Purpose: The aim of this research was to study the relationship of social and cultural capitals with academic motivation. Methodology: It was an applied study in terms of purpose and a descriptive-correlational one in regards to the method. The statistical population consisted of 14500 high school students of the Ilam province in the school year 2019-2020. The sample included 380 subjects chosen based on Morgan Table by multistage cluster sampling method. The tools of gathering data included the Vallerand Academic Motivation Questionnaire (1992); the social capital used for measurement of state social capital (2015), and the cultural capital self-made questionnaire which was validated based on the opinion of instructors with a reliability (Cronbach’s alpha) of 0.84. SPSS and structural equations in Amos were used to study the research hypotheses based on correlational coefficients and regression. Findings: Findings showed that the social and cultural capitals were significantly related with the academic motivation at (P<0.001, R=0.37) and (P<0.001 and R=0.53). Results of structural equations showed that social capital had direct significant influence on academic motivation (the standard regression coefficient was 0.49). “Cultural capital” with a standard regression coefficient of 0.68 had a direct significant influence on “academic motivation” and its indirect effect through “social capital” on “academic motivation” is 0.25. Altogether both social and cultural capitals directly and indirectly indicated the academic motivation variance at R2= 0.45. Conclusion: Taking the significant role of the cultural and social capitals in academic motivation found in this study, it seems mandatory to heed to these concepts in the academic system.
تا دهه 1960 استدلال این بود که مقوله های اقتصادی، مقوله هایی صرفاً اقتصادی هستند، اما از دهه 1970 به این سو با شکل گیری مطالعات میان رشته ای، ادبیاتی پدید آمد که استدلال می کرد عوامل سیاسی بر مناسبات اقتصادی مؤثر عمل می کنند. این مقاله با تأسی از این ادبیات و با تمرکز بر دهه اول انقلاب، تلاش می کند نشان دهد چگونه پنج عامل سیاسی شامل انقلاب، جنگ، بی ثباتی های سیاسی، انشقاق سیاسی و در نهایت پایگاه اجتماعی دولت در دهه مزبور بر مناسبات اقتصادی مؤثر عمل نموده است. به همین منظور این مقاله نخست نشان می دهد که چگونه جنگ باعث کاهش درآمدهای نفتی دولت در این دهه شد. دوم مشخص می سازد که بی ثباتی ساخت سیاسی چگونه به کاهش سرمایه گذاری های خارجی در این دوره انجامید. سوم با تأکید بر انشقاق سیاسی آشکار می سازد که چگونه این عامل موجد عدم اجماع اقتصادی شد. در نهایت مشخص می سازد که پایگاه اجتماعی دولت انقلابی از طریق چه سازوکارهایی به پیدایش سیاست های اقتصادی مردم گرایانه کمک کرد. تمامی این یافته ها نشان می دهد که مناسبات اقتصادی در دهه اول انقلاب تا چه میزان تحت تأثیر عوامل سیاسی قرار داشته اند و الزامات آن را بازتاب بخشیده اند.
کتابخانهها در استرالیا مانند دیگر نقاط جهان در دوره ای از تحول به سر می بردند. رشد بی رویه حجم اطلاعات همراه با افزایش قیمت اطلاعات چاپ شده- بویژه پیایندها- و نوسان نرخ ارز سبب شده است که کتابخانه ها توان خرید بخش عظیمی از اطلاعات را نداشته باشند. ایجاد شبکه با دیگر تهیه کنندگان اطلاعات به صورت امری ضروری در آمده است. در این زمینه کتابخانه های استرالیا با مشکلاتی مواجه اند که عمدتا دسترسی به فهرست مجموعه های دیگر کتابخانه ها و دستیابی سریع به مدارک خارج از کشور را میتوان ذکر کرد.
