ فرش مصنوعی بر پارامترهای فضایی زمانی گام برداری سالمندان زن بود. 20 سالمند زن (65-80 سال) شهر تهران و واجد شرایط در پژوهش انتخاب و به روش تصادفی ساده به دو گروه 10 نفره تجربی و کنترل تقسیم شدند. گروه تجربی تمرین راه رفتن روی سنگ فرش را با پای برهنه به مدت 12 هفته، هفته ای سه جلسه انجام داد. برای سنجش پارامترهای گام برداری از دستگاه تحلیل گام برداری زبریس در پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد . نتایج آزمون تحلیل واریانس مختلط با عامل درون گروهی زمان (قبل و بعد تمرین) و بین گروهی (گروه تجربی و کنترل) نشان دهنده معنا داری اثر متقابل زمان و گروه بود (P<0.05) . بنابراین، از آزمون تی همبسته برای مقایسه درون گروهی نمرات پیش آزمون و پس آزمون هر گروه و از آزمون تی مستقل برای مقایسه های بین گروهی استفاده شد. مقایسه های درون گروهی نمرات پیش و پس آزمون گروه تجربی نشان داد تفاوت معنا داری بین میانگین نمرات شامل آهنگ گام، طول گام، سرعت گام برداری و تغییرپذیری سرعت گام برداری وجود داشت (P<0.05) . این تفاوت در مورد گروه کنترل در مورد هیچ یک از شاخص ها دیده نشد (P>0.05) . مقایسه های بین گروهی در پس آزمون نشان داد تفاوت معنا داری بین میانگین نمرات شامل آهنگ، طول و سرعت گام برداری و تغییرپذیری سرعت گام برداری گروه تجربی و کنترل وجود داشت (P<0.05) ؛ بنابراین، تمرین راه رفتن روی سطوح برجسته می تواند بر شاخص های زمانی و فضایی گام برداری سالمندان اثرگذار باشد. <br /> <br />
ارزیابی کیفیت طرح ها به عنوان یکی از رویکردهای کانون توجه مدیران شهری و یکی از روش های مؤثر ارزیابی در حین اجرای طرح ها مطرح شده است. این اهمیت هم از لحاظ کمک به موفقیت اجرای طرح و هم برای ساختن طرح های بهتر در آینده، مورد توجه است. از این رو، این پژوهش «طرح بازنگری در طرح جامع پولادشهر (مصوب ۱۳۹۰)» را به عنوان نمونه مطالعاتی بررسی کرده است. بدین منظور، چارچوبی برای ارزیابی کیفیت طرح های توسعه شهری بر مبنای تلفیق دو روش مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) و فرایند تحلیل شبکه ای (ANP) ساخته شده است. درواقع، پس از استخراج شاخص ها از مطالعات نظری، مدل ارتباطات شبکه ای بین شاخص ها با استفاده از روش مدل سازی ساختاری تفسیری ساخته می شود و خروجی آن به عنوان ورودی فرایند تحلیل شبکه ای، در فرایند ارزیابی قرار می گیرد. نتایج ارزیابی کیفیت مورد مطالعاتی نشان می دهد که این طرح امتیازی متوسط (۶/۴ از ۹) را کسب می کند و به صورت دقیق تر، با دوگانگی در به کارگیری روش ها و مفاهیمی نظیر برنامه ریزی راهبردی، توسعه پایدار، جلب مشارکت مردم و چشم اندازسازی مواجه است؛ چراکه با وجود مطرح شدن این موضوعات در متن طرح، در فرایند تهیه طرح توجه چندانی به محتوای آنها نشده است.
