طی چند دهه گذشته، مطالعات قومی در ایران بنا به دلایلی فزونی یافته است. با وجود این، به نظر می رسد که مسائل قومی در ایران به موضوعی حل نشدنی تبدیل شده است. منابع اطلاعاتی دور از واقعیت های میدانی، به عنوان یکی از دلایل ناکارآمدی سیاست های نظام مدیریت قومی، مطرح می شود. مقاله حاضر در پرتو الهامات نظری مید، بلومر، جنکینز، توماس، هال، و میلتون بنت در مورد هویت جمعی، با هدف شناخت خلأ ها و آسیب های معرفتی مطالعات قومی در ایران، حول این سه محور تنظیم شده است: 1) معرفی، مرور، و دسته بندی مطالعات پیشین قومی در ایران؛ 2) نقد و بررسی مطالعات قومی در ایران؛ 3) پیشنهاد الگویی برای مطالعات قومی در ایران. برای انجام پژوهش از روش توصیفی تحلیلی و تکنیک نقشه پیشینه و فرم استخراج مطالب استفاده شده است. می توان به طراحی حوزه مطالعاتی جامعه شناسی هویت برمبنای سه قضیه بنیادین برگرفته از مفاهیم جهان رسانه ای، جهان واقعی، و هویت در کنار ارائه الگویی متکثر از هویت طلبی قومی، به عنوان یکی از مهم ترین دستاوردهای مقاله اشاره کرد.
پژوهش حاضر باهدف ارائه الگوهای پیش بینی کننده طلاق عاطفی در زوجین شهر کرمانشاه انجام گرفت. روش تحقیق پیمایشی، و ابزار اندازه گیری و سنجش، پرسشنامه های کیفی و کمی است. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر کرمانشاه است. روش نمونه گیری به صورت نمونه گیری هدفمند و به صورت نمونه گلوله برفی بود و از بین این زوجین شهر کرمانشاه 19 نفر به صورت هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند و به روش مصاحبه نیمه ساختارمند سوالات پرسشنامه را جواب دادند. همچنین در بخش دوم این پژوهش، پس از به دست آمدن مدل مفهومی پژوهش، جامعه آماری شامل کلیه زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر کرمانشاه بود که تعداد آن ها 500 نفر بود و روش نمونه گیری در این بخش به صورت نمونه گیری در دسترس بود و تعداد اعضای نمونه با استفاده از فرمول کوکران برابر با 170 به دست آمد. سوالات حاصل از مصاحبه در نرم افزار MAXQDA 2018 وارد و با استفاده از این نرم افزار مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت و جواب های حاصله در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی بررسی شدند و مدل مفهومی پژوهش استخراج گردید. سپس مدل مفهومی پژوهش به وسیله نرم افزار AMOSS 24 مورد برازش قرار گرفت و فرضیات پژوهش بررسی گردیدند. نتایج نشان داد که سبک های فرزند پروری بر طلاق عاطفی تأثیر مثبت و معناداری دارد. نتایج نشان داد سبک های دل بستگی بر طلاق عاطفی تأثیر دارد. همچنین سبک های ارتباطی بر طلاق عاطفی تأثیر مثبت و معناداری دارد.
