هجرت امامزادگان از دیار اصلی خود و اقامت ایشان در مناطق مختلف ایران، از رخدادهای مهم تاریخ اسلام است که منشأ آثار فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و موجب نضج و گسترش ایمان و امان مردم منطقه گردید. این نوشتار به روش تاریخی تحلیلی با رویکرد جامعه شناسانه و بر پایه نظریه اسلام تمدنی، در صدد واکاوی کارکرد امنیت بخشی امامزادگان در ایران است. با توجه به تأثیر هویت شیعی بر رفتار سیاسی حاکمان جمهوری اسلامی ایران و نیز نوع نگاه و باوری که توده مردم نسبت به امامزادگان داشته و دارند، به نظر می رسد این مزارها در انسجام بخشی هموندان جامعه با یکدیگر از یک سو، با حاکمان از سوی دیگر و ایجاد روحیه استغناء و غیرگریزی که شاخص عمده امنیت شمرده می شود، از سوی سوم نقش ایفا می کنند. دستاورد پژوهش آن است که امامزادگان، عامل مهمی در توسعه و تعمیق امنیت ملی هستند.
رهیافت معیشت پایدار در طول سال های گذشته، یکی از بهترین روش ها برای پرداختن به مسائل فقر و توانمندسازی فقرا بوده است و یکی از رویکردهای تحلیلی جدید در زمینه توسعه روستایی است. هدف کلی از تحقیق حاضر شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر معیشت پایدار کشاورزان در شهرستان شازند است. پژوهش حاضر بر اساس هدف، از نوع کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق حاضر سرپرست خانوارهای روستایی شهرستان شازند (22101=N) است که حجم نمونه با خطای نمونه گیری 05/0 و با استفاده از فرمول کوکران، 377 خانوار محاسبه شد. برای تعیین روستاها و انتخاب خانوارهای نمونه از طریق روش تحلیل خوشه ای نسبت به طبقه بندی روستاها اقدام و روستاهای نمونه به طور کاملاً تصادفی انتخاب شد و در نهایت به نسبت جمعیت آن ها نمونه گیری از هر روستا انجام شد. روش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و ابزار میدانی آن پرسشنامه بود. به منظور تجزیه وتحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS برای روش های آماری آزمون T تک نمونه ای و رگرسیون خطی استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که وضعیت معیشت پایدار خانوارهای روستایی مطلوب نبوده و عامل ساختارها و فرایندها مهم ترین عامل مؤثر در پایداری معیشت خانوارهای روستایی است.
گستردگی انواع ساخت های غیرشخصی و رویکردهای متفاوتی که در بررسی آنها اتخاذ گردیده است، موجب پدید آمدن آراء متفاوت و گاه متناقض، درباره ی دسته بندی این ساخت ها و نقش دستوری و معنایی اجزای سازنده ی آنها شده است. این نکته لزوم مطالعه ی این ساخت ها را با رویکردی تازه که مبنای مشترکی را برای مطالعه ی انواع متنوع ساخت های غیرشخصی برگزیند، آشکار می سازد. در پژوهش پیش رو، دو رویکرد رایج نقش گرا و ساخت گرا که همواره در بررسی این ساخت ها به چشم می خورند با هم تلفیق شده اند و ساز و کاری جدید را برای بررسی این ساخت ها بوجود آورده اند. این پژوهش ساخت های غیرشخصی را بیشتر از دیدگاه فاعل سرنمون و ویژگی های آن تحلیل می کند؛ بدین ترتیب که به پیروی از مالچوکو و اگاوا (۲۰۱۱)، از بین ویژگی های نقشی ای که کینان(۱۹۷۶) آنها را ویژگی نقشی فاعل سرنمونی می داند چهار ویژگی (ارجاعی، معین، مبتدا و کنشگر بودن) را بر می گزیند و سپس در پی این ادعا که کاهش این ویژگی های نقشی، در شکل صوری جملات انعکاس یافته، جمله ها را به سوی غیرشخصی شدن هدایت می کند؛ به تحلیل بین زبانی از ساخت غیرشخصی در زبان فارسی می پردازد و دسته بندی نوینی از این نوع ساخت در زبان فارسی ارائه می دهد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه یادگیری خودراهبر و یادگیری سازمانی سازمان های آموزشی انجام شد. روش پژوهش توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه کارکنان (مدیران، معاونان، کارشناسان مسئول، کارشناسان، کارمندان) مدیریت آموزش وپرورش نواحی 16 و 19 شهر تهران، به تعداد صد و هشتاد و هشت نفر، تشکیل داد و حجم نمونه، با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران و روش نمونه گیری تصادفی ساده، صد و بیست و هفت نفر از آنان انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه یادگیری خودراهبر ابیلی و مزاری (1393) با پایایی 92/0=α و پرسش نامه یادگیری سازمانی تمپلتون و همکاران (2002) با پایایی 96/0=α استفاده شد. نتایج نشان داد یادگیری خودراهبر و یادگیری سازمانی بالاتر از حد ّ متوسط است. نتایج آزمون تی حاکی از تفاوت معنادار یادگیری خودراهبر کارکنان زن و مرد بود. تحلیل واریانس نشان داد یادگیری خودراهبر و یادگیری سازمانی افراد با سطح تحصیلات و سابقه خدمت مختلف با یک دیگر تفاوت معنادار ندارد. نتایج همبستگی بیان کننده رابطه مثبت (39/0r=) و معنادار (p