یکی از مبانی انسان شناختی حکمت متعالیه، اختیار است که در بستر دیگر مبانی فلسفی آن تبیین می شود. صدرا دو تعریف از حقیقت اختیار ارائه کرده که متخَّذ از تحلیل واقعیت است. برخی از متفکران علم اصول با بیان اشکالات متعدد گفته اند این تعاریف، نه برآمده از واقعیت، بلکه برساخته از ذهن فلاسفه برای فرار از شبهه جبری است که لازمه قولشان است؛ زیرا امکان فعل و ترک برای مختار بودن فاعل، موضوعیت دارد که به دلیل قول حکمت متعالیه به جریان عام ضرورت علّی، قابل تصور نیست. بررسی جامع نشان می دهد دیدگاه اصولیان با اشکالات مبنایی و بنایی متعددی مواجه است و تحلیل های حکمت متعالیه دراین باره، دقیق تر و مبتنی بر واقعیت است؛ چه اینکه ضرورت علّی، نه تنها نافی اختیار نیست، بلکه موکِّد آن است
مقدمه: از آنجا که آموزش وپرورش امروزی به طور فزاینده ای دانش آموز محور شده، ویژگی های فردی و اجتماعی دانش آموزان، از جمله تاب آوری تحصیلی، خودپنداره تحصیلی و راهبردهای فراشناختی بیش از پیش در فرایند آموزش مورد توجه قرار گرفته است. هدف : پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش راهبردهای خودگردان فراشناختی بر تاب آوری تحصیلی (با نقش تعاملی خودپنداره تحصیلی) در دانش آموزان دوره متوسطه شهر تبریز انجام گرفت. روش: پژوهش به روش نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل اجرا شد. به همین منظورتعداد ۶۰ نفر از دانش آموزان دارای خود پنداره تحصیلی بالا و پایین که از طریق مطالعه مقدماتی و سرندکردن انتخاب شده بودند. در یک طرح نیمه آزمایشی به صورت جایگزینی هدفمند به دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های خودپنداره تحصیلی (لیو وانگ،۲۰۰۵) و تاب آوری تحصیلی (ساموئلز و وو،۲۰۰۹) و برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس عاملی چند متغیره استفاده شد . یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش راهبردهای خودگردان فراشناختی موجب افزایش مؤلفه های تاب آوری تحصیلی شده است و خود پنداره تحصیلی نقش تعاملی در افزایش مؤلفه های تاب آوری داشته است. ( <۰/۰۱ p ). نتیجه گیری: بر اساس نتایج می توان گفت که با آموزش راهبردهای خودگردان فراشناختی و با در نظر گرفتن خود پنداره تحصیلی می توان برنامه هایی برای بهبود تاب آوری تحصیلی دانش آموزان تدارک دید، این پژوهش دارای تلویحاتی برای معلمان، مربیان و مشاوران مدرسه است که می توانند از نتایج آن برای بهبود پیشرفت دانش آموزان استفاده نمایند.
نشاط و شادابی همواره به عنوان یکی از مهم ترین نیازهای دانش آموزان و معلمان در مدارس مطرح بوده است. پژوهش های صورت گرفته، نشان داده اند که عوامل آموزشی، پرورشی، فیزیکی، مدیریتی و روابط در مدرسه در ایجاد شادکامی در معلمان و دانش آموزان، دخیل هستند. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل تکنولوژیکی موثر بر شاداب سازی مدارس در شهرستان سرپل ذهاب، انجام شد. جامعه آماری شامل اساتید و خبرگان حوزه ی تکنولوژی آموزشی و دبیران هستند که به صورت غیر تصادفی و هدفدار انتخاب شدند. بدین منظور 12 مصاحبه تا رسیدن به اشباع نظری انجام شد. برای شناسایی عوامل تکنولوژیکی موثر بر شاداب سازی مدارس، از تحلیل تماتیک با استفاده از نرم افزار NVIVO10 استفاده شد. نتایج حاصل از کدگذاری باز، محوری و انتخابی نشان داد که هفت عامل پرورشی، آموزشی، اهداف رفتاری، سخت افزاری و نرم افزاری، تعامل بین فناوری ها و محتوای آموزشی، سازمانی و تفویض اختیار مرتبط با فناوری از عوامل تکنولوژیکی موثر بر شاداب سازی مدارس در شهرستان سرپل ذهاب می باشد.
