پدیده کودکان خیابانی یکی از آسیب های اجتماعی جوامع مدرن و صنعتی است. در ایران، سازمان بهزیستی از سال 1384، متولی طرح سامان دهی کودکان خیابانی شده است. این مطالعه، میزان اثربخشی این طرح در نیل به اهدافش را بررسی کرده است. روش پژوهش حاضر پیمایشی از نوع توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش نیز شامل کودکان خیابانی مراکز سامان دهی کودکان کار خیابانی بهزیستی استان های منتخب (سراسر کشور) و والدین یا سرپرستان این کودکان است. ابزار پژوهش مصاحبه و پرسشنامه محقق ساخته براساس اهداف طرح بوده است. یافته های پژوهش نشان می دهد تغییر معنادار و مؤثری در وضعیت اشتغال به تحصیل کودکان ایجاد نشده است. بعد از مداخله در طرح، وضعیت کار کودک به صورت معناداری کاهش یافته است؛ به طوری که حدود 23 درصد کودکان بعد از مداخله کار نمی کنند. با توجه به هدف بهبود سامان یابی کودکان خیابانی، حدود 15 درصد کودکان از سرپرستی والدین بی کفایت خود خارج شده اند. درباره وضعیت طرح در دستیابی به هدف بهبود ظرفیت های خانواده، درمجموع تنها 20 درصد از خانواده های این کودکان با توجه به معیارها توانمند شدند. با توجه به یافته های این پژوهش می توان عنوان کرد که طرح سامان دهی کودکان خیابانی با وجود اینکه در نیل به برخی اهداف موفق بوده است، توانمندسازی کودکان و خانواده ها در سطح قابل قبولی صورت نگرفته است و در دستیابی به مجموع اهداف خود نیاز به برنامه ریزی تخصصی تر وجود دارد؛ بنابراین نیاز است با توجه به ارزشیابی طرح، تغییراتی در اهداف، تعاریف، نحوه عملکرد و خدمات تخصصی ایجاد شود. پیشنهاد می شود شاخص های کمی و کیفی قابل سنجش برای اهداف طرح سامان دهی کودکان خیابانی تعریف و رویکردهای مداخله مددکاری اجتماعی براساس دیدگاه های جدید تنظیم شود.
هدف از انجام این پژوهش، رابطه ی ساختاری نقش گروه های آموزشی با کیفیت عملکرد معلمان دبیرستان های شهر یاسوج بود. پژوهش حاضر با توجه به هدف، کاربردی و با توجه به نحوه ی گردآوری داده ها از نوع تحقیقات توصیفی-همبستگی محسوب می شود. جامعه ی آماری شامل تمامی معلمان دبیرستان های شهر یاسوج در سال تحصیلی 93-1392 بودند؛ که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای تعداد 201 نفر از معلمان (111 نفر) معلم مرد و (90 نفر) معلم زن به عنوان نمونه انتخاب شدند. با استفاده از ابزارهای نقش گروه های آموزشی و کیفیت عملکرد معلمان داده ها گردآوری شد. برای بررسی پایایی این ابزارها از آلفای کرونباخ استفاده شد. داده ها با مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای SPSS و LISREL تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که از دیدگاه معلمان، رهبری گروه و ارتباطات بالاترین میانگین را به خود اختصاص داده اند. بین ابعاد نقش گروه های آموزشی (هماهنگ کننده، مشاور، رهبر گروه و ارزیاب) با ابعاد کیفیت عملکرد (نقش حرفه ای، ارتباطات، مدیریت ارائه ی دروس، تدریس و هدایت، شایستگی فرهنگی، نظارت و تضمین کیفیت تدریس، کیفیت بازخورد، تکالیف، مدیریت کلاس) رابطه ی مثبت و معناداری وجود دارد. نقش های هماهنگ کننده، مشاور، رهبر و ارزیاب گروه های آموزشی پیش بینی کننده ی معناداری کیفیت عملکرد معلمان می باشد.<br /> گروه های آموزشی با ایفای نقش های هماهنگ کننده، مشاور، رهبر گروه و ارزیاب می توانند به طور مستقیم کیفیت عملکرد معلمان را تحت تأثیر قرار دهند.
