پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه تجربه معنوی با سبک های مقابله با استرس و ابعاد آن در بین دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی - همبستگی و جامعه آماری پژوهش، تمامی دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه در سال تحصیلی 95-1394 هستند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، تعداد 120 دانشجو انتخاب شده اند. ابزارهای جمع آوری داده ها؛ پرسشنامه تجربیات معنوی «غباری و همکاران» (1384) و مقیاس سبک مقابله ای «لازاروس و فولکمن» (1984) است. داده ها به روش رگرسیون همزمان و ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است که یافته ها نشان می دهد بین تجربه معنوی و سبک مقابله با استرس، همبستگی مثبت معناداری (r=0.396, P<0.001) وجود دارد. همچنین بین تجربه معنوی و مقابله مستقیم (r=0.208)، فاصله گرفتن (r=0.303)، خودکنترلی (r=0.247)، حمایت اجتماعی (r=0.294)، پذیرش مسئولیت (r=0.266)، حل مسئله (r=0.308) و ارزیابی مجدد (r=0.499)، همبستگی مثبت معناداری در سطح 0/05>P وجود دارد. این در حالی است که در یافته ها، بین تجربه معنوی و بعد گریز - اجتناب رابطه معناداری مشاهده نمی شود. با توجه به نقش تجربه معنوی در پیش بینی سبک مقابله با استرس و رابطه ابعاد آن با تجربه معنوی، می توان با ایجاد چنین ظرفیت هایی در موقعیت های آموزشی، سبک های مقابله ای را در دانشجویان ارتقاء بخشید.
تاریخ بیهقی ، روایت کننده اوضاع و احوال خاندان غزنوی در زمان حکومت مسعود است. بیهقی در جای جای این تاریخ داستان وار کوشیده است گزارشی مستند و دقیق از رخدادها را به خواننده بدهد؛ اما گرایش او به شاعرانگی و تمایل به استفاده از شگردهای بلاغی در سراسر کتاب به وضوح دیده می شود که این به استفاده بیهقی از عناصر شعری منجر شده است. یکی از شگردهای بیهقی در به کارگیری عناصر شاعرانه، استفاده از صفت های شاعرانه است. صفت های شاعرانه آن دسته از صفات اند که علاوه بر صفت بودن، حاوی شگردی شاعرانه نیز هستند؛ یعنی علاوه بر داشتن نقش دستوری صفت، یکی از شگردهای بلاغی، اعم از کنایه، اغراق، استعاره، مجاز، حس آمیزی و... را در خود داشته باشد و به این صورت موجب آفرینش هنری در کلام شوند. در این مقاله که به روش تحلیلی توصیفی و برپایه منابع کتابخانه ای است، تلاش شده تا با مطالعه کامل کتاب تاریخ بیهقی ، صفت های شاعرانه آن بررسی شود. دلیل اصلی استفاده بیهقی از صفات شاعرانه، به رسالت او در فنّ تاریخ نگاری بازمی گردد؛ با این شرح که بیهقی می کوشد رسالت خود را در قالب مورّخی صادق حفظ کند و به علاوه با بهره گیری از عناصر شاعرانه، تاریخ خود را زیبا و دلچسب بنگارد که این خود یکی از رموز ماندگاری تاریخ بیهقی در گذر از زمان بوده است.
با سقوطِ هخامنشیان، واجدان و وارثان فرهنگِ یونانی به قدرت رسیدند. با این حال بیش از آنکه شاهد جایگزینی آنتی تز هلنیستی به جای تز هخامنشی باشیم، با یک سنتز شرقی – غربی روبروییم. در این مقاله به مفهومی بسیار تازه بنیاد در بسترِ دوره پسااسکندری با عنوان Persianism یا هخامنشی مآبی پرداخته می شود. استبداد بی رحمانه شرقی، تجمل افسانه ای، زن صفتی و لذت های جنسی مفرط با بهره گیری از زنان بی شمار، تکرارِ کلیشه های کهنه ای است که در تصویر ارائه شده رومیان از ایرانیان می بینیم. پرسش این است که انگاره رومیان از شرق به ویژه در دوره امپراتوری، تعمدی و ایدئولوژیک بود یا تخیلی و سهوی؟ ظاهراً در آن زمان، لازم بود که نویسندگان به بازنویسی تاریخ شکوهمند گذشته یونان و برساخت دوقطبی یونانی و بربرِ شرقی دست بزنند. کیکرون، مهم ترین اندیشمند روم، نخستین بار اندیشه جدایی شرق و غرب را مطرح کرده و آن را خواستِ خدایان دانست. او را باید پدرِ استعاره های اورینس (شرقی) و اوکسیدنس (غربی) در تاریخِ ذهنیت دانست. دستگاه تبلیغاتی آگوستوس با به کارگیری کلیشه ها نگاهِ تبعیض آمیز خود نسبت به "اوئکومنه" (جهان متمدن) را تکامل بخشید و "اوربیس آلیوس" (جهان بیگانه) را نسبت به "اوربیس رومانوس" (قلمروی روم) پست و خوار معرفی کرد.