As a fascinating and colorful part of English language, idioms highly affect fluency, but they are quite difficult to teach and learn, and they have often been neglected particularly in ESL/EFL settings. Considering the large number of English idioms, corpus linguistics can be of great benefit in prioritizing materials in language classrooms based on the frequency information. Accordingly, the present corpus-based study aimed at identifying the most frequent idioms in English language by analyzing the data coming from the Corpus of Contemporary American English (COCA), composed of more than 520 million words. The study involved writing a special script using Hypertext Preprocessor (PHP) language which resulted in the development of five idiom lists, each containing 50 most frequently used idioms in each one of the five genres in COCA including academic, fiction, spoken, newspaper, and magazine along with their frequency of occurrences. Comparison was then made across the mentioned five genres. It was found that the spoken genre included more idioms whereas the academic genre was the least idiomatic. Furthermore, various levels of overlap was found among different genres. The least and the highest levels of overlap was found between the academic and fiction genres and between the magazine and newspaper genres respectively. The academic genre had more overlap with the newspaper and magazine genres. The findings can benefit EFL materials developers, teachers, and learners in recognizing and including frequently-used authentic idioms in language classrooms and textbooks.
در دنیای رقابتی و با توجه به شرایط متغیر کنونی، منابع انسانی سازمان اصلی ترین مزیت رقابتی هستند که چنانچه درست مدیریت شوند، می توانند به عنوان عامل کلیدی در موفقیت سازمان ها مؤثر باشند. شاید بتوان یکی از نقش های نوین مدیریت منابع انسانی را توسعه نوآوری سازمان دانست. مدیریت منابع انسانی با رویکردی که پیش می گیرد، نقش غیرقابل انکاری در نوآوری کارکنان خواهد داشت؛ لذا با توجه به اهمیت این موضوع، در این پژوهش مجموعه ای از نظریات و یافته های محققان در رابطه با نقش مدیریت منابع انسانی در نوآوری سازمانی گردآوری شده است.
Purpose: The aim of this study was to Presenting Human Resource Selection Model in Education with Tricycle Model. Methodology: This study was applied in terms of purpose and exploratory in terms of data type. The statistical population of the qualitative part of the research included university experts and senior managers of education and training of the whole country in the academic year of 2018-2019. Using the principle of theoretical saturation, 23 experts were selected based on purposeful sampling method. And the deputies of the Education Organization in the whole country were 900 people in 1397-98, and using the Cochran's formula, 270 people were selected based on the relative class sampling method. In order to collect the data, two interview tools and a researcher-made questionnaire including 87 items were used. Its validity was examined in three formal, content and structural methods and its reliability (Cronbach's alpha and hybrid reliability) was above 0.7. The data analysis method in the qualitative part of the theoretical coding was based on the method of basic data processing theory and in the quantitative part the methods of confirmatory factor analysis and modeling of structural equations were used using Lisrel-v8 software. Findings: According to the findings, the factors influencing the selection of human resources, including the behavior of the professional citizen, job performance and innovation, and the constituent components of human resource selection included, contextual, structural and behavioral components. Also, all the components identified in the current situation were evaluated as desirable. In addition, in this study, the mechanisms, contexts and barriers to human resource selection were identified. Conclusion: Strategies for developing an operational plan to improve human resource development in the education organization; Paying attention to meritocracy in delegating work responsibilities; Continuous evaluation of employee performance; The removal of infrastructure and credit barriers to staff access to Internet and scientific networks. Finally, it is possible to improve the choice of human resources according to the amount of components of the behavior of a professional citizen, job performance and innovation.