حفاری چاه های نفت و گاز در دریا (فراساحل) می تواند سبب آلودگی خارج از قلمرو کشور محل فعالیت شود و به قلمرو سایر کشورها نیز خسارت وارد کند. جبران خسارات وارده به دولت (های) زیان دیده مستلزم اثبات نقض وظیفه دولت محل انجام فعالیت است که این امر پرداخت غرامت به صورت فوری و کافی را سخت می نماید. بنابراین، لازم است نظام مسئولیت ناشی از اعمال ممنوع نشده اما زیانبار، تحت حقوق بین الملل پیش بینی شود. اگرچه فعالیت های حفاری فراساحلی خطرناک اند، براساس حقوق بین الملل از اعمال مجازند و اصولاً توسط اشخاص خصوصی انجام می گیرند. مسئول شناختن اشخاص در سطح بین المللی برای فعالیت های زیانبار که سبب بروز آلودگی فرامرزی می شود، از عدم جبران خسارات وارده به قربانیان جلوگیری می کند. ازاین رو، به بررسی عناصری می پردازیم که در اجرای نظام کارامد مسئولیت مدنی بین المللی در خصوص آلودگی های ناشی از فعالیت های حفاری فراساحلی نقش کلیدی دارند.
بیان مسئله: در متون تاریخی و فقهی به تغییر رویه حکومت داری در اسلام و گرایش آن از سادگی به سوی تجمل خواهی در دوران امویان بارها اشاره شده است و آثار هنری برجای مانده از امویان به صورت مجزا در مطالعاتی پیش ازاین مورد بررسی قرار گرفته اند ولیکن تا کنون پژوهشی که این آثار را در چشم اندازی کلی و از منظر شاخصه ای همچون «تجمل گرایی» موردمطالعه قرار دهد انجام نشده است. هدف: باتوجه به اینکه آثار هنری اسبابی هستند که بشر را در تماس بی واسطه با فرهنگ دوره های تاریخی قرار می دهند هدف از این مطالعه شناسایی جنبه های شاهانه و تجمل گرایانه حکومت امویان بر اساس آثار هنری آنان است. سؤالات : آثار تجمل گرایانه امویان کدام آثار هستند؟ و این آثار چگونه پاسخگوی اهداف مالکان خود بوده اند؟ روش تحقیق: پژوهش حاضر از نوع بنیادین بوده و به روش توصیفی -تحلیلی صورت می پذیرد. در مرحله نخست متون تاریخی و دینی به روش تحلیل محتوایی مطالعه شده و سپس آثار هنری برجامانده از امویان اعم از آثار معماری و آثار موزه ای به روش تحلیلی- توصیفی مورد بررسی قرار گرفته اند. نتیجه گیری: بررسی ها نشان داد که روحیه تجمل پرستی امویان را می توان در دمشق و اندلس، از طریق آثار برجای مانده از آنها پی گرفت. این آثار گاه از طریق عظمت و بزرگی و هزینه هایی که مصروف آنها شده مثل مساجدی همچون قبه الصخره و جامع دمشق و قرطبه و گاه از طریق نوع کارکرد آنها همچون کاخ ها و حمام های سلطنتی و یا به واسطه خطوط و نشانه های تصویری بکار رفته بر روی آنها، سلطنت طلبی و تجمل گرایی امویان را نمودار ساخته اند.