مهاجرت تدریجی ایرانیان به هند، نفوذ اولیه آنان در دربار فرمانروایان محلی و کسب قدرت سیاسی که از دهه های میانی قرن هشتم آغاز شد به ماندگاری آن ها تا قرن سیزدهم هجری در دولت گورکانیان انجامید. برخی از این مهاجران در دربار گورکانیان به ویژه دوران پادشاهی اکبر، جهانگیر و شاه جهان، عنوان منصب دار که یک مقام نظامی بود کسب کردند و منشا اثر مهم در مظاهر مختلف فرهنگی و تمدنی از جمله معماری شدند. با این وصف تاثیر منصب داران ایرانی مهاجر به شبه قاره هند، در تحولات تمدنی آن سرزمین به ویژه در موضوع معماری مورد باز کاوی قرار نگرفته است. از این رو مسئله مزبور با فقر بررسی های علمی مواجه می باشد. این نوشتار در صدد پاسخ به این سوال است که با توجه به آن که دوره حکومتی اکبر و جانشین او جهانگیر دوره احیا اندیشه، هنر هندی و بازگشت به معماری هندوان بود، منصب داران مهاجر ایرانی به این سرزمین، در حوزه معماری عصر گورکانی چه نقشی ایفا نموده اند و چه نتایجی به بار آورده اند؟ در نگاه نخست به نظر می رسد که ایشان توانسته اند ضمن انتقال مظاهر معماری ایرانی – اسلامی به حوزه حکومتی گورکانیان، ابداعات مهمی نیز در این زمینه داشته باشند. ارائه تصویری واقع بینانه از تاثیر حضور فعال منصب داران ایرانی در تحول و تکامل مصادیق و مظاهر معماری و آشنایی اهالی هند با شاخص های معماری ایرانی، هدف اصلی پژوهش است
انباشت و بهسازی سرمایه انسانی نیازمند سیاستگذاری دولت است، اما هر دولتی این قدرت و توانایی را ندارد. نوع دولت و چگونگی شکل گیری آن متغیری تعیین کننده در کارایی و اثربخشی سیاست گذاری توسعه سرمایه انسانی است. در الگوی دولت توسعه گرا، توانمندی استخراجی و پاسخگویی بوروکراتیکِ شایسته سالار و عقلانی سازی روابط با جامعه، ظرفیت واستقلال نهاد دولت را افزایش می دهد. این در حالی است که عملکرد ضعیف و مشکلات تشدید شده در حوزه سرمایه انسانی در دولت نهم و دهم، متأثر از برخی عوامل نهادی چون استمرار و تقویت سیاست های پوپولیستی و عامه پسند، قانون گریزی و عدم التزام به قوانین، سیاست های بازتوزیعی و انبساطی، بوروکراسی ضعیف و غیرحرفه ای، نداشتن تعامل سازنده با ارکان دیگر نظام، تصمیمات شتاب زده و غیرکارشناسی، ناتوانی در بهره گیری از ظرفیت های بین المللی و ساخت ناکارامدرانتیری بوده است.
سازمان ها در پرتو مدیریت، عملکرد خود را رقم می زنند و نفسِ مدیریت در سایه وجود کارکنان، هستی پیدا می کند. با پذیرش این منطق تعامل مدیر و کارکنان شاه کلید قوام و دوام همه سازمان ها است. این مهم در سازمان های دولتی دوچندان می شود؛ اما رابطه بین مدیر و کارکنان همیشه مولد نیست و در زمینه تعارض بین مدیر و کارکنان، رفتارهای مخرب متنوعی ممکن است رخ دهد. با اتکا به نظریه تعارض رابطه ای، هدف این پژوهش احصای استراتژی های سازمان برای تخریب مدیران دولتی است. جامعه مورد مطالعه کارکنان بخش دولتی ایران و نمونه آن کارکنان «سازمان امور مالیاتی استان همدان» هستند. یافته ها نشان می دهد، نتیجه و تبلور چنین تنش و تعارضی در رفتارهای انحرافی به عنوان پدیده ای مخرب ظاهر می شود و کارکنان درصدد رفتار تلافی جویانه هستند و استراتژی هایی را برای تخریب مدیران خود به کار می گیرند؛ در این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی داده بنیاد (کیفی) و سپس با بهره گیری از روش معادلات ساختاری (کمّی) این استراتژی ها شناسایی شده و در سه مقوله استراتژی های تخریب اعتبار سازمانی، اعتبار اجتماعی و اعتبار حرفه ای مدیر طبقه بندی شده اند.