نشانه شناسی به عنوان یک روش تحلیلی جدید بین رشته ای، اولین بار توسط بزرگان این علم ، سوسور و پرس مطرح شد. نشانه شناسی یا سیمیولوژی متون ادبی ، یکی از شاخه های نشانه شناسی است که به بررسی و تحلیل متون ادبی می پردازد و البته متن قرآن که سرآمد متون ادبی است؛ از این قاعده مستثنی نیست و به وسیله این روش پژوهشی می توان از طریق نمادها و نشانه ها به بررسی و تحلیل این متن پرداخت. نشانه شناسی که ریشه در آثار فلاسفه یونان ، مانند افلاطون دارد، در قرن بیستم به عنوان یک دانش مستقل پدید آمد و مشابه دانش هایی چون هرمنوتیک، معرفت شناسی ومعناشناسی و ...است .در این پژوهش برآن شده ایم تا واژه "النار" را که در قرآن کریم از واژه های بسیار مکرر قرآن می باشد از منظر نشانه شناسی مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم. روش پژوهش در این مقاله همانند اکثر مقالات علوم انسانی به صورت کیفی (توصیفی کتابخانه ای مبتنی بر تحلیل داده ها) می باشد. در این پژوهش ابتدا واژه النار تفسیر شده و به جایگاه آن در در ادیان مختلف پرداخته شده است و سپس جایگاه آن در قرآن مورد بررسی قرار گرفته است.و از طریق تشبیه و استعاره و سایر نشانه ها سعی بر آن شده تا لایه های پنهان معنایی واژه "النار" آشکار شود. کلید واژه: نشانه شناسی، سیمیایی، النار، قرآن
پژوهش حاضر با هدف کشف نقشه ی مفهومی خانواده برمبنای پشتوانه ی انتشاراتی مطالعات زنان در ایران طی سال های 1374 تا 1397 با روش کمی و کیفی انجام شد. جامعه ی آماری پژوهش در بخش کمی شامل 792 کتاب و 1142 مقاله و در بخش کیفی 11 نفر از متخصصین حوزه مرتبط با موضوع پژوهش است. یافته ها ی پژوهش حاکی از آن است که مفهوم خانواده با بیشترین اولویت موضوعی با 61/33 درصد از مجموع مفاهیم عینی و ضمنی، مفهوم هسته در موضوع مطالعات زنان را تشکیل می دهد. مفاهیم به دست آمده از روش دلفی شامل دو دسته بندی موضوعی تحکیم خانواده و آسیب شناسی خانواده، با داشتن بالاترین میزان پژوهش در منابع اطلاعاتی زنان، برای دستیابی به نقشه ی مفهومی برگزیده شدند. در دسته بندی تحکیم خانواده، مقوله ی اخلاق، روحیه ی حمایت و اشتغال و در دسته بندی آسیب شناسی خانواده، مقوله ی اخلاق ناپسند، تعارضات و رسانه ها پربحث ترین مقولات شناخته شدند.
این پژوهش کوشیده است با تمرکز حداکثری بر منابع اهل سنت و بررسی دیدگاه های احتمالی درباره مصداق «سائل» و دلایل آنان، برای این سؤال که چرا اخبار و روایات سبب نزول در این باره مختلف است و این اختلاف، به چه میزان در تعیین مصداق سائل دخیل بوده، پاسخی را جست وجو کند، ازاین رو با واکاوی روایات و توجه به اشتراک آنها در بیان ارتباط آیه 32 انفال با آیه نخست سوره معارج، محل نزول عذاب یا سکوت برخی نسبت به آن، شواهد تاریخی، سیاق آیات و ترتیب تاریخی نزول، آنها را مورد بررسی سندی و متنی قرار داده و به این نتیجه رسیده است که ضمن صورت گرفتن تصحیفی نسبت به نام «سائل»، انگیزه های کلامی در تحریف برخی حقایق و تعیین مصداق سائل بسیار مؤثر بوده است و همین انگیزه ها در بین متأخرین موجب شده است که برخی ارتباط بین این آیه و آیه 32 انفال را نفی کنند.
امروزه زنان زیادی در رشته حسابداری تحصیل می نمایند که بعد از اتمام تحصیل روانه بازار کار شده و امیدوارند موقعیتی متناسب با توانایی ها و دانش خود کسب نمایند، اما به هنگام ورود به حرفه با موانع و مشکلاتی روبرو می شوند که باعث عدم دست یابی آن ها به موقعیت های ایده آلشان می شود و اغلب مغلوب شرایط داخلی و خارجی موجود شده و از تلاش برای دست یابی به آن چه شایسته آنند دست می کشند. اما در جامعه رو به رشد ما با وجود این استعدادهای بالقوه باید راه کارهایی برای موفقیت این بخش عظیم جامعه اندیشید تا بتوان از شایستگی های زنان در جهت ارتقای کشور نهایت استفاده را نمود. با توجه به پیشینه حسابداری، که اکثر افراد شاغل در آن را مردان تشکیل می دهند و ساعات طولانی کار جزء جدایی ناپذیر آن می باشد، زنان با وجود نقش های متعدد از جمله مادر و همسر بودن که مهمترین آنها می باشند با مشکلاتی مواجهند. با توجه به این موارد و سابقه کوتاه حضور زنان در این حرفه، تحقیق در مورد عوامل اثر گذار بر موفقیت و ارتقای شغلی زنان حائز اهمیت می باشد که خود در پیشرفت و استفاده از این استعدادها نقش با اهمیتی ایفا می کند .