تغییرات آب و هوایی با تغییر الگوهای اقلیمی و به هم ریختن نظم اکوسیستم ها ، عواقب جدی بر محیط زیست وارد می کند. تغییر در الگوهای آب و هوایی می تواند به وقوع سیل های شدید، گرما و سرماهای شدید، تکرار بیشتر خشکسالی ها، بالا آمدن سطح آب دریا، گرم شدن جهانی هوا و ذوب شدن یخ های دائمی منجر شود. هر یک از این پدیده ها می تواند ذخایر غذایی یک منطقه را در معرض خطر قرار دهد. تروپوپاز مرز انتقالی بین هوای فعال و مرطوب لایه تروپوسفر و هوای خشک استراتوسفر است. مشاهدات و مدل های اقلیمی نشان دهنده آن است که تروپوپاز در حدود 5 تا 10 مایلی (8 تا 16 کیلومتری) بالای سطح زمین قرار دارد. تغییرات رطوبت درون ستون جو یکی از عناصر مهم در تغییر ارتفاع لایه تروپوپاز و به تبع آن ارتفاع تروپوپاز یکی از عناصر مهم در آشکارسازی تغییر اقلیم در هر منطقه می تواند باشد. در 16 نمونه از سامانه های بارشی اتفاق افتاده در خراسان رضوی در فاصله زمانی 2000 تا 2010 ، در بررسی همدیدی لایه تروپوپاز در زمان های وقوع بارش و 48 ساعت قبل و بعد از بارش می توان اینگونه نتیجه گرفت که گرمای بادرو آزاد شده از طریق میعان و بارش اتفاق افتاده در لایه زیرین و میانی وردسپهر، به تدریج ستون هوای روی خود را گرم تر کرده و در طی روزهای بارشی، جو در ورد سپهر و به تبع ارتفاع تروپوپاز افزایش می یابد. فشار مرکزی هسته پرفشار ارتباط نزدیکی با شدت بارش در روز اوج بارش دارد. به عبارت دیگر هرچه شدت بارش بیشتر باشد، فشار مرکزی پر فشار نیز بیشتر است. به این ترتیب رابطه بسیار خوبی بین رطوبت لایه جو و گرمای بادرو حاصل از آن و ارتفاع تروپوپاز وجود دارد. بنابراین در زمان های وقوع بارش ارتفاع تروپوپاز افزایش و در روزهای عدم بارش ارتفاع تروپوپاز کاهش می یابد. از این رو با بررسی ارتفاع تروپوپاز می توان نوسانات اقلیمی منطقه را بررسی کرد.
آرمان بسیاری از مصلحان اجتماعی در سنتهای فکری گوناگون ساختن جامعه ای است که همه انسانها با کرامت نفس زندگی کنند، استعدادها و توانمندی های خود را آشکار کنند و از مواهب حیات برخوردار شوند. می توان بر اساس نوع نگرش به کرامت انسانی، بین این آرمانها داوری کرد. امروزه موضوع کرامت انسانی تبدیل به موضوعی اصلی برای گفتگو و منازعه بین متفکران علوم انسانی شده است. بینش اسلامی و لیبرالی را می توان از این حیث بررسی نمود. مبنای لیبرالی برای دفاع از کرامت انسان کمک به خودمختاری و خود تحقق بخشی افراد می باشد و ارزشهای لیبرالی همچون آزادی, برابری، بی طرفی حکومت و حقوق بشر با تکیه بر آرمان خودمختاری بشر موجّه و مدّون می شوند در حالیکه مطابق جهان بینی اسلامی کرامت انسان به خداوند کریم بر می گردد. در قرآن فراوان از کرامت سخن گفته شده است خداوند، فرشتگان، انبیاء، عرش و... با این صفت یاد شده اند کرامت انسان هم به عنوان اشرف مخلوقات به خداوند کریم بر می گردد و نه مستقل و بریده از او.لذا در حقیقت کرامت نوعی سلوک و مراقبت است. در این مقاله به ابعاد نظری معرفتی مقوله کرامت توجه شده و پس از تدوین مبادی و اصول انسان شناسی لیبرالی و تبیین معضلات توجیه کرامت انسان در سنت لیبرالی، انسان شناسی متعالی و کریمانه اسلام مورد بحث قرار خواهد گرفت.