خلاقیت و نوآوری لازمه استمرار زندگی انسان در مواجهه با چالش ها است. خلاقیت که به عنوان استفاده از توانایی ذهنی برای ایجاد ایده های جدید تعریف می شود، قابل آموزش و ترویج است. پژوهش حاضر در پی آن بود تا تاثیر آموزش خلاقیت بر عوامل شناختی مرتبط با آن که شامل توانایی مشاهده، توانایی تفکر، توانایی تحلیل داده، انسجام فکری، استفاده از دانش قبلی و توانایی استفاده از اطلاعات درون متنی عوامل شش گانه است را در دانش آموزان پایه نهم، دهم و یازدهم مورد بررسی قرار دهد. در این پژوهش تعداد 73 دانش آموز (33 دختر و 40 پسر) در یک دوره مدرسه فصلی خلاقیت و ایده پردازی شرکت کردند. طرح این پژوهش به صورت <em>یک گروه پیش آزمون-پس آزمون</em> بود. برای ارزیابی پیشرفت دانش آموزان از دو فعالیت پروژه محور استفاده شد. در طراحی این دو پروژه از تمامی عوامل شش گانه استفاده شد و دانش آموزان به این فعالیت ها قبل و بعد از شرکت در کارگاه های خلاقیت به صورت انفرادی و گروهی پاسخ دادند. پاسخ های دانش آموزان توسط دو ارزیاب و به وسیله یک مقیاس شش گانه بررسی شد. به منظور اطمینان از پایایی نمره گذاران، پایایی بین دو نمره گذار که بیانگر دقت پایایی نمره گذاری بود، محاسبه شد. یافته های به دست آمده در بخش انفرادی نشان داد که آموزش های ارائه شده در بحث خلاقیت تاثیر معناداری بر عوامل شش گانه در دانش آموزان داشته است. همچنین این تاثیر معنادار در فعالیت های گروهی نیز دیده شد. بعلاوه، یافته های این پژوهش نشان دهنده وجود تفاوت معنادار در عملکرد انفرادی دانش آموزان دختر و پسر در انجام فعالیت های پروژه -محور بود. با این وجود، هیچ تفاوت معناداری بین دانش آموزان گروه دختر و گروه پسر وقتی فعالیت های پروژه-محور را به صورت گروهی به انجام می رساندند دیده نشد. از نتایج به دست آمده از این پژوهش می توان به موثر بودن آموزش خلاقیت در بهبود توانایی خلاقیت دانش آموزان رسید.
امروزه جهان درحال مقابله با بحران کرونا و تغییرات ایجاد شده توسط آن است. هدف از انجام این تحقیق، بررسی ساختار تربیتی و فیزیولوژیکی بحران کرونا در صنعت ورزش است. این تحقیق با استفاده از روش کتابخانه ای انجام پذیرفته است و منابع بر اساس ارتباط مفهومی با موضوع مورد نظر جمع آوری شده اند. مطالعات صورت گرفته در این حوزه نشان داد، با شیوع ویروس کرونا در جهان، ساختار فعالیت ها در بسیاری از صنایع با تغییر مواجه شده است. ساختار تربیتی و آموزشی در صنعت ورزش نیز از حالت سنتی به حالت مدرن و آنلاین تغییر وضعیت داده است و با توجه به اهمیت فعالیت فیزیکی در شرایط فیزیولوژیکی و روانی افراد، فعال ماندن در دوران قرنطینه از اهمیت بالایی برخوردار است و عدم تحرک خطر ابتلا به بیماری های مزمن در دوران پسا کرونا را افزایش می دهد. از این رو پیش نهاد می گردد سازمان های ورزشی در ارائه ی برنامه های مدون تربیتی و آموزشی کوشا باشند و با آگاهی رسانی صحیح به افراد، زمینه را برای فعال ماندن افراد جامعه هموار سازند.