این پژوهش در صدد بررسی تناسب آیات سوره مبارکه هود و به دنبال آن اثبات اعجاز بیانی در سبک و نظم خاص قرآن کریم می باشد. پژوهش حاضر برای رسیدن به هدف کلی خود، اهداف ویژه ای شامل، بررسی معنا و مفهوم تناسب و اقسام آن، انواع و اقسام تناسب آیات سوره مبارکه هود را به عنوان اهداف جزئی خود انتخاب و دنبال نموده است. علم مناسب قرآن دانشی است که بدان وسیله علل چگونگی ترتیب یافتن اجزای قرآن شناخته می شود و مبتنی بر توقیفی بودن ترتیب آیات و سور می باشد. تناسب به دو دسته لفظی و معنوی تقسیم می شود. تناسب معنوی از دو جهت آشکار و پنهان مورد بررسی قرار می گیرد. محور مشترک همه آیات سوره مبارکه هود مسأله توحید می باشد. از جمله تناسب های بکار رفته در سوره مبارکه هود صفت و موصوف، پاسخ به سوال مطرح شده در آیه قبل، تضاد، استطراد، تمکین، تصدیر، توشیح و ایغال، که بیشترین نوع ارتباط در سوره مذکور استطراد و تمکین می باشد. هر چند قرآن از حروف و کلمات معمولی زبان عرب تشکیل شده است اما نظم خاص خود و تألیف منحصر به فرد آن در ترکیبات کلامی آن معجزه است یعنی سبک خاص آن، نه شعر، نه نظم است بلکه کلامی خاص است که قابل تقلید نیست. چرا که خداوند از همه حروف و کلمات و ترکیبات آگاهی دارد و بهترین آنها را انتخاب کرده است ولی ما نه علم کامل الهی را داریم و نه قدرت او را و لذا نمی توانیم مثل او سخنی بگوئیم، و این اعجاز کلام وحی است.
إنّ الحیاة کلّها توازن وتقابل وتضاد ویعود قسمٌ کبیر من تفکیر الإنسان إلی الجمع بین المتضادات. مِن هذا المنطلق وعلى أساس فکرة أنّ ""کلّ شیء فی الوجود یحمل معه نقیضه"" اهتمّ باحثون کثیرون بدراسة الثنائیات. وإنّ لامیةَ العرب المنسوبة إلى الشنفری تُعدّ من الأشعار التراثیة الغنیة بالتقابلات. لذلک فقد عمدنا إلى دراسة الثنائیات المتقابلة فیها فی مستویات النص المختلفة، حیث قمنا بدراسة النُّظم اللغویة والمفردات والمعانی، قاصدین البحث عمّا فی هذه القصیدة من تقابلات فی ضوء الأنثروبولوجیا الثقافیة التی تعدّ فرعاً من الفروع الکثیرة للأنثروبولوجیا (علم الإنسان)، محاولین الکشف عن هذه الثنائیات أولاً ثمّ البحث عن طوایا معانیها مستنجدین بنظرة أعمق إلى شخصیة الشاعر وبیئته، مربئین بأنفسنا عن الخوض فی معارک النقّاد حول قضیة نحل لامیة العرب على الشنفرى. وقد وجدنا أنّ من أهمّ الثنائیات المنطویة تحت هذه التقابلات هی ثنائیة الفصل والوصل، والإباء والهوان، والجوع والشبع، والرقة والشدة، والجلد والفزع وغیرها ممّا تناولناها لوحةً بعد لوحة. وخلاصة القول أنّ الثنائیات الضدیة التی توجد فی لامیة العرب تشکل منظومة دلالیة تکشف فی کثیر من الأحیان عن الثّنائیة الذاتیة المنطویة فی نفسیة الشاعر، وهی ثنائیة الإیجاب - السلب المتجسدة فی تقابل الخیر - الشر، والتی یستخدمها الصعلوک غالباً لإبراز مواقفه الفکریة حیال الکون والحیاة.