توفان های تندری نوعی از توفان است که عموماً با ابرهای همرفتی و معمولاً با سیلاب های لحظه ای و گاهی تگرگ و باد شدید همراه هستند. ابرهای مربوط به توفان های همرفتی در بیشتر مناطق مشاهده می شوند، اما درصد کوچکی از این توفان های همرفتی تولید شرایط هوای سخت و سیل های ناگهانی را می کنند و خسارات زیادی به بار می آورند. یکی از این توفان های تندری مرگ بار، توفان تندری ۲۸ تیرماه ۱۳۹۴ است که دارای خسارات مالی و جانی فراوانی بود. در این پژوهش به بررسی شرایط سینوپتیکی و ترمودینامیکی این توفان تندری پرداخته شده است. هدف از انجام این پژوهش پیش بینی احتمال وقوع توفان تندری، تعیین شدت توفان احتمالی، تعیین مکان توفان همرفتی و ارتباط آن با سامانه های سینوپتیکی بوده است. در این راستا از داده های NCEP/NCAR، تصاویر ماهواره ای NOVA/AVHRR، داده های جو بالا و نرم افزارهای GRADS، ENVI، RAOB و ArcGIS برای رسیدن به اهداف فوق استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان داد که شرایط سینوپتیکی مساعد برای وقوع توفان تندری ازجمله کم فشار تراز دریا، ناوه تراز میانی، همگرایی رطوبت و وجود رطوبت در لایه های پایینی جو وجود دارد. همچنین هسته اصلی توفان که بین کرج و قزوین قرار دارد با مرکز بیشینه امگای منفی تراز ۵۰۰ هکتوپاسکال منطبق است. نتایج شاخص های ناپایداری برای ساعت ۰۰UTC نشان داد که شاخص های KO، KI، JI و VT شدت ناپایداری را قوی و توفان همرفتی شدید را پیش بینی کرده اند. ۶ شاخص نیز ناپایداری(توفان همرفتی) متوسط و فقط دو شاخص توفان همرفتی ضعیف را پیش بینی کرده اند. نرم افزار RAOB حداکثر سرعت قائم در این ساعت را ۳۰ متر بر ثانیه برآورد کرده است که نشان دهنده صعود شدید و درنتیجه وقوع توفان تندری شدید است.
تحولات فزاینده در صنعت رسانه، مدیریت شرکت های فعال در این صنعت را به طور کامل دگرگون کرده است. در گذشته، شرکت های رسانه ای، بنگاه های بزرگی بودند که کلیه فرایندهای ایجاد ارزش را درون سازمان خود ایجاد می کردند اما امروزه با پدید آمدن شرکت هایی از صنایع غیر رسانه ای و گسترش حضور رسانه ها در عرصه های جدید، امکان اجرای تمام مراحل تولید آثار رسانه ای، تنها از طریق یک شرکت، از میان رفته است و شرکت های رسانه ای ناگزیر از به کارگیری توانایی شرکت های دیگر در این حوزه هستند. مقاله حاضر، با پرداختن به این موضوع که ائتلاف های راهبردی چگونه می توانند ساز و کاری برای تعامل با محیط جدید رسانه ای پدید آورند، تلاش کرده است که در حوزه اقتصاد رسانه، به تبیین رویکردهای ایجاد هم افزایی و ارزش افزوده در صنعت رسانه بپردازد. بر اساس این پژوهش که با رویکرد اکتشافی و با مطالعه کتابخانه ای، به تبیین ابعاد گوناگون ایجاد شبکه مشارکتی و ائتلاف راهبردی میان شرکت های دارای مزیت های رقابتی مکمل پرداخته است، چنین رویکردی می تواند به تحقق قابلیت درونی شرکت های رسانه ای بینجامد.
