به یاد می آورم که یکی از دوستان از بنده در نگارش مقاله ای در زمینه تصویر بدنی[1] کمک خواست. در روش مقاله چند محدودیت عمده دیده می شد و نگارش ضعیف بود. یافته های آن مطالعه چیزی بود و نتیجه گیری ها چیز دیگری. قبل از این که پیشنهادهایم را به ایشان بگویم، پرسشی کردم که خیلی مورد استقبال ایشان نبود. سوال این بود: « هدف شما از انجام این پژوهش چه بوده ؟» ایشان کمی صبر کردند و با لبخندی آغشته به طعنه و تعجب فرمودند: « چاپ مقاله دیگه!» انگیزه دانشجویان روان شناسی در نگارش مقاله موضوعی جالب توجه است، اما هدف این نوشتار بررسی این موضوع نیست. هدف از این نوشتار، بررسی چگونگی برخورد با یافته های پژوهش است. دو دیدگاه رقیب در اینجا مورد بررسی قرار می گیرند. دیدگاه اول را «گزارش واقعیت» و دیدگاه دوم را «تحقق رویا""نامیده ام
آموزش و تربیت نیروی انسانی متخصص و مورد نیاز جامعه از رسالت ها و کارکرد های اصلی دانشگاه و آموزش عالی است. دستیابی به این هدف تا اندازه زیادی به عملکرد آموزشی استادان بستگی دارد. با توجه به نقش مهم و محوری استادان در کیفیت و توسعه دانش، ارزشیابی و بهبود کیفیت مستمر تدریس استادان در بیش تر کشورها از جمله ایران مورد توجه بسیار قرار گرفته است و همه ساله منابع انسانی و مادی زیادی در دانشگاه ها صرف ارزشیابی آموزش توسط فراگیران می شود. در این روش، فراگیران استادان خود را در قالب مجموعه ای از معیار ها و رفتار ها که نمایانگر تدریس مؤثر است، ارزیابی می کنند. از جمله عوامل مهم و اساسی در اثر بخشی نتایج این نوع ارزشیابی، میزان روایی ابزار ارزشیابی است. مقاله حاضر با هدف کمک به به سازی ابزارهای یاد شده، با استفاده از روش توصیفی تحلیلی به بررسی یکی از ابزار های ارزشیابی پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد، ابزار طراحی شده متکی بر رویکرد آموزشی روشن و دقیقی نیست و حاوی گویه های مبهم و گیج کننده است؛ زیرا فعالیت های مهم آموزشی هم چون روش تدریس و روش ارزشیابی به خوبی تعریف نشده است. برای اصلاح و به سازی کیفیت این ابزار، بهبود و افزایش آگاهی طراحان این ابزار از رویکرد های جدید یادگیری پیشنهاد شده است.
امروزه نتایج پژوهش ها حاکی از این است که امواج مغزی در حالات روان شناختی مختلف تغییر می کنند. در این راستا هدف این پژوهش بررسی تأثیر چالش شناختی بر الگوی الکتروآنسفالوگرافی کمّی است. داده های qEEG در افراد راست دست ثبت شدند که شامل 13 دانشجوی پسر و 13 دانشجوی دختر بودند. برای ثبت امواج مغزی، الکترود بر روی ناحیه CZ نصب شد. آزمودنی ها از فاصله 90 سانتیمتری، صفحه ی سفید رایانه را به مدت یک دقیقه نگاه می کردند (موقعیت استراحت). سپس بازی React Traking Soccer به مدت یک دقیقه به اجرا درمی آمد (موقعیت چالش شناختی). EEG در حین دو موقعیت مذکور ثبت شد. تحلیل داده ها نشان می دهد اثر اصلی موقعیت ثبت (از حالت استراحت به حالت چالش شناختی) معنی دار نشده است (05/0P>،2/73=F) اما اثر اصلی باند فرکانسی (05/0P