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین ویژگی های روانسنجی مقیاس سنجش جهانی دمانس رولاند (RUDAS) در نمونه ای از سالمندان ایرانی بود. روش: ابتدا با نمونه گیری در دسترس، 500 سالمند از دو مرکز، آسایشگاه سالمندان کهریزک (305 نفر) و کانون جهان دیدگان (195 نفر)، مورد بررسی قرار گرفتند. سپس 61 نفر دیگر نیز برای محاسبه پایایی بازآزمایی بررسی شدند. برای گردآوری داده ها افزون بر مقیاس سنجش جهانی دمانس رولاند (RUDAS)، معاینه مختصر وضعیت روانی (MMSE)، پرسشنامه آگاهی دهنده کاهش شناختی در پیری (IQCDE)، مقیاس افسردگی سالمندان (GDS) و پرسشنامه اروپایی پنج بعدی کیفیت زندگی (EuroQol-5D) به کار رفت. تجزیه و تحلیل داده ها به روش همبستگی پیرسون و تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی انجام شد. یافته ها: یافته ها نشانگر همبستگی RUDAS با سایر ابزارها (001/0 p) و بنابراین برخورداری از روایی همگرا و افتراقی مناسب بود. پایایی بازآزمایی دوهفته ای و آلفای کرونباخ RUDAS به ترتیب 88/0 و 77/0 به دست آمد. نقطه برش، ویژگی و حساسیت این آزمون به ترتیب20، 79/0 و 86/0 بود. از سوی دیگر تحلیل عاملی RUDAS بیانگر اشباع آن از یک عامل بود. نتیجه گیری: RUDAS از ویژگی های روانسنجی مناسب برای کاربرد در جمعیت سالمندان ایرانی برخوردار است
در جهان کنونی که اطلاعات از هر طرف انسان ها را در برگرفته آنچه بیش از همه اهمیت پیدا می کند، بازیابی صحیح اطلاعات است. بازیابی اطلاعات همواره از دغدغه های بشر بوده به همین دلیل به طور مداوم دستخوش تغییرات بسیاری شده است. یکی از مسائلی که متخصصان حوزه بازیابی اطلاعات همواره به آن اندیشه اند، طراحی یک نظام بازیابی اطلاعات کارا است. از این رو با شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر آینده بازیابی اطلاعات می توان در طراحی این چنین نظامی موفق تر عمل کرد و سهم بیشتری در آینده بازیابی اطلاعات داشت. پژوهش حاضر کاربردی و با استفاده از روش های مرور منابع و تحلیل تأثیرات متقابل انجام شد و برای تحلیل تأثیرات متقابل و شناسایی عوامل کلیدی از نرم افزار میک مک بهره گرفته شد. پژوهش حاضر منجر به شناسایی 13 عامل کلیدی: 1. تبدیل کتابخانه های سنتی به دیجیتال، 2. توسعه و ارتقاء موتورهای جستجو، 3. قالب های جدید محتوا، 4. هوشمند شدن روش های جمع آوری اطلاعات، 5. همگرایی رسانه ها، 6. افزایش تولید محتوا، 7. نسل جدید وب، 8. خودکار شدن فرآیندهای بازیابی اطلاعات، 9. ظهور منابع ترکیبی، 10. داده های عظیم، 11. پردازش ابری، 12. افزایش منابع اینترنتی و 13. استفاده از هوش مصنوعی و پردازش زبان طبیعی در بازیابی اطلاعات مؤثر؛ بر آینده بازیابی اطلاعات شد. که حاکی از سهم زیاد فناوری در آینده نظام های بازیابی اطلاعات متنی است. از این رو ضروری می نماید در عصر انقلاب صنعتی پنجم متخصصان علم اطلاعات بیش از گذشته به ابزار فناوری مجهز شوند