زمینه و هدف: قاچاق کالا با توجه به تأثیرات منفی که بر اقتصاد ملی دارد، همیشه مورد توجه کارشناسان حوزه های مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بوده است. از آنجایی که قاچاق کالا محصول عوامل مختلف اقتصادی، اجتماعی، محیطی، سیاسی و ... است، برای کاهش آن نیاز به برنامه ریزی همه جانبه بوده و تنها از طریق برخوردهای نظامی و امنیتی این پدیده قابل کنترل نیست. هدف این پژوهش شناخت عوامل تأثیرگذار بر گرایش و گسترش قاچاق کالا و تأثیر آن بر اقتصاد شهرستان مرزی سراوان است.<br /> روش شناسی: برای انجام این پژوهش از روش توصیفی، پیمایشی و تحلیلی استفاده شده و اطلاعات مربوط به پژوهش از طریق پرسش نامه محقق ساخته جمع آوری شده است. فرضیه های پژوهش با استفاده از آزمون های میانگین، انحراف معیار، همبستگی پیرسون و آزمون t تک نمونه ای مورد بررسی قرار گرفتند.<br /> یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که عوامل جغرافیایی، اقتصادی، فرهنگی- اجتماعی و عوامل اجرایی- مدیریتی در گسترش و گرایش به قاچاق کالا در شهرستان تأثیرگذار بوده و به ترتیب از نظر شهروندان عوامل اقتصادی دارای بالاترین و عوامل فرهنگی - اجتماعی دارای کمترین تأثیر بر گسترش قاچاق کالا هستند. آزمون فرضیه مربوط به تأثیر قاچاق بر وضعیت اقتصادی شهرستان نشان دهنده تأثیر مثبت قاچاق کالا بر وضعیت اقتصادی شهروندان است. نتایج پژوهش هم چنین نشان داد که قاچاق کالا تأثیر مثبتی بر وضعیت درآمدی، اشتغال (شغل های کاذب) و کاهش مهاجرت مرزنشیان به شهرها و حتی دلیلی برای بازگشت مهاجران اولیه به دلیل نبود کار و سودآور بودن قاچاق به مناطق مرزی شده است.
بررسی دیپلماسی فرهنگی فرانسه در قبال چین گواه آن است که کاخ الیزه در تنظیم روابط دیپلماتیک با چین به دنبال تحقق منافع اقتصادی خود و سرمایه گذاری ویژه در چین در بخش های مختلف اقتصاد چین از راه تقویت قدرت نرم فرهنگی بوده است. به رغم آنکه روابط فرهنگی دو کشور فرانسه و چین متأثر از مناسبات تجاری فی ما بین است، دولت فرانسه برای جبران کسری تراز تجاری در روابط دوجانبه با چین در صدد آن است که با تکیه بر قدرت نرم خود و اختصاص بودجه قابل ملاحظه به این بخش به جبران موازنه منفی تجاری با پکن مبادرت نماید. تلاش برای جذب توریست های بیشتر از چین، اهتمام به استفاده از مزیت نسبی در سرمایه گذاری بر کالاهای لوکس، تقویت خلاقیت در طراحی داخلی، تروج فرانکوفونی در زمره برنامه های متکی به قدرت نرم در دیپلماسی فرهنگی فرانسه محسوب می شود.
نفع بیمه پذیر به عنوان رکن اساسی و وجه ممیزه قرارداد بیمه از شرط بندی و قمار است. نفع به عنوان عنصر ضروری قرارداد در ماده 4 قانون بیمه ایران و در حوزه بیمه خسارت مورد اشاره قرار گرفته، امّا در ادبیات حقوقی ما به صورت مستقل تحت عنوان «نفع بیمه پذیر» مورد بحث و بررسی واقع نشده است، لذا پرداختن به ابعاد مفهومی و مصداقی آن در حقوق ایران با توجه به نقش اساسی آن در قرارداد بیمه، امری ضروری می نماید. این مقاله با روشی تطبیقی با هدف تبیین ماهیت و مصادیق این مفهوم اساسی بیمه ای در بیمه های خسارت بر آن است تا قلمرو نفع بیمه پذیر را در این حوزه و با مقایسه با حقوق انگلستان و فرانسه مورد بررسی قرار دهد و مفهومی روشن از نفع بیمه پذیر در حقوق ایران ارائه نماید. نفع بیمه پذیر به موجب ماده 4 قانون بیمه ایران هرگونه حق مالی را در برمی گیرد، اما تمسک به عموم ماده فوق مستلزم واکاوی دقیق هر یک از مصادیق حق مالی در نظام حقوقی کشور است.