قتل در فراش حکمی امضایی بوده و از تاسیسات اسلام و فقه امامیه نیست. در قانون اور- نامو (2100 سال ق.م)، قانون اشنونا (1770 سال ق.م)، قانون حمورابی (1750 سال ق.م)، قانون هیتی ها (سده 17 تا 12 ق.م) و قوانین دیگری همچون؛ قانون آشوریان، قوانین امپراتوری ژاپن، قوانین یونان باستان و روم قدیم نیز پیش بینی شده است. در دوران معاصر، در قانون جزای عرفی(1295ش)، قانون مجازات عمومی(1304ش) و قانون مجازات اسلامی(1375ش) پیش بینی شده است. این بحث مشخصا از کد جزایی ناپلئون ( 1810م) وارد حقوق کیفری ایران شد و توسط فیروز میرزا نصرت الدوله در قانون جزای عرفی درج گردید. مشابه این مقرره در قوانین جزایی کشورهایی همچون؛ پرتغال، بلژیک، ایتالیا، مصر، کویت، عراق و ... نیز دیده شده است. در مقاله حاضر با روشی تحلیلی- تطبیقی به تبارشناسی قتل در فراش و تاکید بر امضایی بودن این مقرره در فقه امامیه و همچنین بررسی تطبیقی مقررات مشابه در قوانین کیفری دوران باستان و همچنین قوانین کیفری معاصر ایران و سایر کشورهای جهان پرداخته خواهد شد.
این تحقیق با هدف شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر معنویت سازمانی با توجه به الگوهای ملی و دینی، با استفاده از رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری انجام گرفت. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی، و از نظر گردآوری داده ها، توصیفی از نوع پیمایشی است و ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه است. جامعه آماری تحقیق از دو بخش تشکیل شده است، بدین صورت که در بخش اول به منظور شناسایی عوامل مؤثر بر معنویت سازمانی در اداره کل تربیت بدنی استان یزد براساس منطق مدل های تحلیل عاملی، یک نمونه 123 نفری از کارکنان اداره کل تربیت بدنی استان یزد به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب، بررسی و تجزیه وتحلیل شد. در بخش دوم به منظور اولویت بندی عوامل کلیدی شناسایی شده، از 10 نفر از استادان دانشگاه که از نظر علمی و عملی بر موضوع تحقیق تسلط داشتند، استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که 10 عامل فضایل، فضای معنوی، محتوایی، ساختاری، رهبری، فرهنگی، خلاقیت، ایمان، انگیزش و اجتماعی عوامل مؤثر بر معنویت سازمانی به شمار می روند. همچنین نتایج مدلسازی ساختاری تفسیری نشان داد که عامل رهبری بیشترین قدرت نفوذ و کمترین وابستگی را در بین نه عامل کلیدی دیگر دارد.
امروزه، در پرتو نگرش های جدید در جرم شناسی فرهنگی، بحث بازنمایی رسانه ای از وضعیت زنان مورد توجه قرار گرفته است. سینما به عنوان هنر هفتم همواره با رویکردهای جنسیت محور در ارتباط بوده و بازنمایی جنسیت و زنان در آن بازتاب یافته است. بر همین اساس، این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی، درصدد است تا فیلم سینمایی مستانه را در پرتو رویکردهای جنسیت محور تحلیل و ارزیابی کند. بر اساس یافته های حاصل از تحلیل محتوا، فیلم مستانه با تأکید بر جرم تجاوز و ترسیم مشکلات بزه دیدگان این قلمرو، به دنبال به رسمیت شناختن حقوق زنان و حمایت از زنان قربانی تجاوز است. تمرکز بر انتقال معانی آشکار و نهان فیلم نشان می دهد که هژمونی تفکر مردسالارانه در علت شناسیِ جرم تجاوزْ گاه در قالب نظریه سرزنش پذیری بزه دیده به نقش قربانی جرم توجه و گاه در پرتو دوگانه زنان نجیب- سلیطه، بزهکارانگاری بزه دیده را تأیید می کند. با این حال، ارزیابی کلی نشان می دهد که فیلم با به رسمیت شناختن نگرش های افراطی فمنیستی هم چون فمنیسم اگزیستانسیالیستی و روان کاوانه، از یک سو، درپی ساخت اجتماعی واقعیت در حوزه تجاوز است و از سوی دیگر، دغدغه ها و نیازهای اصلی بزه دیدگان را مورد توجه قرار نمی دهد.