زمینه: نظریه های نیازهای روانشناختی بنیادین انسان، یکی از پاسخ های محققین به چرایی رفتارهای بشر بوده است و امروزه بیش از آنکه شاهد ظهور نظریه جدیدی در باب نیازهای بنیادین انسان باشیم، شاهد بکارگیری روزافزون این نظریه ها در سایر حوزه ها هستیم؛ با این حال عدم جامعیت در مرور و بررسی تحلیلی این نظریه ها همواره خلاء اساسی در تحقیقات گذشته بوده است. هدف: پژوهش حاضر می کوشد تا در گام نخست نظریه های نیازهای روانشناختی بنیادین را گرد آوری نموده و سپس با رویکردی فرانظری به تجزیه وتحلیل آن ها اقدام نماید. روش: در این مطالعه، برای جمع آوری نظریه ها از روش مرور نظام مند استفاده شده است. جامعۀ آماری پژوهش، کلیه منابع فارسی و لاتین مرتبط با موضوع است که بدون محدودیت زمانی در پایگاه های علمی معتبر انتشار یافته اند. از میان 1152 پژوهش بررسی شده نهایتاً 29 نظریه معتبر استخراج شد. سپس، بر اساس مطالعات گذشته، سه متغیر «ساختار نظریه»، «سطح تحلیل نظریه» و «مقوله بندی های ارائه شده» مبنای انجام تحلیل فرانظریه قرار گرفتند. یافته ها: اکثر نظریه های نیازهای بنیادین انسان از ساختار مجموعه نیازهای مستقل پیروی می کنند، سه نیاز «لذت جویی»، «حفظ بقاء» و «تعلق» تاکنون به عنوان نیاز ریشه ای در سه نظریه متفاوت مطرح و مدل سلسله مراتبی جز در نظریات مازلو در نظریه دیگری تکرار نشده است و چهار نظریه قائل به وجود ارتباطاتی بین مولفه های ذکر شده هستند. سطح تحلیل نیازهای روانی، وجه مشترک همه نظریه ها است و نهایتاً این که کمتر از یک سوم نظریه ها اقدام به مقوله بندی نیازها نموده اند. نتیجه گیری: هریک از نظریه های نیازهای روانشناختی ساختار منحصربه فرد خود را دارند. بکارگیری این نظریه ها برای حل مسائل مختلف در داخل و خارج از حوزه روانشناسی، مستلزم درک شباهت ها و تفاوت های ساختاری این نظریه ها و نیازهای مطرح شده در هریک از آن ها است.
این مقاله به توصیف شایستگی حرفه ای در آموزشگری مبتنی بر دانش برنامه درسی در سطح آموزش عالی پرداخته است. داده های مورد مطالعه بر اساس طرح پژوهش کیفی با رویکرد پدیدار شناختی و از طریق انجام مصاحبه عمیق اکتشافی با 24 مدرس خبره در رشته های علوم پایه، علوم مهندسی، علوم انسانی و علوم پزشکی به دست آمد. یافته های پژوهش بر مؤلفه های حرفه ای دانش برنامه درسی: دانش های اساسی(دانش نسبت به: ماهیت و ابعاد گوناگون عناصر برنامه درسی، ارتباط ساختاری بین عناصر، اصول تعادل و انسجام بخشی بین عناصر برنامه درسی) و دانش های حمایتی(دانش نسبت به حوزه های: تخصصی و دانش های مرتبط، روان شناختی، و اخلاقی- اعتقادی) تأکید داشتند.
یکی از دغدغه های راهبردی و شایان توجه سیاست جهانی در حال حاضر به کنش اقتصادی و بعضاً سیاسی چین بازمی گردد، به گونه ای که رفتارشناسی جهش اقتصادی چین در دهه های اخیر حاکی از ظهور قدرت بزرگ جدیدی است که حتی در برهه هایی تمایل و عطش خود برای هژمون شدن را پنهان نمی کند. این گزاره موجب شده است تا چین درصدد معماری نظم نوین اقتصادی در سطح بین الملل باشد و برای تحقق این مهم دست به اقدامات مشخصی بزند؛ هدفی که بی تردید واکنش های دامنه داری را از طرف رقبا از جمله آمریکا به عنوان قدرت مسلط سیاست جهانی در پی خواهد داشت. به هر حال، از جمله اقدامات مشخص چین برای تحقق این مسئله را باید در ابتکار ایجاد جاده ابریشم جدید جست وجو کرد. در واقع، سؤال اصلی این است که راه ابریشم جدید چگونه می تواند در تحقق نظم نوین اقتصادی مدنظر چین تأثیرگذار باشد؟ در پاسخ، با بهره گیری از نظریه ثبات هژمونیک و روش توصیفی- تحلیلی توضیح داده خواهد شد که چین تمایلاتی جدی برای تفوق بر سیاست جهانی در سر دارد و ابتکار «یک کمربند- یک راه» قدمی مهم در این مسیر دشوار به حساب می آید و اجرای آن اگرچه ممکن است بیجینگ را به قدرت اول اقتصادی در جهان تبدیل کند، این کشور تا نائل شدن به قدرت هژمون مسیری طولانی در پیش دارد.