مقدمه: هدف این پژوهش تعیین نقش واسطه ای سرزندگی تحصیلی و شوخ طبعی در رابطه میان هیجانهای تحصیلی و درگیری تحصیلی بود. روش: نمونه پژوهش شامل 332 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی و ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه درگیری تحصیلی (ریو،2013)، مقیاس هیجان امید (پکران و دیگران،2002)، پرسشنامه کنجکاوی (کاشدان وهمکاران،2009)، پرسشنامه همدلی (وسن و دیگران، 2015 )، پرسشنامه شوخ طبعی (مارتین،2001)، و پرسشنامه سرزندگی تحصیلی(مارتین و مارش،2006) بود. یافته ها: یافته ها نشان داد تمامی روابط بجز خرده مقیاس رفتاری با شوخ طبعی، درگیری تحصیلی با شوخ طبعی و امید به یادگیری با شوخ طبعی معنادار هستند. تمامی ضرایب مسیر بجز مسیر شوخ طبعی به درگیری تحصیلی معنادار هستند، بنابراین این مسیر از مدل مفهومی حذف شد و مسیر شوخ طبعی به سرزندگی تحصیلی اضافه گردید و مدل دوباره برازش شد. در مسیر غیر مستقیم اول سرزندگی تحصیلی نقش میانجیگر معناداری را در رابطه بین هیجان و درگیری تحصیلی دارد. شوخ طبعی نیز نقش میانجیگر معناداری را در بین رابطه هیجان و سرزندگی تحصیلی دارد. همچنین سرزندگی تحصیلی در رابطه بین شوخ طبعی و سرزندگی تحصیلی نقش میانجیگری را دارد. نتیجه گیری: هرساله دانشجویان جدیدی در دانشگاه ها پذیرش و دانشجویان دیگری فارغ التحصیل می شوند که در این چرخه مستمر، توجه به کیفیت آموزشی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. دانشگاه ها هرساله دانشجویانی را در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری تخصصی پذیرا هستند که توجه به عوامل اثرگذار بر یادگیری و پیشرفت تحصیلی آن ها می تواند باعث ارتقا و پیشرفت بیشتر در دانشگاه ها شود.
این مقاله درصدد «تحلیل گفتمان انتقادی پیام های فرهنگی و سیاسی شهرداری تهران» است که از سال 1385 تا 1395 خورشیدی بر روی بیلبوردهای شهری انتشار یافته اند. هدف کلی شناخت این گفتمان است، بنابراین، فرایند مطالعه کیفی آن بر اساس روش تحلیل گفتمان لاکلا و موفه انجام یافت. شناخت دال های مرکزی، شناور و وقت های مفصل بندی شده شهرداری تهران که برای به حاشیه راندن و غیریت سازی مؤلفه های گفتمانی رقیب بکار برده است به عنوان پرسش ها و اهداف این تحقیق اند. محقق با انتخاب هدف مند تعداد 25 نمونه طرح گرافیکی از میان جامعه آماری و نیز تحلیل جداگانه هر یک از آنها، به اشباع نظری رسید. روش تحقیق، بر اساس روش کیفی تحلیل گفتمان منطبق بر رویکرد پساساختارگرایی لاکلا و موفه است. نتایج و برون داد این پژوهش بیان گر آن است که؛ دال مرکزی «ولایت مداری» در محور و کانون گفتمان این نهاد قرار گرفته است. دال های شناور «مدیریت جهادی»، «روحانیت» و «غرب ستیزی»، با پیوند به پیرامون و حول کانون مرکزی، مفصل بندی گفتمان شهرداری تهران با خاستگاه گفتمان «اصول گرایی» را، تشکیل داده اند. همچنین از طریق برجسته سازی مؤلفه های گفتمان خودی و به حاشیه راندن دال های مفصل بندی رقیب، از لایه های پنهان این پیام ها قابل فهم است که هدف پنهان آن، هژمونی فرهنگی و ایدئولوژی گفتمان اصول گرایی و نیز دستیابی به قدرت سیاسی شهردار تهران است.