تحولات اجتماعی از آغاز قرن بیستم تا کنون در ادبیات ایران و لبنان بازتابی ویژه داشته است و شعر «شاملو» در ادبیات معاصر ایران و «ابو ماضی» در ادبیات معاصر لبنان از منظر بازتاب تحوّلات اجتماعی اهمیّتی ویژه دارند. مقاله پیش روی با هدف تبیین بازتاب رخدادهای اجتماعی در شعر شاملو و ابوماضی بر پایه نظریّه محتواهای مسلط «هنری زالامانسکی» مبنی بر «جامعه شناسی ادبیّات» با رویکردی توصیفی- تحلیلی بر اساس مکتب آمریکایی ادبیّات تطبیقی انجام شده است. دستاورد پژوهش نشان می دهد که تحوّلات اجتماعی معاصر ایران و لبنان در شعر شاملو و ابوماضی، کارکردی آشکار داشته و مضامینی مشترک در شعر متعهّد این دو شاعر ایرانی و لبنانی پدید آورده است. پاسخ و راهکار این دو شاعر در قبال معضلات جامعه خود -که از دیدگاه زالامانسکی، این پاسخ در انواع ادبی گوناگون متبلور می شود- «مبارزه برای آزادی» است. شاملو مبارزه با خفقان رژیم پهلوی و ابوماضی مبارزه در برابر ستم های حکومت عثمانی را به تصویر کشیده است. مفاهیمی چون رنج مهاجرت، وطن دوستی، انتقاد از فقر و رنج مردم، شکوه از استبداد حاکم، روشنگری و ظلم ستیزی، آزادی خواهی و عدالت جویی از مفاهیم اجتماعی شعر این دو شاعر است. این مضامین با توجه به نظریه زالامانسکی که برخی ادبا تنها به روایت تجربه های اجتماعی خود بدون بهره مندی از زیبایی آفرینی ادبی می پردازند و رویکرد برخی دیگر خلاقانه و هنرمندانه است، توسط هر دو با تخیّل گرایی و تصویرآفرینی شاعرانه سروده شده است.
در تعریف های ارائه شده از شعر، از سه عنصر عاطفه و تخیل و موسیقی سخن می رود. متون نثر فارسی در دوره های گوناگون، کم و بیش از عناصر شعری بهره برده است. در این میان، آثار صوفیانه و عارفانه، به اقتضای موضوع و مضامین، بیشتر به ویژگی های شعری گرایش داشته است؛ به گونه ای که گاهی درک ظرایف معنایی و کسب لذت بیش از آنکه از صورت این متون به دست آید، به تحلیل تصاویر و جلوه های موسیقایی آنها وابسته است. براساس این اهمیت، هدف این مقاله بررسی کارکرد دو عنصر کلیدی شعر، تخیل و موسیقی در تذکر ه الاولیاء، یکی از مهم ترین متون نثر عارفانه، است تا میزان و کیفیت شعروارگی آن مشخص شود. یافته های این پژوهشِ توصیفی تحلیلی نشان می دهد که جلوه های موسیقایی این اثر بیشتر و متنوع تر از نمود تخیل است. هر دو عنصر در نثر عطار کارکردی تعیین کننده و مهم دارد. سجع، جناس، تضاد و واج آرایی از مصداق های برجسته موسیقی درونی و معنوی در تذکر ه الاولیاء است که بیشتر در هنگام طرح این مباحث نمود می یابد: ذکر نام اولیا و توصیف شخصیت و احوالشان، تبیین توحید، معرفت نفس، مرگ، فنا و بقای عرفانی، تقابل میان مفاهیم خُرد و کلان هستی، مراتب سلوک و نیز نکوهش نفس و دنیای مذموم. ازنظر بررسی صور خیال، عطار از تشبیه، کنایه، پارادوکس، نماد، تشخیص و تلمیح بیشتر بهره می گیرد که بیشتر هنگام معرفی و توصیف شخصیت، احوال و افعال عارفان و نیز نقل سخنان آنان، تبیین کرامات و مکاشفات و تمرکز فرمی معنایی روی نام عارفان کاربرد می یابد.