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر شدت تمرین ورزشی بر ساختار و عملکرد بطن چپ در رت های مبتلا به MI بود. به این منظور، ابتدا رت های نر نژاد ویستار تحت عمل جراحی بستن شریان LAD قرار گرفتند و سپس توسط اکوکاردیوگرافی ایجاد MI تأیید شد. چهار هفته پس از جراحی، رت های مبتلا به MI به صورت تصادفی در گروه های تمرین ورزشی با شدت های کم (LIT)، متوسط (MIT)، بالا (HIT) و شم (Sham) به اضافه گروه کنترل سالم (Con) قرار گرفتند و برنامه های تمرین ورزشی را به مدت شش هفته و پنج جلسه در هفته اجرا کردند. نتایج آزمون ANOVA یک طرفه نشان داد؛ بین گروه ها در مقادیر کسر تزریقی (EF)، کسر کوتاه شدگی (FS)، قطر پایان دیاستولی بطن چپ (LVIDd) و پایان سیستولی بطن چپ (LVIDs) تفاوت معناداری وجود دارد ( P ≤ 0.05). نتایج آزمون تعقیبی نشان داد؛ EF در هر سه گروه تمرین ورزشی و FS در گروه های MIT و HIT در مقایسه با گروه Sham افزایش معناداری داشته اند، اما مقادیر آنها در گروه های مبتلا به MI در مقایسه با گروه Con به شکل معناداری کمتر بود(05/0 P ≤). مقادیر LVIDd در گروه HIT در مقایسه با گروه های Con، Sham و MIT و در گروه LIT در مقایسه با گروه Con افزایش معناداری داشت. همچنین، مقادیر LVIDs در گروه های مبتلا به MI در مقایسه با گروه کنترل(Con) به شکل معناداری افزایش یافت (05/0 P ≤). در نتیجه، تمرین ورزشی صرف نظر از شدت، ساختار و عملکرد بطن چپ را بهبود می بخشد، اما به نظر می رسد افزایش شدت تمرین ورزشی تأثیر بارزتری بر عملکرد بطن چپ در رت های مبتلا به MI دارد.
مسئله ورود مهاجران آریایی به فلات ایران همواره از اهمیتی ویژه برخوردار بوده است. گرچه پژوهش های دیرپای زبان شناسی و بعدها باستان شناسی نتوانست به طور قطع به مجادله پیرامون این موضوع خاتمه دهد اما ژنتیکِ جمعیت ها و به ویژه ژنتیک باستانی توانست تا حدود زیادی سهم باستان شناسی، انسان شناسی و زبان شناسی در این بحث را روشن و نتایج کاربردی درباره منشأ، مهاجرت و سهم خزانه ژنتیکی ایرانیان از این مردمان مهاجر را ارائه کند. در این پژوهش نتایج استخراج موفقیت آمیز DNA باستانی از استخوان های انسانی منتسب به عصر آهن (هزاره نخست پیش از میلاد و بلافاصله پس از ورود مردمان آریایی به ایران) در محوطه گوهرتپه جنوب شرق دریای مازندران ارائه شده است. مقایسه شناساگرهای ژنتیکی مردمان عصر آهن این محوطه با مردمان پیش از عصر آهن و همچنین ساکنین امروزی این ناحیه جغرافیایی، در کنار مروری اجمالی بر نتایج ژنتیکِ باستانی مردمان ایرانی که توسط متخصصین دیگر انجام پذیرفته، همگی در تائید این گزاره هستند که گرچه تأثیر جمعیت هایی که در تاریخ، آریایی خوانده شده اند بر خزانه ژنتیکی ساکنین بومی سرزمین ایران چندان قابل توجه نبوده، ولی نمی توان اثرات فرهنگی چشمگیر بر روی زبان و آرایه های آئینی جدید را نادیده انگاشت. مردمان امروزی ساکن در ایران اساساً نوادگان هزاران نسل از دودمانی هستند که ریشه در پارینه سنگی جدید (حوالی 40 هزار سال پیش) داشته و در ادوار سپسین با تأثیرپذیری از دیگر فرهنگ های مهاجر، در نهایت پدیدآورنده هویت زیستی- فرهنگی ساکنین امروزی فلات ایران گردیده اند.